تشکیل پروندهٔ قضایی علیه زنان هنرمند و سینماگر بهاتهامهایی بیپایه باید مختومه اعلام شود!
ستیز حکومت جمهوری اسلامی با هنرمندانی که زیر سایه شوم و سنگین همچنان پیام رسان واقعیتهای تلخ و شیرین زندگی مردم و مطرح کنندهٔ مسئلههایی بغرنج در روابط فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، و زیستمحیطی مردم و زحمتکشان سرزمینمان هستند، از ماهیت فرهنگستیز و تفکر منسوخ قرونوسطایی نیروهای حاکم بر میهن ما نشئت میگیرد.
پس از پیروزی انقلاب بهمن ۵۷ با نیروی مردم، رهبران مذهبی و روحانیون تازه بهقدرت رسیده بلافاصله دشمنیشان را با هنرمندان در عرصههای موسیقی، سینما، تئاتر، و جز اینها، با خانهنشین کردن، بازداشت، اعدام، ممنوع الکاری آنان و تحمیل مهاجرت ناخواسته نشان دادند. یورش به آزادی و حقوق هنرمندان بیوقفه و بهشکلهایی مختلف مانند منع آموزش دختران در رشته موسیقی، قدغن کردن آوازخوانی هنرمندان زن در اجرای عمومی، تحمیل حجاب اجباری برای زنان بازیگر در سینما و تئاتر بهرغم محتوای سناریو و نمایشنامه، نظارت خشن و اعمال سلیقه در اجرای کنسرتها و نمایشها تا امروز همچنان ادامه دارد. بایدها و نبایدها در آفرینشهای هنر موسیقی و زیر و بمهای بسیار در زندگی استادان موسیقی در اثر نظارتها خود گویای وضعیت این هنر در ایران است. رژیم با تحمیل هزینه بالای زندگی، هنرمندان میهن ما را هم با چالشهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادیای عظیم روبرو کرده است. بسیاری از این هنرمندان نه بیمهای دارند و نه سرپناهی و همه عمر را با اجاره نشینی سپری کردهاند.
تحمیل هزینههای سنگین زندگی به هنرمندان تئاتر و کاهش حمایتهای دولتی از گسترش فعالیتها و تشکلهای فرهنگی، تبعیض در اختصاص و پرداخت اندک بودجهای که به هنرمندان خانه تئاتر تعلق میگرفت و مورد اعتراض آنان بود، نمونهای دیگر از زیر فشار گذاشتن و ستیز با هنر تئاتر میهن ماست. در سال گذشته شهرداری هیچ حمایتی از خانه تئاتر نکرده است. پیش از این مبالغی با تصویب شورای شهر از طرف شهرداری به خانه تئاتر پرداخت میشد اما در سال گذشته همین بودجهٔ اندک هم به خانه تئاتر تعلق نگرفت. با تجمیع بودجههای فرهنگی حمایت از خانه تئاتر کاهش پیدا کرد و شهرداری بستههای معیشتی را هم برای اعضای خانه تئاتر قطع کرد. در همین حال بودجههایی هنگفت دراختیار روحانیون، دوایر و سازمانهای مذهبی وابسته به رژیم و بسیج و نیروهای بسیج قرار گرفته است.
هنر سینما هم در رژیم ولایت فقیه که با فساد ساختاری دست و پنجه نرم میکند از فساد و باندبازی بر کنار نمانده است. واقعیت این است که بسیاری از هنرمندان شناخته شده میهن ما بهدلیل فساد و باندبازی بالا دستیها از کار بیکار شدهاند. درنتیجه، آنان با کوچکترین اعتراضی بازداشت یا ممنوعالکار میشوند یا با ساخت اثر هنریای مغایر با سلیقهٔ بزرگان حاکمیت درصورت نپذیرفتن سانسور و شرحه شرحه کردن اثرشان بهاتهام اقدام علیه نظام برایشان پرونده قضایی گشوده میشود. برخی از فیلمهای ساخته شده پیش از اکران و از سوی اداره سازمان سینمایی ایران توقیف میشوند، اقدامی که مغایر با مقاوله نامههای حقوق بشری و قوانین داخلی است و بهلحاظ اخلاقی و روانی نقض کرامت انسانی است. در این زمینه به مقاومت گروهی از زنان هنرپیشه و شاغل در صنعت سینما علیه حجاب اجباری باید اشارهکرد. این گروه از زنان شجاع ضمن مخالفت با حجاب اجباری در کنار مردم قرار میگیرند و همراه آنان گام برمیدارند. از این جهت قوه قضاییه بهقصد ایجاد فضای ارعاب برای آنان پرونده قضایی تشکیل داده است. توقف اِعمال فشار بههنرمندان بهویژه زنان هنرمند از خواستههایی است که در جنبش زن، زندگی، آزادی مطرح است.
وضعیت وخیم معاش هنرمندان میهنمان را باید در راستای اجرای سیاستهای نولیبرالی و یورش به دستمزدها ارزیابی کرد. دستمزد بسیاری از این هنرمندان یا پائین است یا اصلاً از دستمزد خبری نیست. وضعیت نابسامان ساخت فیلم و سریال هم بیتأثیر از سیاستهای نولیبرالی نمیتواند باشد. بهگفتهٔ یکی از پیشکسوتان عرصهٔ هنر “در رادیو، هنرپیشهها، گویندهها و تمام عوامل بهغیر از عدهای خاص که برنامهساز هستند، بقیه وضعیت خوبی از نظر درآمدی ندارند.”
ستیز با هنرمندان بهفرمان ولی فقیه و اجرای آن از طرف وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت رئیسی و اراذل و اوباش آنان و با در اختیار گذاشتن بودجه لازم با شعار ارتجاعی حمایت از حجاب و عفاف ابعاد تازهای بهخود گرفته است. در راستای این برنامه قرار است زمینه تولید محصولات بهاصطلاح فاخر اما درحقیقت مبتذل فرهنگی هنری با محوریت حجاب و عفاف فراهم شود. اعتراض جمعی از وکلا و هنرمندان به تداوم حملات شیمیایی به مدارس درحالی که هر اقدام و حرکت اعتراضی از چشم نیروهای استبدادی پنهان نمیماند، نشانهای از پایداری و شجاعت هنرمندان مردمدوست است. هنرمندان متعهد همواره در کنار مردم بودهاند چندان که حتا آفریدههای هنریشان لحظهها و آناتی از زندگی تودهٔ مردم در خود دارد.
به نقل از «نامۀ مردم»، شماره ۱۱۸۱، دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۲