طی هفتههای اخیر واحدهای صنعتی نفت، گاز، و پتروشیمی عسلویه شاهد اعتصاب کارگران پیمانی و فعالیت اعتراضی آنان برای دریافت و افزایش دستمزدشان بود.
کارگران پیمانی شاغل در عسلویه که غالباً با قراردادهای موقت و دستمزدهای نا متناسب با حداقل مخارج خود در این منطقه بد آب و هوا کار میکنند، با پافشاری بر دریافت هرچه زودتر حقوق معوقه خود، همراه با کارگران پیمانی در سایت یک بوشهر دست به اعتصاب زده و محل کار خود را ترک کردند. در روز بیست و نهم اردیبهشتماه نیز بیش از ۱۲۰۰ نفر از کارگران شاغل در فاز ۱۴ پارس جنوبی دست به اعتصاب زدند.
کارگران معترض ضمن تاکید بر عزم استوارشان برای دستیابی به حقوق خویش، خواستههای خود را افزایش دستمزدها، افزایش ۴۵ درصدی دستمزدها در تمام سطوح اعلام کردهاند. در جواب این خواسته افزایش دستمزدها، بعضی از پیمانکارها حتی زیر بار افزایش ۳۵ درصدی مصوب شورایعالی کار هم نمیروند.
عدم افزایش دستمزد یکی از شرایط غیرقابلتحمل استثمار کارگران پیمانی (پروژهای) پارس جنوبی در عسلویه است. بهگفته یکی از نمایندگان کارگران، “مزد بسیاری از کارگران پروژهای پارس جنوبی در سال جدید افزایش نیافته است و پیمانکارها هنوز همان حقوق سابق را پرداخت میکنند و به هیچکس هم پاسخگو نیستند؛ در واقع، حقوقی که در فروردین گرفتیم با حقوق سال قبل هیچ فرقی نداشت.”
همچنین تعداد کثیری از کارگران پیمانی ارکان ثالث مناطق نفتخیز، کارگران ملی حفاری، و کارگران دکلهای عملیاتی ۶۳، ۶۸، ۸۵، و ۹۱ مقابل ساختمان مرکزی شرکت در اهواز و گچساران برای مطالبات صنفی خود از جمله حذف کامل شرکتهای پیمانکاری، اجرای کامل فاز دوم طرح طبقه بندی مشاغل، تخصیص بدون تبعیض بن کارت و مزایا و بهرهمندی از تسهیلات بانکی همانند سایر کارگران ارکان نفت در روز ۱۳ خرداد تجمع کردند. یکی از جنبههای حرکت اعتراضی کارگران صنایع نفت، گاز، و پتروشیمی افشای نهادها و تشکلهای زرد و حکومتی است که با هدفهای معین سعی در بهانحراف کشیدن اعتصاب و اعتراضهای کارگری دارند. در گچساران تجمع اعتراضی کارگران باعث شد که مدیران مجموعه بهرهبرداری نفت و گاز گچساران مجبور به آمدن به میان کارگران و گوش دادن به سخنان کارگران شوند. این مانور از سوی کارگران بیاثر ماند.
تلاشها و تجمعهای اعتراضی اخیر کارگران صنعت نفت جنوب به کارگران پیمانی محدود نمیشود: در ۱۱ خرداد ماه، کارکنان رسمی در شرکت نفت فلات قاره در لاوان تجمع کردند و خواستهای صنفی خود را به این شرح مطرح کردند: حذف نفوذیها و مدیران نالایق؛ حذف سقف حقوق و محدودیت حق سنوات بازنشستگی؛ اصلاح کف حقوق؛ اجرای کامل ماده ۱۰ و پرداخت حقوق های معوقه ماده۱۰؛ عدم تفکیک مشاغل در مناطق عملیاتی؛ استرداد مازاد مالیات کسر شده؛ ابلاغ هرچه سریعتر ارزیابی کارکنان.
همراه با شرایط دشوار معیشتی طبقه کارگر، و پیشبرد سیاستهای ضد کارگری خصوصیسازی و مقرراتزدایی توسط رژیم ولایت فقیه، این گونه تجمعهای اعتراضی و اعتصابها در صنایع نفت، گاز، و پتروشیمی یقیناً گسترش خواهند یافت و باعث ژرفش مبارزه طبقه کارگر و زحمتکشان در این بخش از صنایع بنیادین و کلیدی کشور خواهد شد. در اثر ناتوانی رژیم ولایی در ایجاد حداقل شرایط مطلوب برای کار و زیست طبقه کارگر و پاسخ دهی به مطالبات صنفی- معیشتی زحمتکشان، اعتراضها و تجمعها تداوم خواهند داشت. این تداوم مبارزات در پیوند با مبارزه برای آزادیهای سیاسی و اجتماعی به ژرفش جنبش مردمی و رویارویی با رژیم دیکتاتوری ولایت فقیه کمک مؤثر خواهد کرد. بهویژه در شرایطی که حکومت جمهوری اسلامی برای اجرای یک نمایش، نمایش انتخابات ریاستجمهوری، در تدارک است، پیکار کارگران و زحمتکشان صنایع راهبردیای مانند صنعت ملی نفت ایران در افشا و تحریم این انتخابات از اهمیت جدی برخوردار است.
به نقل از ضمیمۀ کارگری «نامۀ مردم»، شمارۀ ۸۶، ۲۸ خرداد ۱۴۰۳