چین و روسیه با افزایش همکاریهای اقتصادی نظم بینالملل را به سمت «پساآتلانتیکگرایی» میبرند.
به نوشته ایران؛ در حالی که تهاجم غربی علیه کانون قدرتهای شرقی با قدرت تمام در قالب تحریمها علیه چین و روسیه ادامه دارد، پکن و مسکو با افزایش همکاریها بر آن هستند با همگرایی بیش از پیش، مقابل این تهاجمها قرار گیرند.
به گزارش ریا نووستی، هیأت تجاری روسیه در چین در پیام تلگرامی با انتشار خبر افزایش همکاریهای دوجانبه بین مسکو و پکن نوشت: «۲۶ آگوست/۴ شهریور اولین قطار با ۵۰ کانتینر (حدود یک هزار تن) از شهر ووهان به مسکو حرکت کرد. این اقدام به عنوان بخشی از پروژه جدید قطارهای ویژه صادرات چای به روسیه انجام شد. قرار است حرکت این قطارها از ووهان به روسیه به طور منظم صورت بگیرد.»
این اقدام چین و روسیه مبین آن است که پکن و مسکو با تعمیق روزافزون روابطشان، بخصوص پس از جنگ اوکراین تلاش دارند در مسیر تجارت دوجانبه ۲۵۰ میلیارد دلاری که روی آن هدفگذاری کردهاند، گام بردارند. به هر حال تحریمهای غرب علیه روسیه، کرملین را مجبور کرد که به چین برای فرصتهای سرمایهگذاری و مناسبات تجاری نگاه ویژهای داشته باشد. اگر چه تحریمهای مسکو برای پکن بی خطر نخواهد بود، اما چینیها از آن میزان هوشمندی برخوردارند که توان دور زدن آن را داشته باشند.
امریکا، موتور تقویت روابط چین و روسیه
در آغاز جنگ اوکراین این گونه به نظر میرسید که چین پس از جنگ اوکراین سیاست بی طرفی فعال را در قبال روسیه در پیش گرفته باشد. پکن سعی داشت در سایه نوعی سکوت دیپلماتیک پیرامون حمایت یا عدم حمایت رسمی از مسکو در جنگ اوکراین از فرصتهای اقتصادی و تجاری با روسها، ذیل تحریمهای این کشور (روسیه) استفاده کند. ولی رفتار ایالات متحده برای چین چارهای جز تقویت روابط با روسیه باقی نمیگذارد. واشنگتن در نگاه غایی خود سعی دارد پکن سیاست بی طرفی فعال خود را کنار بگذارد و به شکل تمام قد پشت کرملین قرار گیرد تا در سایه آن پروژه تحریمی روسیه درخصوص چین هم اجرایی شود. لذا با وجود آنکه تعمیق روابط پکن و مسکو بهدلیل تحریمهای غرب علیه روسیه پس از جنگ اوکراین تهدیدهایی را برای چینیها به همراه دارد، ولی به باور بسیاری از کارشناسان حوزه اقتصاد بینالملل اساساً اقتصاد چین قابل تحریم نیست. در عین حال تحریک پکن با اقداماتی نظیر جنگ تعرفهها برای واردات از چین در زمان ترامپ، انعقاد قرارداد آکواس و همکاری با انگلستان در زمینه ساخت ناوهای هستهای برای استرالیا در دولت بایدن، سفر جنجالی نانسی پلوسی، رئیس مجلس نمایندگان ایالات متحده به تایوان و تداوم سفرهای دیگر مقامات امریکایی به این کشور که با حضور اریک جی هولکامب، فرماندار ایالت ایندیانا به عنوان سومین مقام ارشد ایالات متحده در تایوان ادامه پیدا کرد، حکایت از آن دارد که واشنگتن به دنبال آن است این کشور (تایوان) را به اوکراین دیگری بدل کند. اگر چه در نگاه اول این الگوسازی از بحران اوکراین در تایوان برای مقابله با چین، کار جالبی به نظر میرسید، با این حال گذشت زمان نشان داد این موضوع نمیتواند باعث ایجاد هراس پکن از عملکرد ایالات متحده و انزوای چین شود.
اوکراین، اسم رمز یک اتحاد
اینکه چین، روسیه نیست و تایوان هم اوکراین، گزارهای کاملاً بدیهی است؛ اما سیاستهای مخرب واشنگتن که به بخشی از آن اشاره شد موجب شده تا مسکو و پکن مسأله اوکراین را بخشی از یک مبارزه گستردهتر، عمیقتر و در عین حال استراتژیکتر با نفوذ ایالات متحده قلمداد کنند. از این منظر این نبرد با اسم رمز «اوکراین» در مسیر ایجاد یک اتحاد راهبردی بین چین و روسیه در برابر امریکا میل میکند. این دو بازیگر ابرقدرت به جز تعاملات سیاسی، دیپلماتیک، نظامی، امنیتی و دفاعی مشخصاً در حوزه اقتصاد و تجارت جهانی هم خواستار اصلاحات ساختاری در شورای امنیت سازمان ملل متحد و بانک جهانی با هدف مشارکت هر چه بیشتر در مدیریت کلان اقتصاد بینالملل شدهاند تا در سایه آن اقتصادهای بزرگتر دیگری چون برزیل، هند و آفریقا در قالب بریکس فرصت مشارکت بیشتری را پیدا کنند. در واقع روسیه و چین با اهرم بریکس سعی در پوستاندازی اقتصادی و تجاری در سطح کلان جهانی را دارند. چون پیشبینی میشود بریکس تا سال ۲۰۳۰ میتواند چیزی در حدود ۵۰ درصد تولید ناخالص داخلی جهانی را به خود اختصاص دهد. آنچه گفته شد این واقعیت را گوشزد میکند که اقتضائات جدید عرصه نظم بینالملل در حال چرخش از رویکرد فراآتلانتیکگرایی به یک رویکرد پساآتلانتیکگرایانه است.