خیزش اخیر مردم میهن ما، خیزشی که با اعتراض به وضعیت اسفناک معیشتی و کاهش نرخ ارز و اعتصاب کسبه خرد بازار تهران در ۸ دی ماه امسال آغاز شد، به سرعت همه استانهای کشور را فراگرفت. این جنبش اعتراضی با سرکوبی کمسابقه بهخون کشیده شد. با توجه به قطع اینترنت و دسترسینداشتن به خبرهای داخل کشور هنوز آماری دقیق از میزان کشتار مردم منتشر نشده است.
پیش از خیزش اخیر شاهد بودیم که نارضایتی و خشم تودههای مردم گسترش مییابد. جمهوری اسلامی با پیشبرد برنامه اقتصادی تعدیل ساختاری بر اساس خصوصی سازی، مقررات زدایی، و آزاد سازی دستمزد و قیمت ها، بحرانهای اقتصادی و اجتماعی را وارد مرحلهای تازه کرده است. علاوه بر در تنگناهای معیشتی قرار دادن کارگران و زحمتکشان، امنیت و استقلال میهن ما نیز با استمرار سیاستهای ضدملی حکومت بهویژه شخص خامنهای با خطر مداخله و تجاوز امپریالیسم آمریکا روبهرو است.
سمتگیری اقتصادی- اجتماعی حکومت جمهوری اسلامی سالها است که طبقه کارگر و زحمتکشان شهر و روستا را زیر فشارهایی طاقتفرسا قرار داده است. این دشواریها و بحرانهای حاصل از آنها اکنون در زمانی تشدید شدهاند که در کنار افت شدید ارز ملی و افزایش بهای طلا، نرخ تورم به بیش از ۵۰ درصد رسیده است. مردم میهن ما بهشکلهای مختلف- و در آخرین اعتراض سراسری- نارضایتی و مخالفت خود با ساختار استبدادی حاکم و برنامههای ویرانگر اقتصادیاش را نشان دادند.
در روزهای قبل و پس از آغاز و گسترش خیزش مردمی اخیر، حرکتها و تجمعهای کارگران در اعتراض به شرایط غیرعادلانه پرداخت دستمزد و مزایا در اقصی نقاط کشور از جمله در معدن طلای زرشوران تکاب، در کارگاههای ابنیه فنی راهآهن در تهران، اصفهان، و درود، در کارخانه قند خاورمیانه در شوش، و در شرکت نفت فلات قاره ایران در منطقه عملیاتی لاوان، ادامه یافتند. در پاسخ به این اعتراضها و خیزش پردامنه مردم حکومت و شخص خامنهای نه تنها حرفی معقول برای گفتن و یا برنامه مشخص اقتصادیای سازنده نداشته و ندارد، بلکه مانند همیشه حتی وجود مطالبههای بهحق زحمتکشان را انکار کرد. او با اشاره به تظاهرات اخیر در اعتراض به شرایط اسفناک معیشت زحمتکشان گفت: “این طبیعی نیست این کار دشمن است” [!].
تأثیر و اهمیت مبارزه طبقه کارگر در مقام استوارترین نیروی انقلابی میهن در صف اول حرکتهای اعتراضی مردمی غیرقابل انکار است و سابقهای تاریخی دارد. اتحاد طبقه کارگر با دیگر زحمتکشان در پیروزی انقلاب بهمن ۵۷ که به فروپاشی و به زبالهدان تاریخ سپردن حکومت استبدادی سلطنت پهلوی انجامید، نمونه درخشانی است از نقش مهم طبقه کارگر در تاریخ مبارزات مردم ایران. اکنون نیز در شرایط دشوار اقتصادی، تضاد و رویارویی طبقاتی تشدید شده است. تبدیل مبارزه صنفی به مبارزه سیاسی و نقش پررنگ مبارزه کارکنان صنایع نفت، گاز و پتروشیمی همراه با کارگران در سایر بخشهای تولید و خدمات از اهمیتی بهسزا برخوردار است. در این چارچوب تلفیق و پیوندِ مبارزه طبقه کارگر با جنبش همگانی مردم در گسترش و تحکیم جنبش سراسری برضد استبداد و مداخله امپریالیسم میتواند برجسته و راهگشا باشد.
توجه دقیق به امر مبارزه هشیارانه برای تغییر توازن قوا بهسود جنبش مردمی و درهم شکستن ساختار استبدادی بسیار ضروری است. با ژرفش شکاف میان حاکمیت و مردم بهویژه پس از کشتار فجیع مردم بیدفاع در جریان جنبش اعتراضی اخیر، حضور سازمانیافته لایههای اجتماعی متضرر از دیکتاتوری ولایی و سمتگیری اقتصادی- اجتماعی ضدملی حکومت جمهوری اسلامی در میدان مبارزه طبقاتی اهمیتی بیشتر کسب کرده است. در یک سو اکثریت مردم میهن ما و در سوی دیگر یک اقلیت مرفه و فربه متکی به رانت و فساد مالی قرار دارند که باهم در تقابل قرار گرفتهاند. این شمایی کلی از آرایش صحنه سیاسی جامعه ماست. در مرکز قطبِ اکثریتِ مردم نیرویِ اساسی طبقه کارگر ایران است. باید این نیروی عمده و کارساز را با سازماندهی و شعارهای صحیح در صحنه اصلی مبارزات تقویت و اثرگذار کرد. با حضور سازمانیافته جنبش کارگری مبارزه علیه استبداد حاکم، خطر تجاوز و مداخله امپریالیسم و جایگزینسازی تحمیلی نیروهای مرتجع و ضدملی را میتوان افشا و در برابر آن سد مردمی ایجاد کرد. درهم شکستن ساختار استبدادی برای طبقه کارگر و لایههای تهیدست جامعه اولین گام در جهت تأمین نان، مسکن و مجموعه حقوق صنفی و سیاسی است. بنابراین طبقه کارگر و زحمتکشان در برچیدن بساط دیکتاتوری حاکم و مقابله با دخالتهای امپریالیسم بیشترین نفع را دارند.
در این زمینه از جمله حرکتهای اعتراضی کارگران در پشتیبانی از اعتراضهای همگانی علیه دیکتاتوری میتوان به پیوستن کارگران در پالایشگاههای پارس جنوبی و کنگان و در بسیاری از دیگر شهرها و استانهای کشور به تظاهرات مردم در اعتراض به سختیهای معیشتی اشاره کرد. حذف شرکتهای پیمانی که نقشی جز ثروتاندوزی از طریق بهرهکشی از کارگران ندارند، از خواستهای اصلی کارگران و زحمتکشان در صنایع نفت و گاز است. حکومت جمهوری اسلامی در این مورد و موارد دیگر جز اعزام نیروهای سرکوب به تظاهرات مردم و کارگران معترض پاسخی دیگر نداشته است.
خواستهای بهحق طبقه کارگر و زحمتکشان ایران فقط در چارچوب تحولهای اقتصادیای بنیادین بر اساس منافع کارگران و زحمتکشان و تکوین یک برنامه اقتصادی ملی و مردمی امکانپذیر است. برای نیل به این خواستها طبقه کارگر همزمان با تأکید بر مطالبههای صنفی و سیاسی خود، در مبارزه علیه دیکتاتوری حاکم و مداخله نیروهای ارتجاعی وابسته به اسراییل و آمریکا و برای برپایی حکومت دموکراتیک و ملی حافظ منافع زحمتکشان نقش اساسی دارد.
به نقل از ضمیمه کارگری «نامهٔ مردم» شمارۀ ۱۰۶، ۶ بهمن ۱۴۰۴