صد سال از بنیادگذاری حزب کمونیست ایران گذشت. حزب کمونیست ایران طی دوران زندگی و مبارزه خود عرصههای گوناگون جامعه عقب نگه داشته شده ما را مستقیم و غیرمستقیم تحت تأثیر قرار داد و از این رهگذر خدماتی پرارزش و تاریخی بهیادگار گذاشته است.
یکی از عرصههای مهم پیکار حزب کمونیست ایران، فعالیت سازمانیافته در میان کارگران و زحمتکشان بود. بر اثر مبارزه خستگیناپذیر کمونیستهای ایران، جنبش کارگری و سندیکایی میهن ما تحول و ارتقائی چشمگیر یافته و جایگاهی مهم در میدان مبارزه طبقاتی در هر دو زمینهٔ سیاسی و صنفی کسب کرد.
این تحول با پیشزمینهای تاریخی صورت گرفت. با پیدایش و گسترش مناسبات سرمایهداری در ایران سلسله تحولهایی در ساختار طبقاتی جامعه در خلال یک دوره تاریخی بهوجود آمد. طبقه کارگر ایران از بطن این تحولها پا بهعرصه وجود نهاد و در ترکیب طبقاتی جامعه جای خاص خود را گشود. سیر این تحولات، بسط و رشد مناسبات سرمایهداری در میهن ما جانبها و شکلهایی متنوع، بغرنج، و ویژهای داشته و دارد. این ویژگیها در ترکیب طبقه کارگر، موقعیت سیاسی و صنفی آن و همچنین در سنتهای مبارزاتیاش تأثیر خود را برجای گذاشتهاند. بهلحاظ تاریخی، تکوین طبقه کارگر ایران در شرایطی بود که جامعه درحال گذار از مناسبات اجتماعی اربابورعیتی به مناسبات سرمایهداری بود. در طول این دوره که شیوهٔ تولید سرمایهداری جای خود را در ساختار کشور ما میگشاید، با دورهای از تاریخ مصادف میشود که در آن جامعههای سرمایهداری رشدیافته، رفتهرفته به آخرین مرحلهشان یعنی مرحلهٔ امپریالیسم گام میگذاشتند. این همزمانی و تقارن تاریخی تأثیری شدید و دامنهدار بر پویه تاریخی گذار جامعه ایران از روابط اربابورعیتی به نظام سرمایهداری بهجا گذاشت. این تأثیر که همهسویه و نیرومند بود، گسترش مناسبات اجتماعی سرمایهداری و شکلگیری طبقه سرمایهدار در میهن ما را از مسیر معمول تاریخیاش منحرف ساخت.
در این خصوص باید بهویژه یادآور شد که سمت واحد و متشکل بازار داخلی که در مرحلههای اولیه شکلگیریاش بود- و این خود یکی از نمودارهای مهم رشد سرمایهداری بهشمار میآید- بیشازپیش معطوف و وابسته به تقاضای بازار جهانی میگردید. بهاین ترتیب، روند انباشت نخستین سرمایه دچار مشکل میشود و درنتیجهٔ آن، سرمایهٔ تجاری و بورژوازی کمپرادور بهسرعت و بیش از سرمایهٔ صنعتی و ملی رشد میکنند. آن دستههایی از سرمایه رشد میکنند و امکان ترقی مییابند که محصولاتشان برای سرمایه انحصاری امپریالیستی ضروری میشوند. این پویهٔ تاریخی با فراز و فرودهایی معین مسیرش را طی میکند. در آستانه انقلاب مشروطیت جامعه ایران با موجی نو از رشد و تأسیس صنایع روبروست که همراه با نوسانهایی پیشرفت هم میکنند. این دوره درواقع دورهٔ آغازین پیدایش، تکوین، و بالندگی طبقه کارگر نوپدید ایران است. پیدایش طبقه کارگر ایران در چنین مجموعهای تاریخی صورت پذیرفته است. سرمایهداری گرچه در جامعه ما رشد مییافت و رفتهرفته در ساختار اجتماعی جایی مسلط برای خویش میگشود، اما جامعه ما بههمراه این رشد ماندگاری و بقای شکلهای واپسمانده فئودالی را بهگونهای نیرومند شاهد است. این بقایای واپسمانده فئودالی هرچند موانعی ایجاد میکردند و سدی در راه رشد و نفوذ سرمایهداری بودند، اما هیچکدام مانع رشد و نضج شیوه تولید سرمایهداری و پیامدهای آن نبودند. طبقه کارگر نوپدید ایران در این شرایط تاریخی مسیر تکوین میسپرد و در تولید اجتماعی نقش و تأثیر داشت. این طبقه با مصائبی بیشمار و استثماری وحشیانه که ذاتی مناسبات سرمایهداری است دستوپنجه نرم کرد و در عرصههای سیاسی و صنفی سازمانهای ویژهاش را بنیاد گذاشت.
هنگامیکه از نقش ارزنده حزب کمونیست ایران در سیر تکاملی جنبش کارگری و سندیکایی میهن سخن بهمیان میآوریم، باید جایگاهی ویژه که جنبش سندیکایی زحمتکشان ما از آن برخوردار است را در نظر آوریم. در تاریخ جنبش کارگری و سندیکایی ایران دو برجستگی یا بهعبارتی ویژگی وجود دارد. نخست آنکه این جنبش در دوران تکوین خود در مقطعی از تاریخ قرار میگیرد که اندیشههای سوسیالیسم علمی برای اولین بار در جامعه ایران تبلیغ و ترویج میگردد و جنبش سندیکایی از این ترویج سخت تأثیر میپذیرد، دوم آنکه جنبش سندیکایی کارگران ایران برخلاف مسیر کلاسیک آن در اروپای غربی و آمریکا، پدید آمده و مسیر تکامل میپیماید. بهدیگر سخن، رشد جنبش سندیکایی در ایران زیر تأثیر مستقیم کمونیستهای ایران بوده و با تاریخ حزب کمونیست ایران و حزب توده ایران پیوند داشته است. سندیکاهای کارگری ایران از میان عرصهٔ مبارزه صنفی و سیاسی و در پیوند سرشتی با مبارزات حزب طبقه کارگر ایران سر برآوردند. درحالی که در اروپای غربی و آمریکا جنبش سندیکایی و اتحادیهای پیش از تشکیل حزب طبقه کارگر بهوجود آمده بودند. در ایران (با توجه به وضعیت رشد مناسبات سرمایهداری در کشور ما) سندیکاهای کارگری از همان آغاز شکلگیری در مبارزهٔ طبقاتیای بیامان با خصلت انقلابیای آشکارا درگیر بودند.
با بودن چنین زمینههایی، حزب کمونیست ایران در ادامه راه و رزم سوسیالدمکراسی انقلابی ایران، یعنی اجتماعیون- عامیون، از آغاز حیات و فعالیتش تقویت و ارتقای سطح رزمندگی جنبش کارگری و سندیکایی را در اولویت برنامههایش قرار داد. حزب کمونیست ایران در سال ۱۲۹۹ بنیاد گذاشته میشود و با مبارزات همهجانبهاش در زندگی سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی جامعهٔ آن روز ایران تأثیری شگرف بهجا میگذارد. توجه ویژهٔ حزب به تقویت اتحادیهها، سندیکاها و گسترش جنبش کارگری است. در این مقطع زمانی کمونیستهای ایران در سازماندهی اتحادیههای کارگری نقشی بیبدیل دارند. برپایی اعتصاب در حکم شیوه اصلی بهمنظور تأمین منافع صنفی و سیاسی کارگران در دستورکار اتحادیهها قرار دارد. دانشمند جانباخته رفیق عبدالحسین آگاهی در پژوهشهای پرارزشش رشد اتحادیهها را در این دوره زمانی چنین آمار میدهد: “ارقامی که در اسناد مختلف آمده است (و اغلب باهم اختلافاتی دارند) نشان میدهد که بهطورکلی در دیماه ۱۳۰۰ در تهران (با متجاوز از ۲۰۰ هزار سکنه) ۱۰ اتحادیه با حدود ۱۰ هزار عضو فعالیت میکردهاند. در تبریز (حدود ۲۰۰ هزار جمعیت) اتحادیههای کارگری و صنفی در حدود ۳ هزار عضو داشتهاند. در رشت (با حدود ۴۵ هزار سکنه) اتحادیهها در حدود ۳ هزار عضو داشتهاند. در انزلی و حومه تنها اتحادیه کارگران ماهیگیری (جمعاً ۹ هزار نفر) دارای ۳ هزار عضو بودهاند… در دیگر شهرها نیز تدریجاً اتحادیههای کارگری صنفی بهوجود میآیند” [بهنقل از مجله دنیا، شماره ۳، سال دوم، ۱۳۵۹، صفحات ۵۳ و ۵۴].
این آمارهای تاریخی نشان از فعالیت خستگیناپذیر حزب کمونیست ایران در میان کارگران دارد. در ماههای پایانی سال ۱۲۹۹، اتحادیههای کارگری بهصورت متحد، شوراهای مرکزی اتحادیههای صنفی و کارگری تهران را با سه نماینده از هر اتحادیه تشکیل دادند. این شورای مرکزی سپس با پیوستن اتحادیههای کارگری دیگر شهرها گسترش یافت و رسماً به عضویت انترناسیونال اتحادیههای کارگری بینالمللی (پروفینترن) درمیآید. نماینده اتحادیههای کارگری ایران در انترناسیونال اتحادیههای کارگری، رفیق قهرمان و کارگر عضو حزب کمونیست ایران مرتضی حجازی بود. او پس از شرکت در نشست پروفینترن هنگامیکه به ایران بازگشت از سوی گزمگان رضاخان بازداشت و در زندان بر اثر شکنجه جان خود را از دست داد. همچنان که اشاره کردیم، در این مقطع زمانی مبارزه اعتصابی در اولویت اتحادیههای کارگری قرار دارد. در این دوره فعالیتهای جنبش کارگری و سندیکایی سیر صعودی میکند و در خلال آنها سطح آگاهی طبقاتی کارگران درنتیجهٔ تبلیغ، آموزش، و ترویج مبانی مبارزه طبقاتی و آموزههای ایدئولوژیک حزب کمونیست ایران ارتقا مییابد. طبقه کارگر ایران نخستین بار در سال ۱۳۰۱ روز جهانی کارگر را با تظاهرات و راهپیمایی خیابانیای باشکوه برگزار کرد. روزنامه “حقیقت” که از سوی حزب کمونیست ایران منتشر میشد و مسائل کارگری و اتحادیهای را تبلیغ میکرد، سه روز پیش از برگزاری نخستین راهپیمایی اول ماه مه، علت برگزاری اول ماه مه را توضیح داد و تاریخچهای از آن را منتشر کرد. در این دوره حزب کمونیست ایران با وجود معضلها و رویدادهای پرشتاب تاریخی- اجتماعی در کشور، بهطور خستگیناپذیر میان طبقه کارگر فعالیت و کارگران را سازماندهی میکرد. در سال ۱۳۰۲ با کوشش بیوقفه کمونیستهای ایران جنبش سندیکایی رشدی چشمگیر یافت. تعداد ۱۰ اتحادیه کارگری در شهر تهران به ۱۵ اتحادیه افزایش مییابد. کارگران دخانیات، نساجی، و شهرداری اتحادیههاشان را تأسیس میکنند. یک سال بعد یعنی در سال ۱۳۰۳ اتحادیههای کارگران بندرها، کارگران ساختمانی، و کارگران چیتسازی نیز تأسیس میشوند.
یکی دیگر از مشخصههای این دوره از جنبش کارگری- سندیکایی ایران، انتشار وسیع مطبوعات آن است که از سوی حزب کمونیست ایران سازماندهی میشد. روزنامه “حقیقت” هم ارگان اتحادیههای کارگری و هم نشریه حزب بود. مطالب این روزنامه زبانزد خاص و عام و از پرتیراژترین و محبوبترین روزنامههای آن زمان بود. “حقیقت” از نظر افشای محفلهای ارتجاعی و ضد کارگری و همچنین رهنمودهایی در جهت سازمانگری جنبش کارگری و مبارزات سراسری آن زمان در زمره نشریههایی بهیادماندنی و معتبر در تاریخ مطبوعات است. در این دوران که دوران رشد و گسترش جنبش کارگری و سندیکایی است تغییرهایی دامنهدار و ژرف در جامعه درحال شکلگیری است. رشد صنایع و تحول در صنعت و دیگر روابط اجتماعی، رشد طبقه کارگر را نیز بههمراه دارد. در کتاب “تاریخ نوین ایران” درخصوص این دوره چنین آمده است: “طبق آمار مطبوعات ایران تعداد کارگران کارخانهها، راهآهن، شیلات و شرکت نفت جنوب فقط در مدت ۱۰ سال دهه سوم سده بیستم [میلادی] از ۴۰ هزار به بیش از ۱۰۰ هزار نفر رسید. تعداد کارگران سراسر ایران اعم از کارگران کارخانهها، راهآهن، شیلات، کمپانی نفت جنوب، کارگران بازار، کارگاههای قالیبافی و سایر کارگاهها و همچنین کارگران کشاورزی در اوایل سالهای دهه چهارم [سده بیستم میلادی] ۵۰۰ الی ۷۰۰ هزار بود” [تاریخ نوین ایران، انتشارات حزب تودهٔ ایران، ۱۳۵۶، صفحه ۸۰].
در این مقطع تاریخی وضع زندگی زحمتکشان بهویژه طبقه کارگر فوقالعاده اسفناک بود. بهرغم برخی پیروزیها در برپایی اتحادیههای کارگری و اعتصابهای متعدد، ساعت کار نامشخص بود و چون قانون کاری وجود نداشت کارگران بین ۱۲ تا ۱۴ ساعت و در برخی مناطق دورافتاده حتی تا ۱۶ ساعت در روز مجبور بودند کار کنند. جنبش اعتصابی گسترده و اعتراضهای کارگران علیه این وضعیت ناگوار در پیوند با مبارزه ضد استعماری و آزادیخواهانه مردم قرار داشت که از سوی حزب کمونیست ایران سازماندهی میشد. بهطورمثال، در سالهای ۱۳۰۲-۱۳۰۳ جنبش اعتراض و اعتصابهای دامنهدار سازماندهی شد. از نمونههای آن میتوان به اعتصاب کارگران چیتسازی تهران اشاره کرد. این اعتصاب پس از ۷ روز با پیروزی کارگران و تأمین خواست آنان برای افزایش دستمزد پایان یافت. یکی از عرصههای بسیار مهم فعالیت حزب کمونیست ایران، فعالیت در میان کارگران صنعت نفت جنوب بود. در برخی از اسناد شمار کارگران صنعتی آن زمان چیزی حدود ۱۰۰ هزار نفر دانسته شده است که نیمی از این تعداد را کارگران صنعت نفت جنوب تشکیل میدادند. تشکل کارگران نفت وضعیت مناسبی نداشت و امپریالیسم انگلیس درهمدستی با دربار و حکام محلی از هرگونه تشکلیابی کارگران مانع میشد.
علاوه بر شرایط طاقتفرسای کار و زندگی، کارگران نفت زیر ستم مضاعف امپریالیسم انگلیس و ارتجاع ایران قرار داشتند. انجمنها و تعاونیهای کارگری زیر کنترل و مراقبت شدید مقامهای انگلیسی بودند. ازاینروی، حزب کمونیست ایران بخشی از فعالیتش را متوجه کارگران نفت جنوب کرد. تصمیمهای کنگره دوم حزب در سال ۱۳۰۶ در اعتلای جنبش کارگری بهویژه کارگران صنعت نفت بسیار مؤثر بود. پیش از این، یعنی در سال ۱۳۰۴، اتحادیه کارگری صنایع نفت بهوسیله مبارزان و فعالان حزب کمونیست ایران پایهگذاری شده بود، اما مراقبت دائمی مقامهای انگلیسی اجازه فعالیت چندانی به آن نمیداد. پس از کنگره دوم حزب کمونیست ایران در سال ۱۳۰۶، کوششهای حزب روی کارگران صنعت نفت متمرکز شد. تشکلی مخفی در میان نفتگران ایجاد شد و کوشندگان این تشکل با تلفیق ماهرانه فعالیت علنی و مخفی اقدامهایی در جهت برگزاری کنفرانس اتحادیههای کارگری انجام دادند. در اواخر سال ۱۳۰۶ این کنفرانس با حضور ۲۰۰ نماینده تشکیل شد. ازجمله مصوبات بااهمیت این کنفرانس مبارزه با نفاقافکنی و دودستگی ملی- قومی بود که از جانب مقامهای انگلیسی به آن دامن زده میشد. در ادامه این پویه و با کوشش مبارزان حزب کمونیست ایران در اواخر سال ۱۳۰۷، کنفرانس دوم اتحادیههای کارگری نفت جنوب تشکیل شد. برپایه اسناد منتشر شده آن زمان در اینباره ازجمله روزنامه “ستاره سرخ” که از نشریههای حزب کمونیست ایران بود، شمار اعضای اتحادیه کارگری نفت در آن سالها حدود ۳ هزار نفر بود. این روزنامه درباره کنفرانس دوم گزارش و مقالههایی متعدد منتشر ساخت. تصمیمهای کنفرانس دوم اتحادیههای کارگری و اقدامهای آن بدون تردید از فرازهای مهم جنبش کارگری و سندیکایی ایران و از خدمات فراموشنشدنی حزب کمونیست ایران در عرصه جنبش کارگری میهنمان است. پارهای از این تصمیمها که تلفیقی از خواستهای سیاسی و صنفیاند عبارت بودند از: تجدیدنظر در امتیاز نفت جنوب، آمادگی برای اعتصاب در اول ماه مه، و چند مورد دیگر. نخستین اعتصاب بزرگ و فراگیر کارگران نفت جنوب در ۴ اردیبهشتماه سال ۱۳۰۸ برپا شد. در این روز بهکوشش مبارزان حزب کمونیست ایران و بهدعوت اتحادیه، کارگران نفت در پالایشگاه آبادان اعلام اعتصاب و راهپیمایی کردند. اکثریت قریب بهاتفاق کارگران عضو اتحادیه در این اعتصاب شرکت داشتند که شماری از آنان در حمله پلیس و عمّال انگلیس بازداشت و زخمی شدند. در اثر اعتصاب استخراج و حمل نفت بهطور موقت تعطیل شد. کارگران بیکار نیز که بهابتکار کمونیستها در سازمانی صنفی متشکل شده بودند به صف اعتصاب پیوستند. جمعیتی نزدیک به ۲۰ هزار کارگر، کسبه، و دیگر اهالی شهر در برابر نیروهای پلیس و وابستگان استعمار انگلیس صفآرایی کردند.
برخی از خواستهای کارگران عبارت بودند از: افزایش دستمزد، بهرسمیت شناخته شدن سندیکاها، بهرسمیت شناخته شدن تعطیلی اول ماه مه و بهبود شرایط کار. اعتصاب و مبارزه ۳ روز متوالی ادامه داشت و حدود ۳۰۰ کارگر بازداشت و روانه زندان شدند. این اعتصاب گرچه پیروز نشد، اما نیروی متحد کارگران را بهنمایش گذاشت. این اعتصاب در جنبش کارگری ایران یکی از فرازهای ماندگار است. کارگران در این مبارزات اهمیت تشکیلات و سازماندهی را بیشازپیش درک کردند. از دل این مبارزه پرشور چهره نامدار طبقه کارگر ایران عضو شایسته حزب کمونیست ایران و سپس حزب توده ایران، کارگر قهرمان رفیق علی امید و یارانش پا بهعرصه مبارزه گذاشتند. رفیق عبدالصمد کامبخش در کتاب خود در این باره نوشته است: “اعتصاب کارگران نفت جنوب، باوجود اینکه شکست خورد، واقعهای بزرگ بود که اهمیت نیروی متشکل کارگران را برای نخستین بار نشان داد. مجله ستاره سرخ مینویسد، این اولین نمایشی است که از حیث عظمت و تجمع افراد صورت یک اعتصاب کارگری را بهخود گرفته است. پیشنهادهای کارگران… بهخوبی مدلل میدارد که کارگران جنوب تا چه حد به حق خود آگاه شدهاند” [بهنقل از کتاب شمهای درباره تاریخ جنبش کارگری ایران، نوشته عبدالصمد کامبخش، انتشارات حزب تودهٔ ایران، ۱۳۵۸، صفحه ۳۶].
سرکوب و برخورد خشن ارتجاع تداوم جنبش اعتراضی زحمتکشان با هدایت حزب کمونیست ایران را مانع نگردید. برای نمونه، در سال ۱۳۱۰، کارگران کارخانه پارچهبافی وطن اصفهان که یکی از بزرگترین کارخانههای آن زمان بود، دست بهاعتصاب زدند.
رهبری این اعتصاب با سازمان مخفی حزب کمونیست ایران بهرهبری عضدالله اصلانی- کامران- بود. با استقرار دیکتاتوری رضاخانی، پیگرد و سرکوب اعضای حزب کمونیست ایران و اتحادیههای کارگری تشدید شد. رژیم رضاخانی با گذراندن قانون سیاه ضد کمونیستی سال ۱۳۱۰ از تصویب مجلس، مانع فعالیت اتحادیهها شد و سپس ترور و سرکوب نیروهای مترقی و پیشاپیش آنها حزب کمونیست ایران دامنهای گسترده یافت. با وجود سرکوب جنبش هیچگاه بهطورکلی از میان نرفت و بهشکلهایی دیگر ادامه یافت. خطوط عمده این عرصه از فعالیت حزب کمونیست ایران عبارت است از تقویت جنبش کارگری و سندیکایی و سازماندهی مبارزات کارگری که آثاری ماندگار از خود برجای گذاشت.
خدمات تاریخی حزب کمونیست ایران در رشد و گسترش جنبش سندیکایی زحمتکشان میهن ما شالودهای پرتوان پی افکند که سپس با مبارزات حزب تودهٔ ایران ادامه یافت و بهدوره شکوفایی جنبش کارگری و سندیکایی در سالهای دهه ۱۳۲۰ منجر شد. تجربه و درسهای این مبارزه درخشان و ماندگار حزب کمونیست ایران فراروی همه مبارزان راستین جنبش کارگری و سندیکایی کنونی میهن ماست. سنتها، پیروزیها، ناکامیها، و همهٔ دستاوردهای صد سال اخیر در دوام مبارزه امروز از ارزشی بسیار برخوردار بوده است و باید آنها را همچون ارثیهای گرانبها و پشتوانه تاریخیای ماندگار در مبارزه علیه استبداد ولایی بهکار گیریم.
به نقل از ویژه نامهٔ «نامهٔ مردم»، به مناسبت یکصدمین سالگرد تأسیس حزب کمونیست ایران، ۱۶ تیر ماه ۱۳۹۹