گفتگوی ”نامۀ مردم“ با رفیق دکتر عاقل تغز، عضو رهبری حزب مردم فلسطین، دربارهٔ وضعیت کنونی فلسطین و چشمانداز صلح جهانی
دکتر عاقل تغز عضو هیئت اجرایی شورای جهانی صلح و دبیر کمیتهٔ فلسطینی صلح و همبستگی است. او همچنین مسئول شعبه روابط بین المللی حزب مردم فلسطین است که یکی از حزبهای تشکیل دهندهٔ ائتلاف حکومت خودگردان فلسطین است. او اخیراً سفری به بریتانیا داشت و در چندین شهر سخنرانیهایی کرد که با استقبال گستردهای روبرو شد. آنچه در ادامه میخوانید، حاصل گفتگویی کوتاه با این رفیق فلسطینی دربارهٔ اوضاع و احوال فلسطین و فلسطینیها، و وضعیت صلح جهانی است.
س: در پی حملههای مکرر نیروهای اسرائیلی به فلسطینیهای معترض در هفتههای اخیر، بیشتر از ۱۲۰ فلسطینی کشته و هزاران نفر زخمی شدهاند. امّا بهرغم محکومیت جهانی اسرائیل و اعلام تحقیق و بررسی سازمان ملل متحد در مورد احتمال وقوع جنایت جنگی توسط نیروهای نظامی و انتظامی اسرائیل، این کشور همچنان به یورشهای خود به فلسطینیها ادامه میدهد. در حدود دو هفته پیش شاهد تیراندازی به یکی دیگر از اعضای خانوادهٔ تمیمی، و نیز به یک امدادگر پزشکی (غیرنظامی) بودیم که منجر به مرگ این خانم شد. به نظر شما چرا اسرائیل چنین شیوهای را ادامه میدهد؟
ج:اسرائیل بهرغم همهٔ محکومیتها و نیز تصمیمهای سازمان ملل متحد در مورد بررسی حقوقی مسئله (که اسرائیل در هر صورت به آن وقعی نمیگذارد و به نمایندگان سازمان ملل حتّی اجازه نمیدهد که وارد اسرائیل و سرزمینهای اشغال شده بشوند) به این رفتار خود ادامه میدهد، چون از حمایت و پشتیبانی کامل سیاسی و اقتصادی کشورهای امپریالیستی، بهویژه آمریکا، در جلوگیری از هرگونه اقدام جامعهٔ بینالمللی علیه اسرائیل برخوردار است. در واقع باید گفت که برعکس، این حامیان اسرائیل به تأمین همه نوع یاری و پشتیبانی، بهویژه کمکهای نظامی خود همچنان ادامه میدهند.
بنابراین اسرائیل طوری رفتار میکند که انگار فراتر از قوانین بینالمللی است و هیچ محدودیت و مقرراتی در مورد او صادق نیست.
س: در درگیریهای اخیر، حماس را مسئول مرگ شهروندان عادی (غیرنظامی) دانستهاند. آیا قصد و هدف آنها، و برنامهٔ آنها برای فلسطین چیست؟ آیا حماس واقعاً مانعی در راه تأمین صلح است؟
ج:به اعتقاد ما، مشکل اصلی و علّت عمدهٔ خشونت و درگیریها در خاورمیانه و در منطقهٔ ما، اشغالگری اسرائیل است. عامل عمده و اصلی در گرفتاریهایی که منطقهٔ ما با آن روبروست، همین زخم مزمن است که درماننشده باقی مانده است.
حماس بخشی از نظام سیاسی فلسطین است که در انتخابات سال ۲۰۰۶/۱۳۸۵ شرکت کرد و بخشی از دولت نیز بود. مثل هر کشور دیگری، در فلسطین نیز حزبهای سیاسی گوناگون با دیدگاهها و برنامههای متفاوتی حضور دارند. در اسرائیل هم همینطور است. در صحنهٔ سیاست اسرائیل نیز حزبهای سیاسی راست افراطی و گرایشها و گروههای شوونیست حضور دارند.
در روند امضای توافقنامهٔ اُسلو (۱۹۹۴) سازمان آزادیبخش فلسطین و اسرائیل بر سر مواردی توافق کردند که اسرائیل خیلی از آنها را نادیده گرفته یا زیر پا گذاشته است.
حماس نیز به سهم خودش برای پایان دادن به اشغال و محاصرهٔ اسرائیل مبارزه میکند. منشور سازمان ملل متحد نیز بر حق انکارناپذیر همهٔ ملّتهای زیر اشغال برای مبارزه با اشغال از هر راه ممکن صحّه گذاشته است.
ما بر این باوریم که راه حل صلحآمیز برای مسئله وجود دارد، و آن، برپایی کشور و دولت مستقل فلسطینی در درون مرزهای پیش از ۴ ژوئن ۱۹۶۷، با اورشلیم شرقی به عنوان پایتخت، و حلوفصل مسئلهٔ پناهندگان و تأمین حق آنها در بازگشت به خانه و کاشانهٔ خود مطابق با قطعنامهٔ ۱۹۴ سازمان ملل متحد است. بر عهدهٔ اسرائیل و متحدان و حامیان آن است که به این توافق و اصول بنیادی آن گردن بگذارند و آنها را رعایت کنند؛ در غیر این صورت، آینده همچنان تیره و تار باقی خواهد ماند.
س: آیا چشمانداز صلح میان حماس و فتح دیده میشود؟ این صلح برای فلسطین چه اهمیتی خواهد داشت؟
ج: اگر نیروهای منطقهیی و بینالمللی که از حماس و فتح پشتیانی میکنند بتوانند بر سر راهحلی برای مناقشهٔ زیانبار میان این دو نیرو به توافق برسند، میتوان به تفرقهٔ موجود میان این دو سازمان پایان داد. به گمان ما، پایان دادن به این جدایی از پیششرطهای لازم برای دستیبابی به هدفهای ماست. همهٔ حزبهای سیاسی و کل جامعه برای تحقق این امر دارند همهٔ تلاششان را میکنند. با وجود این، متأسفانه ما چندان شاهد موفقیتهایی از این دست نبودهایم.
س: پارلمان اسرائیل (کنست) قانونی را پیشنهاد کرده است که بر اساس آن، فیلمبرداری از سربازان اسرائیلی قدغن خواهد بود، و فیلمبرداری از سربازان اسرائیلی مجازارتهای سنگینی خواهد داشت. به گمان شما، چرا چنین طرحی پیشنهاد شده است؟ چنین منعی، چه تأثیری بر حرفهٔ روزنامهنگاری و نظارت بر حقوق بشر خواهد داشت؟
ج:اسرائیل از هر وسیله و امکانی استفاده میکند تا جنایتهایی را که علیه غیرنظامیان در سرزمینهای اشغال شدهٔ غزه و کرانهٔ غربی مرتکب میشود از چشم مردم همهٔ جهان، و بهویژه در ”غرب»، پنهان کند. این رفتار اسرائیل پذیرفتنی نیست. این فیلمها، گزارشها، و ویدیوها خشونت و درندهخویی اسرائیلیها را بهروشنی نشان میدهد و در دیوان بینالمللی کیفری میتوان از آنها به مثابه سند علیه اسرائیل استفاده کرد. به همین علّت، اسرائیل دست به هر کاری میزند تا با بهرهگیری از سازوکارهای قانونی گوناگونی که در اختیار دارد، یا با جلوگیری کردن از کار آن روزنامهنگارانی که آنقدر شهامت دارند که آنچه را رخ میدهد گزارش کنند، و حتّی با کشتن آنها، این رفتار خود را از چشمها پنهان کند. وظیفهٔ فوری و مبرم همهٔ روزنامهنگاران و مقامهای بینالمللی، بهویژه در جهان بهاصطلاح آزاد است که نسبت به این اقدامهای اسرائیل واکنش نشان دهند و به تهیه و انتشار گزارش از وضعیت موجود در سرزمینهای اشغالی ادامه دهند.
س: خاورمیانه بر اثر نبرد بر سر منافع امپریالیستی گوناگون تکه پاره شده است. چرا چنین شد؟ چشمانداز صلح در این منطقه را- که در این برهه بسیار دور از دسترس به نظر میرسد- چگونه میبینید؟
ج: خاورمیانه در مرکز نقشههای همهٔ قدرتهای بزرگ برای این منطقه قرار دارد، و سرزمینی است که همهٔ آنها به هر وسیلهٔ ممکن خواهان تسلط و کنترل بر آناند. این منطقه به دلیل اهمیت جغرافیایی-سیاسیاش، به خاطر واقع شدن در میان سه قاره و امکان کنترل راههای دریایی در صورت تسلط به آن، و نیز به علّت ذخایر غنی نفت و گازش، بهویژه برای نیروهای امپریالیستی منطقهای حیاتی به شمار میآید. نیروهای امپریالیستی هر چه در توان دارند به کار میبندند تا منافع خود را تأمین کنند، بدون اینکه به قربانیان و ویرانیهای حاصل بیندیشند و به آن اهمیتی بدهند.
فقط با پایان دادن به مداخلههای قدرتهای بزرگ و به حال خود گذاشتن ملّتهای منطقه برای حلوفصل اختلافهایشان از راه گفتگو و تصمیمگیری آزادانه و مستقلانه برای آیندهٔ خودشان، برای تعیین نمایندگان و رهبری سیاسی خود، و برای در پیش گرفتن راه توسعهٔ انتخابی خودشان، میتوان به صلح دست یافت. در غیر این صورت، این منطقه همچنان میدان جنگ، ویرانی، پناهندگان، و افراطی گری باقی خواهد ماند.
س: دست ترکیه را باز گذاشتهاند که به کُردهای شمال سوریه حمله کند، از راه زمینی به سرزمینی مستقل به طور غیرقانونی تجاوز نظامی کند، و بهعلاوه، دست به عملیات نظامی در شمال عراق بزند. چرا ترکیه میتواند بدون ترس از مجازات دست به چنین اقدامهایی بزند. از آنجا که ترکیه عضو ناتو و دوّمین ارتش بزرگ این ائتلاف نظامی است، دخالتها و تجاوزهای نظامی ترکیه حاکی از چیست؟
ج: ترکیه دارد از وضعیت کنونی سوریه بهرهبرداری میکند. به علّت جنگ تروریستی علیه سوریه، دولت مرکزی این کشور ناتوان از حفظ کنترل بر همهٔ سرزمینهای مستقل خودش بود. واقعیت این است که قدرتهای بزرگ برای اجرای نقشههایشان در این منطقه به کمک ترکیه نیاز دارند (ضمن اینکه ترکیه نیز به دنبال منافع خودش است) بهویژه در تسلط و به دست گرفتن کنترل بر بخشهایی از سوریه، عقب راندن کُردها، و به عهده گرفتن نقشی عمده در مرحلهٔ نهایی کشمکشها در سوریه و حلوفصل آن به سود خود. این نیاز قدرتهای بزرگ به کمک ترکیه، متحدان آن کشور- آمریکا و ناتو- را مجبور میکند که موضع خصمانه و خشن ترکیه نسبت به کردها را تحمّل کنند و نادیده بگیرند. اولویتهای همهٔ نیروهای درگیر در این منطقه یکسان نیست، و همین امر به ترکیه کمک میکند که نقشههایش را عملی کند.
س: چرا توجه جنگطلبان بار دیگر روی ایران متمرکز شده است؟ میدانید که پس از آنکه توافق هستهیی با ایران (با خروج آمریکا از آن) زیر ضربه قرار گرفت ، شاهد حملههای هوایی نیروهای اسرائیلی به هدفهای ظاهراً ایرانی در سوریه بودیم، و اخیراً نیز نتانیاهو بشار اسد را به حملههای نظامی تهدید کرد.
ج: میدانیم که بعضی از قدرتهای منطقه، و پیش از همه اسرائیل و کشورهای عربی کنارهٔ خلیج فارس، و نیز نیروهای هوادار اسرائیل در آمریکا (به طور عمده جمهوریخواهان) مخالف توافق هستهیی با ایران بودند چون به گمان آنها به ایران امکان میداد که از شرّ تحریمها راحت شود و بحرانهای داخلیاش را مهار کند، ضمن آنکه میتوانست موقعیت بینالمللی خود را بهویژه در منطقهٔ خاورمیانه تقویت کند.
پس از انتخاب شدن دونالد ترامپ در انتخابات آمریکا، همهٔ این نیروهایی که نام بردم از راه لابیگری و مشوّقهای مالی، از موقعیت استفاده کردند تا برای خروج آمریکا از توافق هستهیی با ایران فشار بیاورند. ترامپ با حمایت همان نیروها، همهٔ گزینههای ممکن را حفظ کرده است، از جمله گزینهٔ جنگ با ایران را. اسرائیل برای دامن زدن به این فضای بحرانی و پُرتنش و برای تحریک کردن ایران، به هدفهایی در سوریه حمله کرده و ادعا کرده که این هدفها در اختیار ایرانیها بوده، و به سوریه اخطار داده است که اگر به ایران و حزبالله اجازه دهد که پایگاههایی در نزدیکی مرزهای اسرائیل (با سوریه) داشته باشند، باید منتظر پیامدهای خطرناکی باشد. به این علّت، و به دلیل آنکه وضعیت در سوریه همچنان حلنشده باقی مانده است، این نیروها دارند تلاش میکنند که این وضعیت پُرالتهاب را به مرز انفجار برسانند. آنها امیدوارند و گمان میکنند که با انداختن وضعیت در این سراشیبی، میتوانند با مذاکره با دیگر بازیگر بزرگ منطقه، یعنی روسیه، به توافقی دست یابند که برای آنها مطلوبتر باشد.
س: پس چگونه میتوان به صلح در این منطقه دست یافت؟
ج: میتوان به صلح در منطقهٔ خاورمیانه دست یافت به شرط آنکه جامعهٔ بینالمللی پیش از هر چیز با رسیدگی به مسئلهٔ فلسطینیها، مسئولیت خودش را در امر حلوفصل کردن موضوعهای حادّ منطقه جدّی بگیرد. حلوفصل مسئلهٔ فلسطین فقط از این راه امکانپذیر است که به اشغال سرزمینهای فلسطینی و دیگر سرزمینهای عرب توسط اسرائیل که از سال ۱۹۶۷ اشغال شده است پایان داده شود؛ کشور و دولت مستقل فلسطین در درون مرزهای پیش از ۴ ژوئن ۱۹۶۷ با پایتختی اورشلیم شرقی ایجاد شود؛ و مسئلهٔ پناهندگان مطابق با قطعنامهٔ ۱۹۴ سازمان ملل متحد حل شود. همهٔ این اقدامها باید از راه همایشی بینالمللی، با شرکت سازمان ملل متحد و همهٔ قدرتهای بزرگ، و به منظور اجرای قطعنامههای سازمان ملل متحد در مورد فلسطین صورت گیرد. همزمان با این اقدامها، همهٔ نیروهای خارجی باید از منطقه بیرون بروند و باید به ملّتهای منطقه برای توسعهٔ کشور خود و مبارزه با فقر و بیکاری کمک شود.
نامۀ مردم