در تاریخ ۱۸ ژانویه ۲۰۲۱/ ۲۹ دیماه ۱۳۹۹، رئیس سازمان جهانی بهداشت، دکتر تدروس ادهانوم قبریسوس، آشکارا اعلام کرد که فقط ۲۵ دوز-آری ۲۵ دوز- واکسن کرونا در سراسر فقیرترین کشورها تزریق شده است، در حالی که در کشورهای ثروتمند ۳۹ میلیون دوز تزریق شده است.
او گفت جهان در آستانهٔ “شکست اخلاقیای فاجعهبار” است.
دکتر تدروس از در اولویت قرار دادن تصویب فروش و ارسال واکسن ضد کرونا به کشورهای ثروتمند در برابر ارسال دادهها به سازمان جهانی بهداشت بهمنظور سرعت بخشیدن به برنامه کوواکس (Covax) یا واکسنرسانی روشمند به کشورهای فقیر، شرکتهای دارویی را بهباد انتقاد گرفت.
او خاطرنشان کرد: “چنین اعمالی فقط همهگیری را بهدرازا میکشاند.”
یک ماه بعد از انتقاد دکتر تدروس، در ۲۲ فوریه/ ۴ اسفندماه ۹۹، دکتر ایفیانیی نسورور (Ifeanyi Nsoror)، شهروند نیجریه و عضو ارشد هیئت رعایت برابری در بهداشت در دانشگاه جورج واشنگتن ایالات متحده، در مصاحبهای اشاره کرد که هیچکس در نیجریه، کشوری با ۲۰۰ میلیون نفر جمعیت، واکسن ضد کرونا دریافت نکرده است.
دکتر نسورور همچنین اشاره کرد که برخی از نخبگان نیجریه، از جمله معاون کنونی رئیسجمهور این کشور، برای دریافت واکسن ضد کرونا به دُبی در امارات متحد عربی رفتهاند. برنامه کوواکس تحویل ۴ میلیون دوز واکسن ضد کرونا در اوایل ماه مارس و ۱۶ میلیون دوز تا پایان سال ۲۰۲۲ را وعده داده است. مقامها در انگلیس ۳۰ درصد از جمعیتشان را در دو ماه اول همهگیری واکسن زدهاند. طبق قراری که انجام گرفته است نیجریه و کشورهای فقرزدهٔ اسیر نواستعمار در دو سال نخست همهگیری، ۲۰ درصد از جمعیتشان را واکسن میزنند. آن کشورهای فقیری که به افزایش سرعت برنامه واکسن زدن در کشورشان مایلاند میتوانند یکراست با شرکتهای داروسازی بزرگ به مذاکره بنشینند. شرکت سازنده واکسن آسترازنکا (AstraZeneca) از آفریقای جنوبی و اوگاندا درخواست کرده است که بهازای هر دوز بهترتیب ۳/۸۰ پوند (۵/۲ دلار)، ۵/۰۷ پوند بپردازند در حالی که این رقم برای اتحادیه اروپا به ازای هر دوز ۱/۵۶ پوند تعیین شده است.
بهیاد داشته باشید که هدف اصلی آکسفورد تهیه و فراهمسازی دوزهای واکسن بهصورت رایگان یا حداکثر با هزینه تمام شدهٔ ۷ پنی (یک دهم دلار) برای هر دوز بدون داشتن حق انحصار بود.
بنیاد بیل گیتس، یکی از بزرگترین حمایتکنندگان مالی در پژوهشهای علمی دانشگاه آکسفورد، این مؤسسه را زیر فشار قرار داد تا با شرکت بزرگ دارویی آسترازنکا برای بستن قراردی بهتوافق برسد.
پیامد این توافق بهطرزی خیرهکننده خوب برای شرکت آسترازنکا و نهچندان خوب برای جمعیت جهان بود. سهام شرکت آسترازنکا در حال افزایش است و مدیرعامل آن، پاسکال سوریوت، از ماه آوریل/ فروردینماه گذشته افزایش قیمت و حق خرید و فروش این سهام بهمبلغ ۱۵ میلیون دلار شاهد بوده است. افزایش سود این شرکت هنوز هم ادامه دارد. بنا بر مقالهای مندرج در وبسایت مالی سال بهنام: “این پول”، ۱۱ فوریه / ۲۳ بهمنماه ۹۹، گزارش شده است که “پاسکال سوریوت از سودآوری واکسن کووید بسیار خوشنود است.” این مقاله بهنقل از آسترازنکا گفته است درآمد این شرکت رشد کرده و سود آن از یک میلیارد پوند نزدیک به ۳ میلیارد پوند میان ماههای دی و بهمن رسیده است. واقعیت امر این است که ادعاهای این شرکت برای تولید و فروش “بهای تمام شده” یکسر نادرست است.
ترفندی است برای بهدست آوردن سهم بیشتری از بازار بههزینه رقبایش که آنها هم بههمان اندازه بیرحماند. همانطور که نشریه فایننشال تایمز در ماه اکتبر سال ۲۰۲۰ / مهرماه ۹۹ گزارش داد، شرکت آسترازنکا میتواند با فروش واکسن بههر بهایی که اراده کند تا ماه ژوئیه سال جاری / تیرماه ۱۴۰۰ همهگیری را “پایان یافته” اعلام کند، نه اینکه تا کنون چنین کاری را نکرده است. نشریهٔ تجاری فورچون دربارهٔ “نبودن شفافیتی کمابیش کامل” در شیوهٔ قیمتگذاری واکسن تولیدشده این شرکت میگوید اگر قصد آغازین آکسفورد برای تولید واکسن از راه “سکوی باز” که شرکتهای داروسازی دیگر میتوانند آزادانه از این زیرساختها برای تولید و ساختن واکسن بهرهمند گردند و همچنین بدون داشتن حق ثبت انحصاری در سراسر جهان انجام میگرفت، میشد تصور کرد که مردم امروز در شرایطی بهتر زندگی را میگذراندند. بهجای آن، ما “ملیگرایی واکسن” داریم، ناهمسنگی و نابرابریای عظیم در پخش و دریافت واکسن بین قدرتهای استعماری و مستعمرات پیشینشان مشاهده میشود که نمایانگر نابرابریهای ثروت و خطر جانی ادامهدار است برای میلیونها نفر حتی برای ملت انگلیس. چنین رویکردی اجازه میدهد ویروس در کانونهای زندگی مردمی که بهصورت انبوه در “کشورهای جنوب کره زمین” بسر میبرند گسترش یابد و حتا شرایط مناسبی برای جهش خطرناکتر ویروس پدید آورد. بهجای اینکه به فاجعه واقعی در کشورهایی مانند نیجریه و فاجعه احتمالی برای همه ما بنگریم، هر کشوری برنامه مایهکوبی برای هر کشوری تعیین و کموبیش به سطح مایهکوبی انجامگرفته در انگلیس نزدیک شود.
وینی بیانیما، معاون کل سازمان ملل، در مورد راهبندهایی که موفقیت و دستیابی ما را در سطحی بسیار خوشایندتر کُند گفت: “در شکل کنونی رویکرد ما به ویروس و همهگیری، شرکتهای دارویی از بودجه دولتی برای پژوهشهایشان کمک دریافت میکنند. اما انحصار تولید و پخش داروها را برای کسب سود بیشتر خود حفظ میکنند.”
بهتازگی آفریقای جنوبی، با حمایت دولت هند، پیشنهادی را به سازمان جهانی بهداشت داده است که در آن لغو حقوق مالکیت واکسنها تا زمان مصونیت برای همه مردم جهان خواسته شده است. سازمان ملل، سازمان جهانی بهداشت، و افکارعمومی مترقی در سراسر جهان از چنین رهیافتی پشتیبانی میکنند. آیا دولتهای انگلیس و اسکاتلند هم بهاین فراخوان خواهند پیوست؟ بدیهی است تا زمانی که همه کشورها در امنیت نباشند هیچ کشوری نمیتواند در امنیت باشد. چشمپوشی سنگدلانه بر گسترش ویروس در سرزمینهایی که چندی پیش در آنها نظامهای بردگی و استعمار حاکم بود و امروز در زیر سلطهٔ روابط استعماریای جدید بهشدت از آنها بهرهکشی میشود، خیانت به نژاد انسان خواهد بود.
آکسفام بهتازگی اعلام کرد: “ما به واکسنهایی که در سامانههای فناورانه برای دسترسی همگان ساخته و تولید انبوه میشوند و همچنین به واکسنهای تولیدشده در کشورهای در حال توسعه که کارآمدی خود را نشان دادهاند نیاز داریم.” نیک دیردن، یکی از فعالان سازمان هماکنون عدالت در جهان، گفت: “ما باید بیدرنگ دسترسی مردم را به فناوری و حق ثبت اختراع فراهم سازیم، تا بتوانیم این دستاوردهای علمی را برای همگان بهکار گیریم، و از تولید بیشتر واکسن بهرهمند شویم. توانایی ما برای شکست بدون تبعیض، و کارآمدی این ویروس در جهان به این بستگی دارد.”
یکی از نمونههای ستایشبرانگیز شناخته شده در مورد تولید واکسن فلج اطفال از سوی جوناس سالک در سالهای دهه ۱۹۵۰ / ۱۳۲۹ است که از حق ثبت انحصاری آن خودداری کرد. هنگامی که از او پرسیده شد مالک این واکسن کیست پاسخ داد: “بهاعتقاد من مردم مالک آناند. نیازی به حق ثبت نیست. آیا میتوانید با ثبت خورشید مالکیت آن را از خود سازید؟” تا آنجایی که میدانیم فلج اطفال از بین رفته است.
نگرش جوناس سالک را با نگرش صاحب شرکت داروسازی فایزر (Pfizer) بسنجید، کسی که مشغول وادارساختن دولتهای آمریکای جنوبی برای در اختیار گذاشتن امکانات دولتی بهمنزله “تضمین” برای تهیه واکسن است. یا بنیاد بیل گیتس که در زیر فشار گذاشتن آکسفورد برای “همکاری با شرکت آسترازنکا” نقشی مهم داشت. یا عملکرد خود شرکت آسترازنکا. همه دولتهای انگلیس، از جمله دولت اسکاتلند، تولید واکسن بدون حق ثبت و بدون داشتن حق انحصاری در سراسر جهان را باید خواستار شوند. ما به تلاش و فراخوان دولتها و سازمانهای بینالمللیای که برای پایان دادن به این پدیدهٔ ننگآوری که حِرص و آز را جایگزین انسانیت و کسب سود را برتر از جان مردم میداند باید بپیوندیم.
جان سوینبورن یکی از تلاشگرانی است که موفق شد پیشنهادی را در جلسه شورای ملی بنیاد آموزشی اسکاتلند در پنجم مارس/ ۱۵ اسفندماه ۹۹ به پیش ببرد که بنا بر آن دولت اسکاتلند را به پیوستن به کارزار تولید واکسن ویروس کرونا بدون حق ثبت و حق امتیاز در سراسر جهان ملزم میکند.
نامۀ مردم