زندان های ایران انباشته است از مبارزان راه آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی. روزی نیست که از دستگیری، آزار و اذیت، اعمال فشار و وخامت حال زندانیان خبری منتشر نشود. دهها ارگان سرکوبگر در سراسر کشور بهشکار انسانهای آرمانخواه مشغولاند. دستگاه قضائی به ریاست ابراهیم رئیسی دگراندیشان را بدون محاکمه قانونی، بدون مراعات ابتدائیترین موازین حقوقی سالیان دراز در فراموشخانه زندانها زنده بهگور کرده و میکند.
بهگزارش هرانا، ۲۲ خردادماه ۱۴۰۰، سی تن از زندانیان سیاسی در زندان تهران بزرگ، با انتشار بیانیهای نسبت به مرگ ساسان نیک نفس واکنش نشان داده و کشتن این زندانی در دوزخ زندانهای رژیم ولایت فقیه را محکوم کردهاند. در بخشهایی از این بیانیه آمده است: ” عصر روز شنبه پانزدهم خردادماه جوانی… در بند قرنطینه زندان تهران بزرگ در اثر قصور عامدانه قوه قضاییه جانش ستانده شد. … بدیهی است که جان انسانها در سیستم بگیر و ببند قضاییه جمهوری اسلامی و شکنجهگاههای آن هرگز اهمیتی نداشته و ندارد. … ساسان نیکنفس همزمان از چند بیماری سخت قلبی، کلیوی، اعصاب و روان و دیابت رنج میبرد و طی ۱۱ ماهی که ناعادلانه در حبس بود تنها همبندانش از او مراقبت میکردند. … که بهجرم تحریر چند نگاشت در شبکههای اجتماعی دچار مصیبت حبس ۵ ساله شده بود اکنون قربانی حکومتی شده که در این ۴۳ سال شوم و سیاه به بند کشیدن، شکنجه، کشتار و نابود کردن خانوادهها تفریح لذت بخش جلادان آن بوده است آدمی از این حجم از قساوت متحیر میشود که ساسان ها و بهنام محجوبی ها با وجود ابتلا به چندین بیماری جسمی و روحی محبوس می شوند به گونه ای که نه تنها مشمول قانون عدم توانایی تحمل حبس نمیشوند بلکه در زندان به سبب عدم رسیدگی جان میسپارند گویی ماشین مرگ قوه قضاییه سرِ باز ایستادن ندارد و اینگونه است که زندانیان سیاسی دیگری از جمله حسین هاشمی و محمد ترکمانی و چندین تن دیگر هم اکنون مدت یک هفته است که به بند جرایم خشن منتقل شده و در اعتصاب غذا به سر میبرند و هر لحظه امکان دارد به سرنوشت دردناک علیرضا شیرعلی محمدی دچار شوند که ۳ سال پیش در همین زندان ناجوانمردانه به قتل رسید. ”
خبر رسانهها دربارهٔ وضعیت درون زندانهای رژیم از وحشتزا بودن حال و روز زندانیان حکایت دارد. بر پایهٔ خبر خبرگزاری هرانا، ۲۱ خردادماه ۱۴۰۰، وحید و حبیب افکاری- دو برادر نوید افکاری که بهجرم شرکت در تظاهرات اعتراضی ۹۸ اعدام شد- و اکنون جزو زندانیان سیاسی در زندان عادل آباد شیراز زندانی هستند، از حدود ۹ ماه قبل در بند “عبرت” که به آن بند “دَربسته” نیز گفته میشود، نگهداری میشوند. بنا بهگفته برادر دیگرشان یعنی سعید افکاری، با وجود آسیبهای ناشی از شکنجهٔ آنان در دوران بازداشت، این دو تا کنون از رسیدگی پزشکی محروم بودهاند. با وجود پیگیریها و درخواستهای مکرر برادران افکاری و خانوادهشان، این درخواستها و پیگیریها برای رسیدگی پزشکی با کارشکنی مسئولان روبرو شده است و با اینکه دادستان به انتقال این دو زندانی به بند سیاسی وعده داده است از انتقال آنان به بند سیاسی جلوگیری شده است. لازم به یاد آوری است که حکومت جهل و جنایت فقیهان در سحرگاه شنبه ۲۲ شهریورماه ۱۳۹۹، نوید افکاری، کشتیگیر ملّی معترض به حکومت ظلم و استبداد را در زندان عادلآباد شیراز اعدام کرد. حسن یونسی، وکیل پرونده برادران زندانی افکاری اواخر مهرماه ۱۳۹۹ با اشاره به اینکه از زمان اجرای حکم اعدام نوید افکاری تا کنون دو برادر او- وحید و حبیب- در محلی خارج از بند عمومی نگهداری شده و در طول این مدت خانواده و وکلایشان نتوانستهاند هیچگونه ملاقاتی (آزادانه) با آنان داشته باشند. در پی انتشار نامههای افشاگر برخی از مبارزان زندانی که شکنجهها و اعمال و رفتار مأموران در آنها شرح داده شدهاند، وزارت اطلاعات و شعبه اطلاعات سپاه پاسداران فشارها را بر زندانیان سیاسی را شدت دادهاند. در مقابله با اینگونه رفتارهای ضد انسانی در زندانها و بازداشتگاههای کشور و در اعتراض به تبعید زندانیان زن فعال از زندانهای تهران به زندانهای دیگر شهرستانها پیش از نمایش انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۰، آتنا دائمی، کنشگر مدنی زندانی در زندان لاکان رشت، در نامهای در ۲۳ خرداد ماه۱۴۰۰، مینویسد: “طی سالیان گذشته من و خانوادهام شاهد بیشترین اِعمال فشارها از سوی نهادهاى امنیتى (وزارت اطلاعات و سپاه) بودهایم، همانگونه که در دیماه ٩٨ وقتى حین تحصن اعتراضی به کشتار بیامان آبان آن سال به مقر سپاه در اوین منتقل شدم، که از سال ٩٣ تا کنون از هر راهى برای بهقول خودشان ٬رام کردنم٬ استفاده کردند، اما جز ٬افسار گسیختگی٬ بیشتر نتیجهای عایدشان نشده! ”
افزون بر اینها، روز ۲۳ خردادماه که سالروز بازداشت نسرین ستوده و سپری شدن سه سال از آخرین بازداشت او است، آقای رضا خندان، همسر خانم ستوده، در ارتباط با سالروز بازداشت نسرین ستوده و شرایط غیرانسانی زندانهای رژیم، نوشته است: “مقامات امنیتی پس از اینهمه فشار به او [نسرین ستوده] و خانواده، لجوجانه او را در شرایطی بسیار غیرانسانی قرار دادهاند که امروز جان او در خطر است. هستند کشورهایی که فعالیت وکلای مستقل را برنمیتابند، اما این حجم از فشار به وکلای مستقل در ایران اگر نگوییم بینظیر، کمنظیر است. “او در ادامه افزوده است : “پرونده نسرین کلکسیونی است از اتهامهای گوناگون. سنگینترین اتهام او تشویق به فساد و فحشاست. حکومتی که دفاع از زنان معترض به حجاب اجباری را ٬تشویق به فساد و فحشا٬ دانسته و تنها بابت این اتهام او را به ۱۲ سال زندان محکوم کرده است. این علاوه بر دهها سال، زندان و شلاقی است که بابت اتهامهای گوناگون برای او صادر کردهاند. با این اتهام او را در ردیف کسانی قرار دادهاند که مبادرت به ٬تشکیل خانههای فساد٬ کردهاند. کار او دفاع از قربانیان نقض حقوق بشر است و جهانی این کار او را میستاید اما با این اتهام دستگاه قضا ننگی ابدی را برای خودش خرید از اینکه زن وکیلی را در تبعیدگاهی در کنار ٬دایر کنندگان خانههای فساد و فحشا٬ زندانی و از دیدن فرزندانش محروم کرده است؛ در حالی که بسیاری از همین زنان بابت این اتهام، حداکثر ۲ سال محکومیت دارند و بخش اعظم زندان خود را در مرخصی بهسر میبرند و برخی از آنان آزادانه برنامههای خود را در زندان هم ادامه میدهند [بهنقل از: فیسبوک رضا حندان، ۲۴ خردادماه ۱۴۰۰].
۲۲ خردادماه سال جاری چهار تن از زندانیان سیاسی در زندان قرچک ورامین با انتشار نامهای و با اشاره به اسفناک بودن شرایط زندانیان در زمان ریاست ابراهیم رئیسی بر قوه قضاییه، درباره وضعیت نامناسب این زندان ازجمله در خصوص بهداشت، تغذیه، و درمان، نوشته اند: ”سیزدهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری، صحنه نمایشی کهنه و پوسیده با بازیگرانی متظاهر، پشت نقابهای ریا، تزویر، دروغ و فریب در سراشیبی سقوط نظامی دیکتاتوری، هر کدام از این بازیگران در این بازی سیاسی با چهره سازیهای مفتضحانهای بر سر کسب قدرت و منافع خود با یکدیگر مجادله میکنند. در این میان نام آشنایی است که در طی سالهای اخیر سعی در سفیدنمایی چهره سیاهش داشتهاند و این مانع از پنهان ماندن کارنامه خونین و جنایتکارانه وی نشده است. او که نقش پررنگی در قتل عام سی هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ داشته است، با عنوان رئیس قوه قضائیه زندان قرچک را بهترین زندان نامیده است. در حالی که وضعیت این زندان از بهداشت بندها گرفته تا عدم دریافت جیره کافی زندانیان و کمبود امکانات اولیه بهداری و کیفیت و کمیت نامناسب غذا بهطور اسفناکی که قابل مشاهده است. ” در این نامه که بهامضای زهرا صفایی، مرضیه فارسی، پرستو معینی، و فروغ تقی پور انتشار بیرونی یافته است، همچنین آمده است: ” وجود مواد مخدر در میان زندانیان، شیوع بیماریهای پوستی متعدد، نبود فضای کافی برای گذراندن محکومیت و رفتارهای ناهنجار و غیراخلاقی زندانیان که ناشی از عدم رسیدگی و درمان روانی، تربیتی و اجتماعی است در این زندان بهچشم میخورد. حال که زمان تکرار دروغ پردازی کاندیداهای دستچین شده فرارسیده، چگونه میتوان از افرادی که تلاش در زمینه بهبود شرایط زندانیان در طولانی مدت انجام ندادهاند انتظار داشت که اوضاع یک کشور را سروسامان دهند. قتلعام و حذف فیزیکی افراد از راههای مختلف که در دهه شصت [سالهای ۱۳۶۰] شروع شده و تا قیام آبانماه ۹۸ ادامه داشته و تا سقوط رژیم! پایان نخواهد یافت.“
رژیم که کینهتوزیاش نسبت به نیروهای مترقی بر همه آشکار است برای درهم شکستن مقاومت اسیران در بند به برخوردهای سبعانهاش با زندانیان سیاسی- عقیدتی ادامه میدهد. با گسترش کارزار دفاع از زندانیان سیاسی در داخل و خارج از کشور، واقعیتهای جاری در پشت دیوارها در درون زندانها را هرچه بیشتر باید افشا کرد و بهمنظور تضمین حقوق راستین این مبارزان راه آزادی و نجات جانشان که اینک در اسارت بندهای رژیم ضد ملی است از هیچ تلاشی فروگذار نکرد. نباید گذاشت فشارهای ددمنشانه بر زندانیان سیاسی در هیاهوی گوشخراش و آزاردهندهٔ رژیم جمهوری اسلامی در خیمهشببازی مضحک سرگرم کنندهٔ انتخاباتی بهبوته فراموشی سپرده شود. رژیم ولایت فقیه با بهبند کشیدن فرزندان این مرز و بوم میخواهد سکوتی گورستانی بر میهنمان حاکم کند و از این طریق هدفهای پلید و ضد مردمی و ویرانگرش را بتواند پیش ببرد و حکومت اوباشانهاش را تداوم بخشد. باید توجه افکار عمومی کشور و جهان را به جنایتهای رژیم در پس دیوار زندانهایش جلب کرد. رویگردانی مردم از رژیم جمهوری اسلامی که بیقانونی مطلق یا صریحتر گفته باشیم قانون جنگل در آن حکمرواست در سالهای اخیر شدتی بیسابقه گرفته است. میلیونها ایرانی که به تجربۀ سبعیت و خودکامگی رژیم و ماهیت ضد مردمی و ضد ملیاش را دریافتهاند، به مخالفان بالفعل یا بالقوۀ آن تبدیل میشوند. مبارزه در راه آزادیهای دمکراتیک بُعدهایی وسیعتر بهخود گرفته و خواست برقرای عدالت اجتماعی برای تودهها بیش از پیش به امری درنگناپذیر تبدیل شده است. خواست آزادی انتقاد، آزادی مطبوعات، آزادی تشکلهای صنفی و سیاسی اکثریت قریب بهاتفاق آحاد طبقهها و گروههای اجتماعی، مبارزهشان را در مبارزه علیه استبداد متحد میسازد. اختلافهای عقیدتی و گوناگونی نظرهای سیاسی، نباید مانع اتحادها پیرامون مبارزه بهخاطر آزادیهای اجتماعی شود. نیروهای مبارز مردمی باید بتوانند بر پایهٔ شعار “آزادی همه زندانیان سیاسی- عقیدتی” بهمنزلهٔ خواستی حداقلی و کارزاری مشترک گردهم آیند و سازمان یابند!
نامۀ مردم