به گزارش ایرنا به نقل از نیوزویک؛ افزون بر تاثیرهای منفی ناتوانی شگفت آور دولت جو بایدن رئیسجمهوری آمریکا بر طبقه کارگر این کشور، یک مشکل سیاسی نیز وجود دارد که روی گردانی غیرقابل انکار و بیش از پیش رای دهندگان متعلق به طبقه کارگر از حزب دمکرات.
هر چند شاید رای گیری اخیر میان کارکنان شرکت آمازون برای تشکیل اتحادیههای بازرگانی و کارگری، آغاز پدیدهای باشد که کمتر راستگرایانه تلقی شود، اما شورشهای اخیر در میان شمار بسیار زیاد کارگران خدماتی، از دهها سال پیش در طبقات پائین اقتصادی جای داشته است.
واقعیت این است که موج فزاینده درگیری طبقاتی برای هر ۲ حزب بزرگ ایالات متحده مشکل ساز است. زیرا اقدام کارکنان آمازون برای تشکیل اتحادیه صنفی با موضع ضد اتحادیه و اصل پایبندی به بازار آزاد حزب جمهوری خواه در تضاد است. دمکراتها نیز از هنگامی که احتمال رویارویی شرکتهایی مانند آمازون و استارباکس با خیزشها به سوی تشکیل اتحادیههای کارگری بیشتر شده، با معمای شرم آوری رو به رو شدهاند، زیرا این شرکتها خود بنیانگذار اصلی و حزب دمکرات و مالک رسانههای هوادار این حزب بوده و هستند.
اما این بحث مورد علاقه صاحبان بسیار ثروتمند و لیبرال کسب وکارها یا کنشگران راستگرا نیست و آنها بیشتر ترجیح میدهند در رسانهها در باره مسائل داغ و مهم مانند آب و هوا و اقلیم زمین، نژاد و جنسیت بحث و جدل کنند تا پرداختن واقعی به شرایط طبقه کارگر، دستمزدها یا مبلغ به سرعت فزاینده اجارهبهای خانه مسکونی. به دیگر بیان، هیچ یک از این ۲ حزب، برنامه ای برای تقویت آرزوها و تمایلات طبقه کارگر تهیه و تدوین نکرده است.
این وضع به رغم این واقعیت است که شکاف فزاینده طبقاتی به احتمال زیاد مسئله مسلط و غالب در ۱۰ سال آینده خواهد بود. شهروندان طبقه میانه و کارگر ایالت متحده به صورت گسترده و به درستی در باره آینده اقتصادی خود بدبین و بدگمان هستند. حتی پیش از ناآرامیهای مدنی سالهای اخیر و همهگیری، موسسه نظرسنجی پیو گزارش داده بود که بیشتر شهروندان ایالات متحده بر این باورند که کشورشان با طبقه متوسط رو به فروپاشی، افزایش بدهی، دوری تودهها از سران کشور و قطبیشدن فزاینده، در حالت سقوط است.
نیویورک تایمز افزود: کارگران شعبه آمازون در نیویورک برای نخستین بار برای تشکیل اتحادیه در یک انبار، رایگیری کردند که نشانگر دگرگونی اوضاع است.
نزدیک به ۷۰ درصد از شهروندان آمریکا در سال گذشته (۲۰۲۱) به نظر سنجیکنندگان گفتهاند که رفاه نسل بعدی آنها نسبت به والدینشان، کمتر خواهد بود. حتی جوانان این کشور هم نسبت به آینده بدبین هستند به گونهای که بیشتر شهروندان ۱۵ تا ۲۴ ساله تصور میکنند که رفاه و آسایش زندگی آنها کمتر و بدتر از والدینشان خواهد بود. آنها اشتباه نمیکنند، زیرا سهم شهروندان بزرگسال این کشور که در خانوادههای دارای درآمد میانه زندگی میکنند از ۶۱ درصد در ۱۹۷۱ به ۵۱ درصد در ۲۰۱۹ کاهش یافته است و ظاهرا همه گیری این وضع را تشدید کرده و به کارگران طبقه میانه بیشترین آسیب و زیان را رسانده، در حالی که بهبود اقتصادی کمترین کمک را به آنها کرده است.
هم زمان با تلاش میلیونها تن از آمریکائیان برای پرداخت اجاره بها، فروش هواپیماهای جت خصوصی به طبقات تازه به دوران رسیده میلیاردرها به سطح تازهای رسیده و در کنار آن رشد جمعیت ایالات متحده از ۲۰ درصد در دهه ۸۰ به پائین تر از پنج درصد در ۱۰ سال گذشته کاهش یافته است. همچنین نزدیک به یک سوم مردان در سن کار آمریکا به علت میزان بالای زندانیان، اعتیاد به مواد مخدر و مشروبات الکلی و دیگر مشکلات بهداشتی، در میان نیروی کار حضور ندارند.
در حالی که همه گیری به میزان زیادی به کارگران دارای درآمدن اندک زیان رسانده، با ازسرگیری فعالیتهای اقتصادی، کارگران بیشتر در معرض کاهش و کمبود عرضه به ویژه در طبقه خدماتی قرار گرفته اند. کمبود همیشگی کارگر با توجه به کمبودهای گسترده سراسری در عرصه اشتغال از پرستار و مامور حمل و نقل تا کارگران بخش کشاورزی، کارگزان بخش خرده فروشی و هتل، رانندگان کامیون و کارگران رستوران، همچنان وجود دارد.
نزدیک به ۹۰ درصد از شرکت های بررسی شده توسط اتاق بازرگانی آمریکا، کمبود کارگر را ۲ برابر بیشتر از محدودیت های اعمال شده برای مهار همه گیری، عامل کندی و رکود اقتصادی دانسته اند که موجب فشار بر دستمزد میشود. شرکتهایی مانند تارگت و والمارت به رغم افزایشهای گسترده در دستمزدها، نزدیک به ۵۰۰ هزار جایگاه شغلی خالی دارند.
برخی چپ گرایان سنتی در صحنه سیاست ایالات متحده مانند سناتور برنی سندرز ابراز امیدواری کردهاند که اهرم فشار تازه کارگران به ویژه در زنجیرههای گسترده مانند استارباکس یا آمازون، شاید به نفع اتحادیههای آنان باشد.
روی تکسیرا استراتژیست کهنه کار حزب دمکرات خاطرنشان کرده است که بیشتر رای دهندگان طبقه کارگری به مسائلی مانند تراجنسیتی، فرضیه مهم نژادی، کاهش بودجه پلیس یا سیاستهای اقلیمی توجهی ندارند و هر کس بخواهد رای آنان را به دست آورد، باید در باره نگرانیهای روزانه و مهم آنان سخن بگوید و پافشاری زیاد بر مسائل فرهنگی، تنها موجب دور شدن رای دهندگان خواهد شد.
آینده سیاسی آمریکا توسط جنگ فرهنگی شکل داده نمیشود که دورههای پرآسایش بیشتری را تعریف کردهاند، بلکه دستمزدها، بهای خرید خانه یا اجارهبها، هزینه مواد غذایی و مبارزه برای نفوذ در میان کارفرمایان و سرنوشت کسب و کارهای کوچکتر در برابر سیاستهای صاحبان کسب و کارهای بزرگ، تعیین کننده خواهد بود.
سیاستهای طبقاتی که از دیرباز بر اروپا تسلط داشتهاند، اکنون با انتقام جویی همراه شدهاند و تا هنگامی که به آنها توجه شود، همراه جامعه آمریکا باقی خواهند ماند.