روز سهشنبه ۱۰ اردیبهشت، بار دیگر خوآن گوآیدو، مُهرهٔ آمریکایی که چندی پیش خود را رئیسجمهور ونزوئلا خواند، دست به حرکت دیگری برای پیش بردن کودتایی مجدد و به دست گرفتن قدرت در این کشور آمریکا جنوبی زد. صبح زود روز سهشنبه ویدیویی از گوآیدو پخش شد که او را در کنار چند نفر مسلّح با لباس نظامی در حومهٔ یک پایگاه نیروی هوایی در شرق پایتخت کشور (کاراکاس) نشان میداد که ظاهراً برای تسخیر آن پایگاه به حرکت درآمدهاند.
در آن ویدیو، او حرکت تازهاش را “مرحلهٔ نهایی” براندازی و تغییر حکومت منتخب ونزوئلا اعلام کرد و گفت که “زمان عمل همین الآن است.” در همین ویدیو، لئوپولدو لوپز هم در کنار گوآیدو دیده میشود. لوپز همان شخصی است که در کودتای سال ۲۰۰۲/۱۳۸۱ علیه دولت هوگو چاوز نقش داشت و تا همان روز سهشنبه در حبس خانگی بود، ولی حالا به خیابان آمده بود و از رهبران کودتای نظامی شده بود. دونالد ترامپ و دستیارانش و نیز بولسونارو رئیسجمهور راستگرای افراطی برزیل هر دو از کودتای گوآیدو فوری حمایت کردند.
اقدام گوآیدو و دارودستهاش به کودتای نظامی علیه دولت نیکولاس مادورو بیتردید با حمایت مالی-تبلیغاتی-تشکیلاتی و حتّی تسلیحاتی آمریکا صورت گرفته است. شیوهٔ کار این کودتاگران یادآور کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت دکتر محمد مصدق است که به یاری چماقداران و بخشی از نیروهای نظامی و با هماهنگی و سازماندهی و بودجهٔ سازمانهای امنیتی آمریکا و بریتانیا، با بهانهٔ مبارزه با «چپ» و کمونیسم (یعنی حزب تودهٔ ایران) صورت گرفت و دولت ملّی منتخب مردم را با توسل به زور و سرکوب برانداخت. کودتاچیان محمدرضا پهلوی را که از کشور فرار کرده بود دوباره به ایران بازگرداندند. بیست و پنج سال حکومت استبدادی خشن و خونریز شاه پهلوی و سرکوب خشن نیروهای ترقیخواه، بهویژه حزب تودهٔ ایران و ملّیگرایان، و غارت منابع ملّی ایران توسط امپریالیستها و بیش و پیش از همه امپریالیسم آمریکا، حاصل همان کودتای ضدملّی بود. بیست سال بعد، شاهد کودتای نظامی مشابهی در شیلی بودیم که حکومت ملّی دکتر آلنده را با خونریزی و کشتار سرنگون کرد و حکومت خشن و سرکوبگر پینوشه را بر زندگی مردم شیلی تحمیل کرد. و در تاریخ جهان نمونههای مشابه دیگری نیز وجود دارد که در همهٔ آنها دست امپریالیستها و بهویژه آمریکا دیده میشود، و حاصل همهٔ آنها حکومتهای استبدادی و همدست امپریالیستها در غارت منابع ملّی کشورها بوده است.
امروز نیز دوباره شاهد اجرای سناریویی مشابه در ونزوئلا هستیم که هدفش نابود کردن انقلاب بولیواری است. بر اساس نوشتهٔ “گرانما” نشریهٔ رسمی حزب کمونیست کوبا، نقشهٔ در هم کوبیدن دولتهای چپگرا در سندی به تاریخ ۲۳ فوریه ۲۰۱۸ که امضای دریادار کورت والتر تید، فرماندهٔ کل نیروهای آمریکایی در جنوب پای آن است، تشریح شده است. این سند را فردی آرژانتینی به نام استلا کالونی افشا کرده است. مرحلهٔ اوّل آن نقشه، پیش از انتخابات سال گذشتهٔ ونزوئلا آغاز شد، که موفقیتآمیز نبود. به همین دلیل، نقشهٔ دوّم به اجرا گذشته شد که مطابق آن، و با استفاده از کارزاری رسانهیی، وضعیتی باید به وجود آید که چند کشور منطقه خواستار مداخلهٔ نظامی نیروهای چندجانبه برای “دفاع از دموکراسی” در ونزوئلا و سرنگون کردن “دیکتاتوری” در آن کشور بشوند. مشابه بسیاری از اقدامهای ذکر شده در این سند را میتوان در کودتاهای خزنده و نظامی در دیگر کشورهای جهان نیز دید:
¨ تشدید بیثباتی داخلی تا مرز بحران از راه خروج ارز و تخریب پایههای پولی
¨ تشدید تفرقه میان اعضای دولت تا مرز اغراق در میان تفاوتها
¨ تلاش برای مسدود کردن کامل واردات و بحرانی کردن هرچه بیشتر وضع برای مردم
¨ مدد گرفتن از متحدان داخلی و مهرههای نفوذی یا خریدهشده در داخل
¨ قربانیسازی و مسئول دانستن دولت ونزوئلا
¨ بیاعتبار کردن دولت مادورو با پیوند دادن آن به قاچاق مواد مخدّر
¨ ترغیب نارضایتیها از دولت مادورو
¨ بزرگنمایی عدم توانایی دولت در یافتن راهحل برای مشکلات مردم
¨ استفاده از افسران ارتش به مثابه گزینهای برای راهحل قطعی
¨ ایجاد تنش در مرزهای کلمبیا، ایجاد ترافیک در حملونقل نفت و کالاهای دیگر
¨ بهکارگیری نیروهای شبهنظامی در نواحی مرزی با کلمبیا
¨ تدارک دخالت نیروهای متحد در حمایت از افسران ارتش ونزوئلا، یا برای کنترل کردن بحران داخلی
¨ جلب حمایت کشورهای دوست (برزیل، آرژانتین، کلمبیا، پاناما، گویان)
¨ استفاده از علامتهای الکترونیکی تجسسی و اطلاعاتی، پهپادها
¨ تدارک عملیات نظامی زیر پرچم نیروهای بینالمللی و ترغیب مشارکت بینالمللی در این اقدام و در تلاش برای حفظ صلح پس از شکست دادن مادورو
¨ استفاده از رسانههای محلی و مجازی برای توجیه حمایت از دخالت خارجی برای سرنگون کردن مادورو
از زمان به قدرت رسیدن هوگو چاوز در ونزوئلا در سال ۱۹۹۸/۱۳۷۷ تلاش برای “تغییر رژیم” آغاز شد. خرابکاریهای اقتصادی و احتکار و فعالیتهای گستردهٔ تبلیغاتی رسانههای راستگرا بخشی از این تلاش بود. حتّی یک بار نیز با راه انداختن اعتصاب در صنایع نفت، به موفقیت نزدیک شدند و هوگو چاوز را از قدرت برکنار کردند. امّا به لطف حمایت مردمی از چاوز، به علّت تغییرهایی که دولت او به سود مردم و تهیدستان در کشور انجام داده بود، کودتا شکست خورد و چاوز به کشور بازگشت. امّا نقشههای خرابکارانهٔ مخالفان و راستگرایان و وابستگان به قدرتهای امپریالیستی و بهویژه آمریکا ادامه یافت. تحریمهای اقتصادی و نفتی شدیدتر شد، و حتّی اقدام به ترور مادورو کردند. عملیات کودتایی علیه دولت نیکولاس مادورو در چند ماه گذشته اوج گرفت. نخست، در ماه بهمن گذشته، خوآن گوآیدو که نمایندهٔ مجلس است، ناگهان مادورو را غیرقانونی و خودش را رئیسجمهور اعلام کرد. مقامهای دولتی آمریکایی و کانادایی و اروپایی و چندین کشور آمریکای لاتین نیز فوراً او را به رسمیت شناختند. بعد از مدّتی، به بهانهٔ تحویل دادن کمکهای انساندوستانهٔ آمریکا، آن هم در حالی که آمریکا تحریمهای اقتصادی کمرشکنی را علیه ونزوئلا به کار بسته است، تنش ایجاد کردند و گوآیدو تلاش کرد که نظامیان را به حمایت از خود بکشاند، که با ایستادن نظامیان در کنار دولت منتخب و قانونی مادورو، آن نقشه هم شکست خورد. تا اینکه روز سهشنبه ۱۰ اردیبهشت کودتا به قول گوآیدو وارد “مرحلهٔ نهایی” شد. مُهرههای وابسته به آمریکا این بار امیدوار بودند که کار را یکسره کنند و انقلاب بولیواری را خاموش کنند، که خوشبختانه موفق نشدند و نیروهای نظامی وفادار به دولت قانونی کشور، جلوی کودتاچیان را گرفتند. بهرغم دشواریهای عظیمی که برای زندگی مردم پیش آمده است، از گرانی و کمیابی برخی از کالاها گرفته (به علّت احتکار و خرابکاری اقتصادی از داخل، بهعلاوهٔ تحریم آمریکایی) تا کاهش شدید ارزش پول مّلی، مردم همچنان خواستار ادامهٔ کار دولت بولیواری هستند که تا کنون طرحهای زیادی را در زمینهٔ آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، اشتغال، خدمات اجتماعی، مسکن و آبرسانی، کاهش فقر و نابرابری، ملّی کردن صنایع نفت، و غیره به سود مردم عادی و تهیدستان کشور اجرا کرده است. از دید کودتاچیان و امپریالیسم آمریکا، گناه دولتهای چاوز و مادورو همین است که راه توسعه و رشد مستقل از آمریکا در پیش گرفته است و به سیاستهای اقتصادی نولیبرالی پشت کرده است. پس از چرخش به راست در اکوادور و برزیل و آرژانتین و کلمبیا، آمریکا اکنون منابع مالی و انسانی زیادی را در راه براندازی دولت ونزوئلا خرج میکند تا این بزرگترین سنگر باقیمانده از دولتهای متمایل به چپ در آمریکای لاتین را براندازد. گذشته از تلاشهای عمدی از داخل و خارج برای ایجاد بحران در کشور، به نظر میآید که سوءمدیریت و در برخی از موارد عدم قاطعیت دولت مادورد مزید بر علّت شده و زمینههایی را برای نارضایتی برحق مردم به وجود آورده است. با وجود این، اکثریت مردم ونزوئلا قاطعانه مخالف دخالت خارجیاند. اتکای بیش از حد دولت به درآمد نفتی و توجه ناکافی به توسعه و رشد تولید داخلی، یکی از نقطهضعفهای دولت بوده است. به همین دلیل، کاهش قیمت نفت ضربهٔ سنگینی به درآمدهای ملّی زده است و ادامهٔ برنامههای مردمی انقلاب بولیواری را با دشواریهایی جدّی روبرو کرده است. پاییز پارسال، کمونیستهای ونزوئلا در ملاقات با مادورو دربارهٔ کوتاهیهای دولت و کمبودهای موجود در زمینهٔ معیشت کارگران و دهقانان نظرشان را اعلام کردند و از عدم پاسخگویی بهموقع دولت به دشواریهای مردم و نابسامانیهای کشور بهشدّت انتقاد کردند. رفقای حزب کمونیست ونزوئلا خواستار اقدامهای قاطع دولت در کوتاه کردن دست ملّاکان زمین و چماقداران آنها، مقابله با فساد دولتی، ادامهٔ کار و افزایش کارایی سازوکارهای حمایت از تهیدستان، و افزایش تولید داخلی شدند.
ملّاکان و بورژوازی بزرگ ونزوئلا و دستاندرکاران سیاست خارجی آمریکا (امثال جان بولتون و مایک پومپئو) که دولت مادورو را در وضعیت اقتصادی و اجتماعی دشواری میبینند، موقعیت را برای تهاجمی تازه مناسب دیدند و مُهرهای را که برای هدایت این طرح انتخاب کردند، خوآن گوآیدو است تا دوبارهٔ سلطهٔ آمریکا و الیگارشی را بر ونزوئلا برقرار شود. حتّی سیاستمداران حزب دموکرات آمریکا مثل جو بایدن (معاون پرزیدنت اوباما) و نانسی پلوسی (سخنگوی مجلس نمایندگان آمریکا) نیز از مداخلهٔ آمریکا در امور داخلی ونزوئلا حمایت کردهاند و این حمایت محدود به حزب جمهوریخواه آمریکا نبوده است. سناتور راستگرای آمریکایی مارکو روبیو، پس از کودتای روز سهشنبه در توییتر پیام داد که “اجازه ندهید که این لحظه از دست برود. ممکن است چنین فرصتی دوباره دست ندهد.” بولتون نیز نوشت که “همهٔ گزینهها” همچنان روی میز است، که تهدیدی آشکار و جدّی برای حق حاکمیت و استقلال ونزوئلاست. مایک پومپئو، وزیر امور خارجی آمریکا، نیز در روز کودتا به نیکولاس مادورو پیشنهاد کرد که به کوبا فرار کند و ونزوئلا را به کسانی واگذار کند که آزادی و دموکراسی به کشور خواهند آورد! روز بعد (چهارشنبه) نیز پومپئو در گفتگویی تلویزیونی با شبکهٔ فاکس آمریکا بهصراحت گفت که دولت ترامپ آمادهٔ رفتن به جنگ در ونزوئلاست: “رئیسجمهور [ترامپ] کاملاً صریح بوده است… اقدام نظامی محتمل و ممکن است. اگر این کار لازم باشد، دولت آمریکا چنین خواهد کرد.”
یادآوری میشود که همهٔ این گفتهها کاملاً و بهصراحت ناقض منشور سازمان ملل متحد است که آمریکا خود از امضاکنندگان آن است. در بند چهارم از مادّهٔ دوّم فصل اوّل منشور سازمان ملل متحد آمده است: “کلیهٔ اعضا در روابط بینالمللی خود از تهدید به زور یا استفاده از آن علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشوی، از هر روش دیگری که با مقاصد ملل متحد مباینت داشته باشد، خودداری خواهند کرد.” از اینجا معلوم میشود که دولت کنونی آمریکا هیچ احترامی برای سازمان ملل متحد و قوانین و حقوق بینالمللی قائل نیست و نفع خود را مقدّم بر همهچیز میداند.
امّا کودتای اخیر در کمتر از یک روز شکست خورد. انبوهی از مردم به حمایت از دولت مادورو به خیابانها آمدند، ارتش در کنار دولت قانونی کشور ماند، و این بار هم خبری از حمایت گستردهٔ نظامیان و مردم از کودتاچیان نشد. روز پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت دادگاه کیفری کاراکاس دستور بازداشت لئوپولدو لوپز را داد که به سفارت اسپانیا پناه برده بود. او متهم به سرپیچی از حکم قبلی دادگاه مبنی بر ۱۲ سال حبس خانگی و شرکت در کودتای علیه دولت قانونی کشور است.
نیکولاس مادورو در مورد قصد و نیّت آمریکا در کودتای ناموفق اخیر گفت که در صورتی که درگیریهای گسترده میشد، فقط آمریکا از این خشونت سود میبرد. او افزود که هدف مخالفان این است که ونزوئلا را به جنگ داخلی بکشانند و آمریکا هم از این فرصت برای تجاوز نظامی استفاده کند. تلاش تازهٔ آمریکا و همدستانش در مداخلهٔ آشکار در امور ونزوئلا و براندازی دولت قانونی آن از راه کودتا، بار دیگر شکست خورد امّا به معنای این نیست که تهدید برای همیشه رفع شده باشد. باید با تمام توان این اقدامهای غیرانسانی و فاشیستمنشانه را افشا کرد و در مقابل آن ایستاد. البته حمایت مردم ونزوئلا از دولت کنونی هم نامحدود و بیقیدوشرط نیست. گامهای استوار و قاطع دولت در راه تأمین و تضمین حقوق بنیادی اجتماعی مردم و فراهم آوردن زندگی بهتر برای مردم و بهویژه زحمتکشان میتواند ضامن ادامهٔ حمایت مردمی باشد. با وجود این، هیچ دولت و نیروی خارجی حق دخالت در امور داخلی کشور مستقل دیگری را ندارد. فقط مردم ونزوئلا، مثل مردم ایران، هستند که حق دارند در مورد سرنوشت و آیندهٔ کشورشان و نوع حکومتشان تصمیم بگیرند.
نامۀ مردم