اعلامیۀ کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران، بهمناسبت اول ماه مه، روز جهانی کارگر! پیش بهسوی سازماندهی سراسری و منسجم اعتراضهای کارگری و زحمتکشان جامعه بر ضد رژیم استبدادی حاکم
کارگران و زحمتکشان میهن!
کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران فرا رسیدن ۱۱ اردیبهشتماه (اول ماه مه)، روز جهانی کارگر، را به شما رزمندگان راه عدالت، بهروزی، و آزادی کشور که در وضعیت دشوار زندگی، فشارهای کمرشکن اقتصادی، و ادامه حیات رژیم استبدادی و کارگرستیز ولایت فقیه برای دستیابی به حقوق صنفی، سربلندی کشور، و رهایی آن از ستمگران همچنان به پیکارتان ادامه میدهید، صمیمانه شادباش میگوید و برای شما و مردم میهنمان در مبارزه پیشِ رو بر ضد رژیم ظالم و ضد مردمی ولایت فقیه پیروزی آرزومند است.
سالی که گذشت برای همهٔ کارگران و زحمتکشان جهان، سالی پرحادثه و دشوار بود. در آستانۀ برگزاری روز اول ماه مه بیش از هشت هفته جنگ خونین و خانمانسوز در اروپا که حاصل سیاستهای برتریطلبانه امپریالیسم آمریکا، تحریکات پیمان تجاوزکار ناتو، و حملۀ نظامی روسیه به اوکراین است را شاهد بودهایم. سال گذشته همچنین سال ادامۀ دستوپنجه نرم کردن بشریت با ویروس کرونا بود، ویروسی که حتی بر اساس آمارهای رسمی هم که از سوی کشورهای مختلف منتشر شده به نابودی بیش از شش میلیون انسان که اکثر قریب بهاتفاق آنان از طبقهها و قشرهای زحمتکش و محروم بودهاند و خواهند بود، مصائب پرشمار اجتماعی، و فشارهای کمرشکن اقتصادی بیشتر بر زندگی و معیشت کارگران و زحمتکشان در سراسر جهان منجر شده است. در این سال دهها میلیون انسان بهخاطر ادامۀ همهگیری ویروس کوید-۱۹ و وضعیت بحرانی اقتصاد جهان شغلشان را از دست دادند و به صف عظیم بیکاران رانده شدند درحالی که شرکتهای غولپیکر سرمایهداری جهان دهها میلیارد دلار به ثروتشان افزودند. بر اساس آمارهای منتشر شده تنها در سال ۲۰۲۰ (۱۳۹۹) بهدلیل همهگیری کرونا بیش از ۱۲۰ میلیون نفر به صف محرومان زیر خط فقر در جهان افزوده شد. فقر مطلق و دسترسی نداشتن صدها میلیون انسان به کار، مسکن، بهداشت، آموزش، و در کنار اینها نابودی فاجعهآمیز محیط زیست، حاصل حاکمیت سرمایهداری انحصاری جهانی است که برخیها تلاش دارند این حاکمیت واپسگرا و ضد انسانی را یگانه نظام و راهورسم واقعگرایانهٔ تحول جامعهٔ بشری نشان دهند. بزرگداشت روز جهانی کارگر در چنین وضعیتی مستلزم تأکید بر ضرورت ادامهٔ مبارزهٔ کارگران و زحمتکشان جهان بر ضد نظام سرمایهداری جهانی و بهویژه سرمایهداری انحصاری است که با وجود همهٔ فرازونشیبهایش بیش از یک سده میگذرد که بر جهان ما حاکم است.
کارگران و زحمتکشان ایران!
ایران سال پرحادثه و تحولی را پشت سر گذاشت. سالی که مهمترین ویژگیاش ادامۀ مبارزه و اعتراضهای گستردهٔ کارگری و مردمی بر ضد سیاستهای خانمانبرانداز حکومت جمهوری اسلامی بود. در زمرهٔ عرصههای مهم مبارزۀ دلاورانه کارگران بر ضد سیاستهای رژیم بهطور خلاصه عرصههای گوناگون زیر بودند:
¨ مبارزه بر ضد خصوصیسازی و تعدیل نیروی انسانی کار (مبارزات پرشور و پیگیر کارگران مجتمع نیشکر هفتتپه و شرکت هپکو اراک بهرغم سرکوب خشن کارگران از سوی نیروهای مزدور رژیم)،
¨ مبارزهٔ گستردۀ کارگران پروژه ای در صنایع نفت و مجتمع پتروشیمی جنوب، معادن، شهرداریها، و بنگاههای تولیدی برای حذف دلالان نیروی کار،
¨ مبارزهٔ کارگران راهآهن و ترابری در اعتراض به وضعیت شغلی و حقوقیشان،
¨ مبارزهٔ کارگران برق و مخابرات برای دستیابی به امنیت شغلی و رفع تبعیض و برای مزد یکسان برای کار یکسان،
¨ مبارزهٔ آموزگاران و فرهنگیان کشور برای آموزش رایگان و حقوق بالای خط فقر برای تمام معلمان و بازنشستگان،
¨ مبارزۀ بازنشستگان کشور بر ضد فشارهای اقتصادی و بیتوجهی رژیم به حقوق بازنشستگی، ازجمله دسترسی به بهداشت و زندگی حداقل انسانی متناسب با بحران اقتصادی، اعتراض به غارت منابع مالی و صندوق سازمان تأمین اجتماعی بازنشستگان از سوی دولتها و این دولت، بخش خصوصی، و نهادهای اقتصادی وابسته به سپاه
¨ مبارزهٔ پرستاران برای دستیابی به امنیت شغلی، حقوق راستین، و مزایای کاری انسانی.
یکی از عرصههای جدی چالش پیشِ روی کارگران و زحمتکشان و میلیونها خانواده ایرانی روند فاجعهبار افزایش بیکاری در سطح کشور، تشدید فقر و محرومیت و همراه با آنها افزوده شدن بر دامنهٔ ناهنجاریهای اجتماعی و در شکلهایی گوناگون بوده است. حجتالله عبدالملکی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی روز سهشنبه ۱۱ آبانماه ۱۴۰۰ در گفتوگو با خبرگزاریها ازجمله گفت: “بر اساس آمارهای رسمی حدود ۲٫۴ میلیون نفر بیکار و ۲٫۲ میلیون نفر دارای اشتغال ناقص یا ناپایدار و حدود ۲ میلیون نفر ناامید از یافتن کار در کشور داریم که جزو جمعیت فعال نیستند. … همچنین در حال حاضر ۹٫۷ میلیون نفر نیز با اشتغال کمدرآمد روبرو هستند و ۴٫۵ میلیون نفر دارای اشتغال غیررسمی بوده و بیمه ندارند.” بر اساس نتایج طرح آمارگیری نیروی کار که در تابستان ۱۴۰۰ منتشر شد، نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله حاکی از آن است که ۲۵٫۷ درصد از فعالان این گروه سنی در تابستان سال ۱۴۰۰ بیکار بودهاند و در گروه سنی ۱۸ تا ۳۵ ساله نیز ۱۷٫۶ درصد از جمعیت فعال این گروه سنی بیکار بودهاند.
بیکاری و یا اشتغال ناقص و ناپایدار هرروز بخشهایی وسیعتر از کارگران و زحمتکشان کشور را به سمت فقر و محرومیت مطلق میراند. بهگفتهٔ محمدرضا پورابراهیمی، رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی، نرخ فقر در ایران ۱۰ درصد افزایش یافته است و معادل یکسوم از جمعیت کشور با شرایط بسیار نگرانکنندهای روبرو هستند.” همچنین معاونت رفاه اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در مهرماه ۱۴۰۰ در گزارشی اعلام کرد که تا سال ۱۳۹۹ حدود ۲۶ میلیون نفر از جمعیت کشور در “فقر مطلق” زندگی میکردند.
امروز برای طبقهٔ کارگر ایران و زحمتکشان از مبارزهٔ مشترک و سازمانیافتهٔ سراسری بر ضد مجموعۀ سیاستهای خانمانبرانداز رژیم ولایت فقیه هیچ امری مهمتر وجود ندارد. این امر نیز بدون تشکلهای مستقل سندیکایی-کارگری، بدون هماهنگی و اتحاد عمل نیروهای اجتماعی با چالشهایی جدی رو بهرو خواهد شد. عملکرد دستگاههای امنیتی رژیم ولایت فقیه در خلال سالهای دهههای اخیر همواره بر ضد تشکلهای راستین کارگران و بر محور سرکوب و مختل کردن کار گرایش به سازمانیافتگی و همبستگی فعالان کارگری متمرکز بوده است. ایجاد سازمانهای زرد و دستساز از جانب حکومت در زمرهٔ برنامههای رژیم برای تضعیف جنبش کارگری کشور در چارچوب شعارها و خواستهای قابلقبول در نزد حکومتگران بوده است و در آینده هم خواهد بود. مبارزه سازمانیافته و سراسری معلمان، فرهنگیان، و بازنشستگان کشور و سازماندهی حرکتهای مشترک در بیش از صد شهر کشور در ماههای اخیر ازجمله تجربههایی ارزندهاند که باید دید چگونه میتوان آن را به بخشهای دیگر مبارزات کارگران و زحمتکشان کشور گسترش داد.
کارگران و زحمتکشان میهن!
حکومت سرمایهداری حاکم بر میهن ما با شمایل “اسلامی” در طول سالهای چهار دههٔ گذشته نشان داده است که سد اساسی تحقق خواستهای شما و حرکت کشور به سمت عدالت اجتماعی است. ساختار عمیقاً فاسد و ظالمی که بر میهن ما حکومت میکند، یعنی نظام سیاسی رژیم “ولایت مطلق فقیه”، اصلاحناپذیر است. بنابراین، رفتن بهدنبال راهکارهایی که هدف آنها تغییرهایی بر روی سطح نظام سیاسی کنونی است نهتنها موفقیتی بههمراه نخواهد داشت، بلکه به ادامه یافتن و طولانیتر شدن عمر استبداد در میهن ما منجر خواهد شد.
از نخستین گردهمایی روز جهانی کارگر در ایران که بهابتکار کمونیستها و فراخوان “شورای مرکزی فدراسیون سندیکای کارگری” در سال ۱۳۰۰ خورشیدی برگزار شد بیش از یکصد سال میگذرد. با بنیان حزب تودهٔ ایران مبارزهٔ طبقهٔ کارگر و زحمتکشان در ایران کیفیتی نو پیدا کرد. برگزاری روز جهانی کارگر در ایران در ۱۱ اردیبهشتماه ۱۳۲۵ بهابتکار حزب تودۀ ایران و شورای سندیکاهای کارگری و شرکت ۷۰۰ هزار کارگر در سراسر ایران، نقطۀ عطفی در حضور سازمانیافتهٔ کارگران و زحمتکشان ایران در مبارزه برای حقوقشان بود. این حضور سازمانیافته فضای سیاسی کشور ما را نهتنها در آن دوران بلکه در سالهای دهههای بعد هم بهکلی دگرگون کرد. امروز نیز حزب تودۀ ایران معتقد است که بدون حضور نیرومند و سازمانیافتهٔ طبقهٔ کارگر در عرصهٔ مبارزهٔ عمومی بر ضد حکومت استبدادی و ضد مردمی حاکم نمیتوان به تحقّق خواستهای جنبش مردمی در راستای حاکم شدن مردم ایران بر سرنوشت خویش خوشبین بود. روز جهانی کارگر، روز تجدید عهد برای ادامهٔ مبارزۀ مشترک و هماهنگ بر ضد سیاستهای خانمانبرانداز سرمایهداری حاکم بر میهن ما، روز تجدید عهد برای مبارزه با چپاولگری و سرکوبگری رژیم حاکم، و روز تجدید عهد برای تلاش در راه رسیدن به اتحاد عمل کارگران و طیف گستردۀ زحمتکشان کشور از معلمان و فرهنگیان تا بازنشستگان و پرستاران کشور است.
روز جهانی کارگر، روز تشدید تلاشها برای رهایی همه کارگران و زحمتکشان زندانی و همه زندانیان سیاسی- عقیدتی کشور است.
فرخنده باد اوّل ماه مه، روز جهانی کارگر، روز همبستگی رزمجویانهٔ کارگران و زحمتکشان سراسر جهان!
ماندگار باد خاطرهٔ تابناک جانباختگان جنبش کارگری و همهٔ جانباختگان راه آزادی میهن!
پیروز باد مبارزۀ کارگران و زحمتکشان ایران برای تأمین منافع صنفی و سیاسیشان و بر ضد استبداد مذهبی حاکم!
۵ اردیبهشتماه ۱۴۰۱
کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران
«نامۀ مردم»