
با فرا رسیدن اول ماه مه ، ( ۱۱ اردیبهشتماه)، کارگران و زحمتکشان جهان بار دیگر در این همایش عظیم انقلابی شرکت میکنند تا اتحاد پرولتاریای جهان علیه ستمِ سرمایهداری را بهنمایش بگذارند.
برای کارگران جهان، اول ماه مه تنها یادآور یک مناسبت تاریخی نیست، بلکه نمادی از مبارزهٔ طبقاتیای بیامان و بیوقفه پرولتاریا برای رهایی از چنگال استثمار سرمایهداریست و این روز برای مارکسیست- لنینیستها فرصتی دوباره برای تاکید بر ضرورت ادامهٔ مبارزه تاریخی خود برای تحقق جامعهای عاری از استثمار، مبارزه علیه نابرابریهای اقتصادی- اجتماعی و در راه ایجاد جهانی در صلح و عدالت اجتماعیست.
روز جهانی کارگر در مبارزه علیه بهرهکشی بیرحمانه سرمایهداری صنعتی در قرن نوزدهم ریشهای عمیق دارد. در آن دوران کارگران مجبور بودند روزانه ۱۴ تا ۱۵ ساعت در روز و در غیرانسانیترین شرایط کار کنند. در اول ماه مه سال ۱۸۸۴ ( ۱۲ اردیبهشتماه سال ۱۲۶۳ خورشیدی)، بیش از سیصدوپنجاه هزار نفر از کارگران شیکاگو و سایر شهرهای دیگر آمریکا با شعار “هشت ساعت کار”، دست به اعتصاب عمومی زدند که این اعتصاب سبب فلج شدن صنایع بزرگ آمریکا شد. با اینکه این اعتصاب حرکت اعتراضیای مسالمتآمیز بود، ولی بهدلیل پرتاب یک بمب به جمع اعتصاب کنندهها به فاجعهای خونین تبدیل شد. پلیس با خشونت تمام و با شلیک به سوی کارگران آنان را به خاک و خون کشید. با این وجود و در پی این اعتصابها دولت آمریکا به عقبنشینی در مورد خواستهای کارگران و دادن امتیازهایی مجبور شد.
در یادبود و گرامیداشتِ این روز ، کنگرهٔ “انترناسیونالیسم دوم” کارگری در ژوئیه ۱۸۸۹/ ۱۲۶۸ خورشیدی، بهرهبری فردریش انگلس، اول ماه مه را بهمنزلهٔ “روز جهانی کارگر” اعلام کرد. از آن زمان روز اول ماه مه به نمادی برای وحدت پرولتاریای جهانی در مبارزهٔ مشترک آنان علیه سرمایهداری و دست یافتن به حقوق راستینشان شد.
امسال، جهان در شرایطی به سوی اول ماه مه میرود که میلیونها نفر در جهان شرایط اقتصادی وخیمتری را انتظار میکشند. حمله تجاوزکارانه امپریالیسم آمریکا با مشارکت اسراییل تلفات و فاجعههایی انسانی و محیط زیستی نه تنها در تمامی خاورمیانه بهوجود آورده و میآورد، بلکه موجی از تلاطمها و ناهنجاریهای اقتصادی را نیز در جهان به همراه داشته و دارد. این جنگ در شروع خود فراتر از میدان نبرد گسترش یافت که با مسدود شدن تنگه هرمز، گذرگاهی دریایی که حدود ۲۰ درصد از صادرات نفت جهان از آن عبور می کند، زنجیرههای تامین انرژی و کالاها را تحت تاثیر قرار داد که جزوِ بزرگترین اختلالهای آن ژرفتر شدن بحران اقتصادی جهانی است، بحرانی که پس از بحران اقتصادی دنیای سرمایهداری در سال ۲۰۰۸/ ۱۳۸۷ خورشیدی و مانند آن همچنان گریبانگیر سیستم سرمایهداری در جهان شده است. این بحران بر اشتغال، دستمزدها، امنیت غذایی، و محیط زیست بر پیآمدها خواهد داشت که چون همیشه کارگران و زحمتکشان و سایر قشرهای آسیبپذیر در جهان را بسیار جدی تحت تاثیر قرار داده است.
بنا به گزارش صندوق بینالمللی پول ، این درگیری تورم بیشتر را همراه با رشد کمتر اقتصادی را سبب خواهد شد. این صندوق هشدار میدهد برای کشورهای کمدرآمد، در جایی که غذا حدود ۳۶ درصد هزینه را در بر میگیرد، این فشار بیشتر خواهد بود. صندوق بینالمللی پول اضافه میکند، هرگونه افزایش قیمت کود و مواد غذایی نه تنها یک مشکل اقتصادی، بلکه مشکلهای اجتماعی و سیاسی را نیز بههمراه خواهد داشت. پیامدهای اقتصادی همچنین به از بین رفتن بسیاری از موقعیتهای شغلی و رکود بازارهای کار در جهان منجر خواهد شد.
“گلدمن ساکس”۲ تخمین زده است که افزایش قیمت نفت ناشی از جنگ تا پایان سال ۲۰۲۶ هرماه ده هزار شغل را در آمریکا از بین خواهد برد که بیشترین تاثیر را نیز در مشاغل در رستورانها، هتلها، و فروشگاههای خردهفروشی خواهد داشت (بهنقل از: نشریهٔ “فورچون”). در سایرنقاط جهان نیز این تصویر به همان اندازه تاریک بهنظر میرسد. بنا بر پیشبینی سازمان بینالمللی کار، رشد اشتغال در کشورهای با درآمدِ متوسط به بالا تنها نیم درصد و در کشورهای با درآمدِ پایین متوسط ۱٫۸ درصد و ۳٫۱ درصد در اقتصادهای کمدرآمد خواهد بود.
برای کارگران جهان این بهمفهوم دورهای طولانی از نبودِ امنیت اقتصادی است، دورهای که توأم با افزایش قیمتها در سوخت، مواد غذایی، و کاهش دستمزدهای واقعی، و بازار کاری که فرصتهای شغلی مناسب کمتری را ارائه خواهد داد.
با شروع جنگ تجاوزکارانه آمریکا و اسراییل، بحران اقتصاد بحرانزده و رو به ورشکستگی کشور تشدید شد که اوضاعوحوالی بسیار بغرنج و تاریک در برابر کارگران و زحمتکشان و زندگی خود و خانوادههایشان قرار داده است. در فقدان حمایتهای دولتی و سلطهٔ قانونهای ضد کارگری در قوانین کشوری و کارگری، قانونهایی که تنها با هدف تامین منافع کارفرماها و علیه کارگران تدوین شدهاند، اکثر کارگران که قراردادهای موقت و یا سفیدامضا دارند از دسترسی قانونی به حقوق و دستمزد خود محروم هستند. چنین شرایطی این واقعیت را آشکار میسازد که مشکلات معیشتی در کشورمان تنها یک مسئله اقصادی نیست، بلکه ریشه در ساختارهای سیاسی و حقوقی کشور دارند. قوانین کشور با متهم کردن برگزار کنندگان اعتصابها، اعتراضها، و فعالیتهای صنفی به “تشویش اذهان عمومی ” و امنیتی ساختن حرکت آنان مبارزات صنفی را برای زحمتکشان همواره پرهزینه میکنند.
کارگران و زحمتکشان میهنمان در اوضاع کنونی که فروپاشی اقتصادی با سرکوبهای شدید رژیم آمیخته شده است، در راه ایجاد تشکلهای مستقل کارگری، مطالبات اقتصادی و تغییر در قوانین حقوقی بهسود زحمتکشان مبارزهای دشوار در پیشِ رویشان دارند. با این وجود، مبارزات همگام و مشترک کارگران و زحمتکشان میتواند گامی جدی در راه دست یافتن به این هدفها باشد.
ازاینروی، برای کارگران جهان روز اول ماه مه پیشِ رو بیش از آنچه روز جشن پرولتاریای جهان باشد روزِ یادآوری همبستگی درمبارزات مطالباتیشان در راه ایجاد جامعهای فارغ از استثمار، جنگ و ویرانی و برقرار ساختن عدالت اجتماعی است.
زنده باد روز اول ماه مه، روز اتحاد پرولتاریای جهانی
بنمایهها
۱.https://www.imf.org/en/blogs/articles/2026/03/30/how-the-war-in-the-middle-east-is-affecting-energy-trade-and-finance
۲.Trump’s war in Iran is costing the U.S. economy 10,000 jobs a month, Goldman Sachs says | Fortune
- 9789220430569_WOW-Trends_2026.pdf.
به نقل از ضمیمه کارگری «نامهٔ مردم» شمارۀ ۱۰۹، ۳۱ فروردین ۱۴۰۵





