یک کارشناس مسائل اقتصادی میگوید: همزمان سه سیاستِ بهشدت تورمزا اجرا شده است؛ نخست افزایش شدید نرخ ارز آزاد، دوم، دو برابر شدن نرخ ارز نیمایی و سوم حذف ارز ترجیحی.
بیش از ده ماه از آخرین تعیین حداقل دستمزد در شورای عالی کار به شیوهای که در آن زمان هم حداقل دستمزد کوچکترین قرابتی با نرخ تورم و هزینه سبد معیشت نداشت، میگذرد.
پیامدهای ناگوار موج جدید خصوصی سازی در دولت مسعود پزشکیان تا کنون افزایش بیشتر بیکاری، اخراج کارگران، نبودِ امنیت شغلی، سرکوب مزدی، گسترش شکاف طبقاتی، تاراج منابع و دارائیهای ملی مانند معادن، کارخانهها و شرکتهای صنعتی و کشاورزی بهسود کلانسرمایهداران، دلالان، و تجار بزرگ را باعث شده است.
فرزندان این کارگران که روی خاک و خل مینشینند و با شکمهای گرسنه درس میخوانند یا با دستان کوچکشان در مزارع و کارگاهها کار میکنند، چه آیندهای خواهند داشت؟!
نان تبدیل به پدیدهای طبقاتی شده؛ دولت با اعلان رسمی، نان را در برخی شهرها تا مرز ۵۲ درصد گران کرده و در واقعیت، نانِ باکیفیت و در دسترس خیلی بیش از اینها گران شده است….
استدلال این است: چون دلار نداریم ارز ترجیحی گوشت قرمز را قطع میکنیم، چون دلار نداریم ارز ترجیحی خوراک دام را قطع میکنیم؛ خب این یعنی شریان حیات مردم را به بازی گرفتهاند؛ باید بدانند طبقه مزدبگیر دیگر نایی ندارد که اشتباهات دولت را بیش از این گردن بگیرد.
سناتور مستقل آمریکایی با انتقاد از قدرت گرفت میلیاردرها در دولت و افزایش اختلاف طبقاتی در این کشور هشدار داد ایالات متحده اکنون با سطح بیسابقهای از خطر مواجه است.
در پی حادثه صبح روز گذشته (۱۷ فروردین ماه) ریزش «معدن باریت» مهابادکه منجر به مرگ یک کارگر و زخمی شدن دو معدنچی دیگر شد، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ضمن پیگیریهای کارشناسی اولیه، توضیحاتی را ارائه کرد.
سیاستگذاریهای کلان در مسیر فقیرترسازی طبقه کارگر و دفاع از منافع ثروتمندان و صاحبان سرمایه قرار گرفته است؛ افزایش نرخ طلا و دلار، صاحبان سرمایه را ثروتمندتر میسازد و مزدبگیران با درآمد ثابت را فقیرتر.
ایجاد تفرقه و نفاق با هدفِ جلوگیری از هرگونه همبستگی و مقاومت کارگران با وضعیت شغلیای مختلف از حربههای کارگزاران رژیم ولی فقیه بهمنظور استثمار وحشیانهٔ طبقه کارگر کشور ما است.
سبد معیشت بهمنماه خانوارهای کارگری با در نظر گرفتن فرمولهای مورد قبول شورایعالی کار و با اتکا به دادههای رسمی مرکز آمار ایران، ۳۵ میلیون و ۸۵۷ هزار تومان است.
ما نیاز به حداقل ۴۰۰ درصد افزایش روی پایه مزد ۷ میلیون تومانی داریم؛ برای یک زندگی خیلی ساده، کف پایه مزد باید ۲۷ و یا ۲۸ میلیون تومان باشد تا کارگران با مزایای مزدی و طرح طبقهبندی و پاداش بتوانند حقوقشان را به خط فقر برسانند.