حربهٔ رژیم جمهوری اسلامی: زندان، شکنجه، اعدام، بههدف مرعوب کردن تودهها!
روز چهارشنبه دوازدهم شهریورماه ۱۳۹۹، سازمان عفو بینالملل، دربارهٔ شهروندان بازداشت شده در اعتراض های سراسری آبانماه ۱۳۹۸ در هشتاد شهر ایران و از بهکارگیری گستردهٔ شکنجه و انجام دادرسیهایی غیرقانونی از سوی نهادهای امنیتی و مراجع قضایی گوش بهفرمان آنها در رژیم جمهوری اسلامی علیه این شهروندان گزارشی مفصل انتشار داد.
عفو بینالملل از جامعه بینالمللی تقاضا کرده است که به وضعیت وحشتناک حقوق بشر در ایران توجه بیشتری نشان داده و از همه کشورهای عضو سازمان ملل خواسته است که آزادی زندانیان سیاسی را از رژیم جمهوری اسلامی خواستار شوند، زیرا زندانیان سیاسی و مدنی بهجز استفاده از حق آزادی بیان و اجتماعات هیچ “جرمی” مرتکب نشدهاند.
این گزارش زیر عنوان: “ویرانگران انسانیت”، ناپدیدسازی و شکنجه دستگیرشدگان که در میدان اعتراضهای مردمی بهطور غیرقانونی بازداشت شدهاند و در دستگاه قضای ولایی- دستگاهی که در آنها مراتب رسمی قوانین خود جمهوری اسلامی نیز رعایت نمی شوند- به آنان اتهامهایی واهی زده شده و بر پایه این اتهامها حکمهای درازمدت زندان یا اعدام داده میشود. سازمان عفو بینالملل بر پایه مصاحبه با دستکم ۶۰ نفر از قربانیان یا بستگان و نزدیکان قربانیان این بازداشتهای خودسرانه، به این نتیجه رسیده است که بسیاری از بازداشتشدگان برای هفتهها یا حتی ماهها در معرض “ناپدیدسازی قهری” قرار گرفتهاند. در ادامهٔ این گزارش میآید: “این قربانیان در مکانهای نامعلومی که توسط نهادهای امنیتی و اطلاعاتی از جمله وزارت اطلاعات یا سپاه پاسداران اداره میشوند نگه داشته شدهاند. سایر بازداشتشدگان در زندانهای پرازدحام یا پاسگاههای پلیس، پادگانهای نظامی، سالنهای ورزشی و مدارس، تحت بازداشت مانده و شکنجه گسترده شامل ضرب و شتم، شلاق، شوک الکتریکی، آویزان کردن، اعدامهای نمایشی، اِلقای حس خفگی با آب، خشونت جنسی، تجویز اجباری مواد شیمیایی و محرومیت از مراقبتهای پزشکی شدهاند.” مستند این روایتهای هولناک، دهها تن از معترضان، عابران، و دیگر افرادی است که با خشونت دستگیر شدند، بهنحوی قهری ناپدید گشتند، در سلولهای انفرادی و بدون امکان ارتباط با جهان بیرون نگه داشته شدهاند، از دسترسی به وکیل در طول بازجوییها محروم بودهاند، و بارها و بارها برای اعتراف به گناهان ناکرده شکنجه شدهاند که نشان میدهد مأموران نیرویهای انتظامی، اطلاعاتی و امنیتی و مقامهای زندانها، با همدستی قضات و دادستانهای رژیم “ولایت فقیه”، مرتکب مجموعهای تکاندهنده از موارد نقض حقوق بشر شدهاند.
سازمان عفو بینالملل پیش از این هم در گزارشی از کشتار دستکم ۲۳ کودک در جریان اعتراضهای آبانماه ۹۶ خبر داده بود. این کودکان با شلیک نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی کشته شدهاند! تحقیقات سازمان عفو بینالملل نشان میدهند شکنجه و سایر بدرفتاریهای غیرانسانی از سوی نیروهای سرکوبگر، اطلاعاتی، و نهادهای امنیتی و مقامهای زندانها علیه مردان، زنان، و کودکان-چه در هنگام دستگیری و چه در دوران بازداشت- بهشکلهایی گسترده بهکار رفته است.
در ادامه گزارش تازه این سازمان آمده است: ” شکنجه در جهت مجازات، ارعاب و تحقیر بازداشتشدگان و همچنین منظماً بهمنظور اخذ اعترافات اجباری و اقرار به جرم، نهفقط در رابطه با شرکت در اعتراضات، بلکه در مورد ادعاهای مقامات در مورد ارتباط بازداشتشدگان با گروههای مخالف، مدافعان حقوق بشر، رسانههای خارج از ایران، و دولتهای خارجی مورد استفاده قرار گرفته است.”
دیانا الطحاوی، معاون بخش خاورمیانه و شمال آفریقای عفو بینالملل، با اشاره به کشتار معترضان از سوی نیروهای سرکوبگر، گفته است: “در روزهای پس از اعتراضات سراسری، ویدئوهایی که نشان میداد نیروهای امنیتی بهعمد معترضان و شاهدان غیرمسلح را میکشند و مجروح میکنند، موجی از بهت و خشم در سراسر جهان گسترد. در مقایسه، مجموعهی بیرحمیهایی که دور از چشم عموم، از سوی مقامات ایرانی در حق بازداشتشدگان و خانوادههای آنان اعمال شده، بازنمود بسیار کمتری یافته است.” بهرغم گذشت بیش از ۹ ماه از اعتراضهای سراسری آبانماه ۹۸، مقامهای رسمی جمهوری اسلامی از اعلام رسمی شمار کشتهشدگان و بازداشت شدگان طفره میروند و با وجود درخواستهای مکرر نهادها و سازمانهای بینالمللی برای اطلاعرسانی در این مورد، از شفافسازی امتناع میورزند. بهگفته عفو بینالملل ویدیوهایی از روزهای اعتراضهای سراسری در ایران بهدست آمده که آشکارا نشان میدهند مأموران مردم عادی و غیرمسلح را مستقیماً هدف تیراندازی قرار میدهند.
بهگفته دیانا الطحاوی، معاون ریاست این سازمان در امور خاورمیانه، تصاویر یادشده دنیا را به بهت و حیرت فرو برده است.
خانم الطحاوی میگوید که، بیتردید در خلوت زندان و دور از نگاه مردم نیز مأموران جمهوری اسلامی با قساوت و بیرحمیای باورنکردنی با دستگیرشدگان برخورد کردهاند.
همزمان با انتشار گزارش سازمان عفو بینالملل، نوید، وحید و حبیب افکاری سنگری، سه برادر که جزو بازداشت شدگان اعتراضهای شیراز در مردادماه ۱۳۹۷هستند، در بیدادگاه کیفری شیراز بهمحاکمه کشیده شدهاند و در نهایت بهآنان حکمهای اعدام، شلاق، و زندان داده شده است. بهیه نامجو، مادر برادران افکاری، در ویدئوی کوتاهی که برای نجات فرزندانش منتشر کرده است، میگوید: “پسرانش شکنجه شدهاند تا علیه همدیگر شهادت بدهند و یک پسرش در زندان دو بار خودکشی کرده است.” او بر بیگناهی پسرانش تاُکید کرده و برگزاری دادگاهی عادلانه برای آنان خواستار است. نوید افکاری هم طی نامهای اعتراضی که در شبکههای اجتماعی پخش شده اعلام کرده که همه اعترافات او زیر “شکنجه روحی و جسمی ” گرفته شده است. او گفته است درحالی که “روی صورتش پلاستیک کشیده بودند و تا مرز خفگی و مرگ پیش رفته” مجبور به اقرار به “مطالب ساختگی و سراسر کذب” شده است. علاوه بر این نامه، از نوید افکاری یک نوار صوتی نیز انتشار یافته که شکنجهٔ آویزان کردن با دستبند از سقف، انواع شکنجههای طاقتفرسا و طولانی دیگری که متحمل شده، شکنجههای برادرانش برای اعتراف از آنان علیه او بهطوری که برادرش حبیب برای اعتراف نکردن اجباری علیه نوید دو بار دست به خودکشی زده در آن افشا شده است. او از شکستن دست و پای برادرانش، دستگیری اعضای فامیل، تهدید به دستگیری مادرش و پرونده سازی علیه اعضای دیگر فامیل سخن گفته و تأکید کرده که پرونده ساخته شده علیه او و برادرانش سراسر جعلی و بهلحاظ حقوقی هیچگونه اعتباری ندارد.
افزون بر اینان، پنج نفر از معترضان دیماه ۹۶ بهنامهای “مهدی صالحی قلعه شاهرخی”، “محمد بسطامی”، “عباس محمدی”، “مجید نظری کندری” و “هادی کیانی” نیز از سوی دادسرای اسلامی اصفهان بهاعدام محکوم شدهاند.
با وجود اعتراضها و فراخوانها از سوی محفلها، نهادهای بینالمللی، شخصیتهای نامدار ورزشی، هنری، و اجتماعی ایران و جهان، با وجود اعتراضهای هموطنانمان در شبکههای اجتماعی به حکم اعدام نوید افکاری و فریادهای نوید را اعدام نکنید، نوید افکاری سنگری، بامداد شنبه ۲۲ شهریورماه ۹۹ در زندان عادلآباد شیراز اعدام شد.
رژیم جمهوری اسلامی از همان اولین روزهای حکومتش از حربه زندان، شکنجه، و اعدام، بههدف مرعوب کردن تودهها استفاده کرده و بهصورت سیستماتیک مردم معترض، حزبها، و سازمانهای سیاسی را قلع و قمع کرده و هنوز هم بهاین اقدامهای ضد بشری ادامه میدهد. بهجرئت میتوان گفت که رژیم “ولایت فقیه” یکی از غیرانسانیترین نظامهای حکومتی موجود در جهان است. امروز کارگران، معلمان، زنان، دانشجویان، تهیدستان شهری، کشاورزان محروم و ستمدیده، فعالان مدنی، حقوقدانان، و در کنار آنان، نویسندگان و هنرمندان و دیگر قشرهای جامعه هم در تنگناهای اجتماعی و اقتصادی و برخوردار نبودنشان از موهبت آزادیها چوب سیاستهای خائنانه رژیم ولایی را می خورند.
این طبقهها و لایههای اجتماعی در عرصه اعتراضهای بحقشان هم از رویاروییهای اوباشانه ذوب شدگان ولایت در خیابانها کشته و مجروح میشوند و هم با زندانی شدن با پوست و استخوانشان تلخترین و فاجعهبارترین روزهای زندگیشان را تجربه میکنند. بااینهمه، آنان برای دست یافتن به حقوق راستین خویش، آزادی، و عدالت اجتماعی و همچنین در مخالفت با شیوه های قرون وسطایی شکنجه و سرکوب مخالفان به پیکارشان ادامه میدهند. آنان چه بسا بهاین باور خواهند رسید که برای تغییر توازن نیروها بهنفع حذف حاکمیت ولایت فقیه، باید به سازماندهی مردمی روی آورند، تا از این رهگذر گذار میهن از دیکتاتوری به تحوّلهای دموکراتیک و پایدار در سطح ملّی را امکان پذیر سازند.
حزب ما از همۀ حزبها، سازمانهای سیاسی، نهادها و نیروهای مترقی میخواهد تا از هر طریق ممکن برای لغو مجازات اعدام در کشور اقدام کرده و در راه آزادی زندانیان سیاسی تلاش کنند. باید و میبایست متحد و یکپارچه کارزار علیه مجازات اعدام را بهطرزی مؤثر ادامه داد و از ریخته شدن بیشتر خون جوانان وطن مانع شد.
نامهٔ مردم