بهگزارش روزنامۀ شرق، ۱۰ اسفندماه ۱۴۰۱، دکتر حسین ابراهیمیمقدم، پزشک متخصص قلب و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، میگوید: “یکچهارم پزشکان ما به ایالات متحدۀ آمریکا و اروپا مهاجرت کردهاند که رقم وحشتناکی است و بهراحتی نمیتوانیم از این بحران گذر کنیم.”
دکتر علی جواهرفروشزاده، رییس سازمان نظام پزشکی اهواز، نیز هفتۀ گذشته گفته بود: “مهاجرت پزشکان اهواز به عمان، بحرین، قطر و اروپا در ماههای اخیر رشد چشمگیری داشته است. طی یک سال گذشته، روزانه برای ۲ تا ۱۰ نفر از کادر درمانی اهواز گواهی مهاجرت صادر میشود.” افزون بر این، دکتر مؤید علویان، رییس هیئتمدیرۀ نظام پزشکی تهران، اظهار داشت: “مهاجرت پزشکان ایرانی در یک سال گذشته هزار درصد رشد داشته است. آمار کسانی که برای گرفتن تأییدیه به نظام پزشکی مراجعه کردهاند از چهارصد نفر در سال گذشته و به بیش از چهار هزار و دویست مهاجر در سال جاری رسیده است” [همان].
بحران مهاجرتِ هزاران نفر از کارکنان بخش بهداشت و درمان کشور ازجمله پنجهزار پزشک طی دو سه سال اخیر، موجب نگرانی شدید جامعه دربارۀ سلامت شهروندان شده است. رصدخانۀ مهاجرت ایران که نهادی پژوهشی در زمینۀ تحلیلِ دادههای مهاجرتی است، در سالهای اخیر گزارشهایی متعدد در اینباره منتشر کرده است. در تازهترین گزارش این نهاد آمده است: “طی دو سال گذشته، مهاجرت تحصیلکردگان در ایران سرعت گرفته و [این عده] با توجه به وخامت اوضاع اقتصادی و اجتماعی و فشارهای سیاسی از کشور مهاجرت کردهاند.” وضعیت اقتصادی نامطلوب، قرار گرفتن جامعه در فشار و تحمیل عقایدی قرونوسطایی در همهٔ زمینهها، بحرانهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی ، فرهنگی، و سیاستهای ضد مردمی و ویرانگر رژیم “ولایت فقیه” موجب مهاجرت سرمایههای انسانی کشور شده است. همراه با مهاجرت تحصیلکردهها، عدهٔ زیادی از میان نیروی کارِ ماهر و غیرماهر در جستوجوی کار و دورنمای آیندهای بهتر برای خود و خانوادههایشان، به کشورهای پیشرفتهٔ صنعتی مهاجرت میکنند. استادان دانشگاهها، پزشکان، مهندسان، تکنیسینها، پژوهشگرانِ رشتههای علمی و فنی، و بسیاری دیگر از نیروهای انسانی- ملیِ کشور، با وجود اینکه میتوانستند در وضعیتی دیگر در داخل ایران نقشی چشمگیر در توسعۀ ملی داشته باشند، جذب بازار کار کشورهای دیگر میشوند. چنان وضعیتی بر ایران حاکم گردیده است که علاوه بر نیروهای متخصص بسیاری از دیگر هموطنان ما بهعلت برخوردار نبودن از حقوق انسانیشان و امکانهای لازم برای حتا زندگیای معمولی و نداشتن امید به زندگی و آیندهٔ خود و فرزندانشان، تن به مهاجرت ناخواسته میدهند.
یکی از دلیلهای این مهاجران برای مهاجرت این است که امیدی به بهبود وضعیت ندارند، چنان که برای اکثر مردم کشورمان نیز روشن شده است که رژیم توان حل یا کاهش بحرانهای کنونی جامعه را ندارد. البته برای اهل نظر روشن است که هرگونه تحول بنیادی در جامعهٔ ایران به درهمشکستن تسلط سرمایهداری تجاری بوروکراتیک انگلی و غارتگر وابسته است. با شدت پیدا کردن تضاد میان دیکتاتوری حاکم و خواستهای بر حق اکثریت جامعه، اکنون حل آن بهنفع مردم عاملی مرکزی و تعیینکننده در تحولات کشور است.
سیاست ترور و سرکوب جنبش مردمی که در ماه های اخیر بیش از پیش آشکار شده است به تشدید نارضایی تودههای مردم منجر شده است. تشدید نارضایتیها واکنشهایی متفاوت بههمراه دارد که ازجملهٔ آنها افزایش مهاجرتها از سوی متخصصان، پزشکان، افراد دارای تحصیلات عالی، جوانان علاقمند به تحصیلات عالی، و برخی از مردم عادی بوده است.
به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ۱۱۷۷،۲۲ اسفند۱۴۰۱