
در آخرین ساعتهایی که این شمارهٔ “نامهٔ مردم” منتشر میشد، نتیجهٔ دور دوّم انتخابات ریاستجمهوری در کلمبیا و پیروزی تاریخی گوستاوو پترو، چریک مارکسیست سابق، اعلام شد. رهبران مترقی آمریکای لاتین از پیروزی گوستاوو پترو استقبال کردند.
پدرو کاستیو، رئیسجمهور پرو، در پیامش “پیروزی تاریخی و دموکراتیک” آقای پترو را تبریک گفت و افزود که آنها “با هدف مشترک بهبود زندگی مردم متحد میشوند.” گوستاوو پترو پس از اعلام رسمی نتیجهٔ انتخابات گفت: “در دولتی که کارش شروع میشود، هرگز پیگرد سیاسی وجود نخواهد داشت؛ فقط احترام و گفتوگو وجود خواهد داشت.” همزمان، فرانسیا مارکز اولین زن سیاهپوست در مقام معاون رئیسجمهور کلمبیا خواهد بود. او روز یکشنبه ۲۹ خرداد گفت: “امروز همهٔ زنان برندهاند. ما اکنون امکان انجام بزرگترین تغییرها را داریم.” در مقالهٔ زیر که پیش از انتخابات اخیر کلمبیا نوشته شده، به اهمیت پیروزی چپ در آن کشور توجه شده است.
نوشته ویجی پراشاد و تاروآ زونیگا سیلوا
مردم کلمبیا برای انتخاب رئیسجمهور و معاونش در دُور دوم انتخابات ریاستجمهوری این کشور در ۱۹ ژوئن ۲۰۲۲ / ۲۹ خردادماه ۱۴۰۱ شرکت خواهند کرد. در دُور نخست در ۲۹ ماهمه ۱۴۰۱/ ۸ خردادماه ۱۴۰۱، نامزدهای چپ برای ریاستجمهوری گوستاوو پترو و برای معاون ریاستجمهوری فرانسیا مارکز از “ائتلاف تاریخی برای کلمبیا” در مقام نخست بودند. رودولفو هرناندز، میلیونر و شهردار سابق بوکارامانگا، و مارلن کاستیلو، معاونش که هر دو عضو اتحادیه فرمانداران مبارزه با فساد بودند در مقام دوم قرار گرفتند. حزبهایی که از قرن نوزدهم تا کنون پیروز انتخابات در کلمبیا بودند بهکناری رانده شدهاند اگرچه ترکیب هرناندز-کاستیلو، نمایندگان راستگراها، به دور دوم انتخابات راه یافتهاند. نظرسنجیها نشان میدهند که تیم پترو- مارکز اندکی از آنان پیش هستند، بااینوجود، پیشبینی نتیجهٔ نهایی رأیها غیرممکن است.
همه گمان میکردند گوستاوو پترو در دُور دوم انتخابات با فدریکو گوتیرز (شهردار سابق مدلین) روبرو خواهد شد. گوتیرز، نامزد جناح راست و وارث پروژه سیاسی رئیسجمهور فعلی کلمبیا یعنی ایوان دوکه و رهبرِ او آلوارو اوریبه- رئیسجمهور سابق- بود. گوتیرز ۹۴/۲۳ درصد آرا را به دست آورد درحالی که رودولفو هرناندز (میلیونر و شهردار سابق بوکارامانگا) ۱۷/۲۸ درصد آرا را کسب کرد و بهاین ترتیب جایگاهی در قدرت کشور برای جناح راست بهدست آورده شد. پیشینه سیاسی گوتیرز راست سنتی از نوع اوریبه است، درحالی که نماینده جدید راستگراها هرناندز است. او راستگرایی تندرو و دلقکنما و دیوانه بهنظر میآید (هرناندز نیز مانند ژایر بولسونارو برزیلی به ترامپ آمریکای لاتین تشبیه میشود). در ۲۰۱۶/ ۱۳۹۵ هرناندز گفت: “من ستایشگر یک متفکر بزرگ آلمانی هستم. نام او آدولف هیتلر است.” اگرچه هرناندز عضو اتحادیه فرمانداران مبارزه با فساد است، ولی در شهر بوکارامانگا بهاتهام فساد در معرض بررسی قضایی است. موضعگیریهای سیاسی او با مواضع سیاسی دوکه و اوریبه اختلاف زیادی دارد. بااینهمه، در اینمعنا پایگاه اجتماعی راست سنتی هرگز به گوستاوو پترو رأی نخواهد داد و با اکراه هم که شده به هرناندز رأی میدهد. تیم پترو- مارکز برای پیروز شدن باید گروههایی از مردم کلمبیا را که از مالکیت و قدرت محروم هستند و تا کنون هم مشارکتی در انتخابات نداشتهاند بسیج کند.
خشونت طبقهٔ حاکم در کلمبیا
بانک جهانی در سال ۲۰۲۱/ ۱۴۰۰ نتایج مطالعهای مهم در مورد اقتصاد کلمبیا را (با عنوان: ساختن جامعهای عادلانه در کلمبیا) منتشر کرد. بانک جهانی در این مطالعه خاطرنشان کرد: “یکی از ناعادلانهترین سطح درآمدها در جهان متعلق به این کشور است. بین ۱۸ کشور آمریکای لاتین و دریای کارائیب در ردهٔ هفدهم و بین همه کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD، “طرح مارشال” سابق) در ردهٔ آخر است. دلیل باقی ماندن کلمبیا در سازمان همکاری و توسعه اقتصادی و شادمانی ایالات متحده از عضویت این کشور در آن، این است که طبقه حاکم کلمبیا این کشور را از سال ۱۹۲۱ / ۱۳۰۰ در اختیار دولت ایالات متحده قرار داده است، یعنی از زمانی که ایالات متحده هزینهٔ ساخت کانال پاناما در سال ۱۹۰۳ / ۱۲۸۲ را به کلمبیا پرداخت کرد و این کشور را در اختیار گرفت. در سالهای اخیر، کلمبیا متحد اصلی ایالات متحده در جنگ ترکیبیاش بر ضد کوبا، ونزوئلا، نیکاراگوئه، و هر کشور دیگری بوده است که جرئت اِعمال حاکمیت خود در رویارویی با مداخله ایالات متحده را در سر داشته است. طبقه حاکم کلمبیا در انجام بیعدالتیهایی تام و تمام و داشتن روابطی تنگاتنگ با تولیدکنندگان و قاچاقچیان مواد مخدر و ارتکاب جنایتهایی خشونتآمیز و بزرگ بر ضد مردم کلمبیا آزادی عمل داشتهاند.
جنایتهای طبقه حاکم حداقل از مقطع زمانی دوران موسوم به لاویولنسیا (خشونت) یعنی از سال ۱۹۴۸/ ۱۳۲۷ تا سال ۱۹۵۸/ ۱۳۳۷که دوران خفقان لیبرالیسم و پیروزی الیگارشی خشن بود، بهنمایش گذاشته شدهاند. این عملکرد خشن دولت کشور از سال ۱۹۶۴ / ۱۳۴۳ درگیری مسلحانه طولانی مدت نیروهای چپ با جبههای شامل عوامل حکومتی، قاچاقچیان مواد مخدر و شبهنظامیانشان و نیروهای دولتی را موجب شد. گفته میشود که تعداد کشتهشدگان این جنگ بیش از ۲۵۰ هزار نفر بوده است و آتشبسها عموماً بهدلیل خشونت شبهنظامیان متعلق به قاچاقچیان مواد مخدر شکسته میشدند (همانند سالهای ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۱/ ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۰یعنی زمانی که نیروهای چپ فعالیتشان را علنی کردند اما نامزدهای انتخاباتیشان ترور میشدند). نیروهای چپ، نیروهای مسلح انقلابی کلمبیا- “فارس” (FARC)- منطقههای زیادی از کشور را در طول این جنگ داخلی در دست داشتند.
دولت کلمبیا در سال ۲۰۱۶/۱۳۹۵ صلح با نیروهای چپ را پذیرفت که بهنظر میرسید پایانی تاریخی برای جنگ داخلی باشد. این توافقنامه که در هاوانا پایتخت کوبا بهامضا رسید، راهی بهجلو را تدارک دید. اگرچه جنایتهای گذشته را کاملا برملا نمیکرد، بااینهمه، مؤسسهٔ “صلاحیت قضایی ویژه برای صلح” (JEP) بسیاری از این جنایتها را فاش کرده است و افشاگریهای این مؤسسه مردم را همچنان شگفتزده میکند. برای نمونه، این مؤسسه در ماه آوریل ۲۰۲۲/ فروردین- اردیبهشتماه ۱۴۰۱ گزارشهایی دریافت میکرد دایر بر اینکه برخی از افسران ارتش کلمبیا جزئیات رسوایی “شهادت کذب” را در دادگاهی اعلام کردهاند حاکی از آن بود که ارتش کلمبیا بین سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۸/ ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۷ دهقانان تهیدست را بهخدمت میگرفت و اونیفرم چریکهای چپ گرا (اکثراً اونیفرم سازمان نیروهای مسلح انقلابی کلمبیا-“فارس” -FARC) را بهتن آنان میپوشانید و سپس همه آنان را (بالغ بر ۶ هزار و چهارصد و دونفر) آماج گلولههایش میساخت و میکشت تا به فزونی گرفتن عدهٔ اعضای این سازمان وانمود کند. ایالات متحده در همین برهه از طریق طرح “پلان کلمبیا” به دولتهای آندرس پاسترانا و سپس اوریبه، بیش از ۵ میلیارد دلار کمک مالی کرد و دولت کلمبیا را از هرگونه تخلف در امر رعایت حقوق بشر تبرئه کرد. کارمنزا گومز، که پسرش ویکتور، ۲۳ ساله، در سال ۲۰۰۸ / ۱۳۸۷طی این طرح ناپدید شد، به مؤسسه “صلاحیت قضایی ویژه برای صلح” JEP گفت: “من در اینجا تنها برای پسرم صحبت نمیکنم. من اینجا هستم تا برای هزاران قربانی که امروز اینجا نیستند صحبت کنم. چرا که صدای ما صدای آنان است، زیرا آنان نمیتوانند صحبت کنند، زیرا میترسند، زیرا تهدید میشوند”. چنین شجاعتهایی برای کسانی که در دور اول به پترو و مارکز رأی دادند و در دور دوم نیز میخواهند به این دو رأی دهند، راه را هموار میکند.
پیمان تاریخی
در سال ۲۰۱۹/ ۱۳۹۸ چرخهای از اعتراضها در کلمبیا پیرامون دو موضوع عمده آغاز شد. نخست، اعتراض بسیاری از مردم که از رعایت نشدن صحیح مفاد توافقنامه صلح از سوی دولت و همزمان با آن ترور رهبران جنبش اجتماعی آشفته و خشمگینشان کرده بود. این تداوم خشونت، مصادف شد با استفاده رئیسجمهور فعلی-ایوان دوکه- از کلمبیا بهمنزلهٔ پایگاهی بهمنظور اجرای سیاست بیثباتسازی ونزوئلا بهوسیله ایالات متحده یعنی سیاستی که مردم کلمبیا از آن حمایت نمیکنند. دوم، تظاهرات اتحادیهها و مردم محروم در خیابانها و در اعتراض به بودجه ریاضتی ایوان دوکه بود. مردم یک سری اعتصابهای سراسری برگزار کردند که وضعیت را در کشور ملتهب ساخت و دوکه را مجبور کرد از برخی از سیاستهایش عقبنشینی کند. واکنش وحشتناک دوکه به همهگیری کووید- ۱۹، جمعیت فقیر کشور را از ۷/۳۴ درصد در سال ۲۰۱۸ / ۱۳۹۷به ۵/۴۲ درصد افزایش داد.
بیشتر نیروهایی که از سال ۲۰۱۹ / ۱۳۹۸ به خیابانها آمدند ساختار انتخاباتیای بهنام “پیمان تاریخی” شکل دادند. این نیروها “حزب هومانای کلمبیا” بهرهبری پترو، نیروهای جنبشهای اجتماعی (“حزب کنگره مردم”)، دیگر حزبهای چپ (حزب کمونیست و بخش سیاسی جدید سازمان “فارس” FARC بهنام “کمونها”) و سوسیال دموکراتها (قطب آلترناتیو دموکراتیک) را شامل میشوند. با وجود داشتن ارزیابیهای سیاسیای خاص و پایگاههای اجتماعیای مختلف، نیروهای شرکت کننده در “پیمان تاریخی” بر محور هدفهای انتخاباتیای مشترک گرد هم آمدهاند تا کشورشان را از مسیر تاریخ رقتبار نابرابریها و خشونتها دور کنند. در سیاست آمریکای لاتین برای چنین اتحادهای انتخاباتی سنتی دیرینه وجود دارد، سنتی که از ساختار دو مرحلهای انتخابات ریاستجمهوری برآمده است. حتی نیروهای راست میانه و راست تندرو نیز با هم در یک جبهه متحد شدند، اگرچه این بار هرناندز آن جبهه را شکست داد تا جای آنها را در دور دوم بگیرد. بین ساختار انتخاباتی “پیمان تاریخی” و مثلاً برنامههای حزبهای چپ میانه در کارزارهای انتخاباتی اروپا (مانند سیریزا و پودموس) هیچ وجه تشابهی وجود ندارد. نخست اینکه “پیمان تاریخی”، ائتلاف چپ میانه و چپ است و ثانیاً این ائتلاف صرفاً اتحاد انتخاباتیای عملگرایانه بهمنظور انتخابات ریاستجمهوری است و نه وحدتی برنامهای که مستلزم لغو برنامه سیاسی شرکت کنندگان در این اتحاد باشد.
گوستاوو پترو دارای پیشینهٔ چریکی دارد (او عضو جنبش مسلحانه ۱۹ آوریل بود و مدتی را در زندان گذراند). با اینحال، او اکنون سیاستمدار بسیار ملایمتری است، هرچند در طیف نیروهای سیاسی کلمبیا ملایم بهنظر نمیرسد. گوستاوو پترو نوید داده است که مالیاتها را افزایش خواهد داد تا نابرابری را از میان بردارد. او همچنین اکتشاف نفت را متوقف و تولید زغالسنگ را کاهش خواهد داد. نفت و زغالسنگ علاوه بر تجارت کوکائین، از صادرات اصلی کلمبیا هستند و پترو آنها را “سه زهر” مینامد. پترو، مانند رئیسجمهور شیلی، گابریل بوریک، مستقیماً با امپریالیسم ایالات متحده مقابله نخواهد کرد، ولی دولت او رهگشای واشنگتن به آمریکای جنوبی هم نخواهد بود و این امر، یک پیشرفت خواهد بود.
پترو و مارکز خواهان پشتیبانی میلیونها کلمبیایی هستند تا بهپای صندوقهای رأی بیایند و نخستین دولت چپ این کشور را انتخاب کنند. اگر آنان در ماه ژوئن/ خرداد- تیرماه و لولا در برزیل در ماه اکتبر/مهر- آبانماه پیروز شوند، دوران جدیدی برای آمریکای لاتین آغاز خواهد شد.
«نامۀ مردم»