
اتحادیه سندیکایی پایه – کنفدراسیون ملی ایتالیا (یو- اس-بی) فراخوان منتشرشده از سوی «کشتی های کمک رسانی صمود» را پذیرفته و اعتصاب سراسری روز ۱۸ مه /۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ را اعلام میکند. جنگ، نسلکشی در فلسطین، مسابقه تسلیحاتی، حمله به حقوق بینالملل و محدود شدن فضای دموکراتیک، ضرورت ارتقای سطح بسیج و مبارزه را آشکار کردهاند. حمله به «کشتی های کمک رسانی صمود»، ربودن فعالان در آبهای بینالمللی، مرحلهای تازه از تشدید بحران را نشان میدهد. اسرائیل با مصونیت کامل عمل میکند، حقوق بینالملل را زیر پا میگذارد و از حمایت سیاسی، اقتصادی و نظامی دولتهای غربی برخوردار است.
امروز اسرائیل خطری برای تمام بشریت به شمار میرود. از نظر نظامی، زیرا جنگ را فراتر از هر مرزی گسترش میدهد، به کشورهای دیگر حمله میکند و خاورمیانه و جهان را به سوی چرخهای فزاینده از درگیری سوق میدهد. از نظر سیاسی، نشان میدهد که یک دولت میتواند مردم را بمباران، اشغال، تبعید و گرسنه کند، فعالان بینالمللی را برباید و تمام قوانین بینالمللی را نقض کند و همچنان از حمایت قدرتهای غربی برخوردار باشد. از نظر اقتصادی نیز خطرناک است، زیرا پیرامون جنگ دائمی، الگویی شکل گرفته که منابع عظیم عمومی را به سمت تسلیحات، دستگاههای نظامی، صنایع جنگی و کنترل اجتماعی هدایت میکند و آنها را از دستمزدها، بهداشت، آموزش، رفاه، مسکن، بازنشستگی و حقوق اجتماعی میگیرد.
ایالات متحد امریکا همراه با اسرائیل جهان را به سوی جنگی دائمی سوق میدهند و کل خاورمیانه را از جمله از طریق حمله به ایران، بیثبات میکنند. نسلکشی مردم فلسطین، محاصره غزه، ویرانی سرزمینها و حمله به کشورهای دیگر، با همدستی آمریکا ممکن شده است؛ آمریکایی که از اسرائیل حمایت مالی، نظامی و سیاسی میکند. دولت جورجیا ملونی در ایتالیا، اتحادیه اروپا و ناتو نیز به همان اندازه مسئولاند، زیرا این روند را حمایت و مشروعیت میبخشند، وابستگی به آمریکا و اسرائیل را میپذیرند و جنگ را به سیاست صنعتی، هزینه نظامی و ریاضت اجتماعی تحمیلشده بر کارگران تبدیل میکنند.
آنها همچنین مسئول پیامدهای اقتصادی و اجتماعی این جنگ بر زندگی کارگران هستند. هر بمب، هر مأموریت نظامی، هر توافق جنگی و هر افزایش در هزینههای نظامی، به معنای کاهش دستمزدها، تضعیف خدمات درمانی، آموزش، رفاه، حقوق بازنشستگی، مسکن و امنیت اجتماعی است. جنگ نهتنها در سرزمینهای مورد حمله مرگ و ویرانی به بار میآورد، بلکه در کشورهایی که آن را تأمین مالی و پشتیبانی میکنند نیز موجب فقر، استثمار و سرکوب میشود. دولت خانم ملونی در ایتالیا راه وابستگی کامل به آمریکا، ناتو و اسرائیل را انتخاب کرده است. این دولت همدستی سیاسی، نظامی، دیپلماتیک و اقتصادی با کسانی را برگزیده که مردم فلسطین را قتلعام میکنند، کشورهای دیگر را بمباران میکنند، فعالان بینالمللی را میربایند و حقوق بینالملل را نقض میکنند. این همدستی، دولت ایتالیا را در مرگها، ویرانیها و پیامدهای اقتصادی واردشده بر طبقه کارگر شریک میسازد.
اتحادیه اروپا به جای متوقف کردن این روند، آن را تقویت میکند. از امنیت سخن میگوید، در حالی که اقتصاد جنگی میسازد؛ از حقوق بینالملل حرف میزند، در حالی که اسرائیل را پوشش میدهد؛ از مردم فداکاری میخواهد، در حالی که هزینههای نظامی را افزایش میدهد. نتیجه، قارهای مسلحتر، فقیرتر، اقتدارگراتر و وابستهتر به منافع راهبردی آمریکا و صنایع جنگی است. جنگ وارد زندگی روزمره ما شده است؛ در کاهش ارزش دستمزدها، تضعیف خدمات درمانی عمومی، فقر آموزشی، کاهش رفاه، افزایش اجارهها، گرانی و افزایش هزینه سوخت. هر یورویی که صرف تسلیح مجدد میشود، از کارگران، دانشجویان، بیماران و مزدبگیران گرفته میشود. این فقیرسازی فقط پیامد موقت بیثباتی بینالمللی نیست؛ بلکه نشانه شکلگیری مدلی اجتماعی بر پایه تشدید نابرابری، فشار بر دستمزدها، خصوصیسازی خدمات اساسی، نابودی رفاه عمومی، ناامنی شغلی و وابسته کردن آموزش و پژوهش به منافع صنایع و ساختارهای نظامی سرمایهداری است.
ما وارد مرحلهای تازه از سرمایهداری نئولیبرالیسم شدهایم: خشنتر، اقتدارگراتر و نظامیتر. پس از سالها خصوصیسازی و ناامنی شغلی، اکنون جهش جدید از طریق اقتصاد جنگی صورت میگیرد. منابع عمومی از نیازهای اجتماعی به سمت هزینههای نظامی منتقل میشوند و ثروت تولیدشده توسط کارگران در دست گروههای بزرگ صنعتی، مالی، انرژی، فناوری و تسلیحاتی متمرکز میشود. جنگ، تسلیح مجدد، سرکوب و فقیرسازی اجتماعی بخشی از یک پروژه واحد هستند؛ پروژهای برای ساختن جامعهای نابرابرتر، کنترلشدهتر و مطیعتر. در کنار این روند، حملهای شدید به آزادیهای سندیکایی و دموکراتیک نیز در جریان است. «فرمان امنیتی» مبارزات اجتماعی را جرمانگاری میکند و میکوشد اعتصابکنندگان و معترضان را مرعوب سازد. آنها کشوری فقیرتر، مسلحتر و مطیعتر میخواهند.
ما با اعتصاب متحد خود دولت ایتالیا را علیه نسلکشی در فلسطین، تسلیح مجدد، سرکوب، و همدستی ایتالیا و اتحادیه اروپا، افشا کرده و به چالش میکشیم. ما اعتصاب میکنیم تا بگوییم هیچ کارگر، دانشجو یا سرزمینی نباید به این اقتصاد مرگ کشانده شود. با اعتصاب سراسری دولت ایتالیا را فرا میخوانیم فوراً تمام روابط دیپلماتیک، اقتصادی، تجاری و نظامی خود را با اسرائیل قطع کند. ما خواهان تحریم کامل تسلیحاتی علیه اسرائیل و همه جنگها، توقف همکاریهای نظامی، صنعتی و فناورانه مرتبط با جنگ و پایان دادن به تمام توافقهایی هستیم که اشغال، نسلکشی و تجاوز نظامی را تغذیه میکنند. ایتالیا باید هرگونه همدستی را پایان دهد؛ باید تمام همکاریهای نظامی، صنعتی، فناوری، تجاری و دانشگاهی با اسرائیل را متوقف کند، سفیر خود را فرا بخواند، نمایندگان دیپلماتیک اسرائیل را اخراج کند.
اعتصاب سراسری ۱۸ ماه مه/ ۲۸ اردیبهشت بخشی از روند گستردهتری از مبارزه علیه جنگ، نسلکشی، تسلیح مجدد، سرکوب و فقیرسازی اجتماعی است.
شعار اعتصاب پیش رو چنین است: «برای جنگ، حتی یک میخ هم نباید از کارخانهها خارج شود». ما میخواهیم منابع اختصاصی از جنگ گرفته و صرف دستمزدها، خدمات عمومی، بازنشستگی، ایمنی محیط کار، حق مسکن، بهداشت محلی، آموزش عمومی و پژوهش آزاد شود. ما خواهان آزادی کامل حقوق سندیکایی، حق اعتصاب، حق اعتراض، فعالیت آزاد در محیط کار و لغو تمام قوانینی هستیم که مبارزات اجتماعی را جرمانگاری میکنند. هر بخش از جبهه کار فراخوانده میشود تا در این مورد موضع بگیرد، سازماندهی کند، اعتصاب کند و مانع تبدیل کار و دانش به ابزار اقتصاد جنگی شود.
برای دستمزدها، رفاه اجتماعی، بهداشت، آموزش، حقوق و دموکراسی.
اتحادیه سندیکاهای پایه – کنفدراسیون ملی ایتالیا
Unione Sindacale di Base: Sciopero Generale 18 maggio: nemmeno un chiodo per guerre e genocidio
به نقل از ضمیمه کارگری «نامهٔ مردم» شمارۀ ۱۱۰، ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵





