بیش از ۱۰۰۰ کشته در زمین‌لرزه میانمار+ فیلم

در پی وقوع زمین‌لرزه در میانمار، تاکنون حداقل ۱۰۰۰ نفر کشته شده‌اند. به گزارش ایسنا، در پی وقوع زمین‌لرزه ۷.۷ ریشتری که روز جمعه میانمار و بخش‌هایی از تایلند را به لرزه درآورد، تاکنون حداقل ۱۰۰۰ نفر جان خود را از دست داده‌اند و صدها نفر دیگر مجروح شده‌اند. طبق گزارش تلویزیون دولتی میانمار، در ... بیش از ۱۰۰۰ کشته در زمین‌لرزه میانمار+ فیلم

ادامه

تایلند, جهان, خبر, فیلم, محیط زیست, میانمار

بیانیه تشکیلات دموکراتیک زنان ایران به مناسبت ۸ مارس روز جهانی زنان

“تشکیلات دموکراتیک زنان ایران” روز هشتم مارس (امسال مطابق ۱۸ اسفندماه ۱۴۰۳) روز جهانی زنان، روز تجدید عهد و همبستگی با مبارزات زنان برای ساختن جهانی عاری از فقر، خشونت، تبعیض، بی‌عدالتی، و تخریب محیط زیست را به همهٔ زنان و دختران ایران شادباش می‌گوید. روز هشتم مارس هر ساله ازسوی زنان مبارز و نیروهای ... بیانیه تشکیلات دموکراتیک زنان ایران به مناسبت ۸ مارس روز جهانی زنان

ادامه

آلمان, آمریکا, اتریش, استبداد, استثمار, اسلام سیاسی, اقتصادی, ایران, بیانیه, پرستاران, جهان, دانمارک, روسیه, زنان, سازمان ملل, سرمایه‌داری, سوئیس, صلح, طبقه کارگر, فقر, کمونیسم, کودکان, محیط زیست, معلمان, معیشت, نئولیبرالیسم, همبستگی

هو شدن رئیس کمیسیون اروپا در لهستان

رئیس کمیسیون اروپا درحالی که برای شرکت در یک نشست به لهستان سفر کرده است توسط مردم این کشور هو شد. باشگاه خبرنگاران جوان؛ از ریانووستی، کشاورزان لهستانی اورسولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا را در گدانسک هو کردند. این اتفاق درحالی رخ داد که فون در لاین در نشست خارجی کمیسیون اروپا که ... هو شدن رئیس کمیسیون اروپا در لهستان

ادامه

اتحادیه اروپا, اروپا, اعتراضات اجتماعی, اوکراین, جهان, خبر, شرق اروپا, طبقه کارگر, کشاورز, لهستان, محیط زیست

دولت ترامپ، پیام‌آور بیماری و مرگ در آفریقا

تصمیم رئیس جمهوری آمریکا برای خروج از «سازمان جهانی بهداشت» و «توافق پاریس»، پیامدهای فاجعه‌باری برای زیرساخت‌های بهداشت و سلامت در آفریقا دارد، تا حدی که دولت ترامپ می‌تواند پیام‌آور بیماری و مرگ در قاره آفریقا باشد. به گزارش روز دوشنبه ایرنا از پایگاه خبری «اینترنشنال پالیسی دایجست»، این تصمیمات دولت دونالد ترامپ، پیشرفت‌های به ... دولت ترامپ، پیام‌آور بیماری و مرگ در آفریقا

ادامه

آفریقا, آمریکا, اتحادیه اروپا, جهان, درمان, روسیه, سازمان بهداشت جهانی, غرب آفریقا, فرانسه, فقر, محیط زیست

هشدار شبه نظامیان شمال سوریه نسبت به تصمیم ترکیه برای اشغال شهر کوبانی

اداره خودگردان کوبانی در شمال سوریه امروز شنبه، هشدار داد که ادامه حملات ترکیه به منطقه سد تشرین با هدف اشغال شهر کوبانی است. به گزارش ایسنا، اداره خودگردان شبه نظامیان کُرد در کوبانی واقع در شمال سوریه در بیانیه‌ای طرح‌ها و اقدامات ترکیه که زیرساخت‌ها و تاسیسات خدماتی در مناطق شمال و شرق سوریه ... هشدار شبه نظامیان شمال سوریه نسبت به تصمیم ترکیه برای اشغال شهر کوبانی

ادامه

ترکیه, خاورمیانه, خبر, سوریه, عراق, محیط زیست

نجات کرهٔ زمین مستلزم پایان دادن به سرمایه‌داری است

بدون برنامه‌ریزی نمی‌توان از فاجعهٔ آب‌وهوایی جلوگیری کرد. و پیشبُرد چنین برنامه‌ای، مستلزم متوقف کردن سودوَرزی سرمایه‌داری است.

 

کاپ۲۶ (COP26)، یا ۲۶مین نشست سران کشورها در همایش آب‌وهوایی سازمان ملل متحد در گلاسکو، ظاهراً جایی است که رهبران جهان و فعالان زیست‌محیطی و تغییرهای آب‌وهوایی، کارشناسان و پژوهشگران علم و فن، و رسانه‌ها در فضایی دوستانه با یکدیگر دیدار و گفت‌وگو می‌کنند.

 

اما این توهّمی بیش نیست. اگر جو بایدن و بوریس جانسون، رئیس‌جمهور آمریکا و نخست‌وزیر بریتانیا، گشتی در مترو گلاسکو بزنند، احتمالاً کلی متلک و بَدوبیراه از مردمی خواهند شنید که از این موضوع ناراحت‌اند که شرکت‌کنندگان در همایش کارت بلیت ویژه‌ای دریافت کرده‌اند که با استفاده از آن به‌راحتی می‌توانند در سراسر شبکهٔ حمل‌ونقل شهری گلاسکو و حتی در بخش‌های خصوصی‌شدهٔ آن رفت‌وآمد کنند ولی اهالی عادی گلاسکو مجبورند با خرید بلیت‌های متعدد و گران‌قیمت به محل مورد نظر خود بروند.

 

این وضع نمونهٔ گویایی از ناکارآمدی‌هایی است که هرج‌ومرج نظام بازارمحور سرمایه‌داری به زندگی مردم تحمیل می‌کند.

 

کاروان تشریفاتی بایدن که شامل ۱۰۰ خودرو بنزین‌سوز با مصرف بالا بود، هم نمادی از نابرابری‌های جهانی است که قرار است موضوع بحث‌ها در کاپ۲۶ باشد، ‌و هم نشان دهندهٔ تمایزهای طبقاتی غالب در جهان امروزی است.

 

در آستانهٔ گردهمایی گلاسکو و به‌منظور آماده شدن برای شرکت در این گردهمایی، غول‌های بزرگ بورژوازی در کنفرانس گروه۲۰ در رم در جلسه‌ای خصوصی با هم دیدار و گفت‌وگو کردند. موضوع تغییرهای آب‌وهوایی در صدر دستور کار رسمی این جلسه بود، در حالی که اقدام برای کمر راست کردن و بیرون آمدن از بحران اقتصادی کنونی سرمایه‌داری، که با نگرانی‌هایی جدّی در مورد اثر همه‌گیری کنونی کووید-۱۹ و همه‌گیری‌های احتمالی آینده در بحران اقتصادی همراه است، فکر آنها را سخت مشغول کرده است.

 

در اطراف محل جلسه، که به‌شدّت تحت مراقبت پلیس بود، فعالان زیست‌محیطی و آب‌وهوایی و کارگران اعتصابی و اعضای سندیکاهای کارگری معترض از شرکت‌هایی مثل ویرپول، آلیتالیا، و فِدِکس، با یکدیگر گپ می‌زنند. فعالان سندیکایی ایتالیا در صفوف متحد، در همبستگی با “کنفدراسیون سراسری کار ایتالیا” (CGIL) که به طور سنّتی گرایش به چپ دارد و ساختمان مرکزی آن هفته قبل مورد حمله جوخه‌های فاشیستی قرار گرفت، راه‌پیمایی کردند. آنچه در فرهنگ سیاسی ایتالیا متمایز است، تبادل‌نظر و ارتباط‌گیری راحت بین فعالان زیست‌محیطی با شخصیت‌ها و نیروهای چپ و طبقهٔ کارگر و جنبش کارگری است. در زمینهٔ ضرورت اتخاذ تاکتیک‌هایی که مانع و مُخِل جلب حمایت توده‌ها از سیاست‌های ترقی‌خواهانه نباشد، درس‌های زیادی می‌توان از این فعالان آموخت.

 

جنبش کارگری باید بیشتر به جنبش زیست‌محیطی نزدیک شود، و فعالان آب‌وهوایی- که معمولاً پیوند تنگاتنگی با کارگران متشکل ندارند- باید متوجه باشند که اقدام مستقیم در نقطهٔ تولید یا اقدامی توده‌یی که به طور مشخص صاحبان صنایع و فرایند‌های آلوده‌کننده را هدف قرار می‌دهد، اثربخشی ویژه‌ای دارد. هم‌وطنان معمولی ما دشمنان ما نیستند، و ما نباید کاری کنیم که آنها فعالان زیست‌محیطی را دشمن خود ببینند.

 

برگردیم به همایش فرانسه. ضمن سفر از ایتالیا و عبور از شهرهای فرانسه به‌خوبی می‌توان دید که فرانسه چقدر در تولید انرژی تجدید‌پذیر سرمایه‌گذاری کرده است. مزارع عظیم گندم در مرکز فرانسه با رشته‌هایی طولانی از توربین‌های بادی پوشیده شده است. دولت فرانسه قصد دارد میزان تولید انرژی تجدیدپذیر را از زیر ۲۰درصد کنونی، تا سال ۲۰۳۰ به ۳۲درصد کل تولید انرژی کشور افزایش دهد. در حال حاضر ۷۰درصد انرژی کشور از انرژی هسته‌یی تأمین می‌شود.

 

اما در کل اتحادیهٔ اروپا، تفاوت‌های بسیار گسترده‌ای در سیاست‌گذاری در این زمینه وجود دارد. همین اختلاف‌ها از عوامل اصلی ناکارآمدی و بی‌نتیجه بودن بحث‌ها برای هدف‌گذاری در کاهش میزان انتشار دی‌اکسید کربن بوده است. «شورای (اتحادیهٔ) اروپایی» در اواخر اکتبر (اوایل آبان) امسال بحث مفصلی را در نشست وزیران محیط‌زیست در لوکزامبورگ پیش کشید. کشورهایی مثل آلمان، سوئد، هلند، و دانمارک در شمال اروپا که از لحاظ صنعتی توسعه‌یافته‌ترند و تولید صادرات‌محور دارند- آنهایی که خیلی بیشتر از بقیه، از چتر منطقهٔ یورو بهره می‌برند- مانع انجام اقدام‌های لازم برای انتقال بی‌دردسرتر به انرژی پاک هستند.

 

فرانسه خواهان انرژی هسته‌یی چشمگیرتری است، و آلمان طرفدار گاز است، و معامله‌اش با روسیه برای دریافت گاز از طریق خط لوله نورد استریم ۲ در مرکز اختلاف‌های اساسی در میان کشورهای عضو ناتو است. اسپانیا که پیشگام کشورهای جنوب اروپا است، طرفدار اقدام جمعی برای خرید و انباشت منابع انرژی است، در حالی که بحران زمستانی بسیاری از کشورهای فاقد ذخایر کافی را تهدید می‌کند. به این ترتیب، حتی اتحادیهٔ اروپا هم که ظاهراً سازوکاری فرادولتی دارد و بزرگ‌ترین مدعی اقدام جمعی است، به‌خاطر اختلاف مشی اعضایش، که ریشه در اولویت دادن به سود سرمایه دارد، در این گونه تصمیم‌گیری‌ها فلج است. بریتانیا هم که دیگر مقیّد به تعهدهای پیمان اتحادیهٔ اروپا نیست، زیر قدرت دولتی محافظه‌کاران (توری‌ها) اداره می‌شود که هیچ علاقه‌ای به مالکیت جمعی منابع و تولید انرژی ندارند.

 

گذشتهٔ از همهٔ اینها، ریشهٔ بحران انرژی و افزایش قیمت انرژی برای مصرف‌کننده، در کارکرد بی‌نظم و بی‌برنامهٔ بازار سرمایه‌داری است که در تاریخ تولید انرژی، عامل شاخصی در تخریب سیّاره زمین بوده است.

 

در روند انقلاب صنعتی در اروپا، که از نیمهٔ دوّم قرن هجدهم آغاز شد و در نیمهٔ اوّل قرن نوزدهم به اوج رسید، مصرف زغال‌سنگ در ماشین‌ها و فرایندهای صنعتی، در خطوط راه‌آهن، و در کارخانه‌های ذوب فلز که به‌سرعت رشد می‌یافتند، و در نتیجه میزان انتشار گازهای کربنی که اثر گلخانه‌یی و به دام انداختن گرمای خورشید در جوّ زمین دارند، سال به سال افزایش یافت. این رشد که در چارچوب مناسبات سرمایه‌داری صورت می‌گرفت، به دگرگون شدن طبیعت، محیط‌زیست انسان‌ها، و در کنار آنها به دگرسانی نظام اقتصادی و ساختار طبقاتی جامعه منجر شد.

 

بریتانیا که پیشتاز انقلاب صنعتی بود، نخستین- و برای دهه‌ها، بزرگ‌ترین- آلوده‌کنندهٔ جهان بود، ولی به‌زودی آلمان و ایالات متحد آمریکا نیز در موقعیتی مشابه در تخریب محیط‌زیست قرار گرفتند. (در اینجا از پیامدهای مستقیم انسانی توسعهٔ کشورهایی مثل آمریکا و کانادا، از جمله در نابود کردن جوامع بومیان سخنی نمی‌گوییم.)

 

نشست کاپ۲۶ در گلاسکو- شهری که شاهد ویرانی اقتصاد کشتی‌سازی، مهندسی، و تولید در بازهٔ زمانی دو نسل بوده است- جایی است که در آن شاهد نمایش بزرگی از دورویی دولت‌های استعماری هستیم. در حوزهٔ سیاسی و اظهارات رهبران، از زبان فنی و اصطلاحات کارشناسی خاصِ دنیای بسیار تخصصی علم تغییرهای آب‌وهوایی برای پنهان کردن این حقیقت بنیادین استفاده می‌شود که برههٔ کنونی بحران تغییرهای آب‌وهوایی، حاصل قرن‌ها بهره‌کشی استعماری است که طی آن، بخش عمده‌ای از جهان وظیفهٔ تأمین مواد اولیهٔ مورد نیاز کشورهای بزرگ سرمایه‌داری به عهده‌اش بود. کار بَرده‌وار و استخراج زغال‌سنگ پایه و اساس ثروت و قدرت سرمایه‌داری بریتانیایی- و دیگران- بوده است. دست‌کم از زمان همایش ریو در سال ۱۹۹۲/۱۳۷۱ به این سو، اصل «مسئولیت مشترک اما متمایز» بازتاب این روایت تاریخی است که پیشرفت اقتصادی در دنیای کنونی، به این معناست که کشورهای در حال توسعه مسئولیت کمتری نسبت به انتشاردهندگان عمدهٔ گازهای کربنی دارند که تاریخشان نشان می‌دهد که باید بیشترین مسئولیت را برای کربن‌زدایی از اقتصادشان بر عهده بگیرند.

 

پیشرفت اولیهٔ بریتانیا در کاهش دادن انتشار کربن خود تا ۸٫۱ تُن دی‌اکسید کربن به ازای هر نفر، تا حدّ زیادی به معنای بر هم زدن شالودهٔ تولیدی اقتصاد و کاهش شدید در تولید زغال‌سنگ است. هزینه‌های انسانی و مادّی این فرایند- نابودی مشاغل، از بین رفتن گنجینهٔ عظیم مهارت‌های انسانی- از عوامل اساسی بحران اجتماعی فزایندهٔ آن کشور و پایه و اساس نابرابری‌های منطقه‌یی طبقاتی در عرصه‌هایی مانند میانگین طول عمر، اشتغال، بهداشت و درمان، و آموزش و پرورش بوده است. رشد «اقتصاد کازینویی» بر پایهٔ کاربرد ابزارهای مالی مثل بورس و قمار روی قیمت آتی اموال و دارایی‌ها، نمی‌تواند جایگزین دهه‌ها تخریب در اقتصاد تولیدی شود. در اقتصاد کازینویی، طبقهٔ کارگر شاهد ناپدید شدن شالودهٔ تولیدی در اقتصادهای محلی، به خطر افتادن امکان برخورداری فرزندان خانواده‌های کارگری از زندگی شایسته، و تعمیق بحران اجتماعی بوده است. به این نکته هم باید اشاره کرد که این نظر، که در روند رشد اقتصاد کازینویی، طبقهٔ کارگر “سنتی” ناپدید شده است- نظری که سوسیال دموکراسی برای توجیه پذیرش نولیبرالیسم استفاده می‌کند- و این نظر که طبقهٔ کارگر قابلیتش را به عنوان عامل تغییرهای عمیق و بنیادی دیگر از دست داده است چون تولید سرمایه‌داری ساختار اقتصاد جهان سرمایه‌داری پیشرفته را دگرسان کرده است، در واقع اساس همان تفکر سیاسی است که تغییرناپذیر بودن نظم سرمایه‌داری را می‌پذیرد و تبلیغ می‌کند.

 

ولی صرف‌نظر از اینکه این تفکر به عنوان حکم پیروزی خیالی این عده و با این هدف مطرح شود که تردید ضربه خوردگان از بحران مالی سال ۲۰۰۸ نسبت به سرمایه‌داری را بپوشاند، یا نردبانی برای سرکوب‌کنندگان اندیشه‌های سوسیالیستی و راه یافتن آنها به قدرت دولتی باشد، واقعیت این است که طبقهٔ کارگر ناپدید نشده است. تمرکز طبقهٔ کارگر حالا بیشتر در کشورهای نوظهور، و از همه مهم‌تر در چین است که اقتصادش اکنون در حال گذار از الگوی “کارگاه تولیدی جهان”، به الگویی پیشرفته‌تر از لحاظ فنّاوری است، و گرایش بیشتری به برآورده کردن تقاضای داخلی دارد. در پی بیرون آمدن صدها میلیون نفر از جمعیت چین از فقر، و برخوردار شدن آنها از سطح زندگی معقول، آن هم در بازهٔ زمانی یکی دو نسل، تقاضای داخلی در آن کشور رشد کرده است.

 

امروزه سعی می‌شود مردم چین را، که سرانهٔ انتشار گازهای کربنی آنها در جهان در رتبه ۳۸م است- در ۶٫۴ تن دی‌اکسید کربن به ازای هر نفر- مُجرم اصلی در گرمایش زمین نشان دهند، در صورتی که بیشترین سرانهٔ انتشار گازهای کربنی را آمریکا با ۱۷٫۶ تن دی‌اکسید کربن به ازای هر نفر دارد، و کانادا ، استرالیا ، و سپس مراکز تولیدی سرمایه‌داری کره جنوبی ، ژاپن، و آلمان با فاصلهٔ اندکی از آمریکا در رده‌های بعدی قرار دارند.

 

سؤالی که در کاپ۲۶ در گلاسکو بی‌پاسخ مانده است، و در نشست گروه۲۰ در رُم نیز طبعاً به آن توجهی نشد، این است که چگونه می‌توان بدون برنامه‌ریزی مشخص، با پشتوانهٔ سازوکارهای نظارتی مؤثر- که می‌تواند مانع کسب سودهای کلان شود- به هدف‌های بلندپروازانهٔ میان‌مدّتی رسید که سیاستمداران به این راحتی از آن سخن می‌گویند؟

 

عصر ساختمان سوسیالیسم، که نیروی محرّک در استراتژی بقای اتحاد جماهیر شوروی بود، در صورت لزوم، هزینهٔ زیست‌محیطی اجتناب‌ناپذیری نیز به همراه داشت. ولی همین عناصر سوسیالیستی در استراتژی اقتصادی چین است که در پیش گرفتن رویکردی برنامه‌یی در آن کشور را برای اجرای هم‌زمان کربن‌زدایی، تولید و کاربرد برق، و حفاظت از محیط‌زیست امکان‌پذیر می‌کند. لنین قدرت شوروی را با برق‌رسانی و برقی کردن مرتبط می‌دانست. این فکر در آن زمان درست بود، و امروزه حتیٰ درست‌تر هم است. ما می‌توانیم میزان اثر گرمایش کرهٔ زمین را در تخریب توقف‌ناپذیر زیست‌بوم‌هایی که عامل بقای جهان طبیعی و موجودیت انسان‌اند با دقت علمی تعیین کنیم. تصوّر نابودی حیات بر روی کرهٔ زمین آسان‌تر است تا تجسّم واگذاری داوطلبانهٔ قدرت اقتصادی و سیاسی‌ای که در اختیار طبقهٔ سرمایه‌داری است، به مردم. برای این واگذاری باید فعالانه کوشید. در زمانی که انقلاب صنعتی گام‌های نخست را در راه تخریب محیط‌زیست برمی‌داشت، کارل مارکس در سال ۱۸۴۴ نوشت: “ما باید پیوند ذاتی میان مالکیت خصوصی، حرص و آز، جدایی کار، سرمایه، و مالکیت ارضی؛ پیوند مبادله و رقابت، پیوند ارزش و کاهش ارزش انسان، پیوند انحصار و رقابت، و غیره، یعنی پیوند بین نظام پولی و کل این بیگانگی را درک کنیم.” (کارل مارکس، دست‌نوشته‌های اقتصادی و فلسفی، ۱۸۴۴، فصل «کارِ بیگانه‌شده») در شرایط امروزی، ما نیز باید این واقعیت را درک کنیم که نجات کرهٔ زمین مستلزم پایان دادن به نظام سرمایه‌داری است.

«نامۀ مردم»

وقوع زلزله ۶.۴ ریشتری در جنوب کشور/ بندرعباس ۲ بار لرزید + ویدئو

لحظاتی قبل دو زلزله ۶.۴ و ۶.۳ ریشتری فین بندرعباس را به لرزه در آورد و نقاط مختلف استان‌ هرمزگان و استان‌های همجوار احساس شد. ۳ پس‌لرزه نیز تاکنون این مناطق را لرزانده است.

ادامه

اجتماعی, ایران, خاورمیانه, خبر, محیط زیست