روزنامه بشارت نو، ۵ اسفندماه، دربارهٔ پخش برنامهای زنستیزانه از سازمان صداوسیما، نوشت: “تصویر زندگی زن و مردی در صداوسیما و پس از آن پخش کلیپ آنها در فضای مجازی، جنجالهایی بهدنبال داشت، زنی که در طول ۲۰ سال زندگیاش، بهکرات کتک خورده و پس از آن ۲۷ بار برای طلاق به دادگاه رفته اما هر بار پشیمان میشود و باز هم به کانون خانوادهای در سایه کتک باز میگردد.
بهگزارش ایرنا، برنامه “فرمول یک” شبکه یک صداوسیما هرازگاهی افرادی را به این برنامه دعوت میکند که پس از آن صحبتهای زیادی در پس آن است، این بار دست روی زندگیای گذاشتهاند که مرد در تعریف ماجرای زندگی خود با وقاحت اعلام میکند که هر بار برای طلاق به دادگاه میرفتیم زنم را کتک میزدم. البته در طول زندگی هم همیشه او را کتک میزنم.”
روزنامه آفتاب یزد، ۵ اسفندماه، در ارتباط با این برنامه صداوسیما که خشونت علیه زنان را تبلیغ کرد، نوشت: “خشونت علیه زنان در سالهای اخیر از خشونتهای فیزیکی تا کلامی رشد چشمگیری داشته است. از طرف دیگر رئیس مرکز فوریتهای اجتماعی سازمان بهزیستی کشور چندی پیش درحالی از آمار ۲۰ درصدی همسرآزاری در میان خشونتهای خانگی خبر داد که نتایج پژوهشهای انجام شده در ۲۸ استان کشور نیز نشان میداد که حدود ۶۰ درصد از زنان ایرانی در زندگی زناشویی خود حداقل یک بار خشونت را تجربه کردهاند! با این اوصاف سؤالی که مطرح میشود این است که چند درصد از زنان قربانی خشونت خانگی میتوانند جان سالم بهدر ببرند و نجات پیدا کنند؟”
جالب اینکه همین هفته گذشته، علی خامنهای در سخنانی، نگرانیاش را از تلاشی بنیان خانواده یادآور شد و گفت: “نظام خانواده، سنت الهی است اما دشمنان بشریت که همان جریان سرمایهداری بینالمللی و صهیونیستی است تصمیم بهنابودی بنیان خانواده در جهان گرفتهاند، بنابراین باید برای حفظ و تقویت ارکان نظام خانواده در جامعه، همت گماشته شود.”
خامنهای “ازدواجهای دیرهنگام و سخت، فرزندآوری کم و ترویج پدیدههای زشتی همچون ازدواجهای سفید را که سیاهترین ازدواج است، بههمراه تلاش برای از بین بردن حیا و عفت” از موارد و زمینههای در خطر قرار گرفتن نظام خانواده برشمرد و گفت: “ایجاد زمینه برای طهارت و پاکیزگی جوان، مؤثرترین راهکار جهت مقابله با توطئهها و حفظ انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است.”
بهنظر میرسد تبلیغ آشکار خشونت علیه زنان در رسانهای که مستقیماً تحت نظر بیت رهبری کنترل و اداره میشود در تحکیم بنیان خانواده و جلوگیری از متلاشی شدن آن راهبرد اصلی حاکمیت است. سخنان کلیشهای رهبری یک نکته را همیشه برجسته میکند و آن این است که معضلهای موجود در جامعه بهخصوص در زمینهٔ برخورد با زنان را تماماً به سرمایهداری بینالمللی و صهیونیستها منتسب میکند. اما واقعیتهایی که از زبان مسئولان دولتی گفته و منتشر میشوند تمامی این گزافهگوییها را باطل میکند.
روزنامهٔ آرمان، ۹ مهرماه ۹۷، بهنقل از رضا محبوبی، معاون سازمان امور اجتماعی وزارت کشور، نوشت: “جمعیت زنان درگیر مواد مخدر و اعتیاد در چند سال گذشته بیش از سه برابر شده است و بیش از ۵۰ درصد موارد شناسایی شده مبتلایان به ایدز از طریق رابطه جنسی بودهاند. از جمعیت ۷۰ هزارنفری افراد مبتلا به ایدز ۴٧ درصد نیز زنان هستند.” روزنامه آرمان همچنین در ۲۴ دیماه ۹۶ نوشته بود: “ایران در زمینه شکاف جنسیتی از میان ۱۴۴ کشور رتبه ۱۴۰ را دارد. این نسبت به خودی خود نشاندهنده وضعیت تبعیضآمیزی است که مانع از مشارکت زنان در امور مختلف میشود. این درحالی است که در دهههای اخیر لزوم مشارکت هر چه بیشتر زنان در حوزههای مختلف احساس شده است. در این زمینه موانعی وجود دارد که باید هر چه زودتر در راستای رفع آنها قدم برداشت.”
روزنامه جهان صنعت، ۵ دیماه ۹۶، نوشته بود: “آمار ازدواج کودکانی که پیش از رسیدن به بلوغ فکری و ذهنی ازدواج میکنند از گستردگی این پدیده در ایران حکایت دارد. سن ازدواج در ایران برمبنای ٬بلوغ جنسی٬ تعیین شده درحالیکه بهگفته کارشناسان، بلوغ جنسی تنها بخشی از ابعاد بلوغ کامل انسان است. رشد، آگاهی، آموزش و آزادی در انتخاب، اساسیترین و انسانیترین شروط برای تشکیل خانواده است.” این روزنامه در ادامه مطلب، بهنقل از یکی از فعالان حقوق کودک، میگوید: “ثبت احوال بهصورت سالانه یکسری آمار از ازدواج و طلاق کودکان دراختیار ما قرار میدهد، اما با توجه به دیدههای ما این اطلاعات خیلی درست و قابلاعتنا نیستند. در بخشهایی از خراسان، قشم، سیستانوبلوچستان یا روستاهای همدان ازدواج دختران در سنین پایین مسئلهای قابلتوجه است.”
جمهوری اسلامی از بدو تأسیس تا کنون درصدد برآمده است تلقی ایدئولوژیک حاکمیت از حقوحقوق زنان را در چارچوبهایی که با قوانین ارتجاعی و اسلامی منطبق باشند تبیین و اجرایی کند و نتیجهٔ این انطباق دادن، زنان میهنمان را با چالشهایی جدی درگیر کرده و آزار و شکنجه داده است. با اینکه اجرای تمامی این قانونهای ارتجاعی هنوز هدفها و منظورهای حاکمیت را برآورده نکرده است، بهرغم مبارزه جانانه زنان میهنمان و جنبشهای پشتیبان حقوق زنان، اما واقعیت این است که فاصله نیازها و خواستهای زنان ایران با قوانین و تفکرات زنستیزانه زیاد است. ما معتقدیم مبارزه متحد و مستمر با تکیه بر نیروی اجتماعی، کفه ترازو را بهنفع زنان سنگین میکند.
نامۀ مردم