رژیم ولایی، در تظاهری مبتذل، خود را تنها وارث مبارزه با دیکتاتوری رژیم سلطنتی پیشین قلمداد میکند، اما هر سال با بر پا کردن فضایی امنیتی در ۱۶ آذرماه و سازماندهی سخنرانیهایی کنترلشده، خود را وادار به برگزاری “روز دانشجو” میکند. واقعیت این است که، دوام پیدا کردن برگزاری یادمان “روز دانشجو”، از سوی نیروهای مترقی و دانشجویان مبارز به رژیم ولایت فقیه تحمیل شده است و هر آن که رژیم بتواند، این روز را از فهرست روزهای ملی مردم خارج و آن را ممنوع میکند.
در سخنرانیهای کنترلشدهٔ حکومتی ذرهای روح آزادیخواهی- حتی بهمنظور لاپوشانی آن تظاهر مبتذل هم که شده- وجود ندارد، در مقابل، این شرارهٔ آزادیخواهیای که در دل جوانان در بیش از شش دههٔ گذشته- بهویژه اکنون- فروزان است همواره موجب دوام روز “دانشجو” شده است.
۶۴ سال پیش در روز ۱۶ آذرماه “مصطفی بزرگنیا” و “مهدی شریعترضوی” از اعضای حزب تودهٔ ایران، و “احمد قندچی” عضو جبههٔ ملی ایران، در مسیر آزادیخواهی واقعی رویاروی استبداد حاکم ایستادند و بهراستی همچون قهرمانهای ملی جنبش مردمی و الگوهای پیکار در راه آزادیخواهی واقعی شناخته میشوند. با گذشت ۶۴ سال از روزی که رژیم دیکتاتوری شاه مبارزهٔ آزادی خواهانِ جنبش مردمی را بهخون کشید، هنوز هم مبارزه با استبداد ادامه دارد.
بهمنظورِ تجلیل از جنبش دانشجویی سال ۱۳۳۲ در شرایط کنونی و در گرامیداشتِ خاطرهٔ این سه مبارز راه آزادی، بر موضوعی بسیار مهم باید انگشت گذاشت. فعالان سیاسی مترقی جنبش دانشجویی در ۱۳۳۲، درکی بسیار مشخص از مبارزه با دیکتاتوری و ضرورت بر پیچیده شدن بساط استبداد از میهن داشتند و مماشاتگرایی و توجیهِ سیاستورزی در این زمینه بهبهانهٔ رعایت مصلحت، در شیوهٔ نظر و عمل آنان نبود و این مبارزان پای گفتمان خود استوار میایستادند. در برههٔ کنونی، حضور کسانی را در صحنهٔ مبارزات سیاسی کشور شاهدیم که مدعی آزادیخواهیاند اما در زیر سایهٔ دیکتاتوری. توجهبرانگیز اینکه، دستگاه تبلیغات دیکتاتوری ولایی و مجموع جناحهای مختلف “نظام” در این ارتباط درصدد ارائهٔ بازتعریفی دیگر دربارهٔ “آزادیخواهی” بودهاند و هستند. بر اساس تعریفی جعلی- و در چارچوب ارزشهای دوگانهٔ معمول در “نظام”- “آزادیخواهی”، با پذیرشِ وضع موجود، یعنی استبداد حاکم، و همراه با مصلحتطلبیای تا حد تمکین به دیکتاتور، همسان دانسته میشود. اجازه دادن اصحاب قدرت و در رأس آنها علی خامنهای در هنگامه انتخابات ریاستجمهوری ۱۳۹۶ به پدیدار شدن فضایی موقت و کاملاً کاذب در برپا داشتن ویترینی از وعدهها و سخنوریهای “رادیکال” آزادیخواهانه مآب، نمونهیی واضح از ارائهٔ چنین بازتعریفی بهمنظور حذفِ مبارزه برای “آزادیخواهی واقعی” بود.
با وجود جو سرکوب و اختناق، جنبش دانشجویی با تجربهاندوزی از تحولهای سیاسی ۴ سال گذشته- بهویژه بندبازیهای جناح اعتدالگرایی و نقش مخرب حسن روحانی در حفظ و “تداوم نظام”- با آگاهیای افزونتر بار دیگر درحال رشد است. ارزیابی علیرضا رجایی، زندانی سیاسی سابق، دربارهٔ وضعیت جنبش دانشجویی درخور توجه است: “جنبش دانشجویی هنوز از زیر بار سرکوب و اختناق سالهای گذشته بهطورکامل بیرون نیامده اما تا حدی موفق به تثبیت بالندگی خود شده است. طبعاً این جنبش نمیتواند مستقل از هر جنبش وسیعتری تعریف شود که دو مسئلهٔ اساسی عدالت و دموکراسی را در ابعاد ملی و سرتاسری خود مطرح میکند.” بخش پایانی نظر علیرضا رجایی نیز بسیار مهم است، زیرا بر ضرورت اتحاد بین نیروهای اجتماعی تأکید میکند،اتحادی که بهگمان ما فقط از طریق سازماندهی جبههٔ واحد ضدِ دیکتاتوری میتواند بهوجود آید و بهمنظور گذار از استبداد حاکم به مرحلهٔ ملی دموکراتیک و پیریزیِ مبانی ترویج عدالت اجتماعی فعال شود.
افشاگریهای سخنگویان در برگزاری مراسمی مستقل از سوی دانشجویان در شماری از دانشگاهها و در بزرگداشت “روز دانشجو”، در هفتهٔ گذشته، این واقعیت را که دولت حسن روحانی و کاروان اعتدالگرایی در زمینهٔ سرکوب و محدود کردن جنبش دانشجویی با دیگر ارکان “نظام” همداستاناند، تأیید کرد. از سوی دیگر، فعالیتهای اعتراضی دانشجویان نشان میدهد که آرمان آزادیخواهی بین دانشجویان همچنان زنده است و آنان به این نتیجهگیری نزدیک شدهاند که نقشِ اصلاحطلبان مطیعِ رهبری و هواداران کاروان اعتدالگرایی، تلاش بهمنظورِ عقیم کردن هرنوع اعتراض نسبت به وضع موجود است.حذف کردن دانشجویان اعتراضکننده از تحصیل در دانشگاه و پروندهسازی برای آنان، برخلاف سخنوریهای انتخاباتی آزادیخواهانه مآبِ روحانی که مدعی میشد در دورهٔ ریاستجمهوریاش هیچ دانشجویی بهسبب فعالیت سیاسی از تحصیل محروم نخواهد شد، همچنان ادامه دارد. بهگفتهٔ محمود صادقی، نمایندهٔ مجلس- بهنقل از وزیر علوم- هنوز ۱۰۰ دانشجو ستارهدار هستند.
با وجود برقرار بودن شرایطی متفاوت در قیاس با ۶۴ سال پیش، برای مبارزان راه آزادی گویی تاریخ تکرار میشود. میهن ما هنوز هم در چنگال حکومتی دیکتاتوری است و هنوز هم مبارزان راه آزادی، نیروها و فعالان سیاسی میهندوست، ازجمله اعضا و هواداران حزب تودهٔ ایران، در صف نخست مبارزه در راه آزادی ایستادهاند و با خطرهایی ویرانگر روبرویند. بهباور ما، مبارزه با استبداد و گذار به مرحلهٔ ملیدموکراتیک، مبارزهای تعطیلی ناپذیر است. جنبش دانشجویی، در مقام یکی از نیروهای اجتماعی عمده، همراه با دیگر نیروهای اجتماعی- بهویژه طبقه کارگر و جنبش زنان- نقشی تعیینکننده در گذار میهن از مرحلهٔ دیکتاتوری دارد. دانشجویان تودهای امسال هم در روز ۱۶ آذر در مراسم بزرگداشت “روز دانشجو” با شعار “اتحاد، مبارزه، پیروزی” در صفهای متحد جنبش دانشجویی، به ادامهٔ راهی که مصطفی بزرگنیا، مهدی شریعترضوی و احمد قندچی بنیانگذار آن بودند، تعهدشان را بهنمایش گذاشتند.
نامه مردم