“جنبشِ کارگری آمریکا” علیه جنگِ امپریالیسم با ایران در کنارِ زحمتکشان می‌ایستد

در ایالات متحده آمریکا سندیکاهای پرستاران، کارگران برق، کارکنان خدماتی، و کارگران صنعتِ خودرو حمله‌های تجاوزکارانهٔ آمریکا و اسرائیل را محکوم می‌کنند. سندیکاهای کارگری میان میلیاردها دلاری که برای جنگ‌ها هزینه می‌شود و سیاست‌های ریاضتی‌ای که بر خانواده‌های کارگری آمریکا تحمیل می‌شود ارتباط مستقیم می‌بینند. “اتحادیهٔ ملی پرستاران” (“National Nurses United”) در بیانیه‌ای تند دولت ... “جنبشِ کارگری آمریکا” علیه جنگِ امپریالیسم با ایران در کنارِ زحمتکشان می‌ایستد

ادامه

آمریکا, آمریکای شمالی, اسراییل, امپریالیسم, ایران, پرستاران, جنگ, جهان, دموکراتیک, دموکراسی, ژئوپلیتیک, طبقه کارگر, فقر, کارگران, کودکان, مقاله, همبستگی

حزب کمونیست عراق تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران را محکوم می‌کند و همبستگی خود را با مردم ایران مجدداً اعلام می‌کند

حزب کمونیست عراق، کارزار نظامی جاری آمریکا و اسرائیل را که قلمرو ایران را هدف قرار داده است، محکوم و آن را تشدیدی خطرناک ارزیابی می‌کند، آن هم در زمانی که مسیر مذاکرات قادر به ارائه گزینه‌های دیپلماتیکی بود که می‌توانستند کشورهای منطقه را از وحشت یک سقوط به سوی یک ویرانیِ فاجعه‌بار مصون بدارد. ... حزب کمونیست عراق تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران را محکوم می‌کند و همبستگی خود را با مردم ایران مجدداً اعلام می‌کند

ادامه

آزادی, آمریکا, اسراییل, ایران, بیانیه, تجاوز نظامی, جنگ, حزب کمونیست, خاورمیانه, دموکراتیک, صلح, عدالت اجتماعی, عراق, فلسطین, همبستگی

ولایت موروثی مجتبی خامنه‌‌ای و ‌ایران در گرداب خطرناک جنگ تحمیلی امپریالیسم آمریکا، و رژیم جنایتکار اسرائیل

در آخرین لحظاتی که »نامهٔ‌مردم«، آمادهٔ‌ انتشار می شد، مجلس خبرگان رژیم اعلام کرد که مجتبی خامنه ای به عنوان ولی فقیه رژیم برگزیده شده است. با اعلام این خبر باید گفت که نظام سیاسی کشور به رغم تبلیغات سران رژیم در مورد »جمهوریت نظام« به یک نظام سیاسی موروثی مانند حکومت ستم شاهی دگردیسی کاملی یافت.

میرحسین موسوی سه سال پیش در مرداد ۱۴۰۱، به درستی گفته بود: »بوی ستم‌شاهی به مشام می‌رسد. می‌گویند اگر سایه آقا نباشد بحمدالله فرزندانی تربیت کرده‌اند که با رای اکثریت خبرگان رهبری شیعیان جهان را به عهده خواهند گرفت. زبان‌شان لال، مگر سلسله‌های ۲۵۰۰ ساله بازگشته‌اند که فرزندی پس از پدرش به حکومت برسد.«

در چنین شرایطی تجاوز و تهاجم وحشیانۀ امپریالیسم آمریکا و رژیم جنایتکار اسرائیل به خاک ایران، که با بمباران شهرها و کشتار مردم و زیر پا گذاشتن همهٔ قوانین بین‌المللی و نقض فاحش حق حاکمیت کشور ما همراه بوده است، نشان‌دهندهٔ بی‌اعتنایی کامل به نظم بین‌المللی که بشدت کم اثر شده و شکل‌گیری و تحکیم روندی پُرخطر برای ایران و همهٔ جهان است. حمله به ناوشکن “دنا” متعلق به نیروی دریایی ایران در روز ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ و غرق کردن آن در جنوب سری‌لانکا، در راه بازگشت از رزمایش دریایی با هند در اقیانوس هند، زمانی که بیش از ۵,۰۰۰ کیلومتر از میدان جنگ فاصله داشت، هشداری بود در این مورد که آمریکای زیر رهبری ترامپ هیچ اهمیتی به قوانین بین‌المللی و جان انسان‎ها نمی‌دهد و فقط نظر ترامپ برایش مهم است.

روند بازسازی سلطۀ بی‌رقیب امپریالیسم آمریکا- با هدایت دونالد ترامپ- و طرح‌ها و نقشه‌های راهبردی دولت جنایت‌کار نتانیاهو برای بازآرایی نقشۀ سیاسی و جغرافیایی غرب آسیا از راه کشتار و ویرانگریِ با شتابی فزاینده در حال پیشبرد است. این روند بی‌شک بزرگ‌ترین آسیب‌های جانی و مادّی را بر کشور ما و احتمالاً به دیگر کشورهای منطقه وارد می‌کند. ضرورت این تهاجم نظامی وحشیانه به سرزمین و ملت ایران با هدف اجرا و پیشبرد سیاست‌های راهبردی دولت راست افراطی آمریکا تا آن اندازه است که حتی بخشی از هیئت حاکم و سرمایه‌داری کلان آمریکا نیز پذیرای تحمل پیامدهای منفی آن برای اقتصاد جهانی است. روشن است که امپریالیست‌ها تلاش دارند روابط بین‌المللی بر محور قدرت زورگوییِ عریان را با پدید آوردن “جنگ‎های بی‌پایان”، با شدت و حدتی بیش از پیش، و با محوریت کامل آمریکا جانشین امکان ثبات صلح‌محور و همزیستی مسالمت‌آمیز کنند. یورش گستردهٔ تجاوزگرانه به خاک ایران تخته‌پرشی برای اجرای مرحلۀ جدیدی از سیاست‌های خارجی آمریکا است که در آن قدرت نظامی آمریکا و قدرت شخص ترامپ به‌عنوان برندگان نهایی به هر طریق ممکن باید تثبیت شود.

دردناک است که کشور ما در مرکز طوفان سهمگین این جنگ امپریالیستی قرار گرفته است. برعکس ادعاهای سران رژیم که جمهوری اسلامی توان دفع حمله‌های وحشیانه به مردم و زیرساخت‌های اساسی کشور و حفظ امنیت ملی را ندارد. حمله‌های موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی به هدف‌هایی در کشورهای منطقه، به بهانۀ ضربه زدن به پایگاه‌های نظامی آمریکا و شهرهای اسرائیل، و رجزخوانی‌های معمول سران نظامی و سیاسی رژیم مانند تهدید به استفاده از نسل جدید و بسیار پُرقدرت موشک‌های سپاه به امید واهی “اعلام آتش‌بس” یا “تسلیم شدن دشمن”، تا کنون اثری در کاهش بمباران مداوم آمریکا و اسرائیل نداشته است. مسعود پزشکیان روز شنبۀ گذشته (۱۶ اسفند) از کشورهای همسایه به‌خاطر حمله شدن به آنها- همان نقشه و طرح بسیار نابخردانه‌ای که خامنه‌ای بارها به آن اشاره کرده بود- عذرخواهی کرد. توجیه او هم این بود که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی “آتش به اختیار” عمل کرده‌اند. اما فرماندهان سپاه و محسن اژه‌ای فوری این پوزش‌خواهی را نفی کردند، که نشان دهندهٔ وضعی بسیار آشفته در تصمیم‌گیری و اعمال قدرت فرماندهان سپاه در میان باقی‌ماندۀ سران رژیم است. کشور ما نه‌فقط در نتیجه سیاست‌های غلط خامنه‌ای، »بیت رهبری« و سپاه به لبۀ پرتگاه ویرانگر و خانمان‌سوزِ جنگ کشیده شد، بلکه اکنون به اعماق درهٔ آتش و ویرانی سقوط کرده است. با در پیش گرفتن سیاست‌ورزی خردمندانه در راستای منافع ملی و پرهیز از ماجراجویی‌های نظامی در چند سال گذشته شاید می‌شد از این وضعیت فاجعه‌بار جلوگیری کرد. اما هر بار که شرایط مساعدی فراهم می‌شد، شخص خامنه‌ای و حلقه قدرت و سرکوب‌گر بی‌توجه به خطر مهلکی که از سوی آمریکا و به‌ویژه باند ترامپ متوجه کشور بود، صرفاً برای حفظ اعتبار خودش در میان “خودی‌ها” و تضمین سلطۀ “اسلام سیاسی” در رأس حکومت، کشور ما و ملت صبور و رنج‌دیدهٔ ایران را در این مسیر خطرناک پیش بردند.

به‌رغم نقش مستبدانه و بسیار منفی و کارنامۀ سیاه علی خامنه‌ای در ۳۷ سال گذشته در برابر ملت و منافع ملی ایران، ترور او دخالت قلدرمنشانه و آشکاری توسط امپریالیسم در امور داخلی و تحولات کشور ما بود. حزب ما همواره تأکید کرده است که فقط مردم ایران می‌توانند و باید در امور داخلی کشورشان نقش داشته باشند و تعیین‌کنندۀ آیندۀ کشورشان باشند و نیازی به دخالت تروریستی خارجی ندارند. در غیر این صورت، همان‌طور که در کشورهای دیگر و در تحولات تاکنونی در ایران دیده‌ایم، آینده‌ای بسیار بدتر شکل خواهد گرفت. مردمی که پیامدهای ناگوار حکومت دیکتاتوری ولایی را در وخیم‌تر شدن کار و زندگی‌شان هر روز با پوست و گوشت و استخوان لمس کرده‌اند و در برابر هرگونه اعتراض سازمان‌یافته و مؤثر با سرکوب مواجه شده‌اند، سال‌هاست که با صبر و استقامت به مبارزه ادامه داده‌اند. جنبش عدالت‌خواهی و آزادی‌خواهی ایران در این سال‌ها هزینه‌های سنگینی پرداخت، از جمله جان‌های عزیزی که جمهوری اسلامی گرفت، اما دستاوردهای چشمگیری هم داشته است، از جمله در جنبش »زن، زندگی، و آزادی«. اکنون مردم میهن ما بعد از سرکوب خشن و سبعانه رژیم ولایی در دی‌ماه آوار جنگ سهمگین امپریالیسم را بر سرش می‌بیند که وضع را بدتر از گذشته کرده است. وضع فاجعه‌بار کنونی کشور و مردم ایران از یک طرف میراث دیدگاه‌ها، تصمیم‌ها، و فرمان‌های مستبدانهٔ خامنه‌ای و نیروهای “ذوب در ولایت” اطراف او، از جمله سپاه و دستگاه تبلیغاتی-امنیتی است، و از طرف دیگر حاصل قدرت‌های جنگ‌طلب و تجاوزگر خارجی که چشم طمع به منابع طبیعی و انسانی ایران و موقعیت استراتژیک آن در منطقه دوخته‌اند.

در برخورد با آنچه در بیرون از ایران می‌گذرد، باید گفت که بسیاری از سخنان و توجیه‌ها و اعلام هدف‌های ضدونقیض ترامپ و اطرافیانش را نباید مبنای چرایی آغاز حمله به ایران یا شناخت هدف‌های اصلی آمریکا قرار داد. بیشتر این لفاظی‌ها عامدانه است و مصرف تبلیغاتی و رسانه‌یی داخلی برای ایجاد سردرگمی در افکار عمومی آمریکا دارد. اما به نظر ما در این میان بر دو گفتۀ ترامپ باید مکث و تأمل بیشتری کرد: ۱) او روز پنجشنبهٔ گذشته (۱۴ اسفند) در گفت‌وگویی اختصاصی با نشریۀ آکسیوس گفت: “لازم است که آمریکا و شخصاً او در انتخاب رهبر بعدی ایران دخالت داشته باشد، همان‌طور که در ونزوئلا نیز چنین نقشی داشت”؛ ۲) شنبۀ گذشته ترامپ به شبکهٔ آمریکایی سی‌اِن‌اِن گفت: ” اگر یک شخصیت مذهبی دیگر رهبر ایران شود، برای او “قابل قبول” است و اهمیتی نمی‌دهد که جمهوری اسلامی به دموکراسی تبدیل شود یا نه […] بستگی دارد آن شخص چه کسی باشد. من با رهبران مذهبی مشکلی ندارم. با بسیاری از رهبران مذهبی سروکار دارم و آنها فوق‌العاده‌اند […] برای ایران لزوماً لازم نیست رهبری دموکراتیک روی کار بیاید.”

بر اساس این گفته‌های رئیس‌جمهور آمریکا- که خودش و اعضای دولتش بارها گرایش به دیکتاتوری و فاشیسم با تکیه بر حمایت ارتجاعی‌ترین قشرهای مسیحیان افراطی را به نمایش گذاشته‌اند- می‌شود گفت که او اکنون با تلاش برای مسدود کردن راه آزادی و دموکراسی در میهن ما در خلأ رهبری پس از خامنه‌ای، گستاخانه دارد نسخهٔ ادامۀ حکومت بر پایۀ «فردی قابل قبول» ولو «مذهبی»‌ را به سود سیاست راهبردی امپریالیسم در منطقه می‌پیچد. به سخن دیگر، این سیاست به معنای تداوم ایجاد مانع در برابر هر تلاشی برای برپایی جمهوری ملی-دموکراتیک و تحقق دگرگونی‌های بنیادین است، چه از راه اصلاحات بنیادی، مانند برنامهٔ دولت دکتر مصدق در دههٔ ۱۳۳۰، و چه از طریق تحولی مردمی و ضدّدیکتاتوری مانند انقلاب بهمن ۵۷.

دولت دکتر مصدق با مشارکت مستقیم آمریکا و بریتانیا و از طریق کودتای نظامیان با زور برچیده شد. روند انقلاب بهمن نیز با دخالت‌ها، دست‌اندازی‌ها، و زمینه‌چینی‌های آمریکا و با ورود ژنرال هایزر به‌سوی حاکمیت اسلام‌گرایان سوق داده شد تا مبادا نیروهای ملی و مترقی و چپ سکان تحولات را به دست گیرند. در همان سال‌های اول بعد از انقلاب همین نیروها زیر ضربه قرار گرفتند و در نهایت، حدود سه سال پس از پیروزی انقلاب، در مرحلۀ بعدی برای تکمیل پروژهٔ ناکام گذاردن انقلاب عظیم مردم، ام‌آی۶ بریتانیا و سازمان سیای آمریکا نیز وارد عمل شدند و برای کمک کردن به بقای حکومت اسلامی و قدرت اسلام‌گرایان، در سرکوب خونین حزب تودۀ ایران و دیگر نیروهای چپ مشارکت کردند.

اکنون نیز گفته‌ها و پیش‌شرط‌های ترامپ حکایت از تکرار همین فرمول شوم- یعنی بقای دیکتاتوری مورد قبول امپریالیسم- برای باقی ماندن ایران در مُرداب استبداد و ارتجاع دارد. می‌توان تصور کرد که پس از ترور خامنه‌ای، بخشی از باقی‌مانده‌های نظام سیاسی و سرمایه‌های کلانی که رژیم بر آنها متکی بوده است در مجموع مستعد قرار گرفتن در چنین چارچوب سیاسی مورد نظر ترامپ برای استمرار دیکتاتوری و بیرون نگه داشتن مردم از صحنۀ تحولات آیندۀ کشورند. ماهیت و عملکرد اقتصاد سیاسی فسادآلود کنونی و نیز وجود سرمایه‌داری هار و خشن در ایران- آن هم در نبود اتحادیه‌های کارگری مستقل و فراگیر، و با وجود بازار کار “انعطاف‌پذیر” و نیروی کار ارزان- می‌تواند به تسهیل ایجاد پیوندی نامقدس و نانوشته میان ترامپ و “رهبر ” مورد تأیید او بینجامد.

فعلاً مشخص نیست که از درون فرایند رودررویی کنونی و برگماری مجتبی خامنه ای به عنوان ولی فقیه رژیم آیا تغییراتی اساسی در برخورد رژیم با آمریکا پدید خواهد آمد یا نه ولی به‌جرئت می‌توان گفت که با توجه به نقش اساسی سپاه پاسداران در برگماری مجتبی خامنه ای ماهیت سیاسی و اقتصادی رژیم تفاوت چندانی نخواهد کرد. آنچه بر اساس واقعیت‌های موجود می‌توان گفت این است که در نبود نیروی آلترناتیو مترقی و ملی و اثرگذار به نفع مردم، تلاش هر دو طرف، جمهوری اسلامی و آمریکا-اسرائیل، در جهت استمرار دیکتاتوری خواهد بود. روشن است که حکومت برآمده از این روند معیوب باید اساساً در چارچوب بازآرایی نقشۀ منطقه مطابق با نظر آمریکا و اسرائیل باشد. این واقعیت تلخ بار دیگر بر ضرورت مبارزۀ هم‌زمان با دیکتاتوری و با امپریالیسم تأکید دارد. از راه تشکیل جبهه‌ای فراگیر بر پایۀ همکاری نیروهای مترقی ملی و چپ می‌توان به این مبارزه وسعت بخشید. تشکیل چنین جبهه‌ای وظیفه‌ای است که نباید برای تدارک و تحقق آن درنگ کرد.

اما در گام نخست، در لحظۀ کنونی، با توجه به وضعیت بسیار خطیر و ویرانگر ناشی از جنگ علاوه بر سرکوب حکومتی و ضربه‌های روانی کوبنده و وحشت‌انگیزی که به‌ویژه در دی ۱۴۰۴ به جامعه وارد شد، باید با تمام توان به تقویت همبستگی ملی، جلوگیری از هرج و مرج و دامن زدن به تفرقه قومی، و سازمان‌دهی برای همیاری متقابل در برابر صدمات ناشی از بمباران‌های وحشیانۀ آمریکا و اسرائیل و سرکوب‌های حکومتی یاری رساند. مبارزه برای صلح و پایان دادن به کارزار دهشتناک بمباران‌های مرگ‌بار و ویرانگر امپریالیسم آمریکا و رژیم جنایت‌کار اسرائیل، که زیرساخت‌های اساسی کشور را با خطر نابودی کامل مواجه کرده است، از حیاتی‌ترین وظایف توده‌ای‌ها و همهٔ نیروهای مترقی و آزادی‌خواه کشور است.

مهم آن است که در کوتاه‌مدت، نیروها و فعالان سیاسی مردمی بکوشند که امید جامعه را به امکان و ضرورت سازمان‌دهی برای مبارزه در راه صلح و رهایی از وضع جهنمی جنگ حفظ و تقویت کنند تا بتوان مبارزهٔ ضدّدیکتاتوری برای استقلال، آزادی و عدالت را با قدرت بیشتری به پیش برد.

به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۵۵، ۱۸ اسفند ۱۴۰۴

جایگاه طبقهٔ کارگر از مبارزهٔ صنفی تا پیکارِ سیاسی: راه‌کارهایی برای تقویت جنبش کارگری در تحول‌های صحنهٔ سیاسیِ کشور

پیامد برنامه‌های جراحی اقتصادی حکومت جمهوری اسلامی از کاهشِ نرخ پول ملی، دستمزدهای نامتناسب کارگران با نرخ واقعی تورم، و هزینهٔ سبد معیشت گرفته تا رشد پرشتاب قیمت کالا‌های اساسی درکنار کاهش قدرت خرید زحمتکشان درمجموع اوضاعی ناگوار و بحرانی ژرف را پدید آورده ‌است. تبلور این سیاست‌های ویرانگرِ اقتصادی را در گسترشِ فقر و ... جایگاه طبقهٔ کارگر از مبارزهٔ صنفی تا پیکارِ سیاسی: راه‌کارهایی برای تقویت جنبش کارگری در تحول‌های صحنهٔ سیاسیِ کشور

ادامه

آزادی, آمریکا, ارتجاع, استقلال, اقتصادی, امپریالیسم, ایران, تورم, حاکمیت ملی, حقوق بشر, دستمزد, دموکراتیک, سرمایه داران, صلح, طبقه کارگر, عدالت اجتماعی, فقر, معیشت

زاخارووا: هدف غرب، تکرار تاریخ درغارت نفت ایران بوده است/ جهان تغییر کرده است

سخنگوی وزارت خارجه روسیه با اشاره به اسناد تاریخی از طبقه‌بندی خارج شده گفت: در سال ۱۹۴۶ میلادی (۱۳۲۴ شمسی) شرکت‌های آمریکایی و انگلیسی به دنبال غارت میادین نفتی ایران بودند و اکنون نیز این وضعیت در حال تکرار است. به گزارش ایرنا، ماریا زاخارووا روز پنجشنبه در نشستی خبری افزود: در آن سال، دستور ... زاخارووا: هدف غرب، تکرار تاریخ درغارت نفت ایران بوده است/ جهان تغییر کرده است

ادامه

آمریکا, اروپا, استثمار, امپریالیسم, اوکراین, ایران, بلژیک, تروریسم, تنش‌زدایی, جهان, حقوق بشر, خاورمیانه, دموکراتیک, دیکتاتوری, غارتگری, گزارش, مقاله

به‌مناسبت هشتادمین سالگرد جنبش دوم بهمن

جنبش دوم بهمن‌ماه و مبارزه علیه لغو ستم‌ملی جدا از پیکار همگانی مردم علیه دیکتاتوری ولایی و مداخله امپریالیسم نیست! با فرارسیدن دوم بهمن‌ماه امسال، هشتاد سال از جنبش دوم بهمن و بنیانگذاری حکومت ملی و دمکراتیک کردستان می‌گذرد. اعلام حکومت خودمختار کردستان از طرف رفیق جان‌باخته “قاضی محمد” در جمع باشکوه هزاران نفر از ... به‌مناسبت هشتادمین سالگرد جنبش دوم بهمن

ادامه

آمریکا, اتحاد, اتحاد شوروی, اجتماعی, استبداد, استعمار, استقلال, اسراییل, انگلیس, ایران, بازنشستگان, حزب توده ایران, حقوق دموکراتیک, خاورمیانه, دیکتاتوری, زحمتکشان, سیاسی, طبقه کارگر, فرهنگی, فقر, کمونیسم, محیط زیست, نئولیبرالیسم, یادنامه

بن‌بست دیکتاتوری ولایت فقیه و ضرورت نجات دادن کشور از آتش جنگ

حکومت ولایت فقیه بار دیگر با تکیه بر سرکوب وحشیانه و کشتار گستردۀ مردمی که از فشارهای زندگی و وخامت معیشت به ستوه آمده‌اند، و با ایجاد فضای هراس و وحشت، موقتاً توانست اوضاع را برای آنچه “حفظ نظام” می‌نامد مدیریت کند. سرکوب بی‌رحمانهٔ اعتراض‌ها با راه‌اندازی فاجعه‌ای خونین به دستور خامنه ‎ای و در ... بن‌بست دیکتاتوری ولایت فقیه و ضرورت نجات دادن کشور از آتش جنگ

ادامه

آمریکا, اسراییل, اسلام سیاسی, امپریالیسم, انقلاب ملّی-دموکراتیک, ایران, پاکستان, حزب توده ایران, خاورمیانه, دموکراتیک, زحمتکشان, سوریه, عراق, معیشت