در روزهای اخیر برخی از رسانههای غربی با نادیده گرفتن این واقعیت اساسی که چین هرگز اقدام به استقرار نیروی نظامی در قطب شمال نکرده، به سیاهنمایی در مورد تحقیقات علمی و فعالیتهای کشتیرانی چین در قطب شمال پرداختهاند و با متهم کردن این تحقیقات به انجام شدن در راستای “اهداف نظامی”، شروع به جوسازی در مورد به اصطلاح “پیشروی نظامی چین و روسیه در قطب شمال” کردهاند.
به گزارش CGTN : مشاجره آمریکا و اروپا بر سر گرینلند ادامه دارد، اغلب ادعاهایی مبنی بر اینکه ناتو باید با “تهدیدات روسیه و چین” در قطب شمال مقابله کند، قصد منحرف کردن صحبتها از موضوع اصلی را دارند.
در پاسخ باید گفت که: اول، چنین روایتها نادرست و کاملا دور از واقعیت هستند. در طول بیش از ۳۰ سال گذشته، دمای قطب شمال پیوسته افزایش یافته و یخهای این منطقه در طول تابستان همچنان در حال کوچک شدن هستند. حفاظت و مدیریت قطب شمال نه تنها یک موضوع فوری برای کشورهای نزدیک به قطب شمال است، بلکه منافع مشترک جامعه بینالمللی را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. تحقیقات علمی چین در قطب شمال مطابق با مقررات بینالمللی انجام شده و به طور فعال دادههای این تحقیقات و نتایج همکاریها به اطلاع عموم رسیده است. فعالیتهای تحقیقاتی چین کاملا مطابق با قوانین بینالمللی است و با تعمیق همکاریهای علمی، زیست محیطی و حفاظتی با کشورها و سازمانهای بینالمللی فعال در قطب شمال، از تحقیقات در این منطقه حمایت دادهای انجام داده و نتایج پژوهشهای خود را به صورت کالاهای عمومی به جهان ارائه داده است.
دوم، غرب بر پایه ذهنیت جنگ سرد و با مطرح کردن این اتهامات، موقعیت چین به عنوان حامی مدیریت چندجانبه امور در قطب شمال را نادیده گرفته است. علاوه بر سرزمینها و مناطق دریایی که به طور قانونی توسط هشت کشور قطب شمالی از جمله کانادا و دانمارک اداره می شوند، قطب شمال همچنین شامل دریاهای آزاد و منطقه بستر دریاهای بینالمللی است. به این ترتیب، کشورهایی که در قطب شمال از حق حاکمیت ارضی برخوردار نیستند، میتوانند به طور قانونی در دریاهای آزاد اقیانوس قطب شمال از حقوقی مانند انجام تحقیقات علمی، کشتیرانی، عبور و مرور هوایی، ماهیگیری و گذاشتن کابل و خطوط لوله زیردریایی و همچنین حقوق اکتشاف و بهره برداری از منابع در بستر دریاهای بینالمللی برخوردار باشند.
در دوران جنگ سرد، اقیانوس منجمد شمالی یک “جبهه استراتژیک” برای تقابل دو کشور بزرگ یعنی آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی بود. زیردریاییهای اتمی هر دو طرف در زیر کلاهک یخی قطب شمال پنهان شده بودند و این منطقه را به یکی از مهمترین عرصههای بازدارندگی هسته ای استراتژیک در دریا تبدیل کردند. از آغاز قرن بیست و یکم، قطب شمال بار دیگر به یک نقطه کانونی رقابتهای امنیتی ژئوپلیتیکی تبدیل شده است.
تبلیغات آمریکا در مورد “تهدید چین در قطب شمال” در اصل، تلاشی برای فریب افکار عمومی و پنهان کردن توسعه نظامی، بهره برداری یکجانبه از منابع و تلاش برای هژمونی در قطب شمال است. با بزرگنمایی روایت “تهدید چین”، آمریکا به دنبال ایجاد بهانه و تغییر توجه جهان از جاه طلبی خود درباره گرینلند است که هدف واقعی آن نیز تبدیل گرینلند به یک پایگاه راهبردی در مقابله با چین و روسیه و در خدمت منافع استراتژیک تفکر “اول آمریکا” است. هیچ مدرکی برای حمایت از ادعاهای آمریکا در مورد “غارت اقتصادی” یا “حضور نظامی” چین در قطب شمال وجود ندارد. در مقابل، سرمایه، فناوری، بازار، دانش و تجربه چین در سال های اخیر نقشی سازنده در توسعه قطب شمال ایفا کرده است.