در آستانهٔ سالگرد جنبش زن زندگی آزادی بیانیههایی مهم از سوی نیروهای مختلف ازجمله دانشجویان، “کانون نویسندگان” و نیز بخش بزرگی از فعالان سیاسی و زندانیان سیاسی در زندان منتشر شد که نکتههایی بسیار مهم در آنها مطرح شده است، نکتههایی که نشاندهندهٔ عزم جدی برای گذار از رژیم ولایت فقیه و ادامهٔ مبارزه تا رسیدن به هدفهای این جنبش مردمی است.
در بخشی از بیانیهٔ دانشجویان دانشگاه “علم و صنعت” آمده است: “پاسخ دانشجو به تمام نیروهای تمامیتخواه ٬نه!٬ است. نه به ولایت فقیه، نه به سپاه و نهادهای شبهنظامی، نه به روحانیت و نهادهای استصوابی، نه به سلطنت، نه به مجاهدین خلق، نه به مرکزگرایی، نه به اعدام. نه به هر آنچه که آزادی را نقض کند، چه مستبد باشد و چه تمامیتخواه. ما جمهوری اسلامی را نمیخواهیم، ما زندگی بهتری را برای خود متصوریم و تا زمانی که دشمن را به زبالهدان تاریخ نفرستیم، مبارزه پا برجاست!”
در بیانیهٔ دانشجویان دانشگاه “خواجه نصیر” میخوانیم: “مبارزهٔ امروز، برگرفته از اهدافیست برای زندگی، برای محیط زیست؛ برای مبارزه با تبعیض جنسیتی، فقر، فساد، گرانی، اقتصاد خراب و البته برای برابری؛ این جنبش،٬قدرتِ بیقدرتان٬ است برای زندگی، و بههدف آزادی.”
در بیانیهٔ دانشجویان دانشگاه “بهشتی” آمده است: “بار دیگر ٬نه٬ میگوییم. تا پایان شکاف قومیتی، ستم طبقاتی و استبداد دینی، تا رسیدن به دموکراسی، عدالت و برابری. ما ادامه داریم. مبارزه، زندگی ماست.”
در بیانیهٔ “کانون نویسندگان” به بر حق بودن مردم در مبارزه برای آزادیهای دمکراتیک تأکید شده است: “مردم آزادیخواه نشان دادهاند که دیگر روزهای سیاه و خفقانآور گذشته را برنمیتابند و از هر فرصتی برای درهم شکستن استبداد بهره میبرند.”
در بیانیهٔ ۴۴۴ نفر از فعالان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بر اهمیت تغییر ساختار رژیم ولایت فقیه تأکید شده است. فارغ از اینکه در نحوهٔ تغییر سیستم ممکن است بیانیه بدون در نظر گرفتن واقعیت عینی، توهم اجرای رفراندم تعیین حاکمیت برخاسته از رأی ملی را توسط رژیم جنایتکار ولایت فقیه ممکن بداند، اهمیت این بیانیه در آن است که تغییر سیستم ولایت فقیه را اجتنابپذیر دانسته است. در بیانیهٔ ۴۴۴ نفر آمده است: “باز هم مکرراً یادآور میشویم که ساختار استبداد دینی، هم بنیانهای ملّی ما را لرزان میکند و هم مسیر تحوّلات آینده را از خیزش و جنبش بهسوی شورش سوق خواهد داد، ازین رو تغییر ساختار و همهپرسی برای تحقق حاکمیتِ برخاسته از رأی و ارادهی ملّت، حقّی است که همچنان بر آن پایمیفشاریم تا مباد بیش از این به ایران آسیب رسد.” ”
در نامهٔ مشترک “مصطفی تاجزاده”، “حسین رزاق”، “سعید مدنی”، “مهدی محمودیان”، و “محمد نجفی” از زندان اوین بهدرستی تأکید شده است: “خیزش ٬مهسا٬ در تداوم دیگر اعتراضات، جنبشها و دیگر خیزشها بار دیگر ابعاد بحرانهای فراگیر ساختاری و سیاستهای ایرانسوز حاکمیت را پیش روی همگان به نمایش گذاشت و نشان داد که جوانان و نوجوانان ایران با وجود همهٔ شدائد و سختیها، عزم خود را برای ساختن ایرانی آزاد و برابر و توسعهیافته جزم کردهاند؛ و با احیای حق تعیین سرنوشت آیندهای درخشان را برای همهٔ ما رقم خواهند زد. بیتردید این تلاشها در ادامهٔ راهی که بیش از یکصد سال پیش با انقلاب مشروطه آغاز شد، اکنون در کمال بلوغ و رشد، فردایی دیگر را نوید میدهد.”
در نامهٔ زندانیان سیاسی زن در زندان اوین نیز بهدرستی بر ادامهٔ مبارزه تا رسیدن به خواستهای برحق مردم زحمتکش میهنمان تأکید شده است. در این نامه ازجمله میخوانیم: “ما زنان زندانی سیاسی اوین در کنار همهٔ آزادیخواهان و برابریطلبان جهان، در حمایت از مردم ایران و اعتراض به سیاستهای خشونتآمیز، سرکوبگرانه و بیرحمانهٔ حکومت دینی استبدادی از روز ۲۴ شهریور در حیاط بند زنان اوین تحصن خواهیم کرد و با مردم ایران همصدا خواهیم بود.”
اعتراضهای تقریباً هرروزهٔ زحمتکشان بازنشسته و همراهی کارگران و تشکلهای آنان در طرح خواستههای اقتصادی و خاتمه دادن به اوضاع فلاکتبار اقتصادیای که از ادامه سیاستهای نولیبرالی رژیم ولایت فقیه ناشی است نیز سنگر مهم دیگری است از مبارزه با استبداد سرمایهداری بزرگ تجاری رانتخوار که بهوسیلهٔ روبنای رژیم ولایت فقیه اعمال میگردد.تمام این شواهد میتواند نشان بهوجود آمدن نطفههای اتحاد نیروهای ملی و دمکراتیک برای گذار از رژیم باشد. در این روند بر اهمیت عدالت اجتماعی به همراه آزادی و حاکمیت ملی بهمنظور ایجاد اتحاد وسیع گروهها و طبقات اجتماعی میباید تأکید کرد و آن را به گفتمان اصلی جنبش تبدیل کرد. همانگونه که این خواسته در شعار دقیق و درست زن زندگی آزادی نهفته است.
تضاد آشتیناپذیر رژیم ولایت فقیه و مردم
همانطور که پیشبینی میشد، رژیم با بهکارگیری حداکثر توان خود برای مقابله با خیزش مردم در سالگرد جنبش زن زندگی آزادی وارد عمل شد بهاین امید که هیچگونه حرکت اعتراضیای در سطح شهرها و میدانها که نشان دهندهٔ زنده بودن جنبش و ادامه آن است شاهد نباشد. رژیم در این راه حتی از گسیل تانک و زرهپوش به خیابانها ابائی نداشت. حضور رسمی نیروهای نظامی ارتش و سپاه با ادوات نظامی در خیابانها فاز جدید رویارویی رژیم با مردم را نشان میدهد. مردم با اعتصاب عمومی خود در شهرهای استانهای کردستان و کرمانشاه و ایلام و نیز تظاهراتشان در شهرهای مختلف بهرغم وجود گزمگان رژیم در تمامی میدانهای شهرهای بزرگ و کوچک بهمنظور تاختوتاز و با دانستن این نکته که برای ادامهٔ مبارزه هزینهای در حد باختن جان خواهند داد نشان دادند که برای ادامهٔ مبارزه تا پیروزی نهایی از هیچ تلاشی فروگذار نخواهند کرد. در خلال تظاهرات صدها نفر دستگیر شدهاند که از وضعیت آنان تا زمان نگارش این مطلب اطلاعی در دست نیست. آزادی زندانیان سیاسی را در مقطع فعلی به خواستهای ملی باید تبدیل کرد.
سایت حزب توده ایران