همزمان با تداوم اعتراضهای گسترده و سرکوب خونین آنها در ایران، دونالد ترامپ و مقامهای جمهوری اسلامی از احتمال گشایش مذاکره میان دو کشور سخن گفتهاند؛ اما نشریۀ اقتصادی لهزهاکو مینویسد این گفتگوهای احتمالی، اگر آغاز شوند، ماهیتی مبهم خواهند داشت و بیش از آنکه مسیر روشنی به سوی توافق بگشایند، تلاشی برای مدیریت بحرانی فزاینده و خرید زمان در شرایطی پرتنش به نظر میرسند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه: در حالی که اعتراضهای گسترده در ایران با سرکوبی خونین همراه شده، دونالد ترامپ و مقامات تهران از گشایس مذاکره میان آمریکا و جمهوری اسلامی ایران سخن گفتهاند. نشریۀ اقتصادی لهزهاکو در مطالبی در این خصوص نوشته است که چنین مذاکراتی در صورتی که پا بگیرند ماهیتی مبهم دارند و هنوز روشن نیست بر سر چه موضوعاتی میتوانند آغاز شوند، آن هم در شرایطی که حکومت ایران همزمان بر شدت سرکوب معترضان در خیابانها میافزاید.
به نوشتۀ لهزهاکو، فعال شدن کانال مذاکرات احتمال اقدام نظامی مستقیم آمریکا را علیه جمهوری اسلامی، دستکم در کوتاهمدت، کاهش میدهد، هرچند ترامپ همچنان «گزینۀ نظامی» را بهطور کامل منتفی ندانسته است. لهزهاکو تأکید میکند که گزینۀ حملۀ نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران، بهمراتب پیچیدهتر از عملیات محدود خرداد گذشته است. چنین سناریویی مستلزم حملات گسترده به مراکز اصلی قدرت و سرکوب در ایران خواهد بود و در عین حال، خطر واکنش متقابل تهران را افزایش میدهد؛ واکنشی که میتواند به شلیک موشکهای بالستیک به سوی متحدان آمریکا در منطقه، از جمله اسرائیل و کشورهای عرب میزبان پایگاههای نظامی آمریکا بینجامد.
نشریۀ لهزهاکو سپس مینویسد که همین ملاحظات امنیتی و نظامی ممکن است توضیحدهندۀ آمادگی واشنگتن برای مذاکره باشد، هرچند هنوز روشن نیست که دقیقاً بر سر چه موضوعی قرار است مذاکره صورت بپذیرد. به باور نویسندۀ گزارش، دستیابی سریع به توافقی معنادار درباره برنامۀ هستهای ایران – که از سالها پیش اولویت اصلی دونالد ترامپ بوده – در بازۀ زمانی کوتاه عملاً ناممکن است. از سوی دیگر، چنین توافقی نیز لزوماً موجب توقف اعتراضها نخواهد شد که به نوشتۀ لهزهاکو، ریشه در نارضایتی عمیق از فساد، ناکارآمدی اقتصادی و نقض گستردۀ حقوق بشر دارد. بر همین اساس، این نشریه نتیجه میگیرد که «تنها موضوع عقلانی برای مذاکره» میتواند توقف یا کاهش سرکوب مردم ایران باشد، ولی این امر در صورت تحقق، ممکن است خود به تضعیف جدی پایههای حکومت و سقوط آن بینجامد.
با این حال، لهزهاکو هشدار میدهد که زمان بهسرعت در حال از دست رفتن است. حکومت ایران میکوشد با تشدید خشونت، اعتراضها را پیش از آنکه گفتگوها به مرحلۀ عملی برسد، در هم بشکند. در همین چارچوب، مقامهای تهران مدعی شدهاند که «کنترل کامل اوضاع» را در دست دارند و شمار معترضان رو به کاهش است، ادعایی که به نوشتۀ لهزهاکو به دلیل تداوم قطع اینترنت، امکان بررسی مستقل آن وجود ندارد.
به نوشتۀ لهزهاکو، این وضعیت نهتنها برای معترضان، بلکه برای خود حکومت ایران و حتی برای دونالد ترامپ نیز بحرانی است. معترضان میدانند که در صورت شکست، با موجی از بازداشت، شکنجه و اعدام روبرو خواهند شد. حکومت نیز بهخوبی آگاه است که ادامۀ بحران میتواند به فروپاشی اقتصادی و سیاسی بینجامد.
در سوی دیگر، رئیسجمهوری آمریکا نیز با آزمونی جدی روبروست: اگر وعدۀ او برای «کمک» به معترضان در عمل تحقق نیابد، ممکن است بخشی از اعتبار و اهرم فشار ژئوپولیتیکیای را که پس از ضربات پیشین به دشمنان آمریکا به دست آورده بود، از دست بدهد.
جمعبندی لهزهاکو این است که گفتگوی احتمالی میان تهران و واشنگتن بیش از آنکه آغاز مسیری روشن به سوی توافق باشد، تلاشی برای خرید زمان در بحبوحۀ بحرانی بیسابقه است؛ بحرانی که هنوز مشخص نیست به مذاکره خواهد انجامید یا به تشدید رویارویی.