در گذشته ایالات متحده تلاش میکرد جاهطلبیهای خود برای سلطه بر جهان را در قالب شعارهایی مانند حفظ «نظم بینالمللی مبتنی بر قواعد» پنهان کند اما امروز تصمیمگیرندگان در واشنگتن بر این فرض عمل میکنند که تنها با تکیه بر قدرت و نه پیروی از قوانین است که میتوان روابط بینالمللی را تعیین کرد.
به گزارش CGTN : برای نمونه، در حمله آمریکا به ونزوئلا، پس از دستگیری رئیس جمهور این کشور مستقل، سران واشنگتن به طور کامل از صحبت درباره تغییر رژیم و آوردن دموکراسی به ونزوئلا دست کشیدند و با افتخار از مقاصد خود برای «اداره» این کشور آمریکای لاتین و بهرهبرداری از منابع عظیم نفتی آن برای تأمین منافع آمریکا حرف زدند.
تنشهای فزاینده درباره گرینلند یک نمونه بارز دیگر از گسترش گرایشهای امپریالیستی دولت فعلی آمریکا است که نشان میدهد ایالات متحده آمادگی تصاحب هر چه که برای منافع خود حیاتی بداند را دارد؛ حتی اگر به معنای گرفتن آن از دست همپیمانانش باشد.
روی آوردن واشنگتن به این رویکرد که اکنون دیگر به عنوان سیاست رسمی واشنگتن تثبیت شده، تصادفی نیست. متن سند استراتژی امنیت ملی ۲۰۲۵ آمریکا به صراحت به لزوم احیای دکترین مونرو اشاره دارد و از دولت میخواهد با تعهد به گستردن دوباره سلطه آمریکا بر نیمکره غربی، مانع از کنترل شدن داراییهای این نیمکره توسط قدرتهای خارجی شود، چرا که این امر از نظر استراتژیک برای واشنگتن حیاتی خواهد بود.
برخلاف قرن نوزدهم که جهان بین چند امپراتوری تقسیم شده بود، شرایط اقتصادی امروز جهان و ظهور یک نظم چندقطبی جهانی باعث شده که این جاهطلبیهای هژمونیک هم از نظر اخلاقی غیرقابل دفاع باشند و هم از نظر استراتژیک به خود ایالات متحده آسیب برسانند.
واشنگتن باید بداند که هر گونه اقدام در جهت برخورد مبنی بر منطق مداخلهجویی دوران استعمار با دنیای همراه با وابستگیهای جهانی روزافزون قرن بیست و یکم، به شکست خواهد انجامید.