رخدادهای بسیار مهم و تعیینکننده از اسفند ۱۴۰۲ تا کنون کشور ما را در مسیری پُرشتاب به سمت تشدید هرچه بیشتر بحرانهای داخلی و خارجی مرتبط با یکدیگر سوق داده است.
این روزها اکثر مردم کشور از یک سو با پوست و گوشت و استخوان پیامدهای اقتصاد ویرانشده را احساس میکنند و از سوی دیگر، بهدلیل جنگ روانی دولت جنایتکار اسرائیل علیه ایران و رجزخوانی حکومت ولایی در مورد حملۀ تلافیجویانه کوبنده، نگران زندگی خود و اوضاع ملتهب کشور و منطقهاند.
نگاهی حتی گذرا به مجموعۀ تحولات عمدهٔ داخل کشور نشان میدهد که سیر قهقرایی و وخیمتر شدن اوضاع در همهٔ شئون اساسی تحولات سیاسی و اقتصادی-اجتماعی ادامه دارد و برگشتناپذیر شده است.
با توجه به بحرانهای فراگیر اقتصادی-اجتماعی و زیستمحیطی، رشد فاشیسم در جهان، و با در نظر گرفتن آنچه در اوکراین و غزه و سودان میگذرد، بهویژه با توجه به اقدام تروریستی دولت فاشیستی اسرائیل در حمله به ساختمانهای متعلق به سفارت جمهوری اسلامی ایران در خاک سوریه و سپس پرتاب صدها پهپاد و موشک توسط جمهوری اسلامی ایران به هدفهایی در خاک اسرائیل، بهجرئت میتوان گفت که جهان وارد برههای خطرناک شده است.
بنا بر تبلیغات حکومتی و رسانههای مجاز کشور، پس از عملیات “وعدۀ صادق”، یعنی حملۀ موشکی و پهپادی سپاه پاسداران به خاک اسرائیل به دستور خامنهای، جمهوری اسلامی در همهٔ عرصههای نظامی و دیپلماتیک به “پیروزیهای بزرگی” دست یافته و اسرائیل نیز “تنبیه” شده و “سیلی” خورده است.
در آغاز سال نو، شواهد متعدد حکایت از آن دارد که بحرانهای داخلی و خارجی همچنان شدت خواهد یافت و صلح و امنیت در منطقه و در کشور با تهدیدهای روزافزونی مواجه خواهد شد.
تحریم وسیع نمایش انتخابات ۱۱ اسفند از جانب اکثریت قاطع مردم و آمار عظیم آرای باطل در صندوقهای رأی را باید شکست فاحش دیگری برای دیکتاتوری حاکم در برابر رأی واقعی ملت دانست.
حدود یک سال پس از فروکش کردن تظاهرات و خیزشهای مردمی سال گذشته با شعار اصلی “زن، زندگی، آزادی”، اکنون پیامدهای تعیینکنندۀ آن حرکت تاریخساز را در جامعه و بهویژه در شکاف وسیع و عمیق پُرنشدنی بین اکثر مردم و دیکتاتوری حاکم بهروشنی میتوان دید.
همانطور که پیشبینی میشد، سخنرانیهای مزوّرانه و تهدیدآمیز علی خامنهای در مورد انتخابات ۱۱ اسفند مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی و برگزاری انواع نمایشهای تبلیغاتی برای پُراهمیت نشان دادن این انتخابات در هفتههای گذشته ادامه یافت.
🔸نتایج آخرین آمارگیری نیروی کار ایران در پاییز ۱۴۰۲ نشان میدهد جمعیت زنان شاغل در کل کشور تنها چهار میلیون نفر است، اما جمعیت مردان شاغل به مرز ۲۱ میلیون نفر نزدیک شده است.
بهرغم تشدید فشار و تحمیل فقر و محرومیت به بخش بزرگی از جامعه از سوی رژیم فاسد و غارتگر ولایی برای غارت زحمتکشان و تحمیل حالت تدافعی به آنان، روزانه شاهد گسترش اعتراضها و اعتصابهای بخشهای مختلف زحمتکشان هستیم.
روزنامه جمهوری اسلامی در یادداشتی تایید کرده که ایران را نه دولت و حکومت که مافیا اداره میکند: «بار دیگر بر این واقعیت پای میفشاریم که مافیا، قویتر از مسئولین است و به همین دلیل است که دولتهای ما نمیتوانند با فساد مبارزه کنند.