خبر درگذشت رفیق فریدون شایان در ۳۱ دسامبر ۲۰۲۱ / ۲۶ دیماه ۱۴۰۰ در بیمارستانی در شهر استکهلم (سوئد) دوستداران و رفقای او و طیفی از رفقای چپ را در اندوهی عمیق فروبرد.
فریدون شایان در خردادماه سال ۱۳۲۱ (ماه مه ۱۹۴۲) از پدری ایرانی و مادری فرانسوی زاده شد. دوران تحصیل متوسطه را در دبیرستان دارالفنون بهپایان رساند. او سپس به مطالعه و تحصیل در رشته فلسفه در تهران و در فرانسه ادامه داد. فریدون شایان بخش زیادی از دانش ژرف و اطلاعات پردامنهاش را با جهد و پیگیریای شگفت بهشیوهٔ خودآموزی کسب کرد و هیچگاه از آموختن و بعدها آموزاندن فارغ نبود. دوستانی که در ایران نیز در خارج با او دمخور بودند خوب بهیاد دارند که او حین قدم زدن در خیابان با دوستان یا گردهمایی در منزل دوستی یا مهمانی پس از سکوتهایی طولانی سر برمیداشت و با لحنی آرام و نافذ و فروتنانه چند جمله یا خاطرهای میگفت که در ذهن دوستان میماند و بیتردید جزو خاطرات امروز آنان از این رفیق فرهیخته است که هنوز هم چندتایی از آنها با هیجان و تحسین همچنان بازگو میشوند. ازجمله آنها خاطرهای از دوران تحصیل در دارالفنون است. او میگفت یکی از معلمها آخوند بود و هرگاه از دانشآموزی ناراحت میشد تکیه کلامش این بود: “چی بگم به اینهمه وقاحت! ” او روزی در مورد خلقت انسان صحبت میکرد و میگفت: “خدا انسان را از گِل آفرید… ” شایان به او یادآور میشود که نظر داروین چیز دیگری است. او برافروخته شده و میگوید: “آن ملعون که آتش به قبرش ببارد… ” فریدون در جوابش بر نظر خود اصرار میورزد و جواب میدهد: ” چرا؟ چون نون شما را آجر کرده. معلم میگوید: “چه بگم به این همه وقاحت ” و او را از کلاس میاندازد بیرون.
این جملههای کوتاه و پربار فریدون در همهٔ زمینهها از بازخوانی اشعاری از شاعران کلاسیک بهمناسبت وضعیت موجود یا تکهای یا حکایتی از گلستان سعدی گرفته تا مقولههای بهشدت مطرح تاریخی و سیاسی در سالهای دههٔ پنجاه خورشیدی و پاسخ به تودهایستیزیهای رایج و تحریفهای تاریخی ضد شوروی را در بر میگرفت. او در بحثهای داغ آن دوره دربارهٔ شیوههای مختلف مبارزه با دیکتاتوری شاه، برخلاف برخی از بحث کنندگان به نعل و بهمیخ نمیزد و با صراحت مخالفت خود را با مبارزۀ مسلحانه اعلام میکرد و تمایلش را به سیاست های مبارزاتی حزب توده ایران نشان میداد و در مورد مسائل سیاسی در جهان از سیاستهای اتحاد شوروی دفاع میکرد ولی هیچگاه به حزب تودۀ ایران نپیوست. این باعث میشد که عدهای ناتوان در برابر منطق و دانش فلسفی و تاریخی و جامعهشناختی او مجبور به سکوت میشدند و بهجای ادامه بحث شروع میکردند به توهین. فریدون انسانی درست کردار، شوخ طبع، مهربان، و با همگان حسن سلوک داشت و در بحث و معاشرت اجتماعی و سیاسی مؤدب بود. او دانشمندی بیادعا و استادی در کار خود بود.
او صرفنظر از تألیف و ترجمهٔ آثاری ارزشمند که به ابهامات و تصورات غیرعلمی جامعه بهویژه جوانان جویا و تشنهٔ دانستن پاسخ میداد در شرایطی قرار نگرفت که بهرهگیری هرچه بیشتر از دانش و نبوغش برای عموم آنگونه که بایسته بود میسر گردد و این شرایط نه تنها برای فریدون شایان بلکه برای بسیاری از فرهیختگان دوستدار مردم و زحمتکشان در دیکتاتوری شاه و سپس در جانشین آن یعنی حاکمیت فقیهان نیز میسر نشد و نمیشود. خاطره سالهای دوستی نزدیک با او برای بسیاری از رفقا ارزشمند و فراموش نشدنی است. بیان شجاعانه او درباره مسائل سیاسی روز و تاریخ ایران و جهان در آن شرایط حاکمیت پلیسی بسیاری را به سرنوشت جامعه و میهنمان علاقمند میساخت.
فریدون انسانی با فرهنگ و به تاریخ و متون کهن و کلاسیک ایران تسلط داشت. بیشتر آثارش در زمینهای که عمیقاً به آن اعتقاد داشت نگاشته شدهاند. فروریزی اتحاد شوروی و کشورهای سوسیالیستی اروپای شرقی که با درگذشت مادرش مقارن شده بود، فریدون شایان را بهشدت افسرده کرد چندان که در وضع مزاجی او تأثیر منفیای ماندگار بهجا گذاشت.
فریدون شایان در داستان نیمهبلندی بهنام “ضد هیستری”، از محفلهای شورویستیز ایرانی در مهاجرت و ابراز نفرتشان از بهرهمند بودن برابر پزشکان و ژنرالها از نعمات مادی و اجتماعی با زحمتکشان و در یک بلوک آپارتمانی مسکن داشتن آنان انتقاد میکردند تصویری زنده و هنرمندانه ارائه میکند. شرح دهنده داستان که فریدون است پس از شنیدن خبر فروریزی اتحاد شوروی میگوید: “… در این چند روزه که آن کشور سقوط کرده، هر موشی از سوراخ بیرون آمده و مدعی شده. … اما چرا جماعتی هلهله و شادی میکنند؟ این را دیگر ندیده بودم که آدمی شکست خود را جشن بگیرد. … ” او از دفاع از دستاوردهای سوسیالیسم دست برنداشت. در کنار آن، بهرغم بیماریای که زمینگیرش کرده بود، تا آخرین لحظههای زندگیاش همچنان در جهت تبلیغ و نشر آثاری در زمینهٔ مقولههای تاریخی و فلسفی از زاویهدید مارکسیسم لنینیسم کوشید. او دوستدار زحمتکشان و هواخواه پرشور عدالت اجتماعی در میهن ما و برای مردم ما بود.
یادش گرامی باد.
تألیف:
مبارزات طبقاتی /۱۳۴۰
از میمون تا انسان /۱۳۵۱
سیری در تاریخ ایران باستان / ۱۳۵۱
مقدمهای بر جامعهشناسی و فلسفه/ ۱۳۵۸
عقل در تبعید: انسان در کشاکش آرمان و ابتذال، نوشتهٔ : فریدون شایان، جواد فولادی/۱۳۸۳
پنجرهای به حقیقت: مروری در اندیشه فلسفی / ۱۳۸۵
ضد هیستری (داستان) / ۱۳۹۰
*
ترجمه:
فرانسه در عصر انقلابهای بزرگ، نویسنده: ویکتورمویسییویچ دالین/۱۳۵۸
نامه مردم