انتخابات ریاستجمهوری گواتامالا در ۴ تیرماه برگزار شد و ۲۲ نامزد در این کارزار شرکت داشتند. راه یافتن “برناردو آرهوالو” از حزب جنبش چپ میانه سمیلا (Semilla) به دور دوم که قرار است در ۲۹ مردادماه برگزار شود بسیاری را در طبقه حاکم غافلگیر کرد. پاسخ آنان چه بود؟ از انجام هرکاری که میتواند حزب سمیلا را از پیروی باز دارد نباید کوتاهی کرد.
نظرسنجیهای گذشته رأیهای آرهوالو و سمیلا را کمتر از ۳ درصد، حتا کمتر از هفت نامزد برتر در انتخابات، نشان میداد. اما آرهوالو اکنون در برابر “ساندرا تورِس”، بانوی اول پیشین و اکنون نامزد حزب دستراستی “وحدت ملی برای امید” ( UNE) قرار خواهد گرفت.
آرهوالو برخلاف ادعاهای محافظهکاران، کمونیست یا سوسیالیست نیست، اما بهطورمسلم کارپایۀ حزب او نشان از دور شدن از مواضع راستگرایانه دارد. وعدههای سیاسی جنبش سمیلا چالشی مستقیم در برابر قدرتهایی است که برای مدت طولانیای بر گواتامالا حکومت راندهاند. حزب سمیلا متعهد شده است که میلیاردها دلار برای آموزش همگانی و تقویت مراقبتهای بهداشتی همگانی با هدف پوشش همگانی آنها در سراسر کشور سرمایهگذاری کند. آرهوالو همچنین میخواهد مناسبات دیپلماتیک و اقتصادی با جمهوری خلق چین برقرار کند. گواتامالا یکی ازکشورهای انگشتشمار جهان است که هنوز حاکمان سیاسی در تایوان را دولت رسمی سراسر چین میدانند. موفقیت این طرحها برای نخبگان حاکم گواتامالا بیفایدهاند. با پیشرَوی آرهوالو به دور دوم، آنانی که میخواهند قدرت خود را حفظ کنند، در تلاش برای جلوگیری از شتاب گرفتن بیشتر سمیلا برای دور دوم در ۲۹ مردادماه سال جاری راهبندهایی پرشماری بر پا میکنند.
دادگاه عالی گواتامالا در ۱۰ تیرماه سال جاری به درخواست چندین حزب راستگرا از جمله حزب وحدت ملی امید (UNE) بهنمایندگی بانو تورس و حزب حاکم “با هم برویم” (Vamos) دستوری صادر کرد که برگههای رأی در دورهٔ اول انتخابات بازبینی شوند.
سربازان ارتشی در برابر بهت و نگرانی مردم گواتامالا با همدستی اعضای برخی از حزبهای راستگرا صندوقهای رأی در چند انبار را بهزور ضبط کردند. چنین اقدامی به هراس از ربوده شدن آشکار انتخابات و دستکاری در برگههای رأی در میان بسیاری از مردم دامن زد.
درنهایت، دیوان دادرسی عالی انتخابات نتیجهٔ رأگیری را تأیید کرد، اما این امر از حملهٔ نیروهای راستگرا مانع نشد. رافائل کوروچیچه، رئیس جدید دفتر دادستانی ویژه علیه مصونیت از مجازات، در ۳ تیرماه اعلام کرد سمیلا را بهدلیل کلاهبرداری “فرضی” رد صلاحیت میکند.
اما بر اساس مادهٔ ۹۲ دیوان دادرسی عالی انتخابات، هیچ حزبی را پس از آغاز انتخابات تا بهپایان رسیدن فرایند آن از حضور و فعالیت نمیتوان کنار گذاشت. در ۴ تیرماه، دیوان دادرسی عالی انتخابات ادعای رافائل کوروچیچه را رد کرد و دستور رد صلاحیت آرهوالو را کنار گذاشت.
اما وزارت دادگستری که در دست محافظهکاران است و با کنش خود بیزاری طبقهٔ حاکم از دمکراسی را نشان میدهد هنوز نتیجه انتخابات را تأیید نکرده و اعلام داشته است که به بررسیهایش علیه سمیلا بهدلیل “ناهنجاریهای” ادعایی در طی انتخابات ادامه خواهد داد.
در پاسخ، چندین هزار نفر از مردم گواتامالا به حرکتهای اعتراضیشان و در تأیید کامل نتیجهٔ انتخابات از سوی دولت ادامه میدهند. برای بسیاری، رویدادهایی که در گواتامالا رخ میدهد، سرنوشت غمبار پیشرفتهای ترقیخواهانهٔ گذشته- در سال ۱۹۴۵/ ۱۳۳۳- و پیامد واپسگرانهاش یادآور میشود.
انقلاب و ضد انقلاب
گواتامالا در ارتباط با پیشرفت و دستاوردهای نیروهای چپ و سرکوب نیروهای واپسگرا، تاریخی پرفرازونشیب دارد. در سال ۱۳۲۳ ائتلافی از بخشهای شهری و روستایی طبقه کارگر، به حکومت دیکتاتوری “خورخه اوبیکو” که کشور را از سال ۱۳۱۰ تا ۱۳۲۳ اداره میکرد، پایان داد. این رویدادها بهنام “انقلاب اکتبر” گواتامالا شناخته میشوند و دوره پیشرفت دمکراتیک “ده سال بهار” را بهارمغان آورد که تا سال ۱۳۳۳ ادامه یافت.
“خوان خوزه آرهوالو”- پدر “برناردو آرهوالو”- در نخستین انتخابات دموکراتیک این کشور بهمقام ریاستجمهوری انتخاب شد. حزب “اقدام انقلابی” (PAR) شش سال حکومت کرد که به آزادسازی فضای سیاسی و زندگی اجتماعی انجامید. دولت قانونهایی برای بهبود زندگی کارگران تصویب کرد که “بنیاد تأمین اجتماعی” (IGSS) و قانون اساسیای جدید را شامل میشد.
آرهوالو فلسفهٔ حکمرانی خود را “سوسیالیسم معنوی” نامید که بعدها بهنام “آرهوالیسمو” از آن یاد میشود. سوسیالیسم معنوی ممکن است از نظر روانی و نگرشی در جهت رهایی مردم گواتامالا سودمند بوده باشد، اما دامنه آن برای دگرگونی گسترهٔ اقتصادی چندان ریشهدار نبود. با وجود این، اتحادیههای کارگری که بهتازگی از حقوق خود برخوردار شده بودند، برای بخش شهرنشینان طبقه کارگر مزایایی بههمراه آوردند، اما روستانشینان و ساکنان منطقههای دورافتاده که بیشترین جمعیت این کشور تشکیل میدهند از آن بهرهمند نشدند.
جاکوبو آربنز، بهنمایندگی از حزب عمل انقلابی، در سال ۱۳۳۰ بهمقام ریاستجمهوری بعدی گواتامالا انتخاب شد. ریاستجمهوری او بیشتر بهخاطر تصویب “فرمان ۹۰۰” بهیاد آورده میشود که لایحهای برای انجام اصلاحات ارضی بود و در سال ۱۳۳۰ به قانون تبدیل شد. تصویب این قانون دگرگونی شرایط دهقانان در روستا و براندازی قدرت نخبگان زمیندار را موجب شد.
تا خردادماه ۱۳۳۳، ۱/۴ میلیون جریب زمین از مالکان خارجی و اربابان داخلی مصادره شد و بین نزدیک به ۵۰۰ هزار نفر تقسیم شد. بیشتر آنانی که زمین دریافت کردند، مردم بومیای بودند که از چند نسل پیش یعنی از زمان سیطرهٔ استعمار اسپانیا از زمینهایشان رانده و سلب مالکیت شده بود.
“فرمان ۹۰۰”همچنین اعطای اعتبار مالی به خانوادههای دهقانی را شامل میشد که بابت بازتوزیع زمین دریافت میکردند. برخلاف داستانهای ساختگیای که در آن زمان و پس از آن از سوی مخالفان دولت “آربنز” شایع میکردند بهرهوری کشاورزی گواتامالا افزایش یافت. رویهمرفته، این قانون به بهبود اساسی استاندارد زندگی هزاران خانوادهٔ دهقانی بومی انجامید.
در حالی که دولت آربنز سخت در کار بهبود زندگی کارگران شهری و روستایی بود، دیگرانی که تلاشهای حزب عمل انقلابی را بهنفع خود نمیدیدند، به توطئهچینی برای سرنگونی آن سرگرم شدند. بزرگترین بازندهٔ سیاستهای بازتوزیع زمین، شرکت معروف “یونایتد فروت کمپانی” (UFCO)۱ در ایالات متحده بود.
این شرکت دهها هزار هکتار زمین را در گواتامالا از دست داد که ضربهای بزرگ بر آزمندی و سودورزیاش بود. نمایندگان و دوستان سیاسی این کمپانی در واشنگتن با شدت تمام بر ضد رئیسجمهور “آربنز” به لابیگری دست زدند. یکی از سیاستمدارانی که موضعی سخت علیه آربنز داشت “جان فاستر دالس”، وزیر خارجه ایالات متحده بود که با شرکت “یونایتد فروت کمپانی” نیز پیوندی بسیار نزدیک داشت. او با بهکارگیری لفاظیهایی از نوع تبلیغات “جنگ سرد” تلاش کرد آربنز را یک کمونیست بنمایاند. دالس و برادرش که رئیس سیا بود و همپالکیهایشان از اینکه آربنز فعالیت حزب کمونیست کارگر گواتامالا را قانونی کرده بود، یعنی اقدامی ساده در راستای دمکراتیزه کردن فعالیت سیاسی در کشور، را دستاویز قرار داده و آن را نشانه کمونیست بودن آربنز دانستند.
اندکی دیرتر، دولت ایالات متحده به سیا اجازه داد تا عملیات “پیبیساکسس” (PBSUCESS) را برای سرنگونی دولت آربنز به هر وسیله ممکن اجرا کند. با اجرای آزمایشی طرحی که سالها بعد در “تهاجم به خلیج خوکها” با هدف سرنگونی دولت انقلابی کوبا اجرا شد، سیا نیروی کوچکی را بهرهبری “کارلوس کاستیلو آرماس”، افسری که پس از ناکامی در سرنگونی دولت خوزه آرهوالو در سال ۱۳۲۸ در تبعید بهسر میبرد، مسلح و تأمین مالی کرد و آموزش داد.
ارتش کاستیلو آرماس در ۲۸ خردادماه ۱۳۳۳ با حمایت ایالات متحده با بمباران شهر گواتامالاسیتی، پایتخت کشور، محاصره دریایی بندرهای اصلی و یورش جنگ روانی که شامل بهکارگیری ایستگاههای رادیویی برای پخش اخبار نادرست درباره پیروزیهای کاستیلو آرماس بودند حمله خود را آغاز کرد. هرچند نیروهای کاستیلو آرماس با ارتش گواتامالا همتراز نبودند، بسیاری از نیروهای دولتی در دام برنامههای تبلیغاتی از تهاجم همهجانبه ایالات متحده بههراس افتادند. بسیاری از سربازان از جنگیدن سر باز زدند.
آربنز تلاش کرد غیرنظامیان را مسلح و بسیج کند تا در برابر کودتا ایستادگی کنند، اما با زمان اندکی که وجود داشت این تلاش ناموفق ماند. آربنز پس از موفقیت کودتای مورد حمایت ایالات متحده ناگزیر شد در ۶ تیرماه ۱۳۳۳ استعفا دهد و در عرض چند روز کاستیلو ارماس دیکتاتور گواتامالا شد.
آرماس هنگامی که به قدرت رسید، برنامهٔ اصلاحات ارضی را وارونه کرد و زمینها را از کشاورزان بومی پسگرفت و آن را به شرکتهایی مانند یونایتد فروت کمپانی و دیگر صاحبان بزرگ بازگرداند. اتحادیههای کارگری و سازمانهای دهقانی نابود شدند. “کمیته ملی دفاع در برابر کمونیسم” برپا شد که ۱۰ درصد از جمعیت کشور را در فهرست مظنونان به کمونیست بودن قرار داد. هزاران نفر با چراغ سبز ایالات متحده دستگیر و کشته شدند.
کشور از سال ۱۳۳۹ و برای ۳۶ سال درگیر جنگ داخلی میان نیروهای چریکی چپگرا و دیکتاتوری گواتامالا بود که از سوی ایالات متحده پشتیبانی و تأمین مالی میشد. سرانجام پیمان صلح در سال ۱۳۷۵امضا گردید، اما هنوز مردم گواتامالا در انتظار صلحی واقعی در کشورشان بهسر میبرند.
مقاومت ادامه دارد
سیاستمداری در گواتامالا از سال ۱۳۷۵ تا ۱۴۰۲ همچنان زیر سلطه نخبگان محافظهکار و کمپرادور بوده است. در ۱۵ سپتامبر ۲۰۱۵/ ۱۳۹۴ پس از ماهها اعتراض از سوی مردم گواتامالا، اتو پرز مولینا، رییسجمهور وقت گواتامالا، پس از آنکه حکم دستگیری او بهسبب کلاهبرداری میلیونها دلار از امور مالی کشور صادر شد، از ریاستجمهوری کنارهگیری کرد. او همچنین در عملیات نظامی سوزاندن و نابودی همه چیز “برای ناتوان ساختن دشمن از ادامه جنگ در سالهای ۱۳۶۱-۱۳۶۲ که به کشتار هزاران نفر از مردم بومی در طول جنگ داخلی منجر شد” شرکت داشت.
مردم گواتامالا چندی پیش، در تابستان ۱۴۰۰، پس از آنکه آلخاندرو جیاماتی، رییسجمهور- آخرین نفر از سران دولتهای راستگرا- خوان فرانسیسکو ساندوال، دادستان مبارزه با فساد، را از کار برکنار کرد به خیابانها آمدند و خواستار کنار رفتن جیاماتی شدند. از آن زمان مردم گواتامالا بهطورپیوسته در حرکتهای اعتراضیای پرشمار خواهان انجام سیاستهای اقتصادی و اجتماعیای شایستهتر از جانب نخبگانی هستند که برای شنیدن خواستهای آنان هیچ علاقهای ندارند.
مردم با انتخابات ۱۴۰۲ نشان دادند که در دستیابی به خواستهایشان استواراند. ایستادگی و تابآوری آنان ادامه مبارزات کارگری، دهقانی و دموکراتیک است که تاریخ گواتامالا را در صد سال گذشته پویا و سرزنده نگه داشته است. اتحاد ترقیخواهانه جنبش کنونی فراگیر و بسی فراتر از اعضا و هواداران حزب جنبش چپ میانه با نمایندگی آرهوالو است.
حزب سوسیالیست بومیان “جنبش رهاییبخش مردم” (MLP) در ۴ تیرماه ۱۴۰۲، بیانیهای صادر کرد و در آن اتحاد علیه تقلب انتخاباتی نیروهای دست راستی را خواستار شد، تقلبی که بهطورآشکار در کشور مشاهده میشود. “اتحادیه دهقانان کودتکا” (CODECA) نیز از مردم خواسته است خود را بسیج کنند. رهبری نیاکانی بومیان ۴۸ کانتون “توتونیکاپان” (۴۸ Cantones of Totonicapán) در همان روز بیانیهای صادر کرد که اگر دولت نتیجه انتخابات را تأیید نکند، همه مردم بومی گواتامالا را علیه دولت فاسد به حرکت فرا خواهند خواند.
حزب کمونیست گواتامالا در ۵ تیرماه، بیانیهای صادر کرد و گفت پیروزی سمیلا نشاندهندهٔ چرخشی ترقیخواهانه نسبت به سیاستهای نومحافظهکارانهٔ دولت زیر سلطه نیروهای راستگرا خواهد بود. با توجه به این، کمونیستها نیز برای دفاع از اراده مردم گواتامالا خواستار اتحاد شدند.
این که درنهایت وضعیت چگونه پیش خواهد رفت آینده نشان خواهد داد، اما ائتلاف قدرتمند مردم بومی، کارگران شهری و دانشجویان دانشگاهها خروشان، پُرامید، و درحرکت است. آنان در برابر کوششهای نخبگان حاکم برای وارونه گرداندن نتیجه رأیشان و اطمینان از این که گواتامالا دیگر دستخوش رویداد سال ۱۳۳۳ و دهههای خوفناک پس از آن نخواهد شد مصمماند به مبارزهٔ خود ادامه دهند.
———————————————
۱. رمانهای “پاپ سبز” ترجمهٔ زهرا خانلری (کیا)، و رمان “چشم انتظار در خاک رفتگان” ترجمهٔ سروش حبیبی، دو بخش از اثر سهگانهٔ “موز” نوشتهٔ “میگل انخل استوریاس” نویسندهٔ برجسته گواتامالایی است که در آنها سرگذشت دهقانان گواتامالایی و شرکت آمریکایی “یونایتد فروت کمپانی” در دوران مورد اشاره در این مقاله را در قالب داستانی جذاب و با هنرمندی تصویر شده است.
به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۱۸۷، ۹ مرداد ۱۴۰۲