صلح پایدار مستلزم برقراری عدالت، تشکیل کشور مستقل فلسطین، و احترام به حاکمیت ملی مردم فلسطین است!
نمایش شرمآوری که روز دوشنبه ۱۳ اکتبر (۲۱ مهر) در دو پرده اجرا شد- ابتدا در پارلمان اسرائیل (کنست) در تل آویو و چند ساعت بعد در شرمالشیخ در مصر- که دونالد ترامپ، بنیامین نتانیاهو، و عبدالفتاح السیسی همراه با هم طراحی و کارگردانی کردند، واقعیتهای نقشهٔ آنها برای فلسطین و فلسطینیان را آشکار کرد. اکنون کاملاً روشن شده است که «طرح ۲۰ مادهیی ترامپ»، که با حمایت نتانیاهو و با هماهنگی کامل چهرههای شناختهشده حامی صهیونیسم تهیه شده بود، صرفاً چارچوبی برای تضمین بازگشت گروگانهای اسرائیلی و تأکید بر خونریزی دو سال گذشته بود که ادامه دادن به آن برای منافع امپریالیسم آمریکا، دولت اسرائیل، و متحدان ارتجاعیشان بیش از حد زیانبار شده بود. از دیدگاه مدافعان صلح و حقوق مردم فلسطین، این طرح چیزی بیش از پوششی برای اجرای کامل شرایط اسرائیل و تحکیم وضع موجود به نفع اسرائیل نبود. دکتر مصطفی برغوثی هشدار داده است که این طرح «به ریشههای بحران (اشغال، زمین، حقوق ملی) نمیپردازد و نتانیاهو احتمالاً به آن متعهد نخواهد ماند.»
واقعیت این است که طرح ترامپ با تمرکز بر سه محور اصلی تدوین شده بود: اولویت دادن مشروط به صلح و آزادی گروگانهای اسرائیلی، بازچینی سیاسی حاکمیت غزه (اساساً تبدیل کردن آن به منطقهٔ تحت قیمومیت)، و به تعویق انداختن تحقق حقوق بنیادی ملی فلسطینیها. در این طرح بهجای حفظ و تحکیم صلح، بیعدالتی ساختاری تثبیت میشود.
اگرچه در این طرح بر آتشبس و تبادل زندانیان تأکید شده، اما تحقق این دو به شرایط زیانبار سیاسیای گره خورده است که نتیجهٔ آن انکار حق مقاومت مردم فلسطین در برابر اشغال است. همچنین، هیچ تضمین روشنی برای پایان دادن دائمی و کامل به تجاوز اسرائیل در این طرح وجود ندارد. در این طرح حاکمیت سیاسی غزه از دست فلسطینیها گرفته شده و به یک «کمیتهٔ تکنوکراتیک غیرسیاسی» زیر نظر «هیئت صلح» به رهبری خود دونالد ترامپ سپرده شده است. این اقدام دخالت یکجانبه در اعمال خودمختاری فلسطین است، چه رسد به محترم شمردن حاکمیت ملی فلسطین.
در این طرح، بر خلعسلاح و تغییر حاکمیت تأکید شده است. اما مسائل حیاتی ملت فلسطین، بهویژه تشکیل کشور مستقل فلسطین در مرزهای به رسمیت شناخته شدهٔ بینالمللی در ۴ ژوئن ۱۹۶۷، با پایتختی اورشلیم شرقی، و حق بازگشت پناهندگان فلسطینی بهعمد مبهم گذاشته شده است. بنابراین، حقوق اساسی و مسلّم مردم فلسطین اساساً قربانی خواستهای امنیتی اسرائیل شده است. در این طرح بهجای اینکه به صلح عادلانه، پایان دادن به اشغال، و ایجاد کشور مستقل فلسطین توجه شده باشد، تحمیل یکجانبهٔ هدفهای بلندمدت اسرائیل- با استفاده از ویرانی و استیصال ناشی از دو سال نسلکشی علیه فلسطینیها- مورد توجه بوده است.
البته پایان دادن به خونریزی دهشتناک و آوارگی مردم غزه «اولویت فوری اخلاقی و انساندوستانه»ای است که باید «بدون پیششرط سیاسی» محقق شود. و هر جنبهای از این طرح که منجر به برقراری آتشبس فوری، رساندن کمکهای انساندوستانه، و خروج نیروهای اشغالگر شود، گامی رو به جلو است. طرحی که ماهیتش نادیده گرفتن حقوق ملی مسلم مردم فلسطین، الحاق سرزمینهای اشغالی به اسرائیل، نادیده گرفتن مسئلهٔ پناهندگان فلسطینی، و تضعیف نمایندگی قانونی آنها از طریق سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) است، طرح صلح نیست، بلکه طرحی برای تحکیم اشغال و بیعدالتی است.
نقصهای ذاتی طرح بهاصطلاح صلح ترامپ در روزهای پس از امضای آن در شرمالشیخ کاملاً آشکار شد که با کشته شدن دستکم ۱۰۰ فلسطینی و قطع عضو دستکم ۲۵۰ نفر دیگر همراه بود [ وهنوز هم ادامه دارد]. روشن است که نتانیاهو، زیر فشار همراهان افراطیاش در دولت، به هر بهانهای میکوشد خونریزی و نسلکشی در غزه را از سر گیرد. ایتامار بن گویر آشکارا اعلام کرده است حالا که گروگانهای زنده بازگشتهاند، نیروهای اسرائیلی باید جنگ را از سر بگیرند و «دروازههای جهنم را به روی غزه باز کنند.» او هشدار داد که او و متحدان راست افراطیاش از دولت بیرون خواهند رفت (که در نتیجه دولت سرنگون خواهد شد)، مگر اینکه نتانیاهو برای برچیدن کامل حماس و رسیدن به «پیروزی کامل» اقدام کند. به نظر میرسد جی دی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، و مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، با آگاهی از ناپایداری آشکار آتشبس، بهرغم ادعای پُرسروصدای دولت ترامپ، در تلاش برای حفظ توافق ترامپ بود که شتابان به اسرائیل رفتند. حتی وقتی این دو در اسرائیل بودند، وزیران راستگرای افراطی لایحهای را در کنست برای الحاق کرانه باختری به خاک اسرائیل به تصویب رساندند.
بتسلئل اسموتریچ، وزیر دارایی اسرائیل، نیز در پاسخی شرمآور به تردید آشکار عربستان سعودی در مورد «توافق صلح» ترامپ، و تأکید مجدد عربستان بر شرایطی که برای پیوستن به «پیمان ابراهیم» دارد، آشکارا به آن پادشاهی توهین کرد. او گفت: «اگر عربستان سعودی میگوید که ‘عادیسازی روابط [با اسرائیل] در ازای تشکیل کشور فلسطین’، میگوییم دوستان، نه، ممنون، به شترسواریتان در صحرای عربستان ادامه دهید.»
این تحولات، که تأکیدی است بر موضع اسرائیل بهعنوان بازیگری که با سوءنیّت در خاورمیانه عمل میکند و نیز بیانگر ملاحظات برحق فلسطینیان و نمایندگان مردمی آنها در مورد این «طرح» است، کاملاً قابل پیشبینی بود.
بهرغم برخی پیشنهادهای اولیه برای مشارکت تشکیلات خودگردان فلسطین در شرمالشیخ که گویا امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، پیشنهاد داده بود، روشن است که توافق ترامپ نه به هیچیک از نمایندگان یا جریانهای مردمی فلسطینی حق دخالت میدهد و نه هیچ مسیر مشخصی برای تشکیل کشور فلسطین پیشبینی میکند.
بدون تحقق خواستهای اساسی مردم فلسطین و اجرای اعلامیهٔ پکن در مورد «پایان دادن به تفرقه و تقویت وحدت ملی فلسطین» که فتح، حماس، جبههٔ دموکراتیک برای آزادی فلسطین (DFLP)، جبههٔ مردمی برای آزادی فلسطین (PFLP)، حزب مردم فلسطین (PPP)، ابتکار ملی فلسطین (PNI، المبادره)، و هشت حزب فلسطینی دیگر در ژوئیه ۲۰۲۴ امضا کردند، هیچ راهحلی وجود نخواهد داشت. اصول اصلی این اعلامیه اینهاست: برقراری آتشبس پایدار در غزه؛ تلاش مشترک برای برقراری حکومت در غزه با توجه به اصل «حاکمیت فلسطینیها بر فلسطین» با ایجاد دولت وحدت ملی؛ حداکثرسازی وحدت فلسطینیها در قالب سازمان آزادیبخش فلسطین (PLO)؛ و مهمتر از همه، تأسیس کشور مستقل فلسطین.
حزب تودهٔ ایران در کنار همه هواداران صلح و عدالت و مدافعان حاکمیت ملی ملتهای خاورمیانه معتقد است که اولویت اصلی پایان دادن فوری به تجاوز اسرائیل، جنگ نسلکشی و رفع محاصرهٔ غزه است. تحقق این اولویت نباید به هیچ شرط سیاسی گره بخورد. راهحل عادلانه و پایدار و صلح پایدار فقط از طریق پایان یافتن کامل اشغال اسرائیل، تشکیل کشور مستقل فلسطین با پایتختی اورشلیم شرقی در مرزهای ۱۹۶۷، و تحقق حق بازگشت پناهندگان فلسطینی مطابق با قطعنامههای بینالمللی محقق خواهد شد.
به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۴۶، ۱۲ آبان ۱۴۰۴