کودتای ۲۸ مرداد یکی از رخدادهای مهم تاریخ معاصر ایران است، رویدادی که امپریالیسم جهانی با سازماندهی و اجرای آن در تعامل نزدیک با نیروهای مرتجع داخلی، امکان رشد و تحول دموکراتیک جامعه ما را برای دههها مسدود کرد.
کودتای ۲۸ مرداد، با تحمیل حکومت دیکتاتوری شاه و ساواک بر ایران، ترور و سرکوب را بر فضای اجتماعی و سیاسی کشور مسلط کرد و بهگونهای ماهوی بر تمامی روندهای سیاسی و اقتصادی- اجتماعی آتی میهن ما تأثیری مخرب برجای گذاشت.
سرکوب خشن و خونین نیروهای ملی و مترقی از سوی رژیم دیکتاتوری شاه در خلال بیستوپنج سال حکومت منفورش خلئی را باعث گردید که در آن، نیروهای ارتجاعی ضد کمونیست و طرفداران اسلام سیاسی همچون گروه “فدائیان اسلام”، “مؤتلفه”، “حُجتیه”، توانستند پایگاههای اجتماعی و تشکیلاتیشان را تحکیم کنند، چندان که در اوضاعواحوال سرکوب خشن نیروهای روشنفکر، چپ و مترقی از سوی رژیم در آستانۀ تحولهای سرنوشتساز انقلابی زمام رهبری انقلاب را بهدست گرفتند و خیلی زود این انقلاب مردمی را از مسیر ترقیخواهانهاش به سمت استقرار حکومت اسلامیای مبتنی بر اصل ضد مردمیِ ولایت فقیه منحرف کردند.
کتاب “کودتا” (۲۸ مرداد، سازمان سیا و ریشههای روابط ایران و آمریکا در عصر مدرن)، نوشتۀ یرواند آبراهامیان، کتابی که در سال ۲۰۱۳ میلادی (۱۳۹۲ خورشیدی) بهزبان انگلیسی منتشر شد، و به همت دکتر ناصر زرافشان به فارسی ترجمه شده است، ازجمله کارهای پژوهشیای جالب و معتبر است که از روی بسیاری از تحریفهای تاریخی و غرضورزیهای کورکورانه برخی نیروهای سیاسی پرده برمیدارد.
آبراهامیان بهطور دقیق و مستند نشان میدهد که مسئلهٔ کلیدی برای انگلیس- و همینطور برای آمریکا نیز که سرانجام آنها را به اجرای کودتای ۲۸ مردادماه زیر نام رمز “آژاکس” مصمم کرد- به منافع حیاتی اقتصادی شرکتهای انحصاری نفتی مربوط میشد. بهعبارتدیگر، درصورت واگذاری حق کنترل بر استخراج و تعیین قیمت فروش نفت به ایران از سوی شرکت (شرکت نفت انگلیس و ایران)، پیامدهای اقتصادی این واگذاری و دادخواهی و درپیش گرفتن روش ایران از سوی دیگر کشورهای نفتخیز جهان برای آمریکا و انگلیس و کمپانیهای نفتیشان خط قرمز بود. کتاب “کودتا” نشان میدهد که تیم مذاکرهکنندهٔ ایران بهرهبری دکتر مصدق نیز از ابتدا تا انتهای مذاکرات بر این اِعمال حق حاکمیت ملی ایران پای فشرد و آن را غیرقابلچشمپوشی اعلام کرد.
کتاب “کودتا”، بر اساس سندهایی انکارناپذیر، نشان میدهد که “اسلام سیاسی” در آن زمان نقش و عملکردی محافظهکارانه و ارتجاعی داشته است. بخش عمدهٔ روحانیت بهرهبری آیتالله کاشانی، در زمینهٔ حمایت از خواستهای سیاسی- اقتصادی مردم با موضعگیریهای ارتجاعیاش از هرنوع تغییر سیاسی و اجتماعی بنیادین و خصوصاً نفوذ اندیشههای چپ در جامعه سخت هراسان بودند، و ازاینروی، به سوی رابطههایی پنهانی (سیاسی و مالی) با انگلیس و آمریکا سوق داده میشدند. آنان، از طریق انواع کانالها، ازجمله از کانال برادران رشیدیان و بقایی گرفته تا شبکهٔ زورخانههای متعلق به چاقوکشانی مانند شعبان بیمخ و طیب، در جهت تغذیهٔ مالی بخشهایی از مقامهای روحانی- بهطور مستقل از یکدیگر و همزمان با هم- از سوی انگلیس و آمریکا مورداستفاده قرار میگرفتند.
کتاب “کودتا”، بهوضوح نشان میدهد که برخلاف تبلیغات و موضعگیریهای رسمی رژیم ولایت فقیه، بخش عمدهای از روحانیت، یا دقیقتر گفته باشیم، “اسلام سیاسی”، فعالانه و همراه با حمایت نیروهای خارجی برای بهنتیجه رساندن کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تلاش کرد. آبراهامیان بهدرستی گوشزد میکند که یکی از بازدههای مهم کودتای ۲۸ مرداد، ضربه بسیار شدید و منهدمکننده به نیروهای سکولار، و درنتیجهٔ آن، بهوجود آمدن فضای مناسب برای رشد “اسلام سیاسی” بود که توانست در برههٔ انقلاب ۱۳۵۷ در مقام نیرویی مسلط وارد صحنهٔ تحولهای سرنوشتساز کشور شود. در ارتباط با نقش “اسلام سیاسی” در مقطع زمانی کودتای ۱۳۳۲ و هماهنگی منافع آن با سیاستهای امپریالیسم، سندهایی برگرفته از گزارشهای وزارت خارجه آمریکا نشاندهندهٔ رابطهٔ “فدائیان اسلام” با دولت انگلیس است. دراینباره، گزارش سفارت آمریکا به نقش “فدائیان اسلام” در سوءقصد به جان دکتر فاطمی (وزیر خارجه دولت مصدق) اشارهٔ مستقیم میکند.
جلوگیری از دخالت خارجی در ایران و تکرار فاجعهٔ کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و همچنین مانع شدن از جایگزینی حکومتی استبدادی و ضدمردمی با نوعی دیگر از حکومت استبدادی وابسته به سیاستهای دولت ترامپ، بن سلمان و نتانیاهو، تنها با بهوجود آوردن یک آلترناتیو سیاسی- مردمیِ منسجم که بتواند در عرصه سیاست جهانی نیز نقشآفرین باشد، امکانپذیر است.