در شرایط بمباران بیپایان غزه و یورشهای بیامان شهرکنشینان اسرائیلی در کرانهٔ باختری، اقدام دیوان کیفری بینالمللی برای متهم کردن مقامهای اسرائیلی نقطهٔ عطف مهمی است، گرچه هیچ نشانهای از تغییر مسیر اشغالگران در نسلکشی دیده نمیشود
کریم خان، دادستان ارشد [بریتانیایی] دیوان کیفری بینالمللی (ICC)، پس از هفت ماه [بررسی پروندهٔ شکایت آفریقای جنوبی به این دادگاه] سرانجام تصمیم گرفت اعلام کند که خواهان صدور حکم بازداشت برای مرتکبانِ جنگِ نسلکشی اسرائیل در غزه است. این جنگ، با نزدیک به ۴۰هزار کشته و ۱۰هزار مفقود و با بیش از ۲میلیون آواره و در خطر مرگ ناشی از بمباران یا بیماری، یکی از بدترین جنگها در سالهای اخیر است. ارتش اسرائیل رسیدن آب و غذا به غزه را بهعمد قطع کرده و نهادهای دولتی و جامعهٔ مدنی را مرتب و بیوقفه بمباران کرده است تا هرگونه بازگشت آوارگان به خانه و کاشانهشان دشوارتر شود.
اگر بمباران همین امروز تمام میشد، ۱۴ سال طول میکشید تا مهمات منفجرنشده پاکسازی شود. صَرف پول و منابع باورنکردنی عظیمی برای بازسازی غزه لازم است تا به حدّی از روال عادی زندگی بازگردد. کریم خان ماهها پیش باید چنین تصمیمی را اعلام میکرد، اما برای متهم کردن مقامهای عالیرتبهٔ دولت اسرائیل به جنایت جنگی هرگز دیر نیست.
رفح
نیروهای مسلح اسرائیل به فلسطینیهای ساکن غزه گفته بودند که باید خانههایشان در شمال وادی غزه را رها کنند و به سمت جنوب بروند. سپس، هنگامی که اسرائیلیها احساس کردند که مأموریتشان در شهر غزه را به انجام رساندهاند- از جمله ویران کردن همهٔ مؤسسات مهم فرهنگی و بشردوستانهٔ آن شهر (برای مثال، دانشگاهها و بیمارستانها) را- به فلسطینیها گفتند که خان یونس، دومین شهر بزرگ نوار غزه، را ترک کنند و به رفح، سومین شهر بزرگ نوار غزه، بروند. و این دقیقاً همان کاری بود که بیش از یک میلیون فلسطینی طی چند روز کردند: به سمت جنوب و سپس به مناطق جنوبیتر رفتند. سپس، اسرائیلیها به فلسطینیهای ساکن رفح گفتند که بخشهای بزرگی از آن شهر را ترک کنند و به سمت خط ساحلی [در کنار دریای مدیترانه] بروند. حالا دیگر واقعاً هیچ جایی برای مردم نمانده بود که بروند، زیرا اسرائیلیها گذرگاه رفح به مصر را نیز اشغال و دسترسی به مناطق مرزی نزدیک اسرائیل (از جمله گذرگاه کرم شالوم) را مسدود کردهاند. بیش از ۸۰۰هزار فلسطینی با عجله رفح را ترک و به سمت سواحل دریای مدیترانه حرکت کردند. این مهاجران جنگی اکنون در پناهگاههای موقت زندگی میکنند و از دسترسی به غذا و آب مناسب محروماند. در چنین وضعی، قحطی و بیماری دو عامل مرگبارند.
غزهٔ شمالی
بین اکتبر ۲۰۲۳ و ژانویه ۲۰۲۴، هواپیماها و تانکهای اسرائیلی شمال غزه و بهویژه شهر غزه را هدف بمباران سنگین و بیوقفه قرار دادند. بمبارانها بسیار شدید بود. اسرائیلیهای مجهز به سلاحهای آمریکایی و بریتانیایی هر ساختمانی را که احساس میکردند هدف باشد در هم کوبیدند. در این حملهها، بسیاری از منطقههای شهر غزه بهکل با خاک یکسان شد و هزاران خانواده بهکل کشته شدند.
یکی از مناطقی که هدف بمبارانهای سنگین هوایی قرار گرفت اردوگاه پناهندگان جبالیه بود. این اردوگاه را در سال ۱۹۴۸ کسانی ساختند که نظامیان کشور جدید اسرائیل بهزور از خانه و کاشانهشان بیرون کرده و آواره کرده بودند. نیروی هوایی اسرائیل این منطقهٔ کاملاً غیرنظامی را با تمام قوا هدف بمبارانهای بیامان قرار داد. هنگامی که اسرائیلیها در اوایل فوریه ۲۰۲۴ این اردوگاه را ترک کردند، انس شریف، خبرنگار الجزیره، به آنجا رفت و با ساکنان آن صحبت کرد. آنها به او گفتند: “هیچچیز در امان نبود. زمین، خانهها، و درختان؛ همه را نابود کردند. هیچچیز قابل سکونت نیست، ولی ما با عزم راسخ خود استوار و ثابتقدم میمانیم.”
اسرائیلیها در ماه مه ۲۰۲۴ دوباره برای بمباران کردن این اردوگاه بازگشتند و بار دیگر غیرنظامیان را در این منطقهٔ پرجمعیت کشتار کردند. ابراهیم خالد، که در این اردوگاه زندگی میکند، در واتساپ نوشت: “امروز از لحاظ بمباران نیروهای اشغالگر سختترین روز است. حملههای هوایی و بمباران تانکها بیوقفه ادامه دارد.”
همچنین، روشن است که نیروهای مقاومت در نیمهٔ شمالی غزه هنوز بهطور کامل شکست نخوردهاند. آنها به حمله به نیروهای زمینی اسرائیل ادامه میدهند. به همین دلیل است که در ژانویه ۲۰۲۴ ارتش اسرائیل پنج تیپ را از غزه خارج و “مرحلهٔ سوم” جنگ را آغاز کرد (که بیشتر شامل بمباران هوایی بود). به توپ بستن و بمباران هوایی غزه از ۷ تا ۲۷ اکتبر “مرحلهٔ اول” بود. سپس، “مرحلهٔ دوم” شروع شد که حملهٔ زمینی به غزه بود. گرچه اسرائیل سعی کرد بگوید که روی بردن به “مرحلهٔ سوم” همیشه بخشی از برنامهٔ حمله بوده است، روشن است که ارتش اسرائیل پس از آنکه متحمل تلفاتی شد مجبور شد در اعزام نیرو به غزه تجدیدنظر کند؛ روز ۲۲ ژانویه ۲۴ سرباز کشته شدند، که تقریباً همزمان با شروع “مرحلهٔ سوم” بود.
خشونت بیرحمانهٔ نیروهای اسرائیل
کریم خان، دادستان ارشد دیوان کیفری بینالمللی، میتواند درخواست حکم بازداشت برای مقامهای عالیرتبه دولت کنونی اسرائیل کند. ولی باید توجه داشت که رفتار بنیامین نتانیاهو (که بیش از ۱۶ سال نخستوزیر بوده است؛ نخست بین سالهای ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۹ و سپس از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۱ و در نهایت از سال ۲۰۲۲ تا کنون) کنش فردی نیست، بلکه ریشه در ساختار رژیم آپارتاید اسرائیل و بیرحمی آن در برخورد با فلسطینیان دارد که در سرشت نسلکشی محتمل اسرائیل آشکار است (همانطور که دیوان بینالمللی دادگستری اشاره کرد).
قصد نسلکشی فلسطینیان به روزهای آغازین “خشونت مسلحانهٔ صهیونیسم” در اسرائیل بازمیگردد. یک نخستوزیر اسرائیل- گلدا مایر- در سال ۱۹۶۹ وجود فلسطینیها را انکار کرد (گفت: “چیزی به نام فلسطینی وجود ندارد”) و نخستوزیر دیگر اسرائیل- اسحاق رابین- به فرماندهانش دستور داد که “استخوانهای” جوانان فلسطینی را که در انتفاضهٔ اول ۱۹۸۹-۱۹۹۱ به نیروهای اسرائیلی سنگ پرتاب میکردند “خرد کنند”. چنین نگرشی است که رفتار ارتش اسرائیل را نهفقط در غزه، بلکه به همان صورت در اورشلیم شرقی و کرانهٔ باختری شکل میدهد. سیاستهای اسرائیل در الحاق سرزمینهای اشغالشدهٔ فلسطین به خاک اسرائیل نیز ناشی از همین نگرش است.
در حین جنگ رسمی ارتش اسرائیل با فلسطینیها در نوار غزه، شهرکنشینان غیرقانونی مورد حمایت دولت اسرائیل به روستاها و شهرهای فلسطینی در کرانهٔ باختری نیز یورش بردند. برای مثال، در روزهای ۱۲ تا ۱۶ آوریل، شهرکنشینان غیرقانونی اسرائیلی به روستاهای المُغیّر، عقربا، بیتین، دِیر دِبوان، و دوما حمله کردند. آنها غیرنظامیان فلسطینی، از جمله کارکنان درمانی، را کشتند و باغهای زیتون و مزارع سبزیجات را نابود کردند. در اواسط ماه مه، شهرکنشینان غیرقانونی اسرائیلی به روستاهای سَلفیت و یَتما حمله کردند، بخشهایی از خانهها را به آتش کشیدند، و وسایل حملونقل حیاتی برای زندگی کشاورزی فلسطینیها را توقیف و ضبط کردند. برای مثال، در نابلُس و وادی قانا از این وسایل برای حملونقل غلات و علوفه استفاده میشد. در موردی دیگر، شهرکنشینان غیرقانونی اسرائیلی در امتداد جادهٔ میان اَریحا و رامالله ایستادند و بهسوی خودروهای عبوری فلسطینیها سنگ پرتاب کردند. سربازان اسرائیلی هم کنار ایستادند و هیچ مداخلهای نکردند.
نگرش کلی مقامهای اسرائیلی این است که این شهرکنشینان بهای ماندن و بقا را برای فلسطینیها افزایش میدهند، که در نهایت ممکن است تصمیم بگیرند از مرز با اردن به آن کشور بروند. سیاست اسرائیلیها- چه نهادهای دولتی و چه شهرکنشینان غیرقانونی- همین بیرحمی مطلق در اِعمال خشونت است.
با وجود قطعنامههای متعدد سازمان ملل متحد در مورد غیرقانونی بودن شهرکهای اسرائیلی، دولت اسرائیل هیچ تلاشی برای مهار شهرکنشینان نمیکند. وضع بهقدری وخیم شده است که حتی نشریهٔ آمریکایی نیویورک تایمز هم مجبور شد روز ۱۶ مه در مورد وخامت اوضاع گزارش دهد. حتی قانونگذاران کانادایی و آمریکایی مجبور شدند برای جلوگیری از ارسال کمکهای مالی کشورهایشان به این شهرکها اقدامات قانونی در نظر بگیرند.
در حال حاضر چند پیشنهاد آتشبس روی میز است. اما، با وجود توافق طرف فلسطینی، اسرائیلیها از شرکت در روند مذاکرهٔ مناسب خودداری کردهاند. اسرائیلیها اکنون به خودشان قبولاندهاند که میتوانند این جنگ را تا نابودی حماس ادامه دهند، که معیار مسخرهای است. صرفنظر از اینکه حماس بتواند از این حملههای مداوم جان سالم به در ببرد یا نه، جنبش مقاومت فلسطین باقی خواهد ماند، دوباره متحد خواهد شد، و به مبارزه برای پایان دادن به اشغال ادامه خواهد داد.
تنها راه اسرائیل برای امنیت داشتن این است که خواستهای فلسطینیها برای رهایی [از اشغال] را بپذیرد. هر چیزی کمتر از آن، حتی از بین بردن حماس (که در سال ۱۹۸۷ تشکیل شد)، کافی نخواهد بود.
حقیقت تلخ برای جامعهٔ اسرائیل در اینجا است که نمیخواهد فلسطینیها را ملتی سیاسی با خواستها و امیدهایش ببیند. در نتیجه، اسرائیلیها خودشان را در مسیر سیاست نسلکشی قرار دادهاند که نمیتواند راهی به سوی صلح باشد.
نوشتهٔ ویجی پراشاد
به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۰۹، ۱۴ خرداد ۱۴۰۳