به ادعای مکرر سران و رسانههای کشورهای غربی و بهویژه آمریکا و بریتانیا در چند روز گذشته، حملهٔ روسیه به اوکراین و اشغال آن کشور قریبالوقوع است. چنین به نظر میرسد که در این مدت سران و رسانههای قدرتهای غربی تمام تلاش تبلیغاتی خود را میکنند که این حمله حتماً رخ دهد! اعلامیههای رسمی دولت روسیه ادعای “غرب” را رد کرده و آن را “گمانهزنیهای تحریکآمیز” خواندهاند. خوشبختانه روسیه تا کنون به دام این تحریکها نیفتاده است. سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، در پایان نشست و گفتوگوی خود با وزیران امور خارجه و دفاع بریتانیا، در کنفرانس مطبوعاتیاش گفت: “مذاکرات ما شبیه به گفتوگو بین یک شخص لال با یک نفر کر بود. صحبت میکنیم ولی نمیشنویم که طرف دیگر چه میگوید!”
جالب این است که روز شنبه گذشته ۲۴ بهمن، ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین که از متحدان آمریکا بهشمار میآید، گفت که این هشدارها دربارهٔ حملهٔ قریبالوقوع روسیه به کشورش “هراسآفرینی” است. او همچنین خواستار ارائهٔ شواهد محکم مبنی بر تهاجم برنامهریزی شدۀ ادعایی روسیه به اوکراین شد. اظهارات رئیسجمهور اوکراین یک روز پس از آن مطرح شد که جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی آمریکا، هشدار داد که حملهٔ روسیه به همسایهٔ غربیاش ممکن است “هر لحظه آغاز شود.”
بحران اوکراین جدیترین و نگرانکنندهترین تنشآفرینی قرن حاضر در اروپا بوده است. مدت مدیدی است که این بحران جریان دارد؛ در واقع از زمان کودتای ناسیونالیستهای افراطی علیه رئیسجمهور منتخب یانوکوویچ در سال ۲۰۱۴، که با برنامهریزی و حمایت آمریکا و اتحادیهٔ اروپا صورت گرفت و به برکناری یانوکوویچ منجر شد. در پی وقوع آن کودتا بود که منطقهٔ کریمه به روسیه الحاق شد و درگیریها در ناحیهٔ دونباس آغاز شد، و به اعلام خودگردانی آن منجر گردید. یک دلیل عمدهٔ این بحران، تغییر خودسرانهٔ مرزها و گسترش بیامان ناتو به سوی شرق پس از فروریزی اتحاد جماهیر شوروی و نقض توافق دههٔ ۱۹۹۰ بین گورباچف و جورج بوش (پدر) است. با در نظر گرفتن سابقهٔ تهاجمی و تجاوزکارانهٔ ناتو، نگرانیهای امنیتی روسیه پایهٔ واقعی دارد، و این وضع حتی اوکراین را هم نگران کرده است.
بنا بر اعلامیههای دولت اوکراین، به دلیل فرار فزایندهٔ سرمایهها و افت فعالیتهای اقتصادی بر اثر گسترش ناامنی، اقتصاد آن کشور متحمل صدمات زیادی شده است. همچنین، شواهد حکایت از آن دارد که جریانهای ناسیونالیستی ماورای راست در آن کشور هر روز بیش از پیش در خیابانها و رسانهها و در درون نیروهای نظامی و انتظامی نقشآفرینی و فعالیت میکنند. به نظر میآید سران کشور اوکراین، که خود در روند برنامهریزی مستقیم آمریکا و اتحادیهٔ اروپا و با پشتیبانی جریانهای ماورای راست زمام امور را به دست گرفتهاند، اکنون بنا بر مثل “دوستی خاله خرسه” متوجه خطر دخالتهای “دوستان” آمریکایی و ناتو در کشورشان شدهاند.
آمریکا با حمایت بریتانیا و فرانسه، برای دسترسی به منابع طبیعی، بازارهای کالا و تسلیحات، و نیروی کار ارزان، همچنان به سیاستهای ویرانگر نو استعماری ادامه میدهد. سیاستهای دولت بریتانیا همسو با سیاست خارجی آمریکا و مشوق آن است. دولت بریتانیا مقادیر هنگفتی را صرف گسترش تهاجم و نظامیگری به رهبری آمریکا میکند. بریتانیا در اروپای شرقی نقش دنبالهروانه و خطرناکی را در حمایت از توسعهٔ قلمرو عمل ناتو در اروپای شرقی ایفا میکند که میتواند به وقوع جنگ جدیدی در اروپا، و حتی جهانگیر شدن آن جنگ، منجر شود. این در حالی است که نیروهای مترقی و ضدامپریالیست بریتانیا بر ضرورت کنار ماندن آن کشور از تجاوزکاری آمریکا و ناتو تأکید دارند و بر این باورند که سیاست خارجی مستقل باید به صلح جهانی و مبارزات نیروهای مردمی برای آزادی و استقلال ملی در همهٔ قارهها کمک کند.
در هر مرحله از بحران اخیر اوکراین، بریتانیا نقش مهمی در تشدید بحران داشته است: از دامن زدن به خطر تهاجم روسیه به طوری که حتی دولت اوکراین خواستار تعدیل این رفتار بریتانیا شد، تا فروش تسلیحات تازه به کییف و استقرار نیروهای بریتانیایی در شرق اوکراین. در مقایسه با دولت بوریس جانسون در بریتانیا، دولتهای آلمان و فرانسه به علتهای متفاوت نقش سازندهتر یا حداقل کمتر تنشآفرینی در بحران اوکراین داشتهاند. آنچه در این بحران امروزه بدان نیاز است، نه افزایش تنشها و احتمال درگیری نظامی، بلکه توافق بر سر پیمان امنیتی جدید اروپایی و اجرای است تا نگرانیهای برحق روسیه و ترمیم اشتباهات پایان جنگ سرد مدّ نظر قرار گیرد. در پایان جنگ سرد گذشته، دولت امپریالیستی آمریکا سرخوش از پیروزی بر سوسیالیسم، به تنها چیزی که فکر نکرد، بهرهگیری از آن فرصت برای رسیدن به راهحلی صلحآمیز و دائمی برای تنشهای جهانی بود.
در ارتباط با خزیدن نیروهای نظامی غربی به سوی روسیه، دیمیتری پولیانسکی، معاون سفیر روسیه در سازمان ملل متحد روز جمعه ۲۲ بهمن اعلام کرد که مسکو اعزام و استقرار نیروهای ارتش آمریکا و متحدانش در شرق اروپا را بهشدت محکوم میکند و آن را گامی در مسیری اشتباه میداند که میتواند به بالا گرفتن بحران منجر شود. پولیانسکی همچنین با تأکید بر اینکه تنها راه برای حلوفصل مناقشهٔ اوکراین اجرای مفاد پیمان مینسک از جانب کییف است، گفت: “ما معتقدیم که اوکراین راهی جز اجرای توافق مینسک مصوب شورای امنیت سازمان ملل متحد ندارد و در جلسه ۱۷ فوریه [۲۸ بهمن، که قرار است نشست شورای امنیت سازمان ملل متحد به مناسبت هفتمین سالگرد آن توافق برگزار شود] بر این امر پافشاری خواهیم کرد.”
نیروهای ضدجنگ و صلحطلب در جهان بهشدت نگران اوجگیری تنشها و افزایش احتمال برخورد نظامیاند که میتواند پیامدهای بسیار خطرناک و فاجعهباری برای ملتهای منطقه و جهان داشته باشد. دو دههٔ پیش شاهد فاجعۀ تهاجم به عراق بر پایهٔ شواهد و مدارک کاملاً ساختگی آمریکا و بریتانیا در مورد وجود “سلاحهای کشتار جمعی” در عراق بودیم. حملهٔ قدرتهای امپریالیستی به عراق برخلاف قطعنامۀ سازمان ملل متحد و بهرغم مخالفت اکثر کشورها و ملتهای جهان، به تلفات چندصد هزار نفری منجر شد و آن کشور را به ورطۀ نابودی کشاند. اکنون نیز ماشین جنگی پیمان نظامی ناتو به رهبری آمریکا و با دستاویز “دفاع از دموکراسی” و “دخالت بشردوستانه”، منطقهای دیگر از جهان و مردم آن را با خطر جنگ و کشتار و ویرانی و بیثباتی روبهرو کرده است.
بیانیهٔ شورای جهانی صلح
از زمان کودتای سال ۲۰۱۴ در کییف و تسلط نیروهای مرتجع و طرفدار نازیسم مورد حمایت مالی و سیاسی آمریکا، ناتو و اتحادیهٔ اروپا، سران ناتو در حال برنامهریزی و عملی کردن توسعهٔ قلمرو نفوذ و عمل ناتو بودهاند. هدف آنها آوردن اوکراین به این پیمان نظامی، به این بزرگترین ماشین جنگی امپریالیسم است که در طول تاریخ خود، مرتکب جنگها و جنایتها و کودتاهای بسیاری شده است. در همین ارتباط، شورای جهانی صلح روز ۱۰ فوریه ۲۰۲۲ (۲۱ بهمن) بیانیهای منتشر کرد که در آن از جمله آمده است:
“ناتو آشکارا، و بدون هیچ کوششی برای پنهانکاری، از اهداف تهاجمی خود دفاع میکند، تا جایی که حتی در نشست خود در ورشو در سال ۲۰۱۶ اعلام کرد که آمادهٔ حملهٔ هستهیی به مخالفان خود است. مانورهای نظامی عظیمی مانند ‘مدافع اروپا ۲۰۲۱’ و استراتژی جدید ناتو ۲۰۳۰ که همهٔ اعضای ناتو آن را تأیید کردهاند، تنشها را به شدت افزایش میدهد و به خطر واقعی بروز جنگ منطقهیی دامن میزند که میتواند به وقوع جنگی در ابعاد جهانی منجر شود.
“شورای جهانی صلح بر این باور است که چنین درگیریها و جنگهایی به خاطر کنترل مواد خام و منابع انرژی، و کسب سود بیشتر و تصرف بازارها و کنترل قلمرو نفوذ دولتهای قدرتمند شکل میگیرند. بیش از ۱۷۰۰ میلیارد دلار هزینهٔ نظامی سالانه جهان (که ۴۰ درصد آن فقط هزینهٔ نظامی آمریکاست) از یک سو، و گرسنگی ۸۲۰ میلیون نفر در جهان از سوی دیگر، ناعادلانه بودن نظم حاکم کنونی بر جهان تحت سلطهٔ نظام امپریالیستی را بهوضوح نشان میدهد. مشاهدهٔ چگونگی دسترسی مردم در بسیاری از کشورها- بهویژه در آفریقا- به واکسن و دارو، و عملکرد و برخورد شرکتهای دارویی چندملیتی و دولتها به این موضوع، در زمان همهگیری جهانی کرونا شرمآورتر از پیش است.
“تنشآفرینیها و لفاظیهای جنگافروزانه در ارتباط با اروپای شرقی و افزایش حضور نظامی قدرتهای بزرگ در امتداد مرزهای اوکراین نیز پیامدهای سنگینی برای زندگی روزمرهٔ مردم در اروپا و جهان دارد. از آن جمله است افزایش چندبرابری قیمت سوخت و گاز طبیعی که غولهای انرژی رقیب سودهای کلانی از آن به دست میآورند.”
حزب تودهٔ ایران بر این باور است که جهان با خطر حاد درگیریها و تنشهای منطقهیی روبهروست که برای ملتها فاجعهبار خواهد بود. واقعیت این است که در عرصهٔ مسائل جهانی، امپریالیسم آمریکا فقط به دنبال افزایش سلطهٔ نظامی و اقتصادی خود و گسترش دامنهٔ آن از راه بیثبات کردن اقتصاد کشورها و مبارزات ملی و دموکراتیک ملتهای جهان است، و جنگ به این هدف امپریالیسم آمریکا کمک میکند.
با این همه، واقعیت امروزه در سیاست جهانی نشان دهندهٔ شکلگیری توازن جدیدی از نیروهای بینالمللی است. امپریالیسم آمریکا آن طور که امیدوار بود، دیگر تنها قدرت بزرگ جهانی نیست. معاهدهٔ راهبردی اخیر دربارهٔ دوستی جمهوری خلق چین و فدراسیون روسیه که روز ۴ فوریه (۱۵ بهمن) در ملاقات رهبران دو کشور در پکن رسمیت یافت، نشان میدهد که آمریکا دیگر نمیتواند مطابق میل خودش در همهٔ جهان جولان بدهد و شلتاق کند. حتی برخی از کشورهای قدرتمند اروپای غربی نیز موضعی متفاوت با آمریکا و بریتانیا در بحران اوکراین گرفتهاند. آلمان به هواپیماهای انگلیسی حامل کمکهای نظامی و تسلیحات جنگی اجازهٔ پرواز بر فراز حریم هوایی خود را نداده است. فرانسه نیز از راهحل مبتنی بر گفتوگو برای بحران اوکراین حمایت میکند و طرحی را به این منظور به طرفهای درگیر پیشنهاد داده است.
حزب تودۀ ایران در کنار دیگر نیروهای مترقی جهان سیاست نظامیگرایانۀ تهدیدآمیز گسترش ناتو به سوی شرق اروپا و ایجاد تنشهای خطرناک و امکان شعلهور شدن جنگی مرگبار و ویرانگر را محکوم میکند. ما بنا بر تجربۀ فاجعهبار به آتش کشیده شدن منطقۀ خاورمیانه و نابودی کشورهای همسایه- عراق و افغانستان- بر اثر دخالت کشورهای امپریالیستی و ماشین جنگ ناتو به بهانهٔ “دفاع از دموکراسی”، بهشدت نگران شروع جنگی دیگر هستیم. چنین جنگی بهسهولت میتواند به کاربرد سلاحهای هستهیی منجر شود که کل جهان را با خطرهای سهمگین جدیدی روبهرو خواهد ساخت. در چنین برههٔ حساسی، راه افتادن جنبش جهانی صلح میتواند جلوی یکهتازی قدرتهای جنگافروز را بگیرد. حزب ما معتقد است که باید از هر فرصتی برای حل صلحآمیز اختلافها و کاهش تنشها استفاده کرد.
«نامۀ مردم»