خیزش چین به ویژه تبدیل این کشور به دومین اقتصاد جهان، هژمونی آمریکا بر نظام جهانی را به طور خودکار به چالش کشیده است از سوی دیگر پکن نیز تلاش کرده است تا سلطه واشنگتن را در حوزه های مختلف به چالش بکشد.
به گزارش ایرنا، برتری چین در عرصههای مختلف از اقتصادی و نظامی گرفته تا علمی و فنی زنگهای هشدار را برای واشنگتن به صدا دراورده است چین بیآنکه حتی یک گلوله شلیک کند به بزرگترین نیرو و چالش به اعتراف سازمانهای اطلاعاتی و مقام های آمریکا، برای آن کشور تبدیل شده است.
اینکه چین توانسته است بزرگترین موتور محرکه اقتصاد باشد از لحاظ ذخیره ارزی با بیش از ۳ هزار میلیارد دلار در صدر دنیا قرار گیرد و بزرگترین مصرف کننده بسیاری از کالاها و البته بزرگترین تولید کننده اقلام در دنیا باشد بخودی خود برای آمریکا خبر خوشایندی نیست.
از زمانی که چین در جایگاه دومین اقتصاد دنیا قرار گرفت آمریکا کمر همت بست که جلوی این کشور را بگیرد اما قدرت مالی، بانکی و زیرساختهای اقتصادی، فنی و علمی چین و توان بالای سرمایهگذاری و ارزی این کشور در کنار قابلیتهای بالای نظامی چین موجب شده است تا آمریکا عملا برای برطرف کردن این چالش با مشکل مواجه شود.
بخصوص در قاره آسیا و منطقه اقیانوس آرام به علت ارتباطات بسیار زیادی که میان چین و کشورهای دیگر وجود دارد و به دلیل سیاستهای مسالمت آمیز چین و اینکه این کشور به دنبال نفوذ و براندازی مانند آمریکا نیست باعث شده است تا کشورهای زیادی مایل به همکاری با چین باشند.
از طرف دیگر چین در دو دهه اخیر همزمان با توسعه و رشد داخلی، سرمایهگذاریهای کلانی در قارههای مختلف دنیا کرده است و با بیشتر کشورها ارتباطات تجاری، اقتصادی، علمی و فنی نزدیک دارد و همزمان در حال اجرای راه ابریشم جدید، بزرگترین طرح اقتصادی قرن بیست و یکم است که بیش از ۶۵ کشور و منطقه را تحت پوشش قرار میدهد و ارتباطات فراوانی بین چین با کشورهای آسیایی، اروپایی و آفریقایی ایجاد میکند.
در کنار این موضوعات لازم است به قدرت نظامی چین اشاره شود که دارای دو میلیون نیروی نظامی است و از فناوریهای برتر هستهای، موشکی، ساخت ناو هواپیمابر و ناوشکن و جنگندههای عملیاتی و رادارگریز برخوردار است و بتازگی هم توانسته است سامانه موقعیت سنجی بیدو را تکمیل کند که میتواند در سالهای آینده با توسعه آن و پرتاب ماهواره های بیشتر، جای سامانه «جی پی اس» آمریکا را بگیرد.
آنچه چین انجام داده است عمدتا در زمینههای علمی و فنی، اقتصادی و تجاری است اما همین عرصهها کافی است تا آمریکا را در قلمروهای نظامی و سیاسی هم رو در روی این کشور قرار دهد آمریکا چون از ناحیه چین احساس خطر کرده است در زمینههایی چون سین کیانگ، هنگ کنگ، تبت و تایوان میکوشد تا مقابل چین قرار گیرد.
به نظر میرسد اکثر حوزههایی که آمریکا از طریق آن میخواهد به چین ضربه بزند عمدتا هم روی زمینههای براندازی و بر اساس نظریه دسیسه و سیاسی است اگرچه آمریکا ابزار اقتصادی چون تحریم را چاشنه این اقدامات میکند تا عملا جلوی خیزش چین را بگیرد ولی به نظر میرسد دیر زمانی است که چین بپا خواسته است و بعید به نظر میرسد تلاشهای مقابله جویانه آمریکا برای متوقف کردن پکن نتیجه بدهد.
چین عملا در عرصههای اقتصادی و در بسیاری از کشورها، آمریکا را پشت سرگذاشته است خیلی وقت است که سرمایههای چین موتور محرکه اقتصاد دنیا و حتی در بسیاری موارد خود آمریکا است و اگر این سرمایهها از کاربیفتد و از کشورها خارج شود شاید چراغ بسیاری از خانهها و کارخانههای آمریکا نیز خاموش شود و این چالش در آینده میتواند بیش از قبل برای آمریکا خطرناک شود لذا راهی که آمریکا برای آغاز جنگ سرد علیه چین طی میکند بیشتر میتواند برای خودش خسارت بار باشد.
«سون جانگ» کارشناس مسایل چین میگوید: سالها است که نسلهای مختلف رهبری در این کشور میگویند به دنبال برتری طلبی نیستند این دقیقا همان سیاست متضاد چین در برابر آمریکا است که میخواهد همه جا قدرت برتر باشد.
او میافزاید: از چندین دهه قبل چین اعلام کرد که حتی اگر روزی به یک قدرت بزرگ تبدیل شود به دنبال توسعه و برتریطلبی نظامی بر دیگران نخواهد بود و چین همواره اصولا همزیستی مسالمت آمیز را مراعات خواهد کرد.
«وانگ یی» وزیر خارجه چین که میگوید آمریکا بزرگترین عامل ویرانی ارتباطات بینالمللی است بارها تاکید کرده است کشورش هرگز نخواسته است جای آمریکا باشد درواقع این سخن درستی است زیرا چین و کشورهای دیگر شاهد افول محبوبیت آمریکا هستند بویژه در دولت دونالد ترامپ رییسجمهوری آمریکا که این کشور از سازمانها و توافقنامههای جهانی خارج شد افول آمریکا بیشتر از هر زمانی دیده میشود و این البته روند به چالش کشیدهشدن واشنگتن در عرصههای مختلف را برای دیگر کشورها از جمله چین بازتر میکند.
«شی اینهونگ» کارشناس دانشگاه خلق در پکن میگوید: آمریکا با راهبردهای خودش به چالش کشیده میشود این کشور درگیر مسایل مختلفی با آمریکا شده است و این سازنده نخواهد بود.
او پیشبینی کرده است که با نظرداشت این برخوردها و راهبردهای آمریکا، آینده روابط برای دو کشور مطلوب نخواهد بود و هرچقدر آمریکا در این مسیر رویارویی گام بردارد این منازعات فزایندهتر خواهد بود.
امروز آنچه برایند قضایا است اینکه این چین نیست که برتری طلبی آمریکا را به چالش میکشد بلکه دنیا از نظامی که آمریکا تحمیل کرده به ستوه آمده است و راهبردهای سلطهجویانه، برتریطلبانه، اقدامات نظامی، تحریمهای اقتصادی و فشارهای حداکثری آمریکا برای تامین منافع خود است که این کشور و برتریطلبیاش بر جهان را به چالش میکشد.