
تاکر کارلسون، چهره تأثیرگذار جریان محافظهکار آمریکا، با انتقادی کمسابقه از دونالد ترامپ، سیاستهای او در قبال جنگ ایران را مغایر با شعار «اول آمریکا» دانست؛ موضعی که از تعمیق شکاف در میان حامیان جمهوریخواه و بازتعریف اولویتهای سیاست خارجی آمریکا حکایت دارد.
به گزارش ایرنا به نقل از اماسان نیوز، تاکر کارلسون، چهره سرشناس رسانهای محافظهکار آمریکا، در یکی از تندترین انتقادات خود از دونالد ترامپ، سیاستهای او در قبال جنگ ایران را بهشدت زیر سؤال برده و او را به نوعی وابستگی به جریانهای مداخلهگر در سیاست خارجی متهم کرده است.
کارلسون که سالها از حامیان اصلی ترامپ به شمار میرفت، اکنون به یکی از منتقدان جدی او بهویژه در حوزه سیاست خارجی تبدیل شده است. او در اظهارات اخیر خود تأکید کرده که ورود آمریکا به جنگ با ایران، در تضاد مستقیم با وعدههای ترامپ درباره پایان دادن به جنگهای بیپایان بوده است. به گفته او، این جنگ نه در راستای منافع ملی آمریکا، بلکه در چارچوب اهدافی خارج از اولویتهای داخلی ایالات متحده شکل گرفته است.
کارلسون همچنین جنگ ایران را نتیجه فشارها و جهتگیریهای خاص در سیاست خارجی دانسته و گفته است که این درگیری جنگ آمریکا نیست بلکه آمریکا به سمتی سوق داده شده که در آن منافع خود را فدای اهداف دیگران کرده است. او معتقد است چنین تصمیماتی باعث شده سیاست اول آمریکا که ترامپ با آن به قدرت رسید، بهطور جدی زیر سؤال برود.
در ادامه این انتقادات، کارلسون بهطور صریح از ترامپ فاصله گرفته و حتی اعلام کرده که از حمایت گذشته خود از او احساس پشیمانی میکند. او گفته است که از این حمایت احساس خیانت دارد و معتقد است مسیر کنونی دولت آمریکا در قبال ایران اشتباه است.
این موضعگیری بخشی از یک شکاف گستردهتر در میان جریان محافظهکار آمریکا است. جنگ با ایران باعث شده برخی چهرههای نزدیک به جریان «ماگا» (MAGA) از سیاستهای ترامپ فاصله بگیرند. این اختلافات نشاندهنده یک بحران در تعریف اولویتهای سیاست خارجی آمریکا است اینکه آیا باید تمرکز بر مسائل داخلی باشد یا ادامه نقشآفرینی نظامی در خارج از کشور.
کارلسون همچنین تأکید کرده که هزینههای این جنگ اعم از مالی، انسانی و سیاسی بیش از آن چیزی است که برای آمریکا قابل توجیه باشد. از نگاه او، درگیریهای خارجی مانند جنگ ایران، منابع آمریکا را مصرف میکند، بدون آنکه امنیت یا رفاه داخلی را افزایش دهد.
در سطح گستردهتر، این انتقادات بازتابی از تغییر نگرش در بخشی از جامعه آمریکا است. بهویژه در میان جمهوریخواهان، دیدگاههایی در حال شکلگیری است که خواستار کاهش مداخلات خارجی و تمرکز بیشتر بر مسائل داخلی هستند. جنگ ایران این روند را تقویت کرده و به یکی از نقاط اختلاف درونجناحی تبدیل شده است.
در نهایت، مواضع جدید کارلسون را میتوان نشانهای از تحول در فضای سیاسی محافظهکاران آمریکا دانست؛ تحولی که در آن، حمایت بیقید و شرط از سیاستهای مداخلهگرایانه جای خود را به رویکردی انتقادیتر داده است.





