جای جو مککارتی در کنوانسیون ملی جمهوریخواهان امسال کاملاً خالی بود. نکوهش کمونیستها- چه از نوع حقیقی و چه غالباً خیالی- میتوانست عطش کمونیستستیزی این سناتور سالهای دهه ۱۹۵۰ ایالت ویسکانسین تسکین دهنده باشد. در اوایل جنگ سرد، هیولای خیالیای که از شوروی ساخته شد بهمنظور شکست دادن جنبش قدرتمند کارگری و نیرویهای رو بهرشد چپ در ایالات متحده استفاده شد.
امروز هم ترامپ و حزب جمهوریخواه سعی دارند همان ترفند را بهکار زنند. تاریخ تکرار میشود اما- همانطور که کارل مارکس ممکن بود بگوید- اگر مککارتیسم فاجعه بود، رفتار سخیف ضد سوسیالیستی جمهوریخواهان لودگی است.
پیامی که این هفته از همایش ملی جمهوریخواهان به تلویزیونها در آمریکا فرستاده شد این بود که در صورت انتخاب نشدن مجدد ترامپ بیدرنگ فاجعهای رخ خواهد داد. چندین بار تلویحاً اعلام شد که جو بایدن و کامالا هریس مخفیانه برای تشکیل یک حکومت دیکتاتوری کمونیستی بهمنظور از بین بردن آزادی و تحویل کشور به اعتراض کنندگان سیاهپوست و کشورهای خارجی در حال برنامهریزیاند. برخی ادعاهای مطرح شده از سوی سخنرانان در شب گشایش همایش ملی جمهوریخواهان را بررسی کنید در عالمی متفاوت هبوط خواهید کرد، دنیایی آخرزمانی که پریشان کردن، تفرقه انداختن، و فریب دادن را در ذهن مجسم میکرد.
مت گاتز، نماینده فلوریدا از حزب جمهوریخواه، یکی از نوچههای شناخته شدهٔ ترامپ در کنگرهٔ آمریکا، اعلام کرد “خیالپردازان از خواب برخاسته”۱ بایدن را “سیاهیلشگری در فیلمی که دیگران نوشته، تولید، و کارگردانی کردهاند” خواهند کرد. بهعبارتی ظاهراً دموکراتها همه را خلع سلاح خواهند کرد، زندانها را خالی میکنند، همهٔ ما را در خانههای خود حبس میکنند و جانیان خشن را به زندگی در میان ما خواهند آورد.
ماکسیمو آلوارز، بازرگان کوباییتبار آمریکایی، ترامپ را بهخاطر ایستادگی در برابر “نیروهای هرجومرجطلب و کمونیسم” ستود و اشاره کرد که ممکن است بایدن را روح فیدل کاسترو تسخیر کرده باشد. آلوارز ادعا کرد چند دهه پیش، زمانی که از کاسترو سؤال شد آیا او یک کمونیست است؟ او پاسخ داد که او یک کاتولیک است. آلوارز هشدار داد بایدن که یک کاتولیک است نیز حقیقت را پنهان میکند، درست مثل کاسترو، تا آمریکا را فریب دهد که “قرص سمی کمونیسم را ببلعد”.
چارلی کِرک، ۲۶ ساله، که در رأس گروه بهاصطلاح مردمی و دانشجویی راستگرای “ترنینگ پوینت یو اس آ” (نقطه عطف ایالات متحده) قرار دارد و مورد حمایت میلیاردرها است، انتخابات را “انتخابی میان حفظ کردن آمریکایی که ما میشناسیم و از بین بردن همه چیزهایی که ما دوست میداریم” نامید. سخنرانی او دستوپا زدنی حاکی از اضطراب نژادپرستانهاش بود که انگیزه بسیاری از افراد برتری طلب سفیدپوست است. کرک گفت: “ترامپ محافظ تمدن غرب است” و تنها چیزی است که بین “خانوادههای ما” و “جمعیت انتقامطلب” ایستاده است. منظور دقیق آنچه که کرک واقعاً گفت این است که ترامپ مدافع آمریکای سفید در برابر معترضان سیاه پوست، مهاجران، و خارجیها است.
محتوای اظهارات مارک و پاتریشیا مککلوسکی- وکلای اسلحه بهدست و پابرهنه که بهاتهام تهدید شرکت کنندگان در اعتراضهای مسالمتآمیز سیاهپوستان سنتلوئیس در ماه ژوئن محاکمه میشوند- احساسات نژادپرستانهٔ پنهان و ضد کمونیستی خشمگینانه و آشکار بود (این دو تقریباً همیشه با هم هستند). آنان در تلاششان در بههراسافکنی بین سفیدپوستانی با درآمدهایی متوسط و بالای ساکن در حومه شهرها، ادعا کردند: “برنامه سوسیالیستی بایدن- هریس” از بین بردن نواحی متمول حومه شهری، خانههای یک خانواری و هموار کردن راه هجوم “جرم، بیقانونی و ساخت آپارتمانهای کم کیفیت” به محلههای پررونق را شامل میشود. در زمانی که آنان مشغول صحبت بودند، تهیه کنندگان برنامه تلویزینی همایش ملی جمهوریخواهان بهنمایش تصویری از معترضان سیاهپوست دست زدند که ظاهراً بهقصد تخریب حومه سفیدپوست نشین در حال راهپیمایی بودند و در پیشاپیش آنان کوری بوش، نماینده آینده کنگره، قرار داشت که زوج مککلوسکی او را با عنوان یک فعال “مارکسیست لیبرال که جمعیت را به محلههای ما هدایت میکند” توصیف میکرد. هدف و مضمون تمامی سخنان این سخنرانان این بود که ورود خانوادههای سیاهپوست به محلههای اکثراً سفیدپوست نشین و همچنین قیام طبقه کارگر سیاهپوست برای برقراری عدالت را با انقلاب مارکسیستی همسان سازند، سخنانی که آشکارا انباشته از نژادپرستی بود.
ولی این پسر دونالد ترامپ و دوست دخترش کیمبرلی گیلفویل بودند که با سعی فراوان و همراه با سر دادن هیاهوی ضد کمونیستی تلاش کردند جمعیت اندک حاضر در همایش را تحریک کنند. گیلفویل با عصبانیت و تندی بسیار که با خشم موسولینی رقابت میکرد، “بایدن، هریس، و بقیه سوسیالیستها” را سرزنش میکرد که موجب خواهند شد “آشوبگران شهرهای ما را ویران کنند”، “قاچاقچیان مواد مخدر و انسان از مرزها عبور کنند”، و آمریکا به “سرزمین سرنگهای آلوده به هروئین در پارکها” تبدیل شود. این همه از قرار بخشی از طرحی بوده است تا همه مشاغل ما به دست چینیها بیفتد و همگی اسیر و قربانی “ایدئولوژی ضعیف، وابسته، و لیبرال” شویم.
پسرک ترامپ، بدون شک، با تکرار تئوریهای توطئه و دروغهای چند ماه گذشته رئیس جمهور، سعی دارد تا پدرش را تحت تأثیر قرار دهد. ویروس کرونا هدیهٔ “حزب کمونیست چین” است که “بایدن را [بر ترامپ] ترجیح میدهد”. بهگفته ترامپ کوچک، میلیونرهای مارکسیست (اگر چنین چیزهای متناقضی هرگز وجود داشته باشند) که از بایدن حمایت میکنند، مترصدند “آزادی اندیشه ، آزادی بیان ، آزادی دین و حاکمیت قانون” را نابود کنند. این انتخابات در واقع “رویارویی کلیسا، کار، و مدارس با شورش، غارت، و تخریب” است. این دونالد ترامپ است که در مقابل “شیاطین کمونیسم و تروریسم اسلام تندرو” ایستاده است. شب گشایش این همایش نشان دهنده تمامی سازوکارهایی بود که جمهوریخواهان در صورت وارد شدن به رقابت با برنی سندرز، سوسیالیست واقعی، آماده کرده بودند. در عوض، آنان خود را در مقابله با بایدن یافتند و بنا بر این دشنامهای ضد کمونیستیشان از هر زمان دیگری نابجاتر بهنظر آمد.
حال، آنان باید بهاین بسنده کنند که بایدن و هریس عروسکهای دستآموز “چپ رادیکال”اند، لقبی که بهزبان جمهوریخواهان معمولاً به زنان رنگینپوست طبقهٔ کارگر همچون الکساندرا اکازیو کورتز، ایلهان عُمر، راشده تلیب، آینه پرسلی، و اکنون کوری بوش، داده میشود.
بهنظرعجیب میآید که طراحان مبارزات انتخاباتی و مدیران رسانهای حزب جمهوریخواه در واقع بر این تصور باشند که برنامههای تلویزیونیشان که به زنده کردن جنگ سرد بهشیوهای تخیلی میماند بتوانند بسیاری از مردم را متقاعد سازند که خطر قریبالوقوع برای آمریکا سلطه یافتن کمونیسم بهوسیلهٔ یک متخصص مارکسیسم یعنی جو بایدن، در پیشِ رو است.
آیا آنان واقعاً انتظار دارند که مردم این مهملات را باور کنند؟ خیر، آنان این انتظار را ندارند. سیاست ترامپ در مقابله با ویروس کرونا کاملاً شکست خورده است. بیکفایتی او باعث شده است که رکود اقتصادی ناشی از این بیماری احتمالاً بدترین بحران اقتصادی در تاریخ کشور ما را پدید آورد. در زمانی که خشم عادلانه بر ضد نژادپرستی نهادینه شده موجب بهخیابان ریختن تقریباً یکدهم مردم ایالات متحده شده است، وفاداری ترامپ به ایدئولوژی برتریطلبانه سفیدپوستان راستگرا، برای بسیاری از آمریکاییها تنفرآور است. اینها مواردیاند که بیشتر رأی دهندگان را نگران کرده است و نه آخرزمان سوسیالیستی.
روایتی که در همایش ملی جمهوریخواهان پخش میشود بهقدری تنگنظرانه، متمرکز، و افراطی است که میتوان نتیجه گرفت نخوت و تهدیدهای ضد سوسیالیستی حزب جمهوریخواه جز نشانهٔ ضعف سیاسی آن چیزی دیگر نیست. این نمایشی جعلی از قدرت خویش است. جمهوریخواهان میدانند ایجاد نفرت نژادپرستانه و تخریب چپگراها تاکتیکهایی است که تنها بر تعدادی اندک از رأی دهندگان نافذ خواهد بود و دقیقاً همین بخش کوچک است که در جریان این همایش موردنظر و مخاطب جمهوریخواهان است.
میانگین نظرسنجیهای فعلی نشان میدهد که ترامپ ۴۲ درصد و بایدن ۵۱ درصد آرا را بهخود جلب کردهاند. اختلاف بین این دو، جز در چند مورد ناچیز، در ماههای اخیر تغییر چندانی نکرده است. این امر برای ترامپ در انتخابات ۱۳ آبانماه ۹۹/۳ نوامبر ۲۰۲۰ دردسرساز خواهد شد. بیشتر تحلیلگران پیشاپیش نتیجه گرفتهاند که کسب آرای مردمی برای ترامپ کاملاً دور از دسترس است. لازم بهیادآوری است که ترامپ در انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۱۶ نیز اکثریت آرا را کسب نکرد. با درنظر گرفتن اینکه چندین ایالت بینابینی به بایدن متمایل باشند، پیروزی از طریق مجمع گزینندگان یا کالج الکترال (Electoral College) نیز برای ترامپ مشکل خواهد بود.
بنابراین، انتخاب مجدد ترامپ بر عهده فعالیت تک تک طرفداران سرسخت پایگاه او است. مزیت رئیسجمهور شامل حال اوست، هر چند، این حمایت از او در میان آن دارودسته سخت و تعصبآمیز است. برنامهریزی همایش بهنحوی تنظیم شده است که آنان را بههیجان آورد و حتی یک فرد وفادار به کارزار انتخاباتی ترامپ در روز انتخابات در خانه نماند.
در واقع هیچ قصدی برای گسترش دامنه جمعیت رأی دهنده به ترامپ وجود ندارد. برای این امر خیلی دیر شده است. اگر قرار دادن چند جمهوریخواه سیاهپوست روی صحنه باعث شود تا برخی از میانهروهای سفیدپوست احساس کنند که ترامپ آن اندازه هم نژادپرست نیست و می توانند به او رأی دهند، چه بهتر از این. اگر برخی از زنان سفیدپوست حومهنشین را که در حمایت از رئیسجمهور متزلزلاند بتوان نگران امنیت خانوادهشان ساخت نیز یک امتیاز است. اگر یک مبارز پیر ضد کاسترو بتواند نظر برخی از رأی دهندگان به بایدن در میامی را متزلزل کند، این هم فایدهبخش است.
اما مخاطبان واقعی همایش جمهوریخواهان دقیقاً همان کسانیاند که از ابتدا همراه ترامپ بودهاند. برای بسیج آنان، حزب جمهوریخواه دقیقاً همان کاری را انجام میدهد که حکومتها در طول تاریخ اخیر آمریکا در مقابل اتحاد مردم مدافع کارگران و مخالف نژادپرستی انجام دادهاند. ترامپ و طرفدارانش اتهامهای مرتبط با گرایش بایدن به کمونیسم را بهمنظور انحراف اذهان عمومی از فسادها، دزدیها، و ناکامیهای خودشان عنوان میکنند.
هر آنچه کمونیستهای واقعی پیشنهاد میدهند- مانند مراقبتهای بهداشتی برای همه، کار برای همه، صلح، کنترل دموکراتیک اقتصاد، و پایان دادن به نژادپرستی در دستورکار بحثهای یک حزب محافظهکار جایی ندارند. نه بایدن، نه هریس، و نه افراد دیگر موردنظر ترامپ هرگز اجازه ورود و گفتگو درباره آرمانهای انساندوستانه و دموکراتیک مارکسیستهای واقعی و گفتگو درباره آنها را ندارند.
هنگامی که ۱۸۰ هزار نفر از ویروس کرونا میمیرند و بیش از ۵۰ میلیون شغل نابود میشوند، حزب حاکم دیگر برنامهای برای ادامه کار ندارد. هیچ موضعگیری سیاسی هم باقی نمیماند. هیچ طرح سیاسی وجود نخواهد داشت. چیزی دیگر هم بهجز ستایش پرستشگونه از رهبر و تقبیح وحشتآفرین هر آنچه و هر آنکه هست در زیر نام کمونیسم باقی نخواهد ماند.
چنین گفته شده است که سنگر ضد کمونیسم، آخرین پناهگاه خلافکاران است. در دورانی که بیش از نیمی از آمریکاییان زیر ۳۰ سال نسبت به سوسیالیسم دیدگاههایی مثبت دارند، مخاطبان افراد خبیثی مانند ترامپ و هممسلکانش رو به کاهش دارند. کارزار وحشتزده و دستپاچه ضد کمونیسم در همایش ملی جمهوریخواهان در این هفته نشان داد که زمان این استراتژی مضحک رو بهپایان است. ضد کمونیسم دیگر مانند گذشته مؤثر نخواهد بود و ترامپیسم هم راه مککارتیسم را طی خواهد کرد. ولی برای پایان دادن به آن، هنوز به مبارزه نیاز است.
نوشتهٔ سی. جی. اتکینز – ۴ شهریورماه ۱۳۹۹ /۲۵ اوت ۲۰۲۰
نامهٔ مردم