دولت ترامپ در حال شدت بخشیدن به سیاست مقابله با توسعهٔ چین سوسیالیست است. در پسزمینهٔ تعمیق بحران جهانی، رشد شیوع ویروس کرونا، و فرارسیدن موعد انتخابات ریاستجمهوری در ایالات متحده این سیاست انجام میگیرد. اقدامهایی که بههدف تضعیف ثبات اقتصادی و سیاسی جمهوری خلق چین انجام میشود، بهصورتی تصاعدی و با سرعتی بالا رو بهافزایشاند. ثابت شده است که ابزارهای “قدرت نرم” بهطور چشمگیری در مبارزه با پکن بیتأثیرند. با اینحال، واشنگتن در مسیر گفتوگو و همکاری گسترده گام برنداشته است. برعکس، سیاست مقابله با چین بهطور فزایندهای تهاجمی میشود.
استراتژیستهای آمریکایی سالها است که تلاش خود را بر تهدید تمامیت ارضی چین و تضعیف اقتصاد آن متمرکز کردهاند. ایالات متحده در تلاش به ایجاد بیثباتی در اوضاع مناطق خودمختار زینگجیانگ-اوگور، تبت، آئومینگ، و شیانگانگ به یکسری عقب نشینی مجبور شد. واشنگتن در جریان تحریکاتش در هنگکنگ نیز با مقاومتی چشمگیر روبرو شد. تلاش برای تضعیف قدرت چین با اِعمال عوارض سنگین گمرکی که برخلاف قوانین سازمان تجارت جهانی است، بینتیجه مانده است. تبعیض بر ضد شرکت هوآوی و دیگر شرکتهای چینی هم کمکی به این تلاشها نکرد.
در حال حاضر، سیاست تهاجمیای علنی بر ضد جمهوری خلق چین در واشنگتن حاکم شده است. صداهای تهدیدآمیز بلندتر و اظهارات جنگطلبانه بیشتر شدهاند. اینطور ادعا و اعلام شده است که حزب کمونیست چین “یکی از اصلیترین تهدیدات” نسبت به موجودیت ایالات متحده است. ایالات متحده در تلاش برای کشاندن جهان به ورطهٔ جنگ سردی جدید و حفظ سلطهاش بر جهان برای تحریکات و ماجراهاجوییهایی جدید آماده شده است. مایک پمپئو، وزیر خارجه ایالات متحده و رئیس سابق سازمان سیا، تمایل واشنگتن برای کشاندن روسیه به رویارویی با چین را آشکارا اعلام کرد. او گفت این احتمال “بهطور طبیعی” از روابط بین پکن و مسکو سرچشمه میگیرد. این اشارات شیطنتآمیز را نباید دست کم گرفت.
ایالات متحده در روابطش با چین از همان منطقی پیروی میکند که در از بین بردن اتحاد جماهیر شوروی استفاده کرد. همچون آن زمان، از کشور چین تصویر دشمنی ارائه میشود که “تهدیدی مرگبار برای جهان آزاد” است. سخنرانی پمپئو در کتابخانهٔ مربوط به ریاستجمهوری ریچارد نیکسون، کپی سخنرانی چرچیل در شهر فولتون، میسوری در سال ۱۹۴۶/ ۱۳۲۵ است. تنها تفاوت آن است که ایالات متحده در اینجا جنگی صلیبی بر ضد علیه چین را خواستار است.
مدیر دستگاه دیپلماسی ایالات متحده اعلام کرد “اگر جهان آزاد چین کمونیست را تغییر ندهد، چین کمونیست ما را تغییر خواهد داد. جهان آزاد باید بر استبداد جدید غلبه کند.” پمپئو خواستار “اتحاد کشورهای دموکراتیک” شد، و کوشش برای کشاندن روسیه به این کارزار هم آغاز شده است. پمپئو گفت اگر واشنگتن و مسکو با همدیگر به چالشهای مهم استراتژیک پاسخ دهند، جهان به مکانی امن تبدیل خواهد شد.
این پیشنهادی فوقالعاده خطرناک و مخرب است و تنشهای بینالمللی و رقابت تسلیحاتی را تشدید خواهد کرد. درعینحال، این پیشنهاد ایجاد شکاف در مشارکت استراتژیک بین فدراسیون روسیه و جمهوری خلق چین را خواهان است.
پیشنهاد آمریکا برای بهوجود آوردن اتحادی جهانی بر ضد چین از آنجا ناشی میشود که ایالات متحده آمریکا نمیتواند بهتنهایی از عهدهٔ غلبهٔ بر چین برآید. ساختار شکنندهٔ ناتو با این هدف متناسب نیست. تعدادی از کشورهای اروپایی با چین بهطور فعال همکاری اقتصادی دارند و از مقابله با پکن زیان خواهند دید. علاوه بر این، منزوی کردن چین بدون مشارکت روسیه در این اتحادِ جنایتکارانه غیرممکن است.
دولت ایالات متحده اخیراً بهطور فزایندهای دارد چهرهٔ کریه واقعی ضد کمونیستی، ضد روسی، و ضد چینیاش را آشکار میکند. کاخ سفید مصرانه در پی بازگشت به بدترین سیاستهای تجاوزکارانهاش است. مردم جهان نباید ماجراجوییهای امپریالیسم آمریکا در کره، ویتنام، یوگسلاوی، عراق، افغانستان، و لیبی را فراموش کنند. در بین آخرین قربانیهای این ماجراجوییها مردم اوکراین هستند که در چنگ مرتجعترین نیروها بهاسارت آمدهاند، و جمعیت دونباس (اوکراین)اند هستند که با کشتار بیرحمانه و قحطیزدگی دستبهگریباناند..
خشم روزافزون جهانخواران درک شدنی است. چین بهرهبری حزب کمونیست خود با موفقیت در حال ساختمان سوسیالیسم است و با اطمینان میتواند بر عواقب شیوع ویروس کرونا غلبه کند. چین در پایان سال گذشته، برخلاف اکثر کشورهای بزرگ، دارای رشد اقتصادی بوده است. رهبری چین به همه جهان نشان میدهد که چگونه میتوان فقر شدید را از بین برد و فناوری سطح بالا را توسعه داد. پکن همهگونه قابلیت رسیدن بهمقام رهبری اقتصاد جهان، توسعهٔ علمی و فنی، و قلمرو نوآوری را داراست.
الگوی پیشنهادی روابط بینالملل از جانب چین، بیشازپیش جذابتر میشود. در این الگو، برای جهانیسازیای که با نابرابریهای وحشتناک، برخوردهای شدید، و توسعهطلبی استعمارگران همراه است، جایی وجود ندارد. مفهوم “جامعهٔ بشری با سرنوشت مشترک” رئیسجمهور چین، شیجین پینگ، نوید دهندهٔ اصول بسیار امیدوار کنندهای برای همکاری برابر بین خلقها و حفظ منافع عمومی است.
حزب کمونیست فدراسیون روسیه از این واقعیت استقبال میکند که روسیه و چین، با اطمینان خاطر، دست دوستی و همکاری نزدیک با یکدیگر دادهاند. رشد روزافزون تجارت و پروژههای مشترک بزرگ، داشتن موضعگیریهای مشترک در مورد رویدادهای مهم تاریخی جهان، پیروزی مشترک بر فاشیسم آلمان و نظامیگری ژاپن، و داشتن دیدگاههایی مشابه در مورد وقایع و پدیدهها در سیاست بینالملل، همگی رشته پیوندهایی محکم میان کشورهای ما هستند.
حزب کمونیست چین به پیشرفت سریع خود ادامه میدهد و با وفاداری به آرمانهای سوسیالیستی، چالشها و تهدیدها را بهدرستی ارزیابی کرده و پاسخهایی قانع کننده برای آنها مییابد. حزب کمونیست فدراسیون روسیه در جهت تقویت روابط بین دو کشور همیشه تلاش کرده است. پیوندهای ما با حزب کمونیست چین برای نزدیکتر کردن مردم دو کشور و تقویت امنیت و هماهنگی در روابط بینالمللی است. این آرمانهای مشترک با امضای تفاهمنامه همکاری میان حزبهای ما در دسامبر سال ۲۰۱۹/ آذر- دیماه ۱۳۹۸ تأیید شد.
مسیر توسعه تمدن جهانی که از سوی جمهوری خلق چین پیشنهاد شده است، تهدیدی برای مردم جهان نیست، بلکه اشتهای استثمارگری و غارتگری امپریالیستها را تهدید میکند. دشمنان چین به تهاجمشان به این کشور ادامه خواهند داد. آنها درحال راهاندازی کارزار افترا، جنگهای تجاری، تلاش برای دامن زدن به جداییطلبی، و اختلاف انداختن بین جمهوری خلق چین و کشورهای همسایه آن هستند.
همه نشانهها گواه این هستند که استراتژیستهای ایالات متحده در پی تعیین نقشی ویژه برای کشور ما در این طرحهای خائنانهاند. آنان سعی خواهند کرد در روابط بین مسکو و پکن اختلافاتی ایجاد کنند و نوید میدهند که روسیه از تغییر رویکرد ژئوپلیتیکش سود میبرد. موقعیت نوچههای یلتسین در ردههای بالای قدرت، اقتصاد و امورمالی، سیاست و رسانههای جمعی هنوز بسیار قوی است. روابط نزدیک آنان با “کمیته حزب واشنگتن” با انتقال گسترده سرمایه از روسیه، “رسواییهای مکرر در خارج از کشور” و داراییهای چند میلیارد دلاری مال اندوزان روسی در خارج از کشور مشهود است. برای این افراد، “سیاست تکیه بر شرق” ایالات متحده، تنها یک مانور موقت است. آنان آینده خود و فرزندانشان را در “بهشت غربی” میبینند.
حزب کمونیست فدراسیون روسیه خواهان همکاری استراتژیکی قویتر میان روسیه و چین است. ما مطمئنیم که وعدههای شیرین واشنگتن جز پوششی برای نقشههای خطرناک و موذیانه آن نیست. اختلاف انداختن میان مسکو و پکن بهمعنای شکست دادن هر دوی ما است. کشورهای ما مهمترین مانع در برابر پرچمداران جهانیسازیاند که برای تداوم سلطهشان تلاش میکنند. ایالات متحده برای اینکه رشد روسیه را- روسیه با پتانسیل نظامی و منابع عظیمش که سرمایهداری جهانی میخواهد بهچنگشان آوَرَد- مانع شود همچنان بر تلاش جنونآمیزش اصرار میورزد. ایالات متحده چین را در مقام رقیبی که با جهشهایی عظیم درحال تبدیل شدن به ابر قدرت اقتصادی جهان است، با میل و رغبت میخواهد نابود کند. واشنگتن با در مقابل هم قرار دادن کشور ما و چین، قصد تضعیف هر دو کشور را دارد.
طرفداران جهانیسازی میخواهند از این راه شومترین طرحهایشان را اجرا کنند: خاورمیانه ممکن است “نقطهٔ تنش” شود. خاور دور ممکن است به منطقهٔ درگیریای شدید تبدیل شود… سرمایه برای حفظ سلطه و سود خود، از هیچ جنایتی اجتناب نمیکند.
روسیه دارای منافع ملی خاص خود است. حزب کمونیست فدراسیون روسیه مطمئن است که این منافع همین الآن از راه روابط استراتژیک قویتر با آنانی که بهدنبال صلح و پیشرفت اجتماعیاند تأمین میشوند و نه بهوسیلهٔ اعانه از غرب. برای ما، داشتن روابط دوستی و مشارکت با چین امکان توسعه اقتصاد و فناوری، تقویت صلح و امنیت، حمایت از حاکمیت ما در برابر هرگونه تهدیدی را فراهم میکند. ما متقاعد شدهایم که تعمیق تعامل استراتژیک با پکن نویدبخش است. این نوید بر پایه واقعیتهای اقتصادی و سیاسی است و شالودهٔ تاریخیای استوار دارد. تقویت کردن روابط، ما را به سطحی جدید و بیسابقه از همکاری میرساند و توسعه حاکمیت دو کشور ما را تضمین میکند. ما به مبارزهای مؤثر با ضدکمونیسم، ضدشوروی، روسیه هراسی، و جنون ضدیت با چین بسیار علاقهمندیم.
احتمال دارد استراتژیستهای واشنگتن کشور ما را به “اتحاد دموکراسیها”ی بدنام بکشانند. برای تحقق این امر آمادهٔ دادن هر نویدی هستند: از لغو تحریمها تا اعطای امتیازات. ما نمیتوانیم همزمانی سخنرانی ضدچینی پمپئو با گفتوگوی تلفنی پوتین و ترامپ را تصادفی بدانیم. ما امیدواریم که رئیسجمهور پوتین متوجه ماهیت ماجراجویانه این پیشنهادها باشد.
تجربه تاریخی از بین بردن اتحاد جماهیر شوروی نشان میدهد که نباید وعدههای آن سوی اقیانوس را باور داشت. همتراز قرار دادن این “اتحاد”های گذرا با تعمیق همکاریهای روسیه با چین، کشورهای عضو گروه بریکس یا اعضای سازمان همکاری شانگهای و تقویت ائتلاف آسیای مرکزی، غیرقابل تصور است. تسلیم شدن کشورمان در برابر تملقهای ایالات متحده بهمعنای خیانت به منافع خودمان است. با این حال، اینکه اخراج گستردهٔ دیپلماتهای روسی، توقیف اموال روسیه در ایالات متحده، افزایش روز افزون تعداد مقامها و نمایندگان پارلمان روسیه که از سفر به غرب یا کشورهای غربی ممنوع شدهاند و انواع تحریمها عیبی ندارد، دقیقاً هدف “ستون پنجم” است.
روسیه نباید اشتباههای قبل را تکرار کند و حق ندارد همچون مهرهای در بازیهای ژئوپلیتیک ایالات متحده عمل کند. مردم روسیه، چین و دیگر کشورها حق دارند که مسیر توسعه مستقل خود را دنبال کنند و با تعیین هدفهای بلند مدت، با اطمینان خاطر، به آنها دست یابند.
آینده مردم در دوستی و همکاری همهجانبه است!
گنادی زیوگانف
دبیرکل حزب کمونیست فدراسیون روسیه
رئیس نمایندگان حزب کمونیست فدراسیون روسیه در مجلس شورای فدرال فدراسیون روسیه
[بهنقل از:تارنمای رسمی حزب کمونیست فدراسیون روسیه].
نامۀ مردم