دکتر اووه برنز، متخصص اقتصاد حمل و نقل و چین شناس به مدت ۲۷ سال در چین و ۸ سال هم در هند مشغول به کار بوده است. او اخیرا دو کتاب تحت نام های «دشمن انگاری چین» و «باز سازی نوین راه ابریشم» در آلمان به چاپ رسانده است. در ادامه، ترجمه گفتگوی او با خبرنگار بنیاد پترهاکس آمده است:
خبرنگار پترهاکس: شما در سال ۱۹۹۰ از طرف یکی از شرکت های حمل و نقل آلمانی به چین رفتید و در آنجا مسئولیت نمایندگی این شرکت را در چین بر عهده گرفتید و همینطور در سال ۲۰۰۰ با ماموریتی مشابه به هند رفتید و در سال ۲۰۰۸ هم دوباره به چین بازگشتید و تا سال ۲۰۱۷ در هنگ کنک به عنوان مشاور در حوزه لجستیک کار می کردید.
متشکرم که دعوت من را برای این گفتگو پدیرفتید. نخستین پرسش من این است که شما که در ۴۶ سالگی به چین رفتید و ۲۷ سال در آنجا بودید وسپس به آلمان بازگشتید، بزرگترین شوک فرهنگی که داشتید کدام بود؟اووه برنز: باید بگویم که برای من بزرگترین شوک فرهنگی وقتی بود که دوباره به آلمان برگشتم. در سال ۱۹۹۰، وقتی من به چین رفتم، انتظارات زیادی نداشتم؛ تصورم این بود که خب، من دارم به کشوری می روم که مشکلات زیادی دارد ولی وقتی که به آلمان بازگشتم حداقل انتظار این را نداشتم که بخش های شرقی آلمان پس از بازگشت سیستم سرمایه داری، تا این حد تغییر کرده باشند. زبان، زبان آلمانی بود، جنگل ها مثل گذشته بودند و همینطور سگ ها، ولی تعجب کردم که انسان ها تا این حد تغییر کرده بودند. آدم ها سردتر و حسابگر شده بودند. برای من شوک آور بود که می دیدم که تقریبا در نیمی از خانواده ها، فرزندان با پدر و مادرانشان مشکل داشتند. آن همدلی و صمیمیتی که ما در جامعه آلمان شرقی داشتیم بکلی نابود شده بود. این برای من شوک بزرگی بود و البته در این مورد کسان زیادی مفصل نوشته اند و نیازی نیست که من در این مورد بیشتر بگویم.
خبرنگار پترهاکس: اخیرا کتابی از شما چاپ شده تحت عنوان «دشمن انگاری چین». چه چیزهایی هست که ما در باره جمهوری خلق چین نمی دانیم؟ اکنون من می خواهم در اینجا درباره شنیدههایی که در سالهای اخیر در فضای عمومی آلمان درباره چین از نظر اقتصادی مطرح می شود گفتگو کنیم. یکی از مهمترین موضوعات پروژه راه ابریشم است. شما به دلیل سابقه شغلی و تخصصی که دارید می توانید منبع مناسبی برای توضیح در این مورد باشید. بسیاری در آلمان، پروژه راه ابریشم چین را به مربوط به امپریالیسم در حال ظهور چین میدانند.
اووه برنز: بله، من به عنوان یک متخصص «اقتصاد حمل و نقل» پاسخی که به این پرسش می دهم این است که چین و یا اقتصاد چین کاملا به راه های دریایی وابسته است و راه دریایی چین از تنگه «مالاکا» می گذرد و این یک تنگه بحرانی و حساس است. این تنگه میتواند بوسیله دزدان دریایی و یا یک نیروی نظامی براحتی و با بکار بستن کمترین ابزار نظامی بسته شود. بنابراین، چین نیاز به یک راه جایگزین دارد تا از وابستگی به تنگه مالاکا رهایی پیدا کند. همچنین مسیر دریایی چین به اروپا از سری لانکا و کانال سوئز میگذرد که این دو نیز نقاطی بحرانی هستند. از این رو چین نیازمند مسیرهای جایگزین است. اما این هم فقط یک جنبه راه ابریشم است.
جنبه دیگر راه ابریشم، گسترش روابط اقتصادی با همسایگان است. بطور سنتی چین با کشورهای آسیای میانه مانند قزاقستان، ازبکستان، ترکمنستان و… روابط اقتصادی داشته است و روابط با این کشورها برای چین اهمیت دارد. من در آغاز دهه ۹۰ در ساخت راه آهن دو طرفه از چین به قزاقستان، ازبکستان و سایر کشورهای این منطقه مشارکت داشتهام.
روی سوم این موضوع هم بطور طبیعی واردات مواد خام است. چین نیازمند واردات و صادرات مواد خام است و تجربه چهل سال گذشته به چینیها نشان داد که تغییرات سیاسی میتوانند روی تجارت خارجی چین تاثیر بگذارند. رهبری چین خیلی زود دریافت که تغییرات سیاسی میتوانند تاثیرات سریع بر اقتصاد آنها بگذارند و از این رو چینیها در جستجوی راههای جایگزین هستند تا بتوانند مستقل و غیر وابسته بشوند. چینیها خیلی زود دریافتند که نباید صد در صد به ایالات متحده آمریکا و اروپای غربی وابسته شوند و نیاز به جایگزینهایی مانند شرق آسیا، آسیای جنوب شرقی، آسیای مرکزی، آفریقا و… دارند. بنابراین، چین برای ایجاد روابط اقتصادی با این سرزمینها کوشش میکند. امروز ما درباره راه ابریشم نوین که شی جین جینگ در سال ۲۰۱۳ در آلماتی قزاقستان مطرح کرد گفتگو میکنیم ولی در واقع اینطور نیست و حتی پیش از این هم، هیلاری کلینتون نیز این ایده را مطرح کرده است که این راه باید ساخته شود ولی نظر آنها ایجاد چنین جادهای از سمت پاکستان و جنوب بود که این کشورها را به هم وصل کنند و عملا روابط تجاری را در آن مسیر ایجاد کنند.مترجم- م. مهرجو