روزنامه خراسان، یکم شهریورماه ۱۴۰۱ مینویسد: “سرجمع آمارها در گزارش ابتدای امسال وزارت نیرو نشان میدهد ۳۰۰ شهر بزرگ و کوچک کشور، ۱۳ هزار روستای بالای۲۰ خانوار و ۱۵ هزار روستای زیر ۲۰ خانوار، در تنش آبی هستند. تنشهای آبی از غرب تا مرکز و شرق کشور را فراگرفته و بار دیگر صدها شهر و روستا دچار بحران شده است؛ [بنابراین بیعلت نیست که] وزیر نیرو انتظارات مردم برای تأمین آب شرب را بهحق میداند و از تسریع اجرای طرح آبرسانی در ۳۱ استان خبر [میدهد].”
بیآبی و کمآبی فزاینده و محروم ماندن میلیونها انسان از ابتداییترین و درعینحال حیاتیترین نیاز زندگی موجب بروز اعتراضهایی زیاد در جای جای میهن شده است. قابل توجه است که بهعلت تغییرهای زیانبار آبوهوایی در جهان، سیل و جنگلسوزی و توفانهای ویرانگر و خشکسالی و کمبود آب پدیدههایی جهانی شدهاند، اما در خاورمیانه و بهویژه در کشور ما وضعیت آب آشامیدنی و کشاورزی وخیمتر است. واقعیت امر این است که در دهههای اخیر برداشتهای بیرویه، غیرعلمی و کارشناسینشده از منابع آب صورت گرفته است: از ساخته شدن کارخانههای آببَر و سدهایی که در مکانهایی نامناسب احداث شده و نباید احداث میشدند گرفته تا حفر شمار کثیری چاه آب درنهایت سطح آبهای زیرزمینی را بهطورفاحش کاهش داده از اینجملهاند.
بهگزارش سایت زمانه، ۲ شهریورماه ۱۴۰۱، بعد از تظاهرات اعتراضی مردم شهرکُرد در استان چهارمحالوبختیاری، مردم همدان نیز شامگاه روز چهار شنبه ۲ شهریورماه ۱۴۰۱ پس از یک هفته قطعی آب به خیابانها آمدند و علیه بیکفایتی مسئولان شعارهایی سر دادند و خواستار تأمین آب آشامیدنی و مصرفی خانگی شدند. درحالی که مشکل بیآبی در مناطق مختلف کشور رو بهوخامت گذاشته است، علی بهادری جهرمی، سخنگوی دولت سیزدهم، در حاشیهٔ نشست هیئت دولت که روز چهارشنبه دوم شهریورماه سال جاری برگزار شده بود، دراینباره گفت: “حل مشکل آب همدان به شمارش معکوس رسیده و دولت تلاش میکند مشکل کمبود آب را حل کند” [ ایسنا، ۳ شهریورماه ۱۴۰۱ ]. بهادری جهرمی از اینکه چرا این مشکل گریبانگیر مردم کشور شده و جانشان را بهلبشان رسانده کلمهای بر زبان نمیآورد و بنا بهروال معمول همه مسئولان حکومتی دراینباره مُهر سکوت بر لب میزند. او نیز مانند بقیهٔ مسئولانِ بیمسئولیت حکومت با دادن وعدههای سر خرمن بهراحتی از روی مسئله میگذرد. بهرغم نابودی منابع آب، او دربارهٔ چگونگی حل این معضل عظیم سخنی بهزبان نمیآورد.
محمدرضا محبوبفر، کارشناس انرژیهای محیطی، در گفتگو با “روزنامه آرمان ملی”، ۲۴ مردادماه ۱۴۰۱، اظهار داشت: “انتقال آب خلیج فارس و دریای عمان به فلات مرکزی برخلاف شاخصهای توسعهٔ پایدار است و درحال حاضر انتقال آب بینحوضهای بهطورکلی مغایر با اصول محیط زیست و توسعهٔ پایدار است و این امر با وجود تغییرات اقلیمی مسلماً هم در مبدأ و هم در مقصد با آسیبهای فراوانی به محیط زیست و اکوسیستم منطقه وارد خواهد کرد.” این کارشناس ضمن اشاره به اینکه طرح انتقال آب خلیج فارس و دریای عمان با وجود مخالفتهای فراوان درحالحاضر در مرحلهٔ اجرا و احداث تونل و لولهگذاری است، افزود: “عملیات اجرایی این پروژه آغاز شده و ما باید در انتظار عواقب ناخوشایند آن باشیم و شرایط نامساعد و بحرانی آب، شاید ما را نیز همچون برخی از کشورهای دیگر ناچار به انتقال آب دریاها کند، اما در مورد ایران، اگر انتقال آب به شهرهای همجوار مانند سیستان و بلوچستان و یا خوزستان باشد قابل توجیه است، اما انتقال آب خلیج فارس به فلات مرکزی و شهرهایی مانند کرمان و اصفهان با هزینهکردهای بسیار زیاد اصلاً منطقی نیست و این امر علاوه بر اینکه اعتبار مالی بسیاری را بههدر میدهد، باعث تخریب محیط زیست نیز در آیندهای نهچندان دور خواهد شد. … بررسی این اقدام جز خطای انسانی نتیجهای ندارد که بیشتر به آن انتقال آب حوضهای گفته میشود که امری ممنوع تلقی میگردد و با حمایت برخی از نهادها درحال اجراست و اجرای این پروژه تنها بارِ مالی فراوانی بر دوش مردم است که مسلماً تأمین مالی آن از جیبِ [ مردم ] است.”
محبوبفر پیامد اجرای این پروژه را تخریبِ زیست محیطی و اتلاف مالی دانسته است که هم مبدأ و هم مقصد را نابود خواهد کرد. او بهدرستی تأکید کرد: “بحران کم آبی استانهای فلات مرکزی را باید با ارائه راهکارهای منطقی و اصولی حل کرد نه با انجام پروژههایی که از ابتدا تا انتها ضرر و زیان مالی و تخریب محیط زیست را بههمراه دارد.” محبوبفر انتقال صنایع آببَر به نزدیک منابع آبیای همچون دریای عمان و خلیج فارس، و اصلاح سیستم کشاورزی و حذف کاشت محصولات آببَر را از جمله راهکارهای موجود در مواجهه با کمآبی در فلات مرکزی دانست و گفت: “فعالیت واحدهای اقتصادی و برخی از اقدامات در بخش کشاورزی باید از حالت افسارگسیخته خارج شود تا بتوان با اصلاح مطلوب در این حوزه نتایج خوبی را نیز شاهد [بود].” او همچنین جایگزین کردن فعالیتهای گردشگری در منطقه فلات مرکزی را- با توجه به پتانسیل خوب این مناطق- ازجمله دیگر راهکارهای مناسب برای مقابله با بحران کمآبی در این مناطق دانست. در بافت رژیمی بغایت فاسد و سودجو مانند جمهوری اسلامی ایران مسلماً گوش شنوایی برای نظرهای کارشناسانی چون آقای محبوبفر وجود ندارد. سران جمهوری اسلامی ایران بهقیمت نابودی منابع آبی و برهمخوردن چرخهٔ فرایندهای طبیعی اقدامهای ضد مردمی خود را بهپیش میبرند تا از این راه جیب خود را پر کنند.
بهعنوان مثال و مشتی نمونهٔ خروار به ریختوپاش منابع آبی در طرح ایجاد کارخانهٔ پتروشیمی در شهر نمین در استان اردبیل میتوان اشاره کرد. باوجود مخالفتهای جدی مردم منطقه و کارشناسان با این طرح، سازمان محیط زیست مجوز احداث و راهاندازی کارخانهٔ پتروشیمی در شهر نمین را صادر کرد. استان اردبیل که پیشتر از این با آبوهوای سرد و معتدل شناخته میشد، در نتیجهٔ تغییرات آبوهوایی زیانبار در دهههای اخیر، کاهش بارشهای جوّی، بهرهبرداری و سوءِمدیریت، و همچنین مصرف نادرست از منابع طبیعی، این روزها در وضعیت کمآبی قرار دارد. بهگزارش ایرنا، ۱۹ دیماه ۱۴۰۰، سیاوش محمدی، مدیرکل هواشناسی استان اردبیل، در مورد وضعیت بارش، دما، و خشکسالی این استان در سال آبی ۱۳۹۹ – ۱۴۰۰ میگوید: “میانگین بارش در این سال آبی به ۲۵۵ میلیمتر رسید که نسبت به سال آبی گذشته ۳۱ درصد و نسبت به بلندمدت ۲۷ درصد کاهش نشان میدهد.” وضعیت ذخیرهٔ آب در سدهای این استان (۱۰ سد مخزنی بزرگ و ۴۲ سد مخزنی کوچک ) بسیار نگران کننده است. در این ارتباط ، علی حیدری اُناری، مدیرعامل شرکت آب منطقهای استان اردبیل، میگوید: “بهدلیل خشکسالیهای متوالی و نبود مصرف بهینه آب، ۸۰ درصد مخازن سدهای این استان خالی شده و از حجم ۴۰۶ میلیون متر مکعبی سدهای درحال بهرهبرداری، تنها ۲۰ درصد پر شده است. … دشت اردبیل در چنین شرایطی با کسری تجمعی ۷۸۰ میلیون مترمکعبی آب مواجه است و سالانه با تأسف بهطورمیانگین بیش از ۱۵ میلیون مترمکعب به این کسری اضافه میشود” [همانجا].
روی دیگر مسئله بحران کمآبی و بیآبی تهدید جدی وضعیت بهداشتی و سلامتی شهروندان است. از نانواییها گرفته تا مراکز درمانی و بهداشتی و سوپرمارکتها بهعلت آلودگی آب دچار مشکلات جدی شدهاند” [سایت زمانه، ۹ شهریورماه ۱۴۰۱].
حکومت مافیایی مستقر در میهن ما معیشت و سلامت همه شهروندان را با خطر جدی مواجه کرده است. برای رهایی از این وضعیت خطرآفرین، تفرقه و تنگنظری در عرصهٔ فعالیتهای سیاسی را که از ویژگیهای مرحلۀ معینی از جنبش است باید کنار گذاشت و به استقرار دولتی ملی و دموکراتیک، متحد و یکپارچه دست در دست هم به پیکار مشترک با حکومت ضد مردمی و واپسگرای جمهوری اسلامی برخاست. برای حل معضل آب که اکنون به مشکلی جهانی تبدیل شده است و همداستانیای بینالمللی در این عرصه درحال شکلگیری است، کشور ما نیز باید بتواند نقشی شایسته بر عهده گیرد. امروزه اتحاد نیروهای مترقی و میهندوست برای پایان دادن به فساد و ویرانی حاکم بر ایران به ضرورتی درنگناپذیر تبدیل شده است.
«نامهٔ مردم»