روزی نیست که سازمان تامین اجتماعی در عدول از انجام وظایف خود نسبت به زحمتکشان که شامل پرداخت مستمریهای بازنشستگی، از کار افتادگی و بازماندگان، مقرری بیمه بیکاری، دستمزد ایام بیماری و بارداری، هزینه پزشکی، کمک هزینه ازدواج و کمک هزینه کفن و دفن برای بیش از ۴۸ میلیون نفر جمعیت یعنی بیش از نیمی از جمعیت کشور میشود، خبر ساز نباشد.
بنا بر گفته مدیرعامل این سازمان، تأمین اجتماعی هر ماه ۱۲۵ هزار میلیارد تومان (همت) تعهد مالی دارد که حدود ۱۰۰ همت آن از محل حق بیمه یعنی دسترنج زحمتکشان بازنشسته و شاغل تأمین میشود. درآمدهای حاصل از سرمایهگذاریها و اموال سازمان تامین اجتماعی (در زیر مجموعه شرکت سرمایه گذاری تأمین اجتماعی، شستا) و سایر درآمدها در مقایسه با حق بیمه ناچیز هستند. دولت جمهوری اسلامی که بزرگترین بدهکار به سازمان تامین اجتماعی با حدود ۱۰۰۰ همت است، با سوءِاستفاده و برداشت نامعقول از منابع مالی تامین اجتماعی، امکانات لازم برای ارائه خدمات به زحمتکشان را کاهش میدهد و صندوق بیمه تامین اجتماعی را عملاً در معرض یک بحران ژرف ورشکستگی قرار داده است. لازم به توضیح است که دربودجه سال جاری تصویب شده است که دولت ۱۸۶همت از بدهی خود را به سازمان تامین اجتماعی را پرداخت کند، ولی تا اکنون که در سه ماهه سوم سال قرار داریم حتی یک ریال آن پرداخت نشده است.
در رتبه بعدی بدهکاران به سازمان تامین اجتماعی، کارفرمایان و پیمانکارهای بخش خصوصی هستند که با بدهی بالغ بر بیش از ۷۰۰ همت باعث بسیاری از مشکلات زحمتکشان تحت پوشش بیمه و بازنشستگان از قبیل معوقات درمان، کمبود خدمات و تأخیر در پرداختها میشوند. پیمانکاران دلال نیروی کار که احتمالاً با زد و بند و رابطه بهخصوص در صنایع نفت و گاز پروژهها را بهدست گرفتهاند، با تقلب در پرداخت حق بیمه کارگران با سابقه و متخصص با عنوان اینکه آنان کارگر ساده و بیتجربه هستند، در ازای کاهش در آمد سازمان تامین اجتماعی و پایین نگاهداشتن حقوق بازنشستگی کارگران سوداندوزی نجومی خود را در اجرای پروژهها افزایش میدهند.
گسترش نارساییها در سازمان تامین اجتماعی در زمینههای گوناگون ادامه دارد . در ۲۵ آبانماه سال جاری بازنشستگان تامین اجتماعی در چند شهر از جمله شوش، اهواز، کرمانشاه، و رشت تجمع کردند و به پایین بودن مستمری ها و هزینههای سنگین زندگی اعتراض کردند و خواهان ارائه خدمات درمانی رایگان و بهبود سطح رفاهی خود شدند و گفتند: “با این حقوقها، هر ماه بحران معیشت ما عمیقتر میشود”. در موارد متعدد دیگری بازنشستگان تامین اجتماعی با تماس با رسانهها به محروم شدن زنان بیمه شده تحت پوشش تامین اجتماعی از حق عائلهمندی با وجود داشتن شرایط سرپرستی خانوار، عدم واریز حق اولاد، حذف حق اولاد بازماندگان دختر[!] و عدم پرداخت معوقات مستمری بازنشستگی برای چندین ماه، اعتراض کردند. آنان تاکید کردند که درمان رایگان را حق مسلم خود میدانند، و از نظر آنان هرگونه ادغام صندوقهای بازنشستگی توسط دولت با تأمین اجتماعی باید غیرقابلقبول باشد تا از آسیب به حقوق بیمه شدگان جلوگیری شود. واقعیت این است که بازنشستگان بهحق تاکید میکنند: “اگر امروز حق بیمههای دریافتی هزینهها را پوشش نمیدهد مقصر کیست؟ مقصر آنهایی هستند که در دهه هفتاد، مناطق ویژه تجاری و کارگاههای زیر ده نفر را از شمولیت قانون بیرون آوردند و فکر نکردند که چگونه تامین اجتماعی را از درآمدهایش محروم میکنند… مقصر آنهایی هستند که با پیمانکاران و دلّالان نیروی انسانی مماشات میکنند و اجازه میدهند حق و حقوق کارگران و آینده تامین اجتماعی در معرض خطر قرار بگیرد”.
خواسته زحمتکشان و بازنشستگان تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی انحلال مدیریت حکومتی سازمان تامین اجتماعی و جایگزینی آن با یک شورای عالی تامین اجتماعی مستقل است. از این راه کارگران شاغل و بازنشسته مشترکاً قادر خواهند بود که بر کارکرد سازمان تامین اجتماعی نظارت داشته باشند.
به نقل از ضمیمه کارگری «نامهٔ مردم» شمارۀ ۱۰۴، ۱۰ آذر ۱۴۰۴