بهرهکشی وحشیانۀ رژیم فاسد ولایی از کارگران و زحمتکشان در صنعت ملی نفت اعتصابها و اعتراضهایی گسترده در تابستانهای ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ را موجب گردید که در ادامه آنها در بهمنماه امسال بهاوج خود رسید.
بیش از ۶۵ درصد کارگران نفت را کارگران “ارکانثالث”، “حجمی”، “روزمزد” و جز اینها، تشکیل میدهند که در صنایع نفت، گاز، و پتروشیمی رفع تبعیض و برقراری امنیت شغلی، “مزد برابر در شرایط کار برابر”، امکانات و رفاهیات یکسان برای کار یکسان و بهخصوص اجرای طرح مترقی طبقهبندی مشاغل را خواهان هستند. بهعنوان نمونههایی از مبارزات این کارگران، کارگران “ارکانثالث” نفت روز ۱۷ بهمنماه با سفر به تهران تجمع اعتراضیای گسترده مقابل وزارت نفت برگزار کردند و حذف پیمانکاران تأمین نیروی انسانی، اجرای فاز دوم و اصلاحیه طرح طبقهبندی مشاغل با در نظر گرفتن عدالت در پرداخت بین همه کارکنان رسمی، ارکان ثالث و قراردادی، بهرهمندی از بن کارت و نفت کارت و استفاده از خدمات رفاهی و تسهیلات قرضالحسنه را خواهان شدند و گفتند: “نباید یک کارگر ارکان ثالث یکسوم یک نیروی رسمی حقوق بگیرد و امید به آینده هم نداشته باشد.” پیش از آن روز ۱۴ بهمنماه نیز کارگران پیمانکاری مجتمعهای پارس جنوبی برای پنجمینبار و بهروال هفتههای قبل از آن دست از کار کشیدند و مقابل پالایشگاههای مجتمع گردهماییای اعتراضی برگزار کرده و بازنگری در طرح طبقهبندی مشاغل، تغییر سیستم اقماری نیروهای اداری پشتیبانی به ۱۴ روز کار و ۱۴ روز استراحت و ساماندهی وضعیت رانندگان استیجاری را خواهان شدند. همچنین ۱۵ بهمنماه کارگران ارکان ثالث و پیمانکاری پالایشگاه پنجم، ششم، و هشتم مجتمع گاز پارس جنوبی در تجمعهای اعتراضیای گسترده رسیدگی فوری به مطالباتشان را خواهان شدند.
با سرمایهگذاریای هزار و ۲۰۰ میلیارد تومانی در سال ۹۹، پتروشیمی هگمتانه در استان همدان اولین و تنها پتروشیمی منطقه با توان تولید پلی وینیل کلراید (PVC) با گرید پزشکی و خوراکی آغاز بهکار کرد. ۲۰۰ کارگر این پتروشیمی در ادامه اعتصاب یکهفتهایشان در ۱۶ بهمنماه، واریز معوقات مزدیشان را خواستار شدند. بهعلاوه، کارگران پیمانکاری پتروشیمی چوار ایلام در ادامه اعتراضهای “چندین”سالهشان روز ۳۰ بهمنماه “افزایش عادلانه” دستمزدشان را خواستار شدند. روز ۲۶ بهمنماه یکی از ۱۵۳ کارگر “روزمزدی” پتروشیمی جم عسلویه با سابقه کاری “۴ تا ۹ سال” و حدود ۱۲ ساعت کار روزانه، با تأکید بر اینکه “کار ٬روزمزدی٬ و ٬حجمی٬ معنایی جز بیگاری ندارد”، به ایلنا گفت: “ما با شرح وظایف یکسان و سابقه کار مستمر بدلیل عدم تبدیل وضعیت، از امتیازات برابر با همکاران قراردادی و رسمی محرومیم و با وجود سالها خدمت در بخش خدمات شرکت، متاسفانه حق اضافهکاری و تعطیل کاری و پاداش بهرهوری، اجرای طرح طبقهبندی و حتی عیدی و سنوات پایان سال به ما تعلق نمیگیرد.” کارکنان رسمی وزارت نفت شاغل در شرکت بهرهبرداری نفت و گاز آغاجاری با تکرار تجمعهای اعتراضی هفتگیشان بار دیگر در ۱۶ بهمنماه این موارد را خواستار شدند: “حذف کامل سقف حقوق، حذف محدودیت حق سنوات بازنشستگی، عودت کسورات مازاد مالیات، اجرای کامل ماده ۱۰ و پرداخت بکپی و عدم دستدرازی به صندوق بازنشستگی کارکنان نفت”.
۲۷ بهمنماه و در دور جدید اعتصاب، کارگران گروه ملی صنعت فولاد اهواز- مانند مبارزات کارگران نفت، بهرغم تحمیل افزایش مزد و بازگشت به کار کارگران اخراجی به مدیریت، با اعتصاب و توقف تولید در تمام بخشها- پایبندی مدیریت به وعدۀ قبلیاش برای اجرای صحیح طرح طبقهبندی مشاغل را خواهان هستند. برای اولین بار شعار “عدالتی ندیدیم، ما دیگه رأی نمیدیم” را ۸ بهمنماه کارگران فولاد اهواز در خیابانهای اهواز سردادند. ۲۳ بهمنماه بازنشستگان مخابرات نیز در تجمعهای سراسریشان این شعار را تکرار کردند. ۲۹ بهمنماه بازنشستگان تأمین اجتماعی و کشوری در تجمع اعتراضی مشترکشان در کرمانشاه شعار: “بس که دروغ شنیدیم، ما دیگه رأی نمیدیم” را سردادند.
با اتحاد و مبارزهای مشترک میتوان این رژیم فاسد را به عقبنشینی واداشت و سپس درهم شکست.
به نقل از ضمیمۀ کارگری «نامۀ مردم»، شمارۀ ۸۲، ۷ اسفند ۱۴۰۲