چین، بحران نفت و جابه‌جایی در دسترسی و کنترل منابع جدید انرژی

کارولینا پالوتکو ماسئوس*

بحران جاری نفت و گاز این ‌بار فقط تکانه‌ا‌ی کوتاه‌مدت در بازارهای جهانی نیست، بلکه نشانه‌ای از تغییر توازن قوا در نظام انرژی جهان است. در حالی‌که بسیاری از اقتصادهای سرمایه‌داری غربی تحت فشار جهش قیمت‌ها، وابستگی وارداتی و شکنندگی زیرساختی قرار گرفته‌اند، چین ظاهراً در موقعیتی قرار دارد که می‌تواند از دل این بی‌ثباتی موقعیتش را تثبیت و حتی تقویت کند.‌ چین امروز حدود ۱۲ میلیون بشکه نفت در روز وارد می‌کند و نزدیک به نیمی از این حجم از تنگهٔ ‌راهبردی (استراتژیک) هرمز عبور می‌کند، گلوگاهی که در ادبیات امنیت انرژی اغلب با ‌عنوان نقطهٔ‌ خفگی برای شرق آسیا تصویر شده است. اما به‌باور برخی کارشناسان اقتصادی، این “وابستگی شدید” تمام حقیقت را بازتاب نمی‌دهد.

ذخایر نفتی چین در حدود ۱٫۲ میلیارد بشکه است، سطح حجمی که از نظر تئوریک می‌تواند برای حدود شش ماه نیاز انرژی کشور را حتی در سناریوی توقف کامل جریان نفت از تنگه هرمز پوشش دهد. از این هم فراتر، حتی در صورت تشدید تنش با ایران و انسداد مقطعی تنگهٔ هرمز، صادرات نفت ایران – به‌ویژه به مقصد چین- ادامه می‌یابد. تهران در مقام قدرت منطقه‌ای در خلیج فارس و تنگه هرمز، عملاً منافعی بلاواسطه در حفظ جریان نفت به سوی شرکای آسیایی خود دارد، و چین یکی از مهم‌ترین طرف‌های معاملهٔ ایران است. بنابراین آنچه در گفتمان رسمی غرب همچون “ریسکی ژئوپولیتیکی” تصویر می‌شود، درعمل بیش از آنکه تهدیدی وجودی برای پکن باشد، ابزاری است برای چانه‌زنی و بازترسیم مناسبات قدرت.

راهبردِ چین در مقابل این وضعیت صرفاً دفاعی نیست. پکن طی سال‌های اخیر با افزایش واردات از روسیه و سایر صادرکنندگان، تنوع‌سازی در مبادی تأمین را به سیاستی ساختاری تبدیل کرده است. این تنوع‌سازی به‌ویژه در پی تحریم‌های غرب علیه روسیه و تخفیف‌های نفتی ناشی از آن، نه فقط اقدامی امنیتی، بلکه نوعی بهره‌برداری سیاسی از تضادهای درون بلوک سرمایه‌داری غربی است، تضادهایی که امکان دسترسی چین به انرژی ارزان‌تر را فراهم می‌کنند. اما مهم‌تر از بازی با مبادی عرضه، تغییر در الگوی مصرف انرژی در داخل چین است. امروز حدود نیمی از خودروهای نو در این کشور برقی هستند و اگر این روند ادامه یابد ظرف چند دههٔ‌ آینده ناوگان حمل و نقل خودرویی چین می‌تواند عمدتاً از سوخت‌های فسیلی بی نیاز شود. این گذار هم‌زمان با گسترش سریع ظرفیت تولید برق در کشور صورت می‌گیرد، چندان ‌که چین اکنون حدود یک‌سوم برق جهان را تولید می‌کند.

بهای برق برای مصرف‌کنندهٔ‌ چینی در سطحی به‌مراتب پایین‌تر از بهای میانگین در کشورهای اتحادیهٔ اروپاست.

این اختلاف هزینه، تنها “مزیتی رقابتی“‌ برای سرمایه‌داران چینی نیست، بلکه بخشی از سازوکار نابرابر تقسیم کار جهانی است که در آن تولید ارزان در جنوب و شرق، حاشیهٔ سود و مصرف بالاتری را در مرکز تأمین می‌کند.

سرمایه‌گذاری‌های عظیم در انرژی‌های تجدیدپذیر از جمله نصب بیش از ۳۰۰ گیگاوات ظرفیت جدید خورشیدی در یک سال- ظرفیتی که به‌گفتهٔ کارشناسان انرژی حدود پنج برابرِ کلِ توان نصب‌شدهٔ کشوری مانند سوئد از همهٔ انواع نیروگاه‌هاست– نشان می‌دهد که چین در حال تصاحب موضعی کلیدی در “دور بعدی” سیستم‌های اقتصادی با کمترین اثر در تولیدِ گازهای گلخانه‌ای است۱. این یعنی اگر چین همان‌قدر که در نظام اقتصادی متکی به نفت در قرن بیستم در حاشیه‌ قرار داشت، می‌کوشد در نظم الکتریکی و انرژی تجدیدپذیرِ قرن بیست‌ویکم به قدرتی مرکزی تبدیل شود.

این تحول ساختاری، در سطح بنگاه‌ها نیز به‌خوبی قابل مشاهده است. بزرگ‌ترین محرک‌های سود در صندوق‌های سرمایه، سرمایه‌گذاری سرمایه‌گذاران ریسک‌پذیر هستند که در فرایند برقی‌سازی و گذار انرژی قرار دارند: خودروسازانی مانند BYD و یا بزرگ‌ترین سازندهٔ باتری‌های برقی دنیا ،CATLتنها نتیجه “نوآوری تکنولوژیک” نیستند، بلکه بازتابی از جابه‌جایی ساختاری سرمایه از بخش‌های متکی بر سوخت‌های فسیلی به بخش‌های پیوند خورده با زنجیرهٔ ارزش الکتریکی است. در اینجا نیز منطقِ سود تعیین‌کننده است: هرچه شوک‌های نفتی شدیدتر شود، انگیزهٔ سرمایه برای حرکت به سمت بخش‌های کم‌هزینه‌تر و کمتر وابسته به نفت تشدید می‌شود.

در سطح عملکرد مالی، صندوق تحت مدیریت گوستاو رِنمان۲ MSCI China از ابتدای سال کمی بهتر از شاخص‌های بازار عمل کرده، هرچند هنوز بازده آن منفی باقی مانده است. اما در افق پنج‌ساله، همین صندوق به‌طور متوسط سالانه حدود ۵ واحد بیشتر از دیگر صندوق‌ها سود داشته است، شکافی که به ۲٫۲۵ درصد بازده مثبت سالانه در برابر حدود ۳٫۰۵ درصد افت سالانه برای شاخص ترجمه می‌شود. این ارقام در سطحی عینی نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری روی همان روندهایی که نظم انرژی را از نو می‌چینند- ذخایر بزرگ نفتی، برقی‌سازی، انرژی‌های تجدیدپذیر و زنجیرهٔ‌ باتری- در حال حاضر نیز برای سرمایهٔ مالی سودآور است.

پرسش برای نیروهای چپ این است که این سود چگونه و بر دوش چه کسی تولید می‌شود؟ و چه تناقض‌هایی تازه‌ به‌همراه می‌آورد؟

چین در قبال بحران خاورمیانه و سیاست‌های ایالات متحده موضعی انتقادی اتخاذ کرده و اقدام‌های واشنگتن را با حقوق بین‌الملل مغایر می‌خواند. اما آنچه مهم‌تر است نه صرفاً زبان انتقاد، بلکه جایگاه استراتژیکی‌ای (راهبردی‌ای) است که پکن در حال تثبیت آن است. گوستاو رنمن، کارشناس امور مالی در سوئد، برای توصیف این وضعیت به عبارتی منسوب به سان تزو۳ اشاره می‌کند: “وقتی دشمن در حال انجام اشتباه است، مزاحمش نشو.”۲ و ۳ این گزاره، واقع‌گرایی سرد چین را در نگاه به بحران‌های منطقه‌ای و اشتباه‌های آمریکا به‌خوبی جمع‌بندی می‌کند. از این منظر، ایالات متحده با تضعیف مشروعیت اخلاقی خود، بهره‌گیری ابزاری از تحریم، و تداوم دخالت نظامی در خاورمیانه، نه فقط نظم لیبرال مورد ادعای خود را فرسوده می‌کند، بلکه فضای مانور برای بازیگران بدیل- از چین گرفته تا دیگر قدرت‌های نوظهور- را گسترش می‌دهد. واشنگتن در تلاش برای حفظ هژمونی نفتی و مالی خود نوعی خودتخریبی ساختاری را بازتولید می‌کند، در حالی که پکن در حاشیهٔ این بحران گام‌به‌گام زیرساخت‌های مادیِ هژمونی‌ای جایگزین را بنا می‌کند: ذخایر بزرگ نفتی، شبکه‌های تأمین متنوع، ناوگان برقی، و سلطه بر زنجیرهٔ باتری و انرژی‌های تجدیدپذیر.

گذار انرژی که امروز با زبان “انرژی و یا برق پاک” و “سرمایه‌گذاری سبز” توصیف می‌شود، درعمل بدون مداخلهٔ آگاهانهٔ جنبش‌های کارگری و سوسیالیستی بیش از هر چیز به بازآراییِ همان منطق انباشتِ سرمایه در سطحی بالاتر می‌انجامد. بحران جاریِ نفت و گاز به‌جای آنکه صرفاً همچون فرصتی برای قدرت دولتی‌ای جدید دیده شود، باید به‌مثابهٔ‌ لحظه‌ای برای طرح دوبارهٔ این پرسش باشد: کنترل ابزارهای تولید انرژی، از چاه‌های نفت تا پنل‌های خورشیدی و باتری‌های لیتیومی، در دست چه نیرویی است و برای تأمین منافع چه طبقه‌ای به‌کار گرفته می‌شود؟

پی نوشت:

  • کارولینا پالوتکو ماسئوس (Karolina Palutko Maceus) خبرنگار و تحلیلگر اقتصادی لهستانی الاصلِ ساکن سوئد.

۱. Low Carbon Economy(LCE) – اقتصاد کم کربن یا اقتصاد بی‌کربن، سیستم اقتصادی‌ای مبتنی بر منابع انرژی است که کم‌ترین انتشار گازهای گلخانه‌ای، به‌ویژه اکسید کربن را تولید می‌کند و با هدف کاهش تغییرات اقلیمی و درعین‌حال حمایت از رشد پایدار، توسعه می‌یابند. این شامل افزایش بهره‌وریِ انرژی، نوآوری در فناوری و تغییرات ساختاری برای کاهش بستگی به سوخت‌های فسیلی است.

۲. گوستاو رِنمان (Gustav Rrehnman)

۳. سان زی یا سان تزو (Sun Tzu)، حدود ۵۰۰ سال پیش از میلاد می‌زیسته است و طبق روایت‌های سنتی، استراتژیستِ جنگ، فیلسوف، و نویسندهٔ چینیِ “هنرِ جنگ“، مجموعه‌ای از ۳۸۳ پند در مورد پیروزی و شکست (در جنگ) است.

ترجمۀ س.امید


به نقل از «بسوی آینده» شمارۀ ۱۵، خرداد ۱۴۰۵

رئیس جمهور چین به کره شمالی می‌رود

مقامات کره شمالی و چین اعلام کردند: شی جین‌ پینگ برای یک دیدار رسمی دو روزه به پیونگ یانگ سفر خواهد کرد. به گزارش ایرنا از یورو نیوز، این دیدار قرار است دوشنبه ۸ ژوئن (۱۸ خرداد) آغاز شود. این اولین سفر رئیس جمهور چین به کره شمالی پس از تقریباً هفت سال خواهد بود. ... رئیس جمهور چین به کره شمالی می‌رود

ادامه

اقتصادی, اوکراین, ایدئولوژیک, جنگ کره, جنگ نیابتی, جهان, چین, خبر, راهبردی, روسیه, سلاح هسته‌ای, سوسیالیسم, شبه جزیره کره, شرق آسیا, کره جنوبی, کره شمالی

ایسمارا وارگاس والتر: ترامپ عزم انقلابی کوبا را دست‌کم می‌گیرد، ما مردمی مستقل و مقاوم هستیم

ایسمارا وارگاس والتر، سفیر کوبا در بریتانیا، در گفت‌وگو با بن چاکو، سردبیر روزنامهٔ «مورنینگ استار»، از تشدید بحران ناشی از محاصرهٔ اقتصادی ایالات متحده علیه کوبا و همچنین خطر رو‌به‌افزایش جنگ سخن می‌گوید. چرا ایالات متحده علیه “رائول کاسترو” اتهام‌هایی مطرح کرده است و واکنش‌ نسبت به وارد کردن این اتهام‌ها در کوبا چیست؟ ... ایسمارا وارگاس والتر: ترامپ عزم انقلابی کوبا را دست‌کم می‌گیرد، ما مردمی مستقل و مقاوم هستیم

ادامه

آمریکا, آمریکای شمالی, آمریکای لاتین, امپریالیسم, تجاوز نظامی, جهان, چین, سازمان ملل, سوسیالیسم, طبقه کارگر, کارائیب, کشاورزان, کشاورزی, کوبا, کودکان, گزارش, همبستگی, ونزوئلا, ویتنام

نیویورک تایمز: چرا ترامپ در سه جبهه به بن بست رسید؟/ نباید در ایران می‌بودیم

دونالد ترامپ که با وعده پایان دادن به جنگ‌ها و حل سریع بحران‌های بین‌المللی به کاخ سفید بازگشت، اکنون در برابر واقعیت پیچیده سیاست جهانی با مجموعه‌ای از بن‌بست‌های دیپلماتیک و امنیتی روبه‌رو شده است؛ او در مصاحبه‌ای با وجود ادعاهای متناقض درباره نابودی ارتش ایران، گفت: «ما نباید در ایران می‌بودیم». به گزارش ایرنا ... نیویورک تایمز: چرا ترامپ در سه جبهه به بن بست رسید؟/ نباید در ایران می‌بودیم

ادامه

آمریکا, آمریکای شمالی, اروپا, اسراییل, اقتصادی, امنیتی, اوکراین, ایران, دیپلماتیک, روسیه, ژئوپلیتیک, صلح, فلسطین, لبنان, ناتو

گاردین: ترامپ بعد از تحقیر شدن در ایران به دنبال گرفتن انتقام از کوباست

نشریه گاردین در یادداشتی به قلم «اوون جونز» ستون‌نویس این نشریه با اشاره به تشدید تنش‌ها علیه کوبا و سخنان آشکار دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا درباره تصرف این کشور، نوشت که واشنگتن پس از تحقیر شدن توسط ایران به دنبال یک پیروزی آسان(؟) و گرفتن انتقام از کوبا است. به گزارش بامداد یکشنبه ایرنا، در ... گاردین: ترامپ بعد از تحقیر شدن در ایران به دنبال گرفتن انتقام از کوباست

ادامه

آمریکا, آمریکای جنوبی, آمریکای لاتین, اقتصادی, ایران, تجاوز نظامی, تحلیل, جهان, عراق, کارائیب, کوبا, ونزوئلا