آیت الله خامنه ای در سخنرانی اخیر خود بر ضرورت مبارزه با فساد و تبعیض تاکید کرده اند. این تاکید قدیمی نیست. ایشان در دولت خاتمی هم در پیامی به سران سه قوه بر مبارزه با فساد، فقر و تبعیض تاکید داشتند. اما اشکال کار جایی است که رهبری هیچ گاه خود را مخاطب پیامهایشان قرار نمی دهند. محتوای نامه مهدی کروبی به رهبری نفی هر گونه اپوزیسیون خودپنداری ایشان بود.
در حالی که بنا بر اصل ۱۱۰ قانون اساسی، اختیارات رهبری نظام بسیار بالاست اما هیچ سازوکاری برای پاسخگو کردن شخص اول مملکت اتخاذ نشده است. رهبری نه با خبرنگار مستقلی مصاحبه می کند ونه امنیت نقد عملکرد او تضمین شده است. او از رئیس قوه قضاییه می خواهد با فساد مباررزه کند که عملکرد آن قوه خود یکی از علل فساد در کشور است. رئیس این قوه نیز توسط شخص آیت لله تعیین شده است. اما آیا سازوکار نقد رئیس قوه قضاییه وجود دارد؟ ریاست قوه قضاییه حتی انتقادهای معدود نمایندگانی که بدون ترس از نظارت استصوابی خواستار پاسخگو شدن این نهاد هستند را بر نمی تابد.
رهبری از مجلسی می خواهد با فساد مبارزه کند که با نظارت استصوابی عقیم شده. کیست که نداند که حامی اصلی دخالت های ظالمانه و غیر قانونی جنتی در روند انتخابات رهبری نظام است؟ سالهاست دلسوزان کشور نسبت به تنزل کیفیت نهادهای انتخاباتی به خاطر نظارت استصوابی هشدار داده اند اما نه تنها به این انتقادات ترتیب اثری داده نشده بلکه محدوده دخالت های این نهاد افزایش یافته و تنها به محروم کردن مینو خالقی از حضور در مجلس نمایندگان محدود نشده بلکه دامن سپنتا نیکنام عضو زرتشتی شورای شهر یزد را هم گرفته است. رهبری نظام اگر واقعا خواستار مبارزه با فساد است باید در مورد عملکرد قوه قضاییه پاسخ دهد چرا که صرفا آملی لاریجانی در این مورد پاسخگو نیست بلکه خود رهبر هم به عنوان کسی که وی را در این مقام حساس نصب کرده باید در برابر ازدیاد پرونده های قضایی و ناکارآمدی این نهاد و دخالت های بی موردش در امر سیاست پاسخ دهد.

وقتی که نمایندگان از تحقیق و تفحص فساد در شهرداری تهران سرباز زدند مسئول این فاجعه فقط آنها نیستند بلکه نظارت استصوابی است که پارلمان کشور را از نیروهای منتقد تهی کرده و نمایندگانی را به عنوان منتخب ملت جا زده که تنها دغدغه شان تایید صلاحیت برای دور بعدی انتخابات است. مسئول ناکارآمدی نهاد پارلمان جز رهبری کیست؟
سالهای طولانی است که مقامات مختلف از جمله مهدی کروبی رئیس وقت پارلمان و محمود احمدی نژاد رئیس دولت دهم که اتفاقا عملکرد فاجعه بارش مورد حمایت تام رهبری بوده از قاچاق کالا از اسکله های غیر قانونی گفته اند. طبیعی است برای همه عیان است که این اسکله های غیر قانونی در اختیار نهاد نظامی است که تحت حمایت شخص رهبری بوده است. رهبری چگونه می خواهد با این اژدهای هفت سر مبارزه کند بدون اینکه دستور بازگشت نظامیان به پادگانها را صادر کند؟ و سپاهیان را از دخالت بیجا در اقتصاد و سیاست کشور بازدارد.
رهبری اگر واقعا خواهان مبارزه با فساد است چرا اجازه تحقیق و تفحص از نهادهای اقتصادی تحت امرش را صادر نمی کند؟ چه ضرورتی دارد این تحقیقق و تفحص با اذن او صورت بگیرد؟
رهبری نظام یکبار پرسیده که نهاد خبرگان که کارکردش ثناگویی شخص اول مملکت شده و عمده کارش بیان کاستی های دولت بوده چر ا به این روز افتاده؟ دلیل مشخص است چون خبرگان باید از مسیری تایید صلاحیت شوند که رهبری تعیین کرده. شورای نگهبانی که نیمی از اعضایش مستقیم از سوی رهبر نظام تعیین می شوند باید خبرگانی را تایید صلاحیت کند که قرار است منتقد رهبری باشند . آیا ریشه فساد در منحط کردن این نهاد نظارتی و تبدیل کردن آن به شعبه ای از بیت رهبری نیست؟
مبارزه با اژدهای هفت سر نیازمند رسانه های مستقل است. رهبری نظام به کارنامه خود در قلع و قمع مطبوعات منتقد نگاهی کند. در این فضا چگونه انتظار می رود که رسانه های مستقل و منتقد افشاگر کانون های فساد باشند؟
مبارزه با اژدهای هفت سر نیازمند جامعه مدنی پویایی است که قرار است خیره سری قدرت را مهار کند. رهبری به کارنامه اش نگاه کند تا چه حد این جامعه مدنی نوپا را تحت فشار قرار داده است. از احزاب و رسانه ها تا نهادهای مدنی فعال در مبارزه با بحران های اجتماعی تحت فشار هستند. حتی ارگان های وابسته به رهبری مانند کیهان و روزنامه جوان ارگان مطبوعاتی سپاه نهادهای مدنی فعال و موفق در مبارزه با بحران های اجتماعی را تحت فشار قرار می دهند.
رهبری باید بپذیرد که قرار نیست تا ابد نقش اپوزیسیون را بازی کند. کلید مبارزه با این اژدهای هفت سر در دست خود اوست. در دست اختیارات بی حد و حصرش هست که نظارت پذیری قدرت را با بحران مواجه کرده است.
سحام