مردم و زحمتکشان در شیلی، مثل همهٔ کشورهای دیگر، هرگز از پیکار برای زندگی شایسته دست نکشیدند. در سالهای اخیر، دو سال پیش دانشجویان جوان علیه افزایش نرخ وسایل رفتوآمد عمومی تظاهرات کردند، و پاییز پارسال نیز مردم شیلی با مشارکت نیروهای چپ و ترقیخواه رأی «آری» گستردهای به همهپرسی در مورد تغییر قانون اساسیای دادند که میراث دیکتاتوری نظامی پینوشه است. کمتر از یک سال بعد، اکنون شاهد پیروزی تاریخی دیگر مردم شیلی و ترقیخواهان در چند انتخابات هستیم. امسال شیلیاییها با انتخاب ۳۴۵ شهردار، ۲۲۵۲ نمایندهٔ شورای شهر، ۱۶ استاندار، و ۱۵۵ عضو مجلس تدوین قانون اساسی خواستشان را با صدای بلند اعلام کردند.
نتیجهٔ انتخابات مجلس تدوین قانون اساسی جدید برآمد کارزار اجتماعی گستردهای بود که در آن کشور به راه افتاده بود. علیرغم سرکوب خونین تظاهرکنندگان و دگرگونیخواهان در ماههای گذشته، قدرت و استقامت مردم پیروز میدان بود تا آنها بتوانند سرنوشت خودشان را آن طور که میخواهند تغییر دهند، و خود را از میراث ننگین دیکتاتوری پینوشه رها کنند و قانون اساسی دموکراتیکی برای کشور تدوین کنند.
در انتخابات مجلس تدوین قانون اساسی جدید، نیروهای چپ اکثریت چشمگیری به دست آوردند. این پیروزی جنبشهای اجتماعی و نیروهای چپ و ترقیخواه بیتردید شکست سنگینی برای دولت راستگرای سباستین پینییرا است. در این انتخابات ائتلاف راستگرایان فقط ۳۷ کرسی از ۱۵۵ کرسی را به دست آورد، یعنی کمتر از یکسوّم کرسیهای مجلس، که کمتر از حداقل لازم برای «وتو» کردن و جلوگیری کردن از تغییرهای بنیادی است.
نتیجهٔ انتخابات اخیر در شیلی بیشتر نشان از رویگردانی مردم از حزبهای سیاسی عمده و غالب دارد. نزدیک به ۴۰درصد کاندیداها عضو هیچ حزب سیاسی نبودند. این امر بهویژه در مورد ائتلافهای نیروهای چپ میانه صادق بود که از سال ۱۹۹۰ تا کنون چند بار قدرت دولتی را در دست گرفتهاند، ولی در این انتخابات فقط ۲۵ کرسی به دست آوردند. ائتلاف نسبتاً کوچک «چپ آلترناتیو» متشکل از حزب کمونیست شیلی و فرنته آمپلیو (جبههٔ چپ)، بهتنهایی ۲۴ کرسی به دست آورد. امّا برندگان بزرگ این انتخابات، نامزدهای مستقل در چند ائتلاف با گرایشهای مترقی بودند که در مجموع ۴۸ کرسی را تصاحب کردند. نیروهای چپ و مترقی در مجموع ۵۲ کرسی به دست آوردند. به این ترتیب، در مجموع حزبهای چپ و مترقی توانستند اکثریت ۱۵۵ کرسی این مجلس به دست آورند.
برابری جنسیتی و تنوّع ملّی نیز در این انتخابات عامل برجستهای بود. در مجلس تدوین قانون اساسی، ۱۷ کرسی به اقوام گوناگون بومی شیلی اختصاص داده شده بود که همواره مورد اذیت و آزار دولتها قرار داشتهاند. از سوی دیگر، خواستِ برابری امکان انتخاب شدن بین زن و مرد و برانداختن نظام مردسالاری، موجب افزایش چشمگیر نامزدهای زن شد.
تحریم بنیادگرایی نولیبرالی
نبرد قدرت خود را در انتخابات شهرداریها و استانداریها نیز نشان داد. رأیدهندگان با تحریم کردن جریان نولیبرال بنیادگرا بهخاطر رفتار سرکوبگرانهاش در برابر خواستهای اجتماعی و مدیریت فاجعهبار همهگیری کووید-۱۹، مخالفت خود را با این جریان نشان دادند. چهرهٔ جدیدی مانند ایراچی هاسلر، فعال فمینیست و کمونیست، فیلیپه آلساندری راستگرا از حزب نوسازی ملی را- که از سرکوب جنبش اجتماعی دو سال پیش طرفداری کرده بود- شکست میدهد و شهردار منتخب سانتیاگو میشود. در شهر مجاور رکولتا نیز دانیل خادو، نامزد انتخابات از حزب کمونیست، با نزدیک به ۶۵درصد آرا پیروز شد.
در سطح استانی، در ناحیهٔ سانتیاگو، نامزد فمینیست نزدیک به یکچهارم آرا را به دست آورد. در استان والپارایسو، رودریگو مونداکا، شخصیت مبارز علیه خصوصیسازی آب، پیروزی چشمگیری به دست آورد: او در همان دور اوّل انتخابات با کسب ۴۳.۸درصد آرا به مقام استاندار انتخاب شد. دانیل خادو با ابراز خشنودی میگوید: «نامزدهایی که در استانها خواستار تحول کشورند، پیروز شدهاند. این امر نیاز به قانون اساسی کاملاً دموکراتیک با مشارکت مردمی از پایین به بالا را تأیید میکند. همچنین، در آیندهٔ نزدیک، به دولتی مردمی برای اجرای قانون اساسی نوین، و پیشبُرد تغییرها در وحدتی نامحدود نیاز داریم.»
شیلی به سوی گذاری واقعی
امروزه در شیلی، که مهد نولیبرالیسم سرمایهداری است، و حکومت در دهههای معاصر بر پایهٔ جنایتهای پینوشه و کشتار مخالفانش بنا شده بود؛ در کشوری که از دوران دیکتاتوری پینوشه خدمات عمومی-دولتی را، از آموزش و بهداشت و درمان گرفته تا بازنشستگی و تأمین اجتماعی، با «آزادسازی» و خصوصیسازی از هم پاشاندند، افقهای تازهای در حال ظهور است. چند انتخابات اخیر نمایانگر فضایی کاملاً سیاسی در کشور بود. سباستین پینییرا، رئیسجمهور کنونی، شش ماه قبل از انتخابات ریاستجمهوری، مجلس نمایندگان، و مجلس سنای بعدی، چنین اعتراف میکند: «شهروندان پیامی واضح و روشن به دولت و همچنین به تمام نیروهای سیاسی سنّتی دادند: ما به اندازهٔ کافی با خواستهای شهروندان همخوان نیستیم، و این وضع جدید، ما را به چالش کشیده است.»
در بستر بحرانهای ساختاری کنونی اجتماعی، اقتصادی، و سیاسی در شیلی، ساختارهایی که منافع عمومی را فدای امتیازهای قدرتمندان بانفوذ میکند، امروزه جنبشی عمیق در حال شکلگیری مجدد در کشوری است که نسل جوان آن، گذار واقعی از وضع موجود و رهایی از شرّ دیکتاتوری و سدّهای نظام نابرابر و اقتدارگرای حاکم را هدف خود قرار داده است. در راهپیماییهای دو سال پیش، از میان مه غلیط گاز اشکآوری که به تظاهرکنندگان زده شده بود، فریاد نویدبخشی از آینده پیچید: “شیلی دسپرتو!” (شیلی بیدار شده!). نمایندگان مجلسِ تدوین قانون اساسی چارهای جز شنیدن این فریاد ندارند: آنها اکنون نه ماه فرصت دارند- که میتواند تا سه ماه تمدید شود- که قانون اساسی جدیدی مطابق با آرمانهای مردم، که در خیابانها و در صندوقهای رأی بیان شده است، بنویسند.
اکنون امکان حرکت به سمت توافق بر سر پیمان اجتماعی نوینی فراهم آمده است. قانون اساسی جدید میتواند راه را برای برونرفت از ۴۷ سال نولیبرالیسم ظالمانه و بیعدالتی اجتماعی بگشاید. ایجاد سازوکارهایی برای مشارکت شهروندان از درون جامعه در جریان کار این مجلس نیز امر مهمی است که امید است در روزها و هفتههای آغاز کار این مجلس، نمایندگان مترقی بتوانند چنین سازوکاری را نیز پدید آورند.
مجلس تدوین قانون اساسی جدید کارش را چند ماه پیش از انتخابات ریاستجمهوری (دور اوّل در ۳۰ آبان) آغاز میکند. بر پایهٔ نتایج انتخابات اخیر، نیروهای مترقی باید تمام توان خود را برای شکلگیری و حفظ اتحاد در انتخابات ریاستجمهوری به کار بندند تا از پراکندگی سیاسی، و در ضمن از احتمال اختلال در کار مجلس تدوین قانون اساسی، جلوگیری شود.
پیروزیهای حزب کمونیست، بهویژه پیروزی ایراچی هاسلر در سانتیاگو، نامزدی دانیل خادو در انتخابات ریاستجمهوری آتی را تقویت میکند. مردم بهپا خواسته و هوشیار شیلی، قانون اساسی پینوشه را مردود شناختهاند و خواستار دور ریختن آن شدهاند. وجود تنوّع آرا و برابری فرصتها در روند تدوین تاریخی قانون اساسی جدید دستاورد ارزندهای برای مردم شیلی است. با انتخابات ۲۶ اردیبهشت، تغییری محسوس در شیلی پدید آمده است.
انتخابات در سانتیاگو پایتخت شیلی
خانم ایراچی هاسلر، کمونیست و اقتصاددان ۳۰ ساله، در انتخابات شهرداریهای در روز ۲۶ اردیبهشت، با کسب ۳۸٫۹۳ درصد آرای ریختهشده به سِمَتِ شهردار پایتخت انتخاب شد. او مدافع الگوی نوین در توسعهٔ محلی است. او را مجمعی متشکل از بیش از ۵۰ سازمان اجتماعی، سیاسی، و حقوق زنان به عنوان نامزد خود در این انتخابات معرفی کرده بود.
الگوهای مورد ستایش شهردار کمونیست جدید سانتیاگو، زنانی مانند رفیق گلادیس مارین، رهبر فقید حزب کمونیست شیلی، و آنجلا دیویس مبارز آمریکایی هستند. نمایندگان جوان کمونیست پارلمان شیلی و فعالان جنبش دانشجویی علیه کالاییسازی آموزش در سال ۲۰۱۱، از نخستین راهنماهای ایراچی هاسلر به سمت سیاست بودند. پس از آن مبارزهٔ جنبش دانشجویی بود که این اقتصاددان جوان در سال ۲۰۱۸ به حزب کمونیست پیوست.
شهردار کمونیست سانتیاگو طرفدار تغییرهای تحوّل بنیادی و مداوم است. هدف او بهبود اقتصادی به صورتی است که پیامدهای بحران سلامت کنونی برای مردم را کاهش دهد. وی مدافع توسعهٔ محلی، کاهش نابرابریهای جنسیتی، و حفاظت از محیطزیست است. موفقیت او در این رقابت، پیروزیای تاریخی برای حزب کمونیست شیلی است که از زمان پایان دیکتاتوری آگوستو پینوشه در سال ۱۹۹۰ هرگز هیچیک از اعضایش در شهرداری سانتیاگو سمتی به دست نیاورده بود. او همچنین دوّمین زنی است که از سال ۲۰۱۲ در این سمت خدمت خواهد کرد.
خانم هاسلر میگوید: «امیدواریم آنچه امروز در سانتیاگو اتفاق میافتد، مقدمهای باشد برای آنچه در سطح کشور رخ خواهد داد.» وی افزود: «ما قانون اساسی جدیدی خواهیم داشت، و شاهد تحوّلی بنیادی در محلههای سانتیاگو خواهیم بود تا عزت خود را به دست آوریم و زندگی خوبی داشته باشیم.»
او در پاسخ به این سؤال که «امروز کمونیست بودن چیست؟» با صراحت چنین پاسخ میدهد: «فعالیتِ هر روزه برای معکوس کردن روند انباشت ثروت و امتیاز، به یاری کار و تلاش اکثریت مردم، در دنیایی که امکان زندگی خوب برای همهٔ ما در آن وجود دارد… کمونیست بودن مبارزه برای جامعهای است که در آن همهٔ ما کاملاً آزادانه، با تمام قابلیتهای خود، با وقار و حقوق برابر رشد کنیم.»
نامۀ مردم