مردم نیجر تنها مرجع تعیین کنندهٔ روند تحولهای آینده در کشورشان هستند!
حزب تودهٔ ایران با در نظر گرفتن تهدید فزایندهٔ مداخله نظامی “جامعهٔ اقتصادی کشورهای غرب آفریقا” (ECOWAS) ”اکواس“ در کشور”نیجر” که در معرض دگرگونیها و تحولهای سریع است و همچنین با توجه به خطر شعلهور شدن آتش جنگ در بخشی بزرگ از آفریقا، همراه با نیروهای ترقیخواه و صلحدوست جهان مخالفت قاطع خود را با هرگونه تلاش از جانب کشورهای امپریالیستی بهمنظور ظاهراً حل بحران در این کشور از طریق مداخلهٔ نظامی اعلام میکند!
علاوه بر این، نیروهای مترقی در جهان و ازجمله در آفریقا بر مخالفت قاطعشان اساساً با هرگونه مداخلهٔ خارجی در امور داخلی نیجر، یک کشور مستقل، تأکید میورزند و از سازمان ملل متحد میخواهند رهبری و مدیریت میانجیگریای در این وضعیت بحرانی در آفریقا و نظارت بر راهحل سیاسیای صلح آمیز که نهتنها این کشور را بلکه منطقهای وسیعتر را نیز بتواند شامل گردد بیدرنگ بر عهده گیرد.
ما موضعگیریهای نواستعماری برخی کشورها را، هم در اروپا و آمریکای شمالی و هم در غرب آفریقا و منطقه ساحل صحرا، در واکنش به آنچه که اساساً اختلافهای داخلی یک کشور مستقل است بهصراحت مردود میدانیم.
حزب تودهٔ ایران معتقد است کشورهای استعمارگر پیشین یا کشورهایی با سابقهٔ سوءِشان در نقض آشکار اصول دموکراسی و حقوق بشر اینکه این روزها در مورد تحولهای نیجر اعلام خطر و ابراز نگرانی میکنند امری تناقضآمیز و دستکم غیرصادقانه است. بااینهمه همین مدعیان از پذیرفتن دلیلهایی که نگرانیهای کاملاً مشروع در ارتباط با وضعیت وخیم انسانی و ناامنی بیشتر در نیجر تا زمان کودتای ۴ مردادماه ۱۴۰۲ را موجب شد خودداری میکنند.
بر اساس آخرین گزارش بانک جهانی، نیجر اقتصادی ضعیف دارد که کشاورزی سنتی و غیرمدرن آن ۴۰ درصد از تولید ناخالص داخلیاش را تشکیل میدهد. بیش از ۱۰ میلیون نفر (۴۱٫۸ درصد از جمعیت) در سال ۲۰۲۱/ ۱۴۰۰ در فقر شدید زندگی میکردند. نیجر یکی از فقیرترین کشورهای جهان است که سالانه نزدیک به ۲ میلیارد دلار کمک رسمی برای توسعه دریافت میکند.
این منطق نادرست را که معتقد است نیجر باید در کنف حمایت ارباب استعماری سابقش فرانسه و اخیراً ایالات متحده حفاظت شود و به هر قیمتی در وضعیتی اینچنین بهسر برد نمیپذیریم. نیروهای مترقی جهان از پیشرفت نکردن آشکار مذاکرات مربوط به هیئت جامعه اقتصادی کشورهای غرب آفریقا (اِکُواس) در نیامی، پایتخت نیجر، همراه با اتخاذ تدابیر یکجانبهای خشن از سوی کشورهای همسایه که بهوضوح بهمنظور فلج کردن زیرساختها و ظرفیت نیجر و مرعوب کردن کشوری مستقل طراحی شدهاند ولی در نهایت بیشترین ضربه را به جمعیت عادی غیرنظامی که مدتها رنج کشیدهاند وارد میکند ابراز تأسف کردهاند.
نشانههایی روشن از تشویق کشورهای عضو “اِکُواس” از سوی فرانسه، استعمارگر سابق کشورهای آفریقا، به حمله نظامی به نیجر و ساقط کردن دولت نظامی جدید در این کشور در دست است. نیجر منابعی غنی از طلا و اورانیوم دارد. ۳۵ درصد اورانیوم موردنیاز برای ادامه کار نیروگاههای اتمی فرانسه از منابع اورانیوم نیجر تأمین میشود. کشورهای اتحادیه اروپا نیز ۲۵ درصد اورانیوم موردنیازشان را از منابع نیجر تأمین میکنند.
در هفته های قبل نمایشی طنزآمیز با بازی هیئتی بهرهبری عبدالسلامی ابوبکر، رئیس سابق ارتش کشور همسایه نیجریه،کشوری با سوابق اسفناک در کودتاها و نقض حقوق بشر را شاهد بودیم که سعی داشت شرطهایی را به حاکمیت جدید در نیجر تحمیل کند تا این کشور از تهاجم نظامی اِکُواس در امان بماند. در این هیئت همچنین محمدو ابوبکر، سلطان سوکوتو، حضور داشت که بهنظر میرسد حضور او در این هیئت تصمیمی عجولانه و تأملبرانگیز بود که یادآور دوران پیش از استعمار، زمانی که قلمرو سلطاننشین سوکوتو بزرگترین امپراتوری آفریقا در طول قرن نوزدهم بود و کشور نیجر کنونی نیز جزو آن بود.
این گفتگوها در پی نشست فوقالعادهٔ سران اِکُواس در ابوجا، پایتخت نیجریه، در ۸ مردادماه سال جاری صورت گرفت که به تهدید صریح حاکمیت کنونی نیجر منجر شد بر این اساس که اگر محمد بازوم، رئیسجمهور معزول و دولتش به حکومت بازگردانده نشوند، ائتلاف اِکُواس از زور استفاده خواهد کرد. این تهدید با تحسین آشکار آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه ایالات متحده، روبرو شد. بلینکن رهبران اِکُواس را بهدلیل اقدامهای “جسورانه و قاطع”شان در رویارویی با این بحران تحسین کرد.
در پی این تهدید، نشست فرعی سران دفاع منطقهای در ابوجا پایتخت نیجریه برگزار شد. درعینحال، حضور نداشتن نمایندگان مالی، بورکینافاسو، گینه، و گینه بیسائو در این نشست چشمگیر بود. سه نمایندهٔ مالی، بورکینافاسو، گینه، حمایتشان را از دولت جدید نظامی در نیامی و مخالفت صریحشان با هرگونه مداخله نظامی در نیجر را اعلام کردهاند. دولتهای بورکینافاسو و مالی در بیانیهای مشترک در دوشنبه ۹ مردادماه ۱۴۰۲ (۳۱ ژوئیه ۲۰۲۳) هشدار دادند “هرگونه مداخله نظامی علیه نیجر بهمنزلهٔ اعلام جنگ علیه بورکینافاسو و مالی خواهد بود.” بنابراین، خطر فاجعهای گسترده تر در منطقه ساحل صحرا که در حال حاضر فقیرترین و ناامن ترین منطقه آفریقا است، کاملاً محسوس است و گزافهگویی نیست. در ۱۹ مردادماه گزارش هایی در مورد ایجاد یک ارتش از واحدهای کشورهای ”اوکواس“ برای مداخله در نیجر منتشر شد. در روز یکشنبه ۱۳ اوت هزاران نفر از مردم نیجر در مخالفت با هرگونه اقدام نظامی تظاهرات کردند.
مسئلهٔ دیگر، تهدید جدی و ادامهدار علیه امنیت و ثبات در نیجر و منطقه وسیعتر ساحل صحرا از سوی شورشهای خشونتآمیز گروههای اسلامگرا است. بسیاری از مردم و همچنین ناظران مسائل منطقه بهطور فزاینده بر این باورند که نیروهای نظامی ایالات متحده و فرانسه که در آنجا همچون بخشی از یک برنامه دسیسهآمیز برای ادامه حضورشان در منطقه مستقر هستند، بهطورجامع و قاطع با این شورشهای خشونتآمیز گروههای اسلامگرا برخورد نمیکنند. در سال های اخیر کشورهای امپریالیستی سعی داشتهاند کنترلشان را بر آفریقا را عمیقتر کنند. حزب کمونیست فرانسه در بیانیه خود در روز ۵ اوت/ ۱۴ مرداد کودتا در نیجر را محکوم کرد و خواهان آزادی بی قید و شرط رئیس جمهور محمد بازوم شد و حل سریع بحران از طریق راه حل های مبتنی بر مذاکره سیاسی شد. حزب کمونیست فرانسه خواهان برطرف کردن فوری تحریم های مختلف شد که … فقط مردم نیجر را مجازات می کند. این حزب پروژه های مداخله نظامی کشورهای عضو ”اِکُواس“ که عواقب فاجعه بار برای نیجر و کل منطقه خواهد داشت را محکوم کرد. در همین حال، دولت نیجریه در روز چهارشنبه ۱۱ مردادماه ۱۴۰۲ (۲ اوت ۲۰۲۳)، با قطع ارسال نیروی برق به نیجر موجب قطع برق در کشوری شد که ۷۰ درصد از نیروی برق خود را از همسایه جنوبی بسیار ثروتمندتر خود تأمین میکند و کشوری است که بر اساس برآوردهای کنونی، تنها یک هفتم جمعیت آن و ۴ درصد ساکنان مناطق روستایی به خدمات برق مدرن و قابل اعتماد دسترسی دارند. چنین اقدامهایی بنبست سیاسی کنونی در این کشور را کاهش نخواهند داد و تنها تلاشی آشکار است برای مجازات مردم غیرنظامی بیگناه و تحت محاصره و رنجدیده نیجر.
سازمان ملل با میانجیگری و یافتن راهحلی سیاسی برای این بحران باید صریح و فوری وارد عمل شود. این راهحل نهفقط به ریشههای بروز این بحران بلکه به دو بلای کنونی یعنی وضعیت اضطراری و ناامنی ریشهدار در نیجر که یکی از فقیرترین کشورهای جهان است باید بپردازد. سازمان ملل همچنین با هرگونه مداخلهٔ نظامی در نیجر، صرفنظر از حمایت هر کشور ذینفع از چنین مداخلهای، باید قاطعانه مخالفت کرده و از تمامیت ارضی نیجر در مقام کشوری مستقل و عضو سازمان ملل حمایت کند. … تنها گزینه دیگر، احتمالاً میتواند بهمعنای جنگی باشد که نوار سراسریای در قاره آفریقا را دربر میگیرد و پیامدهایی فاجعهبار بههمراه خواهد داشت.
هیچ نیرویی اعم از فرانسه، اتحادیه اروپا، ایالات متحده یا هر قدرت منطقهای که بهدستور اینها عمل کند، حق ندارد با استفاده از برتری خود به انجام عملی یکجانبه در نیجر دست بزند. دوران چنین عملیاتی مدتهاست که کاملاً سپری شده است. درعینحال که افکار عمومی در جهان بر مخالفت اصولی و دیرینه خود با کودتا و زیر پا گذاشتن قانون اساسی در هر کشوری پافشاری میکند، ولی بر این باور است که مرجع نهایی قضاوت در مورد حکومت کنونی و روند تحولهای جاری در نیجر، یا درواقع هر کشور دیگر، خود مردم آن کشور باید باشند.
به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۱۸۸، ۲۳ مرداد ۱۴۰۲