این ایام که موضوع “مرغ” به یک چالش سیاستگذاری در کشور و بحران در منازل ایرانیان تبدیل شده است، مهم است که توجه داشته باشیم “بحران مدیریت مرغ” نه داستان امروز و فقط این دولت که روایت یک چالش حداقل ۲۴ ساله در عرصه مدیریت اقتصادی و سیاست گذاری در کشور است.
سال ۱۳۷۷ ( دولت سید محمد خاتمی ) ، سال ۱۳۹۰ ( دولت محمود احمدی نژاد ) و اسفندماه ۱۳۹۹ ( دولت حسن روحانی ) ایامی هستند که مستند میتوان ادعا کرد کشور با بحرانی بنام ” قیمت مرغ ” روبرو بوده است.
ریچارد نفیو که از او به عنوان معمار تحریم ها علیه ایران در دوران اوباما نام میبرند در کتاب ” هنرتحریم ها ” به موضوع بحران مرغ در ایران در سال ۲۰۱۲ اشاره میکند و مینویسد: ” برنامه تحریم های آمریکا نتایج دیده نشده و حاشیه ای نیز بوجود آورد … که اصلا مورد هدف آمریکاییها نبودند . برای مثال افزایش مرغ در سال ۲۰۱۲ از این دست مسائل بود . آمریکا هیچ تحریمی علیه واردات مرغ ایران وضع نکرده بود اما قیمت مرغ در سال ۲۰۱۲ .. بالا رفت. افزایش قیمت مرغ درست در ایام تعطیلات در ایران بوجود آمد که در آن مرغ اهمیت بسیار بالایی دارد.”
مشخص است که موضوع مرغ در سال ۲۰۱۲ ( ۱۳۹۰-۱۳۹۱) آنقدر بحرانی بوده است که نفیو در کتاب خود از آن به عنوان یک نشانه اثرگذاری تحریمها یاد میکند. مهم است که اشاره شود بررسی صحت ادعای نفیو این خصوص موضوع این یادداشت نیست بلکه هدف این است که تاکید شود بحران مرغ روایت یک ناکارمدی و سومدیریت طولانی است که در سه دهه گذشته در همه دولت ها نمود داشته است.
در ادبیات سیاست گذاری مسائل بدخیم ( Wicked problem ) به مسائلی اطلاق میشوند که قاعده توقف ندارند. آیا بحران مرغ را باید به عنوان یک مساله بغرنج سیاستی برشمرد ؟ پاسخ این سوال روشن نیست اما آنچه روشن است این است که حداقل ۲۴سال است موضوعی به نام ” قیمت مرغ” یک بحران در ساحت سیاست گذاری و مدیریت کشور است و دولتها و جریانات مختلف در مواجه و مدیریت آن ناکام بودهاند.
خبر آنلاین؛ روزبه کردونی