از زمان آغاز حملات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه (۹ اسفند ۱۴۰۴)، این درگیری یک ماه کامل ادامه یافته است. این جنگ که در جریان روند مذاکرات و بدون تحریک از سوی ایران آغاز شد، نه تنها در تحقق بهاصطلاح «اهداف تعیینشده» خود ناکام مانده، بلکه بهتدریج به سمت وضعیتی خارج از کنترل حرکت کرده است.
به گزارش CGTN : نحوه پایان این درگیری همچنان غیرقابل پیشبینی است، اما تأثیری گسترده و عمیق بر ژئوپلیتیک و نظم جهانی بر جای گذاشته است. وظیفه فوری آن است که از سقوط این درگیری که اساساً نباید رخ میداد، به ورطهای کاملاً خارج از کنترل جلوگیری شود.
این جنگ از ابتدا بر پایه خطاهای جدی در محاسبات راهبردی و کاستیهای آشکار اخلاقی شکل گرفته است. از کشتار خونین در مدرسه ابتدایی میناب تا «باران سیاه» در خیابانهای تهران، حملات مداوم به تأسیسات هستهای ایران زنگ خطر جهانی را به صدا درآورده و خطر نشت مواد رادیواکتیو را بهشدت افزایش داده است.
همزمان، این درگیری بحران انرژی، اختلال در زنجیره تأمین و نااطمینانی اقتصادی را به جهان تحمیل کرده است. با توجه به محدودیتهای ناوبری در تنگه هرمز، قیمت جهانی نفت از ۱۱۲ دلار در هر بشکه عبور کرده است. در صورت تداوم تشدید درگیری، خطر رکود اقتصادی جهانی بهطور قابل توجهی افزایش مییابد و منافع مشترک مردم جهان را تهدید میکند.
شعار «کافی است! به این جنگ بیپایان پایان دهید!» در ۲۸ مارس (۸ فروردین)، یک ماه پس از آغاز درگیری، در میدانی در تلآویو مطرح شد. در همان روز بیش از ۳۱۰۰ تجمع اعتراضی در سراسر ایالات متحده برگزار شد که «نه به جنگ» یکی از مطالبات اصلی معترضان بود. حتی جو کنت، مدیر مرکز ملی مبارزه با تروریسم، به دلیل «ناتوانی در حمایت از» اقدام نظامی ایالات متحده علیه ایران استعفا کرد؛ رخدادی که بیانگر کاهش حمایت از این جنگ است.
در حالی که وضعیت کنونی سرشار از عدم قطعیت است، روزنههایی برای کاهش تنش نیز وجود دارد. ایالات متحده، اسرائیل و ایران در روند تقابل مستمر خود با فشارهای متعدد و فزایندهای مواجه هستند و فضای راهبردی و گزینههای سیاسی آنها بهطور قابل توجهی تحت تأثیر واقعیتهای میدانی محدود شده است. این درگیری اکنون در آستانه خروج از کنترل قرار دارد و هر خطای محاسباتی یا هر تشدید تنش میتواند پیامدهایی جبرانناپذیر به دنبال داشته باشد. همه طرفها باید خویشتنداری و عقلانیت را حفظ کنند، از رویکردهای تقابلی فاصله بگیرند و فرصتهای هرچند محدود صلح را نادیده نگیرند.
یک ماه گذشته است و ۱۶۸ دختر در میناب هرگز فرصت بزرگ شدن نخواهند داشت. در جنگ هیچ برندهای وجود ندارد و تنها خسارتهای جبرانناپذیر باقی میماند. چین از ابتدای درگیری تأکید کرده که فوریترین اولویت، برقراری آتشبس و پایان دادن هرچه سریعتر به جنگ است. این جنگی است که اساساً نباید رخ میداد و به سود هیچ طرفی نیست.
تجربههای تاریخی خاورمیانه بارها نشان داده که توسل به زور راهحل نیست. درگیری نظامی تنها به تولید نفرت و شکلگیری بحرانهای جدید میانجامد. بار دیگر بر ضرورت توقف فوری این درگیری، جلوگیری از تشدید اوضاع و ممانعت از گسترش دامنه جنگ تأکید میشود.