با گسترش بحرانهای چندوجهی در کشور، فشارهای طاقتفرسای معیشتی کارگران و زحمتکشان را بیش از پیش هدف قرار داده است.
بر اساس آمار رسمی جمهوری اسلامی، اکثریت مردم عملاً در زیر خط فقر زندگی میکنند. از طرفی دیگر تورم، گرانی ارزاق عمومی، بیکاری و کمبود و در مواردی نبود ابتداییترین ملزومات زندگی از جمله آب، برق، مسکن و دسترسی به خدمات بهداشتی و آموزشی بیداد میکنند. در چنین شرایطی که حکومت جمهوری اسلامی حتی قادر به پاسخگویی به ابتداییترین خواستهها نیست، نقش جنبش کارگری در مبارزه برای دستیابی به خواستههای سیاسی، اجتماعی صنفی و مبارزه علیه دیکتاتوری حاکم و مداخله امپریالیسم از اهمیت بسزایی برخوردار است.
در روزهای اخیر مجموعه سیاستهای رژیم ولایت فقیه برای تامین منافع کلانسرمایهداران و سوداگران رانتخوار ادامه داشته است. خصوصی سازی منجر به عدم امنیت شغلی و نبود ایمنی در محیط کار، اخراج کارگران و زحمتکشان و بهتاراج رفتن اموال عمومی در بخشهای تولید و خدمات شده است. شعارهای اعتراضی و خواستهای فوری طبقه کارگر نشان میدهد افزون بر خصوصی سازی، سیاستهای ویرانگر مقررات زدایی مانند اصلاح قانون کار، و آزاد سازی دستمزدها پیامدهای فاجعهباری برای طبقه کارگر و زحمتکشان دارد. در روز ۲۰ آبانماه، شهر عسلویه در استان بوشهر شاهد تجمع و راهپیمایی آرام هزاران نفر از کارگران پیمانی و پروژهای نفت و گاز شاغل در پالایشگاههای پارس جنوبی بود. در این تجمع که با حضور پرشمارترین تعداد از کارگران و زحمتکشان معترض در کشور در سالهای اخیر برگزار شده بود، کارگران با در دست داشتن پلاکاردها و دستنوشتهها، بر خواستهای مهم صنفی اجرای صحیح طرح طبقه بندی مشاغل، و همسان سازی دستمزد ها به منظور افزایش دستمزد های حداقل، اجرای طرح دو هفته کار، دو هفته استراحت برای کلیه شغلهای اقماری و سایر خواستهای صنفی کارگران ارکان ثالث نفت و گاز تاکید کردند. این اعتصاب حاوی نکات مهم در مقطع زمانی کنونی است. یکی از مهمترین این نکات توجه به عملکرد ارگانهای حکومتی در قبال این حرکت اعتراضی است. رهبری تشکلهای زرد حکومتی در همسویی با دستگاههای امنیتی این بار با توجه به اعتصابهای رو به گسترش در صنعت ملی نفت ایران، روش کنترل و مهار این حرکت اعتراضی را به کار گرفتند و مانع حضور تودههای کارگر نشدند. به این ترتیب از یک سو رهبری اعتصاب و سازماندهی آن تحت کنترل قرار گرفت. از دیگر سو مبارزان سندیکالیست و افراد مستقل شناسایی، تا حد امکان منزوی شده و تهدید میشوند. این ترفند را میتوان با هوشیاری و اتحاد عمل فراگیر و استقلال عمل طبقاتی و تکیه بر تودههای کارگر شامل بدنهٔ موجود در تشکلهای زرد حکومتی افشا و خنثی کرد. فراموش نکنیم افشای رهبری تشکلهای زرد حکومتی رژیم ولایت فقیه در مرحله کنونی فوقالعاده پراهمیت است.
روشن است که اکثریت کارگران پیمانی معترض در عسلویه با مرز بندی مشخص با اهداف رهبری تشکلهای زرد حکومتی مانند خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار که تنها بهمنظور اداره و مهار کردن جنبش کارگری بهنفع حکومت جمهوری اسلامی به میدان میآیند، در این تجمع شرکت کرده بودند.
با توجه به ژرفش بحرانها زمینه عینی برای تلفیق مبارزه جنبش کارگری و سندیکایی با جنبش ضد دیکتاتوری بیش از پیش وجود دارد. حزب تودهٔ ایران پیوند اعتصابها و حرکتهای اعتراضی صنفی با جنبش همگانی علیه دیکتاتوری را یک امر ضرور و از وظایف مبرم طبقه کارگر ارزیابی میکند. موفقیت مبارزه بر ضد دیکتاتوری و مداخله امپریالیسم و برای دموکراسی و آزادیهای سیاسی و اجتماعی بدون تلاش برای دستیابی به عدالت اجتماعی و در رأس آن تامین منافع طبقه کارگر و تهیدستان جامعه امکانپذیر نیست.
به نقل از ضمیمه کارگری «نامهٔ مردم» شمارۀ ۱۰۴، ۱۰ آذر ۱۴۰۴