
سرمقاله المیدان:
اعلامیهٔ اخیر ایالات متحده مبنی بر تروریستی اعلام کردن “اخوانالمسلمین” در سودان با موجی از استقبال بخشهایی گسترده از طیف سیاسی سودان روبهرو شده است.
آنچه امروز واشنگتن اعلام کرده است افشای حقیقتی ناشناخته نیست، بلکه اذعانی دیرهنگام به واقعیتی است که در آگاهی و تجربهٔ مردم سودان ریشه دارد، مردمی که این گروه را از طریق دههها سرکوبگری، فساد، و خشونت سازمانیافته شناختهاند.
بر اساس اسناد فاش شده در بایگانیهای بریتانیا، از زمان ظهور “اخوان المسلمین” در سالهای دههٔ ۱۹۴۰/ ۱۳۱۰ این گروه در چارچوب سیاست امپریالیستی بریتانیا در خاورمیانه، با دستگاههای اطلاعاتی بریتانیا در ارتباط بوده است. بعدها، این گروه به یکی از ابزارهای مورد استفاده ایالات متحده در طول “جنگ سرد” برای مقابله با جنبشهای رهاییبخش ملی و نیروهای مترقی در منطقه تبدیل شد. این امر تنها به مرکز این سازمان در مصر محدود نشد، بلکه شبکههای سازمان بینالمللی و شاخههای گوناگون آن را نیز دربر میگرفت که از نظر سیاسی و ایدئولوژیک در خدمت راهبردهای امپریالیستی بهکار گرفته میشدند.
این گروه از همان آغاز، الگوهای سازمانهای فاشیستی را در حکم مرجعی برای ساختار سازمانی و شیوههای عملیاتیاش برگزید. این گروه دستگاههای مخفی و تشکیلات نظامی و شبهنظامی ایجاد کرد و از ترورهای سیاسی، بمبگذاریها، و شکلهای مختلف خشونت سازمانیافته همچون ابزارهایی در مبارزهٔ سیاسی استفاده کرد. با تشدید درگیریهای بینالمللی در دوران “جنگ سرد”، بسیاری از کادرهای این سازمان به عرصههای درگیری منطقهای، بهویژه جنگ افغانستان، فراخوانده شدند، جایی که شمار زیادی از آنان در عملیاتِ رزمی، ساختِ مواد منفجره، و شیوههای کار مخفی آموزشهایی پیشرفته دیدند. این امر بعدها به گسترش شبکههای عملیات خشونتآمیز مسلحانه در سراسر منطقه انجامید و درهای جهنم عملیات تروریستی را گشود که نخستین قربانیانشان غیرنظامیان بودند.
درعینحال، پایتختهای کشورهای غربی همچنان به ارائه پناهگاههای امن برای رهبران این گروه ادامه دادند که نشان دهندهٔ ماهیت عملگرایانه روابط میان قدرتهای امپریالیستی و چنین سازمانهایی است، روابطی که گاه به استفادهٔ سیاسی مستقیم و گاه به بهرهگیری مقطعی، بسته به الزامات منافع راهبردی، شکل میگیرند.
با این حال، مردم سودان برای شناخت ماهیتِ این گروه نیازی به شواهد بیرونی نداشته و ندارند. تاریخ گذشته و معاصر سودان گواه آن است که اخوانالمسلمین، با نامهایی مختلف و پوششهای سیاسی و سازمانیای گوناگون، با کارنامهای سنگین از جنایتها و تخلفها، از سرکوب کردن مخالفان و نابودی زندگی دموکراتیک گرفته تا فساد سیستماتیک و غارت منابع عمومی و ارتکاب جنایتهای جنگی و نسلکُشی علیه بخشهایی وسیع از مردم ما همراه بوده است. “حاکمیت” این گروه همچنین با فساد سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی و ایجاد سیستمی استبدادی مبتنی بر سرکوبگری، رانتخواری، و تبعیض همراه بوده است.
مردم ما همچنین آگاهند که این گروه هرگز از شبکههای حمایت خارجی جدا نبوده است. از نظر تاریخی، این گروه از قدرتهای بینالمللی و منطقهای، چه مستقیماً و چه از طریق کانالهای گوناگون تأمین مالی از جمله شبکههای “پترودلار” در منطقه، حمایت سیاسی، مالی و رسانهای دریافت کرده است. این حمایت به تحکیم نفوذ و تثبیت جایگاه این گروه در دولت و جامعه کمک کرده است.
هنگامی که مقاومت مردمی علیه “رژیم اخوان المسلمین” در سودان افزایش یافت و این رژیم در آستانه فروپاشی قرار گرفت، محفلهای بانفوذ جهانی از طریق پروژهای موسوم به “فرود نرم” در پی مهار تحول انقلابی برآمدند. درعمل، پروژهٔ “فرود نرم” با هدف بازتولیدِ رژیم پیشین در شکلهایی اصلاحشده و تغییر جایگاه این گروه در معادلهٔ قدرت انجام شد. ایالات متحده فشاری شدید بر نیروهای سیاسی سودان وارد کرد تا این مسیر را پیش ببرند، در حالی که بریتانیا نیز از طریق کنفرانسها و کارگاههای سیاسی با هدف هدایت روند گذار به شیوههایی که تعادلهای خاصی را حفظ کند نقشهایی مشابه داشت.
این تناقضی که امروز در موضعگیری ایالات متحده میان سابقهٔ طولانیِ حمایت سیاسی از این گروه و مضمون اعلامیهٔ اخیر که این گروه را سازمانی تروریستی معرفی میکند آشکار میشود، ماهیتِ سیاست امپریالیستی را بهوضوح آشکار میسازد، ماهیتِ سیاستی که بر اساس منافع و نه اصول اداره درپیش گرفته میشود. ازاینروی، برخورد با این تحول باید با آگاهی سیاسیِ انتقادی صورت گیرد، نه با توهم تکیه بر موضعگیریهای قدرتهای بزرگ.
وظیفهای که امروز در برابر نیروهای انقلابی و مردمی در سودان قرار دارد ادامه دادن و شدت بخشیدن به مبارزهٔ ریشهای و تودهای علیه نظام “اسلام سیاسی” در تمامی شکلهای سیاسی، نظامی، و سازمانی آن و علیه نیروهای مسلحی که از درون آن برخاسته یا با آن همپیمان شدهاند و علیه جنگ تحمیلی بر مردم سودان است که کشور را در چرخهای از ویرانی و رنج فرو برده است.
مبارزه مردم ما صرفاً مبارزهای علیه یک سازمان خاص نیست، بلکه مبارزهای برای برچیدن ساختار اقتدارگرایی است که آن را تولید کرده و برای ساختن یک دولت مدنی دموکراتیک است که بر عدالت اجتماعی، آزادی، و حاکمیت ملی استوار باشد. مردم سودان از همان ابتدا به ماهیت خشونتآمیز این گروه پی بردند. از زمان حادثه “آجکو” در جنبش دانشجویی سودان در ۶ نوامبر ۱۹۶۸/ ۱۳۴۷ زمانی که این گروه چهرهٔ تروریستیاش را در فعالیت سیاسی آشکار کرد و مشخص شد برنامهاش بر پایهٔ خشونت، حذفِ فیزیکی، و سازماندهیِ شبهنظامی است.
از آن زمان تا امروز، تجربهٔ سودان با این گروه، گواهی بر خطر پروژهای است که این گروه به پیش میبرد، پروژهای که استبداد سیاسی، وابستگی خارجی، و ابزارسازی از دین در خدمت قدرت را در هم میآمیزد. ازاینروی، مسیر رهایی سودان از طریق بازتولیدِ این نیروها یا همزیستی با پروژهٔ آنان نخواهد گذشت، بلکه از خلال مبارزهٔ آگاهانه و سازمانیافتهٔ تودهای برای حذف آنها از صحنهٔ حیات سیاسی و ساختن افقی ملی و دموکراتیک جدیدی میگذرد که شایستهٔ فداکاریهای مردم ما و مبارزهٔ طولانی آنان باشد.
به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۵۸، ۳۱ فروردین ۱۴۰۵






