حمله یکشنبه شب ایران فقط پاسخی به بمباران ضاحیه جنوبی بیروت نبود بلکه تلاشی برای تثبیت این معادله جدید بازدارندگی بود که حمله «اسرائیل» به ضاحیه جنوبی بیروت، ممکن است با هدف قرار دادن حیفا و شمال فلسطین اشغالی توسط خود ایران و نه فقط حزب الله مواجه شود.
به گزارش ایسنا، تحلیلگران و کارشناسان سیاسی در بررسی حملات موشکی ایران به سرزمینهای اشغالی به تلافی تجاوزات این رژیم به لبنان به الجزیره گفتند: حمله یکشنبه شب ایران به اراضی اشغالی نه صرفا یک پاسخ نظامی به بمباران ضاحیه جنوبی بیروت و نه منحصرا پیامی در حمایت از حزبالله بود بلکه مهمترین چیزی که اتفاق افتاد، تلاشی از سوی ایران برای ایجاد این معادله جدید بازدارندگی بود: اگر رژیم صهیونیستی اسرائیل ضاحیه بیروت را هدف قرار دهد، پاسخ ممکن است به طور مستقیم از ایران به سمت حیفا و شمال اراضی اشغالی باشد و نه فقط از سوی حزبالله.
این کارشناسان معتقدند، با این معادله، تهران دستهای رژیم صهیونیستی اسرائیل را از مدیریت تشدید تنش کوتاه میکند. تلآویو در سالهای اخیر تلاش کرده است تا دامنه حملات خود در لبنان بهویژه جنوب آن و ضاحیه جنوبی بیروت را گسترش دهد و در عین حال درگیری را در محدوده محاسبهشدهای نگه دارد و ایران اکنون میخواهد هزینه هدف قرار دادن ضاحیه جنوبی را به اراضی اشغالی منتقل کند و آن را از یک حادثه لبنانی به یک مساله امنیتی منطقهای تبدیل کند. انتخاب شمال فلسطین اشغالی به این پیام وزن بیشتری میبخشد چراکه حیفا و مناطق اطراف آن به همراه پایگاههای نظامی در شمال فلسطین اشغالی، عمق استراتژیک حساسی برای رژیم صهیونیستی اسرائیل محسوب میشوند و به شکل مستقیم با جبهه لبنان مرتبط هستند، بنابراین گنجاندن آنها در محدوده پاسخ ایران به این معنی است که ضاحیه جنوبی بیروت دیگر هدفی نیست که بتوان بدون احتمال تلافی مستقیم از سوی تهران به آن حمله کرد.
پیامهای استراتژیک
«عارف دهقاندار» پژوهشگر امنیت بینالملل در گفتگو با شبکه خبری «الجزیره» اظهار کرد: حملات موشکی ایران به «اسرائیل» پیامهای استراتژیک روشنی دارد که مهمترین آنها تاکید بر تعهد تزلزلناپذیر تهران به شبکه متحدان منطقهای خود و اثبات این مساله است که هدف قرار دادن مناطقی همانند ضاحیه جنوبی بیروت در محاسبات ایران، نقض آشکار خطوط قرمز امنیتی ایران محسوب میشود.
دهقاندار گفت: تهران با این اقدام به دنبال نشان دادن یک تغییر اساسی در رویکردهای استراتژیک خود است به طوری که دیگر آن بازیگری نباشد که رفتارش کاملا در محاسبات بازدارندگی دشمنانش قابل پیشبینی است، ایران میخواهد نشان دهد در صورت لزوم میتواند از الگوهای گذشته فراتر رفته و ابتکارعمل را در میدان به طور مستقل و مستقیم به دست بگیرد.
این پژوهشگر هشدار داد که این نوع اقدام میتواند به تشدید غیرمنتظره بحران منجر شود چراکه تغییر از وضعیت «پاسخ از طریق متحدان» به «پاسخ مستقیم»، قواعد درگیری را تغییر میدهد و سایر طرفها را مجبور به تجدیدنظر در محاسبات خود میکند.
دهقاندار در ادامه اینگونه نتیجهگیری کرد که اگر اسرائیل پاسخ داده و به ایران حمله کند، ایران احتمالا به همان شکل پاسخ خواهد داد و مقیاس و ماهیت پاسخ ایران به بزرگی حمله اسرائیل بستگی دارد.
او در پایان نیز تاکید کرد: بازگشت به وضعیتی شبیه به جنگ ۴۰ روزه در شرایط فعلی بعید است، اما هیچ احتمالی را نمیتوان کاملا رد کرد.
وعدهای که آمریکا به آن عمل نکرد
«رضا غبیشاوی» دیگر تحلیلگر سیاسی نیز درباره تنش جدید در منطقه به «الجزیره» گفت: حمله موشکی ایران به «اسرائیل»، در واقع پاسخی به نقض آتشبس و نقض تعهد آمریکا با ایران بود، طبق توافق آتشبس میان ایران و آمریکا که با میانجیگری پاکستان حاصل شد، قرار بود این توافق شامل لبنان نیز باشد اما این اتفاق نیفتاد، ترامپ متعهد شده بود که از حمله «اسرائیل» به ضاحیه جنوبی بیروت جلوگیری کند، اما این تعهد عملی نشد، در واقع ترامپ در ابتدا حمایت خود را از حملات «اسرائیل» به ضاحیه بیروت اعلام کرد، اما پس از حمله موشکی ایران به «اسرائیل»، موضع خود را تغییر داد و گفت که «از این حملات راضی نیست.»