فاجعهٔ تجاوز امپریالیسم، سرکوب، و آیندهٔ میهن

تجاوز جنایت‌کارانهٔ امپریالیسم آمریکا و اسرائیل به ایران و بمباران‌های قطع‌ناشدنی زیرساخت‌های حیاتی کشور، در کنار کشتار مردم بی‌گناه، از جمله صدها کودک و سالمند، از بین رفتن ده‌ها هزار واحد مسکونی، بمباران دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی و کارخانه‌های مهم تولیدی کشور، مثل کارخانهٔ فولاد مبارکه، و مجتمع های پتروشیمی فاجعه‌ای است که اثرات آن تا دهه‌ها قابل ترمیم و جبران نخواهد بود.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا که خودش را در نقش امپراتور جهان می‌بیند و کشورهای جهان و حتی متحدان آمریکا را در سخنرانی‌ها و پیام‌هایش در شبکهٔ اجتماعی «تروث سوشال» مورد توهین و تهدید قرار می‌دهد، در تازه‌ترین سخنرانی‌اش در کاخ سفید دربارهٔ ایران نیز صحبت کرد که باید آن را نماد روشنی از سخنان یک فاشیست دانست که هیچ‌گونه پایبندی به روابط و حقوق بین‌المللی ندارد. او از جمله گفت: «ما در حال رسیدن به تمام هدف‌های نظامی آمریکا هستیم. خیلی زود به این هدف‌ها می‌رسیم. ما در دو تا سه هفته آیندهٔ آنها را بسیار شدید خواهیم زد. ما آنها را به عصر حجر بازمی‌گردانیم… اگر در این مدت توافقی صورت نگیرد، ما هدف‌هایی اساسی را برای زدن مدّنظر داریم. اگر در این مدت به توافق نرسیم، همهٔ نیروگاه‌های برق آنها را خواهیم زد…»

این سخنان تهدیدآمیز ترامپ برای نابودی ایران، در کنار تداوم جنایت‌های دولت نتانیاهو در ایران، غزه و لبنان، که با تأیید دولت ترامپ و بیشتر کشورهای اتحادیهٔ اروپا تاکنون به کشتار ده‌ها هزار انسان بی‌گناه، از جمله بیش از هجده‌هزار کودک در فلسطین منجر شده است، نشان‌دهندهٔ بی‌اعتباری و ناتوانی کامل ساختارهای بین‌المللی است که پس از جنگ جهانی دوم برای جلوگیری از فاجعهٔ جنگ و «هولوکاست» دیگری برپا شده بودند. این روند همچنین بی‌اعتباری کامل ادعاهای دروغین کشورهای امپریالیستی در مورد پایبندی آنها به قوانین بین‌المللی و حقوق بشر را بیش از پیش در برابر افکار عمومی مردم جهان آشکار کرده است. نکتهٔ مهم دیگر اینکه امروز برای افکار عمومی جهان روشن شده است که دولت جنایت‌کار اسرائیل، زیر چتر حمایت نظامی-مالی آمریکا، آزاد است که به هر تجاوز و جنایتی در منطقه دست بزند، بدون آنکه کوچک‌ترین عواقبی برایش داشته باشد. بر این اساس، این دولت امروزه بزرگ‌ترین خطر برای صلح و آرامش در منطقه و جهان است.

همان‌طور که اشاره شد، تجاوز امپریالیسم آمریکا و دولت جنایت‌کار اسرائیل به ایران پیامدهای فاجعه‌بار و بلندمدتی برای ایران خواهد داشت. از بین رفتن زیرساخت‌های تولیدی کشور و از کار افتادن چرخ‌های اقتصادی، از بین رفتن ده‌ها واحد تولیدی کوچک و متوسط، افزون بر ادامه داشتن سیاست‌های فاجعه‌بار نولیبرالی جمهوری اسلامی، بی‌شک ایران پس از جنگ را با افزایش فزایندهٔ بیکاری، فقر مزمن و فراگیر، بی‌خانمان شدن میلیون‌ها هم‌وطن، و ناتوانی حکومت در پاسخ‌گویی به خواست‌های اولیه و بنیادی اکثریت شهروندان مواجه خواهد کرد.

دفاع از حاکمیت ارضی کشور در مقابل تجاوز خارجی، در حالی که کشور شبانه‌روز زیر بمباران‌های وحشیانهٔ آمریکا-اسرائیل قرار دارد، فرصتی به حاکمان کنونی کشور داده است که با سوءاستفاده از شرایط پیش‌آمده، از زیر مسئولیت بحران جدی و چالش‌برانگیز کشتار وسیع و بی سابقه در مقابله با اعتراض‌های گستردهٔ دی ۱۴۰۴ شانه خالی کنند و برای تثبیت آتی جمهوری اسلامی پس از پایان جنگ فضای سرکوب و اختناق در کشور را تشدید کنند. اکنون بار دیگر موج نگران‌کننده‌ای از اعدام‌های دگراندیشان در زندان‌های کشور آغاز شده است، وضعی که در تابستان سال ۶۷، پس از آنکه خمینی جام زهر صلح را نوشید، در زندان‌های کشور دیدیم. اعدام زندانیان سیاسی مجاهد در روزهای اخیر، از جمله اعدام اکبر دانشورکار، محمد تقوی، بابک علی‌پور، پویا قبادی، ابوالحسن منتظر، و وحید بنی‌عامریان، و نیز اعدام امیرحسین حاتمی، از جوانان معترض دی ‌۱۴۰۴، شمار زندانیان اعدام‌شده از آغاز جنگ را به ۹ نفر می‌رساند. حملهٔ مزدوران امنیتی رژیم به زندان قزلحصار و ضرب‌وجرح شدید زندانیان سیاسی، و نیز نگرانی از وضع شماری از زندانیان سیاسی که در خطر اعدام قرار دارند، در مجموع حکایت از موقعیت بسیار دشوار و وخیمی دارد که دگراندیشان و زندانیان سیاسی اسیر در سیاه‌چال‌های رژیم ولایت فقیه با آن روبه‌رو هستند.

طی سی و چهار روز بمباران‌های مداوم میهن ما ایران، و تشدید تخریب و فاجعهٔ انسانی این جنگ تجاوزکارانه که جهان شاهدش است، مدافعان جنگ بیش از پیش با ورشکستگی اخلاقی-سیاسی و ریزش نیروها روبه‌رو هستند، از جمله طرفداران مزدوری همچون رضا پهلوی و مدافعان اوباش او که ترامپ و دولت جنایت‌کار اسرائیل را به بمباران شدیدتر کشور تشویق می‌کنند و با پرچم اسرائیل و کلاه‌های تبلیغاتی ترامپ در خیابان‌های آمریکا و اروپا با شعار «زنده باد ترامپ» راه‌پیمایی می‌کنند.

در عین حال، شاهد حرکت‌های حاشیه‌یی و تلاش کسانی در خارج از کشور هستیم که زیر شعارهای دروغین وطن‌پرستی و «مبارزهٔ ضدّامپریالیستی»، به دور و آسوده از بمب‌هایی که شبانه‌روز در ایران بر سر مردم فرو می‌ریزد، جمهوری اسلامی را به ادامهٔ جنگ تشویق می‌کنند. روشن است که با طولانی‌تر شدن این فاجعه و خطرهای زیادی که ادامهٔ جنگ حیات میهن و مردم ایران را تهدید می‌کند، و در حالی که بیشتر مردم به‌درستی و به‌طور طبیعی خواهان پایان یافتن این فاجعه و برقراری آتش‌بس و صلح پایدارند، اصرار بر ادامهٔ جنگ سیاستی همخوان با نظر مرتجعانی همچون شریعتمداری، اژه‌ای، و دیگر مبلغان جنگ است.

نشست وسیع کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران در فروردین ۱۴۰۵ به‌درستی بر این نکته مهم تأکید کرد که «یکی از پیامدهای مخرب فوری تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل وارد آمدن ضربه‌ای جدّی به جنبش مبارزاتی مردمی ایران برای گذار از دیکتاتوری حاکم بوده است که پیش از آغاز جنگ رژیم ولایت فقیه را با بحرانی عمیق و چالشی جدّی روبه‌رو کرده بود. سرکوب خونین و کشتار هزاران تن از مردمی که در جریان اعتراض‌های دی ۱۴۰۴، در واکنش به تداوم سیاست‌های اقتصادی فاجعه‌بار، فقر و محرومیت گسترده، و فضای سرکوب و اختناق به خیابان‌ها آمده بودند، موجی از خشم و انزجار در سراسر جامعه برانگیخت… همان‌طور که فجایع و واقعیت جنگ‌های ویرانگر دیگر نشان داده است، این جنگ نیز، حتی به اعتراف خود ترامپ، نه دموکراسی برای مردم به ارمغان می‌آورد و نه می‌تواند تغییر رژیمی در حد انتظار مردم ایران ایجاد کند.»

امروز روشن است که در صورت ادامه یافتن جنگ، نه‌تنها جنبش مردمی امکان نخواهد یافت که با توجه به تجربیات گذشته راهکارهایی مناسب برای فردای مبارزه با حکومت دیکتاتوری حاکم تنظیم کند، بلکه همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، فرصتی برای رژیم فراهم می‌شود که با استفاده از شرایط جنگی، سرکوب و اختناق را تشدید کند و خودش را برای ادامهٔ حیات پس از پایان جنگ آماده کند. در این میان، توجه به این موضوع نیز اهمیت دارد که امپریالیسم و متحدانش، با عملی نشدن ارزیابی‌شان دربارهٔ فروپاشی رژیم در پی ترور علی خامنه‌ای، در پی راهکارهای دیگری پس از پایان جنگ خواهند بود. روشن است که با پایان یافتن جنگ، نه‌تنها بحران‌های رژیم به پایان نخواهد رسید، بلکه با توجه به تشدید دشواری‌های اقتصادی و انبوه جدید بیکاران و محرومان، حکومت با چالش‌های بسیار جدّی بیشتری روبه‌رو خواهد بود.

در بخشی دیگر از تحولات، در روزهای اخیر شاهد برگزاری نشستی با عنوان «کنگرهٔ آزادی ایران» در لندن بودیم که در آن طیفی از نیروهای سیاسی و فعالان سیاسی از «چپ» و «راست» حضور داشتند، بدون آنکه در دستور کار این نشست برای «آزادی ایران» اشاره‌ای به تجاوز امپریالیسم به ایران شده باشد.

در مقاله‌ای به قلم اسکار ریکت در نشریهٔ «میدل ایست آی» از جمله می‌خوانیم: «یک ایمیل فاش‌شده که میدل ایست آی دیده است نشان می‌دهد که ائتلافی از اپوزیسیون ایرانی توسط مبلغان طرفدار اسرائیل تبلیغ می‌شود که با گروه لابی کمیتهٔ امور عمومی آمریکا و اسرائیل «آیپک» (AIPAC) همکاری می‌کنند… ایمیلی که برای تبلیغ کنگرهٔ آزادی ایران فرستاده شده از سوی نیل اشتراوس، مدیر حساب‌های رِد بانیان، ارسال شده بود که این شرکت از او به‌عنوان مسئول “بخش یهودی و طرفدار اسرائیل” توصیف می‌کند. اشتراوس، که در آمریکا مستقر است، پیش از این مدیر ارتباطات ائتلاف یهودیان جمهوری‌خواه بود، که طبق اطلاعات صفحهٔ لینکدین او، “برنامه‌های بازاریابی دیجیتال برای کارزارهای انتخاباتی نامزدهای طرفدار اسرائیل» را راه‌اندازی کرده است.

برگزاری چنین نشستی با سردمداری کسانی چون شهریار آهی، محمود خوانساری، و با حضور شماری از نمایندگان سازمان‌ها و حزب‌های کُرد و ملی، و همچنین نمایندگان رهبری حزب چپ ایران و جمهوری‌خواهان، سؤال‌های جدّی و مهمی را دربارهٔ تلاش برای جمع کردن چنین ائتلافی مطرح می‌کند که یادآور «ائتلاف» آمریکایی احمد چلبی در عراق با عنوان «کنگرهٔ ملی عراق» است و باید با حساسیت با آن برخورد کرد. چنین ائتلافی نمی‌تواند نمایندهٔ واقعی جنبش مردمی میهن ما باشد. منوچهر مقصودنیا در مقاله‌ای با عنوان «برداشت آزاد از نخستین نشست کنگرهٔ آزادی»، که در وبگاه حزب چپ ایران منتشر شده است، ضمن تعریف و تمجید از این کنگره و اشاره به اینکه موضوع جنگ و پیامدهایش در دستور کار کنگره قرار نداشت، مهم‌ترین ضعف کنگره را چنین توضیح می‌دهد: «عدم حضور نمایندگانی از طیف پادشاهی‌خواه یکی از خلأهای مهم در ترکیب متکثر کنگره بود… اگر هدف اصلی کنگره را تقویت گفت‌وگوی فراگیر بدانیم، عدم حضور بخش مؤثر و فعال پادشاهی‌خواهان، به‌ویژه آنانی که پیرامون رضا پهلوی فعالیت دارند، یک کاستی جدّی است. از این ‌رو، یکی از اولویت‌های آتی کنگره می‌تواند طراحی چارچوبی برای گفت‌وگو با این طیف و ارائهٔ پیشنهادهای مشخص برای تنظیم رابطه با آنها باشد.»

نشست وسیع کمیتهٔ مرکزی حزب در فروردین ۱۴۰۵ ضمن ارزیابی شرایط بحرانی کشور، بر این اصل مهم تأکید کرد که: «در وضعیت خطیر کنونی، حزب تودهٔ ایران تحکیم همبستگی ملی در برابر تجاوز امپریالیستی و پیکار با جنگ‌طلبان حاکم را وظیفه‌ای میهنی و انقلابی می‌داند. دفع تجاوز نظامی، برقراری و حفظ صلح، و سازمان‌دهی مبارزه با دیکتاتوری تنها حول محور همبستگی ملی میسر است. از دیدگاه حزب ما، محتوای این همبستگی ملی که طبقهٔ کارگر، زحمتکشان شهر و روستا، و دیگر لایه‌های خلقی جامعه را در بر می‌گیرد بر این پایه‌ها استوار است: برقراری آتش‌بس و صلح پایدار، آزادی زندانیان سیاسی، صیانت از جان شهروندان و زیرساخت‌ها، توقف برنامه‌های نولیبرالی، تحقق برابری حقوق خلق‌ها، تضمین استقلال و تمامیت ارضی و حق حاکمیت ملی ایران،آزادی احزاب، و سازمان‌ها و تشکل‌های کارگری.

بسیج افکار عمومی جهان و ایران برای برقراری آتش‌بس و حرکت به‌سمت مذاکرات جدّی، این بار با حضور نهادهای بین‌المللی و کشورهای طرفدار برقراری صلح ضرورتی تأخیرناپذیر است. روشن است که طرح ۱۵ماده‌یی ترامپ نمی‌تواند زمینه‌ای جدّی برای مذاکره و رسیدن به آتش‌بس و صلح باشد. در عین حال، روشن نیست که بدون برقراری آتش‌بس فوری و جلوگیری از تخریب بیشتر کشور بتوان مذاکرات صلح را آغاز کرد. به نظر می‌رسد که نه‌تنها ترامپ راه‌حلی برای پایان دادن به این جنگ مخرب ‌جز نابودی میهن ما ندارد، بلکه در مقابل، جمهوری اسلامی هم اعلام کرده است که خواهان آتش‌بس بدون صلح پایدار نیست. در این موضع‌گیری نیز روشن نیست که چگونه می‌توان در شرایط ادامهٔ جنگ و بمباران‌های قطع‌ناشدنی به صلح پایدار دست یافت.

حزب تودهٔ ایران بارها تأکید کرده است که مخالف سرسخت هرگونه دخالت خارجی در امور داخلی ایران است. روشن است که برنامهٔ اولیهٔ امپریالیسم و دولت جنایت‌کار اسرائیل در آغاز تجاوز نظامی برای تغییر سریع رژیم در ایران با شکست روبه‌رو شده است. اکنون ترامپ و نتانیاهو از به زانو درآوردن «ایران» سخن می‌گویند که برای هیچ نیروی میهن‌دوستی نمی‌تواند قابل قبول باشد. تلاش در راه ایجاد آلترناتیو ملی و مترقی برای آیندهٔ کشور، آینده‌ای که می‌تواند پس از پایان جنگ با دشواری‌های زیاد روبه‌رو باشد، اصل مهم و تأخیرناپذیری است.

توده‌ای‌ها همچون گذشته، مدافعان خستگی‌ناپذیر دفاع از تمامیت ارضی میهن‌اند و وظیفهٔ خود می‌دانند که در کنار مردم و قربانیان جنگ باشند و همراه با دیگر نیروهای مدنی و مردمی به آسیب‌دیدگان این جنگ خانمان‌برانداز و فاجعه‌بار یاری برسانند.

به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۵۷، ۱۷ فروردین ۱۴۰۵

افشاگری عمان: جنگ علیه ایران ارتباطی با موضوع هسته‌ای ندارد

وزیر خارجه عمان به افشاگری درباره دلایل و اهداف اصلی تجاوز نظامی آمریکایی اسرائیل به ایران پرداخت. به گزارش تسنیم، بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، اعلام کرد که جنگ علیه ایران «نامشروع» است و ادامه اقدامات خصمانه، کشورهایی را که این جنگ را شعله‌ور کرده‌اند در وضعیت نقض حقوق بین‌الملل نگه می‌دارد. وی تأکید ... افشاگری عمان: جنگ علیه ایران ارتباطی با موضوع هسته‌ای ندارد

ادامه

آمریکا, اسراییل, ایران, برنامه هسته‌ای, تحلیل, جهان, خاورمیانه, عمان, گزارش

لوکاشنکو: ونزوئلا «ویتنام دیگری» برای آمریکا می‌شود

نماینده دائم بلاروس در سازمان ملل گفت، الکساندر لوکاشنکو به نماینده آمریکا هشدار داد که هرگونه اقدام احتمالی آمریکا در جنگ علیه ونزوئلا می‌تواند به تکرار جنگ ویتنام برای آمریکا تبدیل شود. به گزارش ایسنا، «والنتین ریباکوف»، نماینده دائم بلاروس در سازمان ملل روز شنبه با اشاره به صحبت‌های «الکساندر لوکاشنکو»، رئیس جمهور بلاروس تاکید ... لوکاشنکو: ونزوئلا «ویتنام دیگری» برای آمریکا می‌شود

ادامه

آمریکا, آمریکای لاتین, بلاروس, تحلیل, روسیه, ونزوئلا, ویتنام

سندرز: ترامپ ما را وارد جنگ غیرقانونی با ونزوئلا می‌کند

سناتور مستقل آمریکایی با اشاره به اقدامات نظامی کشورش در کارائیب گفت دونالد ترامپ، آمریکا را وارد جنگ غیرقانونی با ونزوئلا می‌کند. به گزارش ایسنا، «برنی سندرز» سناتور مستقل ایالت ورمونت آمریکا شامگاه شنبه در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «ما نیازی نداریم که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا ما را وارد یک جنگ غیرقانونی و خلاف ... سندرز: ترامپ ما را وارد جنگ غیرقانونی با ونزوئلا می‌کند

ادامه

آمریکا, آمریکای لاتین, امنیت, بحران اجتماعی, جنگ, جهان, کارائیب, ونزوئلا

تقویت محور روسیه، چین و هند با سفر پوتین به دهلی نو

یک تحلیلگر کوبایی، سفر اخیر رئیس‌جمهوری روسیه به هند را عامل تقویت اتحاد بین محور مسکو، دهلی نو و پکن ارزیابی کرد. به گزارش خبرگزاری مهر، یوسمانی فرناندس پاچکو استاد تاریخ مؤسسه عالی روابط بین‌الملل کوبا در مصاحبه با تاس، سفر رسمی ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهوری روسیه، به هند و دیدار وی با نارندرا مودی نخست‌وزیر ... تقویت محور روسیه، چین و هند با سفر پوتین به دهلی نو

ادامه

اقتصادی, انرژی, جنوب آسیا, چین, روسیه, غرب, کوبا, هندوستان